EPISODE · Jun 7, 2025 · 4 MIN
کیمیا فهیمی | خلسهی خیال
from دانشگاه من
پادکست دانشگاه من | دانشگاه امام جواد (ع)اپیزود ششم | خلسه خیالمتن و صدا: کیمیا فهیمی | دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه امام جواد (ع)https://instagram.com/Kimia.fahimihttps://telegram.me/Kimiafahimi1994خلسه خیالعجیب استتو همه جا هستیدرون منبیرون منروی صندلی کناریدر اتاق خوابمان که شاید هرگز دراز کشیدن ما را کنار هم نبیند؛ چراکه خودش اصلا وجود خارجی ندارد در صدف وسط گوشواره هایمدر قرنیه چشمان قهوه ای امدر عقربه های دوندهی ساعتمامروز در کلاس درس بودیاز تو خودکار سبزت را قرض گرفتمبا آن چیزی نمیخواستم بنویسماما دیگر زبانم چرخیده بود و برای ایجاد یک راه ارتباطی با تو و امیدی ضعیف، خودکارت را برای لحظاتی قرض گرفته بودمباید چیزی مینوشتم. به ناچار در گوشه ای از دفتر با رعایت یک زبان بدن خاص که انگار این خودکار سبز برای نوشتن مهم ترین فرمول های ناسا از ذهن دانشمندی که هرآن ممکن است این نکته علمی ناب را فراموش کند و اگر با خودکار رنگ دیگری جز سبز، نوشته شود، ناپدید میگردد و جامعه انسانی از این موهبت محروم میگردند، نوشتم: «غلط است هرکه گوید که به دل ره است دل رادل من ز غصه خون شد، دل تو خبر ندارد»از بیتی که با خودکار سبز مخملی تو نوشته بودم رضایت نداشتمباید شعرهای دیگری با آن مینوشتماما زمان را از دست داده بودمدیگر نمیتوانستم از تو بخواهم که خودکارت را دوباره به من بدهیحتما متوجه احساس من به خودت میشدی و من این را نمیخواستمامروز جاهای دیگری هم بودییکبار در دستانمهمانجا که سردی دستانم پرید و لاله ی نازک بین انگشتانم گر گرفتحتما که دستانم را گرفته بودیدیگربار در صف خشکشویی دیدمت. با پیراهن سفیدی در دستپیراهنت سفید و صاف بود. چه نیازی به خشکشویی داشت پس؟ نکند به دنبال من آمده بودی؟! پاسخش را نه من میدانستم نه تو دادیدیگر کجا دیدمت؟! در کیفمچطور خود را آنجا جا داده ای؟ صبح که بازش کردم تا از لای کاغذهای مچاله شده، رسید بانکیای را که به دلیل اشتباه فروشنده مبلغ اشتباهی از حسابم کسر شده بود پیدا و پیگیری کنم. همین که دیدمت چشمانم را بستم تا پشت پلک هایم پنهانت کنم. باز که کردم رفته بودی. تو امروز صبح زود جلوی حیاط خانه مان بودی.بعد از آن در ایستگاه اتوبوس. ظهر در سالن سلف سرویس خواهران. عصر در قند کنار چایی که مادر آورد. و حالا روی کاغذی لای نوشته هایم.چطور همه جا حضور داری؟! کاش دست از سر قلب من برمیداشتی حضور نامرئی همه جا ظاهردیگران دارند دیوانه میپندارنم…اینجا تحصیل به زندگی نزدیک تر است.www.iju.irinstagram: imamjavaduni09135247261 روابط عمومی دانشگاه امام جواد (ع) Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
Embed this episode
Ready to play
کیمیا فهیمی | خلسهی خیال
No transcript for this episode yet
Similar Episodes
No similar episodes found.