EPISODE · Dec 14, 2024 · 4 MIN
محمدعلی سپانلو | تبعید در وطن
from شعر | با صدای شاعر
▨ نام شعر: تبعید در وطن▨ شاعر: محمدعلی سپانلو▨ با صدای: محمدعلی سپانلو▨ پالایش و تنظیم: شهروزــــــــــــــــــــــــتلخرودتلختر رودی که از اعماق ایران راه میجویددر بلندیهای ناپیداصخرهی سنگ و علف را نیز میشوید.از گدارِتنگهها و بازپرسیهاتا گلوگاه سياه شهرهای مامرزها را، در خطی هموار، میپویدرو به ماندابی که از ما بود و شاید نه.سرزمینی یادگار از مردهریگی دورنامدار از خاک بیرحم است و آبِ شور. صبحگاه یخبلورِ نشرِ بیرنگیسرخی تاریکگفتارِ لب سنگی؛حس انگشتان، که زیر سوزنِ سرماهر دم از کف مینهد ابزار کارش را...شرجیِ ساكنبا عرقگیرِ تباهش: روز بیکاریبا عرقچین سیاهش: شام دلتنگی بارش احلام و رویاهای بیانجام،در لحاف یادبود دستهجمعیبستر خوابی که از ما بود وشاید نه.روزهای غربت و تبعید در میهنسالهایی که فقط حقِ شنیدن هستنه حقِ سخن گفتنگوش بر افسانههای دلقک و دژخیمتیکتاک ساعتِ تسلیمانحلال خاطرات مشترک، در بارش نِسیان..گو که نپسندند، اما زیستیم آن سان که گویی مقصدییا آرزویی نیستوین خسوفِ روح ما، تاریکی ماه استزیر مهتابی که از ما بود وشاید نه.غرق در آیینهاش، این رود تلخاندیش آخرین دارایی ما، عكس ما را، میبرد با خویش.با زمان آغشته دستانِ کبود مابارهایبار بیحس گشته از سرمابارها تاول زده از شعلهی گرما؛در گمان خودوضو میسازد از باران پاییزان شستشوی خاطرات مشترک، با نیّتِ نسیان...خیره در آبی که از ما بود وشاید نه.▨ محمدعلی سپانلو(شعر در دههی شصت شمسی نوشته شده است)
What this episode covers
▨ نام شعر: تبعید در وطن▨ شاعر: محمدعلی سپانلو▨ با صدای: محمدعلی سپانلو▨ پالایش و تنظیم: شهروزــــــــــــــــــــــــتلخرودتلختر رودی که از اعماق ایران راه میجویددر بلندیهای ناپیداصخرهی سنگ و علف را نیز میشوید.از گدارِتنگهها و بازپرسیهاتا گلوگاه سياه شهرهای مامرزها را، در خطی هموار، میپویدرو به ماندابی که از ما بود و شاید نه.سرزمینی یادگار از مردهریگی دورنامدار از خاک بیرحم است و آبِ شور. صبحگاه یخبلورِ نشرِ بیرنگیسرخی تاریکگفتارِ لب سنگی؛حس انگشتان، که زیر سوزنِ سرماهر دم از کف مینهد ابزار کارش را...شرجیِ ساكنبا عرقگیرِ تباهش: روز بیکاریبا عرقچین سیاهش: شام دلتنگی بارش احلام و رویاهای بیانجام،در لحاف یادبود دستهجمعیبستر خوابی که از ما بود وشاید نه.روزهای غربت و تبعید در میهنسالهایی که فقط حقِ شنیدن هستنه حقِ سخن گفتنگوش بر افسانههای دلقک و دژخیمتیکتاک ساعتِ تسلیمانحلال خاطرات مشترک، در بارش نِسیان..گو که نپسندند، اما زیستیم آن سان که گویی مقصدییا آرزویی نیستوین خسوفِ روح ما، تاریکی ماه استزیر مهتابی که از ما بود وشاید نه.غرق در آیینهاش، این رود تلخاندیش آخرین دارایی ما، عكس ما را، میبرد با خویش.با زمان آغشته دستانِ کبود مابارهایبار بیحس گشته از سرمابارها تاول زده از شعلهی گرما؛در گمان خودوضو میسازد از باران پاییزان شستشوی خاطرات مشترک، با نیّتِ نسیان...خیره در آبی که از ما بود وشاید نه.▨ محمدعلی سپانلو(شعر در دههی شصت شمسی نوشته شده است)
NOW PLAYING
محمدعلی سپانلو | تبعید در وطن
No transcript for this episode yet
Similar Episodes
Jun 22, 2026 ·3m
Jun 22, 2026 ·8m
Jun 22, 2026 ·6m