EPISODE · Mar 13, 2024 · 7 MIN
مهدی اخوان ثالث |سگها و گرگها
from شعر | با صدای شاعر
▨ نام شعر: دریچهها▨ شاعر: مهدی اخوان ثالث▨ با صدای: شاعر♪ پالایش و تنظیم: شهروز────── ♪ ──────(راوی ـ بخش اول)هوا سرد است و برف آهسته باردز ابری ساکت و خاکستری رنگزمین را بارش ِ مثقال مثقالفرستد پوشش ِ فرسنگ فرسنگسرود ِکلبهی بیروزن ِ شبسرود ِبرف و باران است امشبولی از زوزههای باد پیداستکه شب مهمان ِتوفان است امشبدوان بر پردههای برفها؛ بادروان بر بالهای باد؛ باراندرون کلبهی بیروزن شبشب ِتوفانی ِسرد ِزمستان▨(آواز سگها)زمین سرد است و برفآلوده و تَرهوا تاریک و توفان خشمناک استکشد -مانند گرگان- باد، زوزهولی ما نیکبختان را چه باک است؟کنار ِمطبخ ِ ارباب، آنجابر آن خاک ارههای نرم خفتنچه لذتبخش و مطبوع است، و آنگاهعزیزم گفتم و جانم شنفتنوز آن ته ماندههای سفره خوردنوگر آن هم نباشد استخوانیچه عمر ِ راحتی، دنیای خوبیچه ارباب ِ عزیز و مهربانیولی شلاق! این دیگر بلایی ستبلی، اما تحمل کرد بایددرست است اینکه الحق دردناک استولی ارباب آخر رحمش آیدگذارد چون فروکش کرد خشمشکه سر بر کفش و بر پایش گذاریمشمارد زخمهامان را و ما اینمحبت را غنیمت میشماریم▨(راوی ـ بخش دوم)خروشد باد و بارَد همچنان برفز سقف ِکلبهی بیروزن ِشبشب ِتوفانی ِسرد ِزمستانزمستان ِسیاه ِمرگمرکب▨(آواز گرگها)زمین سرد است و برفآلوده و تَرهوا تاریک و توفان خشمگین استکشد -مانند سگها- باد، زوزهزمین و آسمان با ما به کین استشب و کولاک رعبانگیز و وحشیشب و صحرای وحشتناک و سرمابلای نیستی، سرمای پر سوزحکومت میکند بر دشت و بر مانه ما را گوشهی گرم کُنامیشکاف کوهساری، سر پناهینه حتی جنگلی کوچک، که بتواندر آن آسود بیتشویش، گاهیدو دشمن در کمین ماست دایمدو دشمن میدهد ما را شکنجهبرون؛ سرما، درون؛ این آتش ِجوعکه بر ارکان ِما افکنده پنجهو اینک سومین دشمن که ناگاهبرون جست از کمین و حملهور گشتسلاح ِ آتشین ... بی رحم ... بی رحمنه پای رفتن و نی جای ِ برگشتبنوش ای برف! گلگون شو، برافروزکه این خون، خون ما بیخانمانهاستکه این خون، خون ِگرگان گرسنهستکه این خون، خون فرزندان ِصحراستدرین سرما، گرسنه، زخمخوردهدویم آسیمهسر بر برف، چون بادولیکن عزت آزادگی رانگهبانیم، آزادیم، آزاد▨
What this episode covers
▨ نام شعر: دریچهها▨ شاعر: مهدی اخوان ثالث▨ با صدای: شاعر♪ پالایش و تنظیم: شهروز────── ♪ ──────(راوی ـ بخش اول)هوا سرد است و برف آهسته باردز ابری ساکت و خاکستری رنگزمین را بارش ِ مثقال مثقالفرستد پوشش ِ فرسنگ فرسنگسرود ِکلبهی بیروزن ِ شبسرود ِبرف و باران است امشبولی از زوزههای باد پیداستکه شب مهمان ِتوفان است امشبدوان بر پردههای برفها؛ بادروان بر بالهای باد؛ باراندرون کلبهی بیروزن شبشب ِتوفانی ِسرد ِزمستان▨(آواز سگها)زمین سرد است و برفآلوده و تَرهوا تاریک و توفان خشمناک استکشد -مانند گرگان- باد، زوزهولی ما نیکبختان را چه باک است؟کنار ِمطبخ ِ ارباب، آنجابر آن خاک ارههای نرم خفتنچه لذتبخش و مطبوع است، و آنگاهعزیزم گفتم و جانم شنفتنوز آن ته ماندههای سفره خوردنوگر آن هم نباشد استخوانیچه عمر ِ راحتی، دنیای خوبیچه ارباب ِ عزیز و مهربانیولی شلاق! این دیگر بلایی ستبلی، اما تحمل کرد بایددرست است اینکه الحق دردناک استولی ارباب آخر رحمش آیدگذارد چون فروکش کرد خشمشکه سر بر کفش و بر پایش گذاریمشمارد زخمهامان را و ما اینمحبت را غنیمت میشماریم▨(راوی ـ بخش دوم)خروشد باد و بارَد همچنان برفز سقف ِکلبهی بیروزن ِشبشب ِتوفانی ِسرد ِزمستانزمستان ِسیاه ِمرگمرکب▨(آواز گرگها)زمین سرد است و برفآلوده و تَرهوا تاریک و توفان خشمگین استکشد -مانند سگها- باد، زوزهزمین و آسمان با ما به کین استشب و کولاک رعبانگیز و وحشیشب و صحرای وحشتناک و سرمابلای نیستی، سرمای پر سوزحکومت میکند بر دشت و بر مانه ما را گوشهی گرم کُنامیشکاف کوهساری، سر پناهینه حتی جنگلی کوچک، که بتواندر آن آسود بیتشویش، گاهیدو دشمن در کمین ماست دایمدو دشمن میدهد ما را شکنجهبرون؛ سرما، درون؛ این آتش ِجوعکه بر ارکان ِما افکنده پنجهو اینک سومین دشمن که ناگاهبرون جست از کمین و حملهور گشتسلاح ِ آتشین ... بی رحم ... بی رحمنه پای رفتن و نی جای ِ برگشتبنوش ای برف! گلگون شو، برافروزکه این خون، خون ما بیخانمانهاستکه این خون، خون ِگرگان گرسنهستکه این خون، خون فرزندان ِصحراستدرین سرما، گرسنه، زخمخوردهدویم آسیمهسر بر برف، چون بادولیکن عزت آزادگی رانگهبانیم، آزادیم، آزاد▨
NOW PLAYING
مهدی اخوان ثالث |سگها و گرگها
No transcript for this episode yet
Similar Episodes
Jun 22, 2026 ·8m
Jun 22, 2026 ·6m