PodParley PodParley

مظاهر مصفا | قصیدهٔ هیچ

An episode of the شعر | با صدای شاعر podcast, hosted by Schahrouz, titled "مظاهر مصفا | قصیدهٔ هیچ" was published on August 24, 2025 and runs 13 minutes.

August 24, 2025 ·13m · شعر | با صدای شاعر

0:00 / 0:00

▨ نام شعر: هیچ▨ شاعر: مظاهر مصفا▨ با صدای: مهدی نوریان▨ پالایش و تنظیم: شهروزــــــــــــــــمردی ز شهرِ هرگزم از روزگارِ هیچجان از نتاجِ هرگز و تن از تبارِ هیچاز شهر بی کرانهٔ هرگز رسیده‌امتا رخت خویش باز کنم در دیار هیچاز کوره راه هرگز و هیچم مسافریدر دست خون هرگز و در پای خار هیچدر دل امید سرد و به سر آرزوی خامدر دیده اشک شاید و بر دوش بار هیچدر کام حرف بوک و به لب قصّهٔ مگربر جبهه نقش کاش و به چهره‌نگار هیچدنبال آب زندگی از چشمه سار مرگجویای نخل مردمی از جویبار هیچدست از کنار شسته نشسته میان موجپا بر سر جهان زده سر در کنار هیچاصلی گسسته مانده تهی از امید وصلفرعی شکسته گشته پر از برگ و بار هیچخون ریخته ز دیده شب و روز و ماه و سالدر پای شغل هرگز و در راه کار هیچدیوانهٔ خردور و فرزانهٔ جهولعقل آفرین دشت جنون هوشیار هیچبا عزّ اقتدار و به پا بند ذلّ و ضعفبا حکم اختیار و به دست اختیار هیچهم خود کتاب عبرت و هم اعتبارجویاز دفتر زمانهٔ بی‌اعتبار هیچچندی عبث نهاده قدم در ره خیالیکچند خیره کوفته سر بر جدار هیچعمری فشانده اشک هنر زیر پای خلقیعنی که کرده گوهر خود را نثار هیچقاف آرزوی باطلم از دشت پرغرابسیمرغ جوی غافلم از کوهسار هیچناآمده نتاجی ام از پشت هول و وهمنابافته نسیجی ام از پود و تار هیچگم کرده راه پیکی ام از شهر بی نشانپیغام پر زپوچ رسانم به یار هیچخاموش قصه گویم و گویای اخرسمبی پای بادپویم در رهگذار هیچگویایی سکوتم و بیتابی درنگتمکین بیقراری ام و بیقرار هیچصرّاف سرنوشتم و سنجم بهای خاکنقّاد بادسنجم و گیرم عیار هیچبیع و شرای خونم و بیّاع داغ و دردبازارگان مرگم و گوهرشمار هیچجنس همه زیانم و سودای هیچ سودسوداگر خیالم و سرمایه‌دار هیچسیم سپید سوخته‌ام در شرار پوچزرّ امید باخته‌ام در قمار هیچگنجینهٔ دریغم و ویرانهٔ فسوساندوهگین بیهده افسوس خوار هیچآیای بی جوابم امّای بی‌دلیلگفتار پوچ گونه و پنداروار هیچناپایدار کوهم و برجای مانده سیلگردون نورد گردم و گردون سپار هیچگردنده روزگارم و چرخنده آسمانلیل و نهار سازم و لیل ونهار هیچپرگار سرنگونم و عمری به پای سربر گرد خویش دور زده در مدار هیچعزلت نشین خانهٔ بی آسمانه اممحنت گزین بی در و پیکر حصار هیچسرمست هوشیاری و هشیار مستی امبر لب شراب هرگز و در سر خمار هیچاندیشهٔ محالم و سودای باطلممعنی تراز صورت و صورت نگار هیچدر وادی فریبم و لب تشنهٔ سرابدر خانهٔ دروغم و چشم انتظار هیچآزادهٔ اسیرم و گریان خنده‌رویگریان ز چشم خنده بر این روزگار هیچبدنامی حیاتم و بر صفحهٔ زمانبا خون خود نگاشته‌ام یادگار هیچصلح آزمای جنگم و پیکارجوی صلح بی هم نبرد هرگز و چابک‌سوار هیچتیر هلاک یافته‌ام از شغاد کیدخطّ امان گرفته از اسفندیار هیچبر دوش خویش کشتهٔ خود را کشیده‌امتا ظلم گاه معدلت از کارزار هیچمحکوم بی گناهم و معصوم بی‌پناهمظلوم بی تظلّم و مصلوب دار هیچدردم ازین که تافته‌ام از امید سردداغم ازین که سوخته‌ام در شرار هیچکس خواستار هرگز، هرگز شنیده‌اید؟یا هیچ دیده‌اید کسی دوستار هیچآن هیچ‌کس که هرگز نشنیده‌ای منمهم دوستار هرگز و هم خواستار هیچ▨ مظاهر مصفا─────♬ ─────شعر با صدای شاعر | @schahrouzk

