محمد مختاری | بی‌خوابی episode artwork

EPISODE · Apr 12, 2024 · 6 MIN

محمد مختاری | بی‌خوابی

from شعر | با صدای شاعر

▨ نام شعر: بی‌خوابی▨ شاعر: محمد مختاری▨ با صدای: محمد مختاری♪ پالایش و تنظیم: شهروز─────♪ ─────این خوانش در تاریخ ۱۸ فروردین ماه ۱۳۷۷ انجام شده؛ یعنی نه ماه پیش از قتل دردناک او─────♪ ─────چه فرق می‌کرد زندانی در چشم‌انداز باشد یا دانشگاهی؟اگر که رویا تنها احتلامی بود بازی‌گوشانهتشنج پوستم را که می‌شنوم، سوزن سوزن که می‌شود کف پاعلامت این است که چیزی خراب می‌شوددمی که یک کلمه هم زیادی‌ستدرخت و سنگ و سار و سنگسار و دارسایه‌ی دستی‌ست که می‌پندارد دنیا را باید از چیزهایی پاک کردچقدر باید در این دو متر جا ماند تا تحلیل ِجسم حد ِزبان را رعایت کند؟چه تازیانه کف پا خورده باشدچه از فشار ِخونی موروث در رنج بوده باشیقرار جایش را می‌سپارد به بی‌قراری که وقت و بی‌وقتسایه به سایهرگ به رگدنبالت کرده است تا این خوابتظاهرات تورم را طی می‌کنم در گذر دلالانسر چهار راه صدای درشت می‌پرسدویدئو مخرب‌تر است یا بمب اتم؟مسیح هم که بیاید انگار صلیبش را باید حراج کندصدای زنگ ِ فلز در دندان‌های طلاو خارش کپک در لاله‌های گوشنصیب نسلی که خیلی دیر رسیده استنه سینما و نه مهمانی در تاریخهجوم کاشفانی با تاخیر ِحضورهزار کس می‌آیند و هزار کس می‌روندو هیچ‌کس هیچ‌کس را به خاطر نمی‌آوردصدا همان که می‌شنوی نیستسگ از سکوت به وجد می‌آید و دزد بر سر بام بلند سماع می‌کند با ماهزبان عزیز‌تر است اکنون یا دهان؟که سنگ راه ِ دهان را هزار بار تمرین کرده استصدا که می‌شکندحرف که چرک می‌کندجمله‌ها که نقطه‌چین می‌شوندپیری یا بچه‌ای که خود را می‌کُشدتازه معنا روشن می‌شودسگی که می‌افتاد در نمکزار واین نمک که خود افتاده استخلاف رای اولوا الالباب نیست که ماه رنگ عوض کرده باشدیا شب مثل آزادی زنگ زَنَدگچ ِسفید جای سرت را نشان می‌دهدکه چند سالی انگار در اینجا می‌نشسته‌ایو رد انکارت افتاده است بر دیواریا شاید نقشی مانده است از تسلیمتگذاره‌ای اصلا نا‌تمامو تازه این بی‌تابی که هیچ چیز آرامَش نمی‌کنددر التهاب درهایی که باز می‌شوند و درهایی که بسته می‌شوندکتاب‌هایی که باز می‌شوند و دست‌هایی که بسته می‌شونددست‌هایی که سنگ‌ها را می‌پرانندو سارهایی که از درخت‌ها می‌پرنددرخت‌هایی که دار می‌شونددهان‌هایی که کج می‌شوندزبان‌هایی که لال‌مانی می‌گیرندصدای گُنگ و چشم‌انداز ِگُنگ و خواب گُنگو همهمهکه می‌انبوهدمی‌ترکدرویا که تکه‌تکه می‌پراکنددانشگاهی که حل می‌شود در زندانی و چشم اندازی که از هم می‌پاشدخوابی که می‌شِکَند در چشم وچشم که میخ می‌شود در نقطه‌ای و نقطهکه می‌ماند مَنگ در گوشه‌ای از کاسه سَر که همچنان غلت می‌خوردغلت می‌خوردغلت می‌خورد▨محمد مختاری - تهران ۱۸ امرداد ماه ۱۳۷۴  از مجموعه شعر وزن دنیا صفحه‌ی ۷۵

