EPISODE · Jun 8, 2024 · 4 MIN
لایق شیرعلی | نوشباد | Лоиқ Шералӣ
from شعر | با صدای شاعر
▨ نام شعر: نوشباد▨ شاعر: لایق شیرعلی▨ با صدای: لایق شیرعلی▨ پالایش و تنظیم: شهروزـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــبه دستم جامِ خیامیلبالب جام گلفامیدر او اشک نیاکان استهم یاد بزرگان استدر او شهد زمین و شعلهی خورشید تابان استدر او هم اخترِ افتاده از گردوندر او هم اخترِ خاموشِ یاران استدر او هم گریههای خندهآلودهستدر او هم خندههای گریهآلودهستدر او هم گرمی آتشدر او هم تلخی دود استمن از روزی که اشک تلخ و شورم راز جام چشمهای خویش نوشیدممن از روزی که مثل رودها از مادران کوهجدا گردیدم و داغ جدایی را به جانِ خویش سنجیدمو دانستم که خالیگاهِ ما بین زمین و اسمان بر مابرای سرفرازیهاستو دانستم که پهنای زمین در زندگی کوته آدمبرای بینیازیهاستپیاپی باده مینوشمو اینک نوشباد من:برای عمر بگذشته؛ که بال چپ بوَد بر مابرای عمر آینده؛ که بال راست خواهد بودبرای آن که ما هستیم در دنیامیان ساحل دیروز و فردا مثل دریاییخروشانی، ستیزانی، به منزل راهپیماییتو را تا قطرههای آخرین مینوشم، ای بادهتو را تا قطرههای آخرین مینوشم، ای بادهکه با انگیزهی تو مُردهها از گور عصیان کرده، برخیزندز دنیا قرضهای خویش بستانند و بیستیزندسر مستان به گردش آید و باور کند بر گردش گردونو یک دم سر به روی دست بگذارند و اندیشهندکه ناچیزند یا چیزندتو را تا قطرههای آخرین مینوشم ای جامِ مبارک بادکه تا دانند هستم شرقزاد - از کشور خیامتو را تا قطرههای آخرین مینوشم ای جام مبارک بادکه تا دانند هستم وارث و همساغر خیام▨لایق شیرعلی - ۱۹۵۶
What this episode covers
▨ نام شعر: نوشباد▨ شاعر: لایق شیرعلی▨ با صدای: لایق شیرعلی▨ پالایش و تنظیم: شهروزـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــبه دستم جامِ خیامیلبالب جام گلفامیدر او اشک نیاکان استهم یاد بزرگان استدر او شهد زمین و شعلهی خورشید تابان استدر او هم اخترِ افتاده از گردوندر او هم اخترِ خاموشِ یاران استدر او هم گریههای خندهآلودهستدر او هم خندههای گریهآلودهستدر او هم گرمی آتشدر او هم تلخی دود استمن از روزی که اشک تلخ و شورم راز جام چشمهای خویش نوشیدممن از روزی که مثل رودها از مادران کوهجدا گردیدم و داغ جدایی را به جانِ خویش سنجیدمو دانستم که خالیگاهِ ما بین زمین و اسمان بر مابرای سرفرازیهاستو دانستم که پهنای زمین در زندگی کوته آدمبرای بینیازیهاستپیاپی باده مینوشمو اینک نوشباد من:برای عمر بگذشته؛ که بال چپ بوَد بر مابرای عمر آینده؛ که بال راست خواهد بودبرای آن که ما هستیم در دنیامیان ساحل دیروز و فردا مثل دریاییخروشانی، ستیزانی، به منزل راهپیماییتو را تا قطرههای آخرین مینوشم، ای بادهتو را تا قطرههای آخرین مینوشم، ای بادهکه با انگیزهی تو مُردهها از گور عصیان کرده، برخیزندز دنیا قرضهای خویش بستانند و بیستیزندسر مستان به گردش آید و باور کند بر گردش گردونو یک دم سر به روی دست بگذارند و اندیشهندکه ناچیزند یا چیزندتو را تا قطرههای آخرین مینوشم ای جامِ مبارک بادکه تا دانند هستم شرقزاد - از کشور خیامتو را تا قطرههای آخرین مینوشم ای جام مبارک بادکه تا دانند هستم وارث و همساغر خیام▨لایق شیرعلی - ۱۹۵۶
NOW PLAYING
لایق شیرعلی | نوشباد | Лоиқ Шералӣ
No transcript for this episode yet
Similar Episodes
Jun 23, 2026 ·3m
Jun 23, 2026 ·3m
Jun 22, 2026 ·9m