▨ نام شعر: هیچ

▨ شاعر: مظاهر مصفا

▨ با صدای: مهدی نوریان

▨ پالایش و تنظیم: شهروز

ــــــــــــــــ

مردی ز شهرِ هرگزم از روزگارِ هیچ

جان از نتاجِ هرگز و تن از تبارِ هیچ


از شهر بی کرانهٔ هرگز رسیده‌ام

تا رخت خویش باز کنم در دیار هیچ


از کوره راه هرگز و هیچم مسافری

در دست خون هرگز و در پای خار هیچ


در دل امید سرد و به سر آرزوی خام

در دیده اشک شاید و بر دوش بار هیچ


در کام حرف بوک و به لب قصّهٔ مگر

بر جبهه نقش کاش و به چهره‌نگار هیچ


دنبال آب زندگی از چشمه سار مرگ

جویای نخل مردمی از جویبار هیچ


دست از کنار شسته نشسته میان موج

پا بر سر جهان زده سر در کنار هیچ


اصلی گسسته مانده تهی از امید وصل

فرعی شکسته گشته پر از برگ و بار هیچ


خون ریخته ز دیده شب و روز و ماه و سال

در پای شغل هرگز و در راه کار هیچ


دیوانهٔ خردور و فرزانهٔ جهول

عقل آفرین دشت جنون هوشیار هیچ


با عزّ اقتدار و به پا بند ذلّ و ضعف

با حکم اختیار و به دست اختیار هیچ


هم خود کتاب عبرت و هم اعتبارجوی

از دفتر زمانهٔ بی‌اعتبار هیچ


چندی عبث نهاده قدم در ره خیال

یکچند خیره کوفته سر بر جدار هیچ


عمری فشانده اشک هنر زیر پای خلق

یعنی که کرده گوهر خود را نثار هیچ


قاف آرزوی باطلم از دشت پرغراب

سیمرغ جوی غافلم از کوهسار هیچ


ناآمده نتاجی ام از پشت هول و وهم

نابافته نسیجی ام از پود و تار هیچ


گم کرده راه پیکی ام از شهر بی نشان

پیغام پر زپوچ رسانم به یار هیچ


خاموش قصه گویم و گویای اخرسم

بی پای بادپویم در رهگذار هیچ


گویایی سکوتم و بیتابی درنگ

تمکین بیقراری ام و بیقرار هیچ


صرّاف سرنوشتم و سنجم بهای خاک

نقّاد بادسنجم و گیرم عیار هیچ


بیع و شرای خونم و بیّاع داغ و درد

بازارگان مرگم و گوهرشمار هیچ


جنس همه زیانم و سودای هیچ سود

سوداگر خیالم و سرمایه‌دار هیچ


سیم سپید سوخته‌ام در شرار پوچ

زرّ امید باخته‌ام در قمار هیچ


گنجینهٔ دریغم و ویرانهٔ فسوس

اندوهگین بیهده افسوس خوار هیچ


آیای بی جوابم امّای بی‌دلیل

گفتار پوچ گونه و پنداروار هیچ


ناپایدار کوهم و برجای مانده سیل

گردون نورد گردم و گردون سپار هیچ


گردنده روزگارم و چرخنده آسمان

لیل و نهار سازم و لیل ونهار هیچ


پرگار سرنگونم و عمری به پای سر

بر گرد خویش دور زده در مدار هیچ


عزلت نشین خانهٔ بی آسمانه ام

محنت گزین بی در و پیکر حصار هیچ


سرمست هوشیاری و هشیار مستی ام

بر لب شراب هرگز و در سر خمار هیچ


اندیشهٔ محالم و سودای باطلم

معنی تراز صورت و صورت نگار هیچ


در وادی فریبم و لب تشنهٔ سراب

در خانهٔ دروغم و چشم انتظار هیچ


آزادهٔ اسیرم و گریان خنده‌روی

گریان ز چشم خنده بر این روزگار هیچ


بدنامی حیاتم و بر صفحهٔ زمان

با خون خود نگاشته‌ام یادگار هیچ


صلح آزمای جنگم و پیکارجوی صلح 