▨ نام شعر: بی‌خوابی▨ شاعر: محمد مختاری▨ با صدای: محمد مختاری♪ پالایش و تنظیم: شهروز─────♪ ─────این خوانش در تاریخ ۱۸ فروردین ماه ۱۳۷۷ انجام شده؛ یعنی نه ماه پیش از قتل دردناک او─────♪ ─────چه فرق می‌کرد زندانی در چشم‌انداز باشد یا دانشگاهی؟اگر که رویا تنها احتلامی بود بازی‌گوشانهتشنج پوستم را که می‌شنوم، سوزن سوزن که می‌شود کف پاعلامت این است که چیزی خراب می‌شوددمی که یک کلمه هم زیادی‌ستدرخت و سنگ و سار و سنگسار و دارسایه‌ی دستی‌ست که می‌پندارد دنیا را باید از چیزهایی پاک کردچقدر باید در این دو متر جا ماند تا تحلیل ِجسم حد ِزبان را رعایت کند؟چه تازیانه کف پا خورده باشدچه از فشار ِخونی موروث در رنج بوده باشیقرار جایش را می‌سپارد به بی‌قراری که وقت و بی‌وقتسایه به سایهرگ به رگدنبالت کرده است تا این خوابتظاهرات تورم را طی می‌کنم در گذر دلالانسر چهار راه صدای درشت می‌پرسدویدئو مخرب‌تر است یا بمب اتم؟مسیح هم که بیاید انگار صلیبش را باید حراج کندصدای زنگ ِ فلز در دندان‌های طلاو خارش کپک در لاله‌های گوشنصیب نسلی که خیلی دیر رسیده استنه سینما و نه مهمانی در تاریخهجوم کاشفانی با تاخیر ِحضورهزار کس می‌آیند و هزار کس می‌روندو هیچ‌کس هیچ‌کس را به خاطر نمی‌آوردصدا همان که می‌شنوی نیستسگ از سکوت به وجد می‌آید و دزد بر سر بام بلند سماع می‌کند با ماهزبان عزیز‌تر است اکنون یا دهان؟که سنگ راه ِ دهان را هزار بار تمرین کرده استصدا که می‌شکندحرف که چرک می‌کندجمله‌ها که نقطه‌چین می‌شوندپیری یا بچه‌ای که خود را می‌کُشدتازه معنا روشن می‌شودسگی که می‌افتاد در نمکزار واین نمک که خود افتاده استخلاف رای اولوا الالباب نیست که ماه رنگ عوض کرده باشدیا شب مثل آزادی زنگ زَنَدگچ ِسفید جای سرت را نشان می‌دهدکه چند سالی انگار در اینجا می‌نشسته‌ایو رد انکارت افتاده است بر دیواریا شاید نقشی مانده است از تسلیمتگذاره‌ای اصلا نا‌تمامو تازه این بی‌تابی که هیچ چیز آرامَش نمی‌کنددر التهاب درهایی که باز می‌شوند و درهایی که بسته می‌شوندکتاب‌هایی که باز می‌شوند و دست‌هایی که بسته می‌شونددست‌هایی که سنگ‌ها را می‌پرانندو سارهایی که از درخت‌ها می‌پرنددرخت‌هایی که دار می‌شونددهان‌هایی که کج می‌شوندزبان‌هایی که لال‌مانی می‌گیرندصدای گُنگ و چشم‌انداز ِگُنگ و خواب گُنگو همهمهکه می‌انبوهدمی‌ترکدرویا که تکه‌تکه می‌پراکنددانشگاهی که حل می‌شود در زندانی و چشم اندازی که از هم می‌پاشدخوابی که می‌شِکَند در چشم وچشم که میخ می‌شود در نقطه‌ای و نقطهکه می‌ماند مَنگ در گوشه‌ای از کاسه سَر که همچنان غلت می‌خوردغلت می‌خوردغلت می‌خورد▨محمد مختاری - تهران ۱۸ امرداد ماه ۱۳۷۴  از مجموعه شعر وزن دنیا صفحه‌ی ۷۵

NOW PLAYING

محمد مختاری | بی‌خوابی

0:00 6:22

No transcript for this episode yet

We transcribe on demand. Request one and we'll notify you when it's ready — usually under 10 minutes.

