EPISODE · May 28, 2021 · 26 MIN
ماه عالم آرا
from کتابخانه گلها
#گلهای_رنگارنگ برنامه شماره 555 #الهه #گلپایگانی #عماد_خراسانی #آذر_بیگدلی #اختر_مازندرانی #ابوسعید_ابوالخیر #سیدمحمد_میرنقیبی #نظام_وفا_کاشانی #امیر_ناصر_افتتاح #علی_تجویدی #فرهنگ_شریف #فیروزه_امیرمعز دوشم به اهل بزم سر گفتگو نبود من در خمار بودم و می در سبو نبود پرسید در دل تو ندانم چه آرزوست غافل که در دلم بجز او آرزو نبود قاصد بگو ز دوریت آذر سپرد جان ور گوید از منش گله ای بود گو نبود نه بتابد به شام من ماهی نه بخت همراهی در این بیابان ماندم سرگردان فتادم از پا بی سامان نه كسی می رسد به فریادم نه می كند شادم فروغ شمعی گریان و لرزان ز كلبه های دهقانان چو تو دادی بر بادم همه بردند از یادم به شرار غمم تو نشاندی به جهان جنون تو كشاندی چو از دیار آشنایی راهی دگر مرا به بر نخواندی منم اكنون در این صحرا من و این شام جان فرسا من و یك دم دل و صد غوغا به جز صدای قلب من كه می تپد به یاد دلبر به گوش من نمی رسد در این میان صدای دیگر دلا مرو چنین از دست كه روزن امیدی هست نه بتابد به شام من ماهی نه بخت همراهی در این بیابان ماندم سرگردان فتادم از پا بی سامان نه باغ و نه بستان و چمن میخواهم نه سرو و گل و نه یاسمن میخواهم خواهم ز خدای خویش کنجی که در آن من باشم و آن کسی که من میخواهم ای روی تو ماه عالم آرای همه وصل تو شب و روز تمنای همه گر با دگران به ز منی وای به من گر با همه کس همچو منی وای همه ای آرزوی گمشده مهمان کیستی؟ درد منی بگو که درمان کیستی دامان من ز اشک ندامت پر آتش است ای نوگل شکفته به دامان کیستی من همنشین درد و غم و رنج و حسرتم ای آرزوی گمشده مهمان کیستی نگرفته هنوز برگ عیشی افسوس بهار من خزان شد آن نیم نفس که با تو بودم سرمایه عمر جاودان شد
Embed this episode
What this episode covers
#گلهای_رنگارنگبرنامه شماره 555#الهه#گلپایگانی#عماد_خراسانی#آذر_بیگدلی#اختر_مازندرانی#ابوسعید_ابوالخیر#سیدمحمد_میرنقیبی#نظام_وفا_کاشانی#امیر_ناصر_افتتاح#علی_تجویدی#فرهنگ_شریف#فیروزه_امیرمعزدوشم به اهل بزم سر گفتگو نبودمن در خمار بودم و می در سبو نبودپرسید در دل تو ندانم چه آرزوستغافل که در دلم بجز او آرزو نبودقاصد بگو ز دوریت آذر سپرد جانور گوید از منش گله ای بود گو نبودنه بتابد به شام من ماهی نه بخت همراهیدر این بیابان ماندم سرگردان فتادم از پا بی سامان نه كسی می رسد به فریادم نه می كند شادمفروغ شمعی گریان و لرزان ز كلبه های دهقانانچو تو دادی بر بادم همه بردند از یادمبه شرار غمم تو نشاندی به جهان جنون تو كشاندیچو از دیار آشنایی راهی دگر مرا به بر نخواندیمنم اكنون در این صحرا من و این شام جان فرسامن و یك دم دل و صد غوغابه جز صدای قلب من كه می تپد به یاد دلبربه گوش من نمی رسد در این میان صدای دیگر دلا مرو چنین از دست كه روزن امیدی هست نه بتابد به شام من ماهی نه بخت همراهیدر این بیابان ماندم سرگردان فتادم از پا بی ساماننه باغ و نه بستان و چمن میخواهمنه سرو و گل و نه یاسمن میخواهمخواهم ز خدای خویش کنجی که در آنمن باشم و آن کسی که من میخواهمای روی تو ماه عالم آرای همهوصل تو شب و روز تمنای همهگر با دگران به ز منی وای به منگر با همه کس همچو منی وای همهای آرزوی گمشده مهمان کیستی؟درد منی بگو که درمان کیستیدامان من ز اشک ندامت پر آتش استای نوگل شکفته به دامان کیستیمن همنشین درد و غم و رنج و حسرتمای آرزوی گمشده مهمان کیستینگرفته هنوز برگ عیشیافسوس بهار من خزان شدآن نیم نفس که با تو بودمسرمایه عمر جاودان شد
Ready to play
ماه عالم آرا
No transcript for this episode yet
Similar Episodes
No similar episodes found.