بی هم نبرد هرگز و چابک‌سوار هیچ


تیر هلاک یافته‌ام از شغاد کید

خطّ امان گرفته از اسفندیار هیچ


بر دوش خویش کشتهٔ خود را کشیده‌ام

تا ظلم گاه معدلت از کارزار هیچ


محکوم بی گناهم و معصوم بی‌پناه

مظلوم بی تظلّم و مصلوب دار هیچ


دردم ازین که تافته‌ام از امید سرد

داغم ازین که سوخته‌ام در شرار هیچ


کس خواستار هرگز، هرگز شنیده‌اید؟

یا هیچ دیده‌اید کسی دوستار هیچ


آن هیچ‌کس که هرگز نشنیده‌ای منم

هم دوستار هرگز و هم خواستار هیچ

▨ 

مظاهر مصفا

─────♬ ─────

شعر با صدای شاعر | @schahrouzk

طعم مهر طعم مهر طعم مهر، طعم گوارای همنشینی هاست.لذت گرمی سلام قلب ها در سردی روزگار غریب امروز.گاهی گریزی به لطافت و معرفت جامانده در گذشته و گاهی یادآوری طعم شیرین دوست داشتن های کمرنگ شده.با شعر، قصه و دلنوشته ها در ضیافت موسیقی و ترانه و آرامش، طعم مهر را بچشید.با سپاس پادکست ایهام مصطفی علیزاده قصد داریم در ضمن گفت و گو با شاعران واهالی ادبیات فارسی پنجره ای به سمت شعر فارسی بازکنیم. کانال تلگرام ما@ihampodcast1402پادکست ایهام با مصطفی علیزاده Molanakhani [New Session] Molanakhani A Podcast for Molana Lovers [New Session].پادکستی برای نکته‌گشایی گزیده‌ای از بیت‌ها و داستان‌های مثنوی و بیان پیوند آن‌ها با زندگی و دیگر آثار مولانا مثنوی را چابک و دلخواه کن؛ماجَرا را موجز و کوتاه کنمولاناخوانی آمده‌ تا دعوتمان کند به نشستن بر خوانِ شعر و فکر مولانا-------* دوره‌ی نخست: سپتامبر۲۰۱۸-مارس ۲۰۲۰* دوره و شیوه‌ی جدید: از فوریه‌ی ۲۰۲۱تفاوت این دوره را در اینجا بشنوید:https://t.me/molanakhani/156 شناسه‌ی ثابت ما درسرتاسر وب : Molanakhani**نشانی تلگرام ادمین برای پرسش‌ها و پیشنهادهای شما : https://t.me/Samaak_Inc** NedayeMohabat's Podcast NedayeMohabat رادیو ندای محبت شامل برنامه های گوناگون مسیحی از جمله تعلیم کتاب مقدس، شعر، قرائت کلام، سرود می باشد که تماما در جهت کمک به هوطنان ایرانی در راستای آشنایی ایشان با کتاب مقدس و منجی عزیزمان عیسی مسیح و رشد روحانی می باشد. برنامه هفتگی رادیوندای محیت هر هفته روزهای سه شنبه به مدت یک ساعت پخش میگردد. رادیو ندای محبت به هيچ فرقه خاص يا گروه سياسی وابسته نيست بلکه فقط يک هدف دارد و آن رسانيدن مژده انجيل به هموطنان و در نتيجه بنای کليسای عيسی مسيح است. ما مسيحيانی هستيم که قبل از ايمان به مسيح و گرويدن به مسيحيت به گناهکار بودن و در نتيجه محکوم بودن خودمان و درستی عدل خداوند پی برده و هيچ اميدی برای رهايی از مرگ ابدی نداشتيم. ما گناهکارانی هستيم که به فيض خدا بخاطر آنچه که مسيح برای ما و به جای ما انجام داد بخشيده شده و صاحب حيات جاودانی شده ايم و می خواهيم همه هموطنان را از اين فيض خدا آگاه سازيم.
URL copied to clipboard!