اخبار شامگاهی - صدای آمریکا صدای آمریکا صدای آمریکا یک سازمان خبری بین المللی است که برای کشورهای اروپای شرقی، آسیای مرکزی، آفریقا، آمریکای جنوبی، بالکان، خاورمیانه، روسیه برنامه پخش می کند SBS Persian - اس بی اس فارسی Independent news and stories from SBS Audio, connecting you to life in Australia and Persian-speaking Australians. - ارائه مستقل اخبار و گزارش های گوناگون که شما را با زندگی در استرالیا و جامعه فارسی زبان استرالیا پیوند می دهد. Saate Sefr Podcast | پادکست ساعت صفر Amin Matin ساعت صفر روایتی پر از رمز و راز درباره زمانساعت صفر اولین و پرشنونده‌ترین پادکست داستانی فارسی‌زبان است؛ یک داستان سریالی هیجان‌انگیز، مرموز و شنیدنی که از سال ۱۳۹۸ منتشر شده و تاکنون بیش از ۴ میلیون بار دانلود شده است.این پادکست روایتی کاملاً اورجینال است که توسط تیم ساعت صفر نوشته و ساخته شده. داستان درباره شخصیت‌هایی است که به‌طور اتفاقی یا شاید هم به‌خواست سرنوشت، تجربه سفر در زمان را به دست می‌آورند. آن‌ها در دوره‌های مختلف تاریخی، دنیاهای موازی، پیش از انقلاب، و حتی در سال‌های آینده با ماجراهای پیچیده‌ای روبه‌رو می‌شوند؛ جایی که مرز بین واقعیت و خیال به چالش کشیده می‌شود.ساعت صفر فقط یک داستان نیست؛ بلکه یک تجربه صوتی منحصر‌به‌فرد است که با روایت داستانی پرکشش، اتمسفرسازی قوی، و صداگذاری حرفه‌ای، شما را به سفری در دل اسرارآمیزترین رازهای زمان می‌برد.  کلیه حقوق آن در ایران متعلق به شرکت آیین مکث سیمرغ و در خارج از Ravi | پادکست فارسی راوی arash kaviani ما روایت گر قصه زندگی افرادی هستیم که یک چالشی توی زندگیشون باعث شده قصه زندگیشون شنیدنی تر بشه.قصه های هر اپیزود کاملا جدا از اپیزود های دیگه هستش مگر اینکه اپیزود سریالی باشه.پس با خیال راحت از هر قصه ای خواستید شروع کنید.#قصه زندگی#فارسی#قصه واقعی#زندگی واقعی#زندگی#ایرانی

Frequently Asked Questions

How long is this episode of شعر | با صدای شاعر?

This episode is 6 minutes long.

When was this شعر | با صدای شاعر episode published?

This episode was published on April 12, 2024.

What is this episode about?

▨ نام شعر: بی‌خوابی▨ شاعر: محمد مختاری▨ با صدای: محمد مختاری♪ پالایش و تنظیم: شهروز─────♪ ─────این خوانش در تاریخ ۱۸ فروردین ماه ۱۳۷۷ انجام شده؛ یعنی نه ماه پیش از قتل دردناک او─────♪ ─────چه فرق می‌کرد زندانی در چشم‌انداز باشد یا دانشگاهی؟اگر که...

Can I download this شعر | با صدای شاعر episode?

Yes, you can download this episode by clicking the download button on the episode player, or subscribe to the podcast in your preferred podcast app for automatic downloads.
URL copied to clipboard!