Nasime Sobh - Shajarian, Derakhshani & Andalibi episode artwork

EPISODE · Apr 12, 2023 · 1H 9M

Nasime Sobh - Shajarian, Derakhshani & Andalibi

from خصوصی - Khosousi

نسیم صبح دو اجرای خصوصی به تاریخ‌های ۲ و ۱۸ فروردین سال ۱۳۶۷ در مانتزآواز: محمدرضا شجریانتار: مجید درخشانینی: جمشید عندلیبیبیات اصفهان، دشتی و ابوعطا خبرت خرابتر کرد جراحت جداییچو خیال آب روشن که به تشنگان نماییتو چه ارمغانی آری که به دوستان فرستیچه از این به ارمغانی که تو خویشتن بیاییبشدی و دل ببردی و به دست غم سپردیشب و روز در خیالی و ندانمت کجاییدل خویش را بگفتم چو تو دوست می‌گرفتمنه عجب که خوبرویان بکنند بی‌وفاییسخنی که با تو دارم به نسیم صبح گفتمدگری نمی‌شناسم تو ببر که آشناییمن از آن گذشتم ای یار که بشنوم نصیحتبرو ای فقیه و با ما مفروش پارساییچه کنند اگر تحمل نکنند زیردستانتو هر آن ستم که خواهی بکنی که پادشاییدر چشم بامدادان به بهشت برگشودننه چنان لطیف باشد که به دوست برگشاییتو که گفته‌ای تأمل نکنم جمال خوبانبکنی اگر چو سعدی نظری بیازمایی********تو از هر در که بازآیی بدین خوبی و رعناییدری باشد که از رحمت به روی خلق بگشاییملامتگوی بی‌حاصل ترنج از دست نشناسددر آن معرض که چون یوسف جمال از پرده بنماییتو صاحب منصبی جانا ز مسکینان نیندیشیتو خواب آلوده‌ای بر چشم بیداران نبخشایی********یارم به یک لا پیرهن خوابیده زیر نسترنترسم که بوی نسترن مست است و هشیارش کندای آفتاب آهسته نه پا در حریم یار منترسم صدای پای تو خواب است و بیدارش کند اجرای ۱۸ فروردین:آن یار کزو خانه ی ما جای پری بودسر تا قدمش چون پری از عیب بری بوددل گفت فروکش کنم این شهر به بویشبیچاره ندانست که یارش سفری بودتنها نه ز راز دل من پرده برافتادتا بود فلک شیوه ی او پرده دری بودمنظور خردمند من آن ماه که او رابا حسن ادب شیوه صاحب نظری بوداز چنگ منش اختر بدمهر به در بردآری چه کنم دولت دور قمری بودعذری بنه ای دل که تو درویشی و او رادر مملکت حسن سر تاجوری بوداوقات خوش آن بود که با دوست به سر شدباقی همه بی حاصلی و بی خبری بودخوش بود لب آب و گل و سبزه و نسرینافسوس که آن گنج روان رهگذری بودخود را بکش ای بلبل از این رشک که گل رابا باد صبا وقت سحر جلوه گری بود*******یاد باد آن که سر کوی توام منزل بوددیده را روشنی از خاک درت حاصل بوددر دلم بود که بی دوست نباشم هرگزچه توان کرد که که سعی من و دل باطل بوددوش بر یاد حریفان به خربات شدمخم می دیدم خون در دل و پا در گل بودبس بگشتم که بپرسم سبب درد فراقمفتی عقل در این مساله لا یعقل بودراستی خاتم فیروزه بواسحاقیخوش درخشید ولی دولت مستعجل بوددیدی آن قهقهه کبک خرامان حافظکه ز سرپنجه شاهین قضا غافل بود

Episode metadata supplied by the publisher feed · Published Apr 12, 2023

Embed this episode

نسیم صبح دو اجرای خصوصی به تاریخ‌های ۲ و ۱۸ فروردین سال ۱۳۶۷ در مانتزآواز: محمدرضا شجریانتار: مجید درخشانینی: جمشید عندلیبیبیات اصفهان، دشتی و ابوعطا خبرت خرابتر کرد جراحت جداییچو خیال آب روشن که به تشنگان نماییتو چه ارمغانی آری که به دوستان فرستیچه از این به ارمغانی که تو خویشتن بیاییبشدی و دل ببردی و به دست غم سپردیشب و روز در خیالی و ندانمت کجاییدل خویش را بگفتم چو تو دوست می‌گرفتمنه عجب که خوبرویان بکنند بی‌وفاییسخنی که با تو دارم به نسیم صبح گفتمدگری نمی‌شناسم تو ببر که آشناییمن از آن گذشتم ای یار که بشنوم نصیحتبرو ای فقیه و با ما مفروش پارساییچه کنند اگر تحمل نکنند زیردستانتو هر آن ستم که خواهی بکنی که پادشاییدر چشم بامدادان به بهشت برگشودننه چنان لطیف باشد که به دوست برگشاییتو که گفته‌ای تأمل نکنم جمال خوبانبکنی اگر چو سعدی نظری بیازمایی********تو از هر در که بازآیی بدین خوبی و رعناییدری باشد که از رحمت به روی خلق بگشاییملامتگوی بی‌حاصل ترنج از دست نشناسددر آن معرض که چون یوسف جمال از پرده بنماییتو صاحب منصبی جانا ز مسکینان نیندیشیتو خواب آلوده‌ای بر چشم بیداران نبخشایی********یارم به یک لا پیرهن خوابیده زیر نسترنترسم که بوی نسترن مست است و هشیارش کندای آفتاب آهسته نه پا در حریم یار منترسم صدای پای تو خواب است و بیدارش کند اجرای ۱۸ فروردین:آن یار کزو خانه ی ما جای پری بودسر تا قدمش چون پری از عیب بری بوددل گفت فروکش کنم این شهر به بویشبیچاره ندانست که یارش سفری بودتنها نه ز راز دل من پرده برافتادتا بود فلک شیوه ی او پرده دری بودمنظور خردمند من آن ماه که او رابا حسن ادب شیوه صاحب نظری بوداز چنگ منش اختر بدمهر به در بردآری چه کنم دولت دور قمری بودعذری بنه ای دل که تو درویشی و او رادر مملکت حسن سر تاجوری بوداوقات خوش آن بود که با دوست به سر شدباقی همه بی حاصلی و بی خبری بودخوش بود لب آب و گل و سبزه و نسرینافسوس که آن گنج روان رهگذری بودخود را بکش ای بلبل از این رشک که گل رابا باد صبا وقت سحر جلوه گری بود*******یاد باد آن که سر کوی توام منزل بوددیده را روشنی از خاک درت حاصل بوددر دلم بود که بی دوست نباشم هرگزچه توان کرد که که سعی من و دل باطل بوددوش بر یاد حریفان به خربات شدمخم می دیدم خون در دل و پا در گل بودبس بگشتم که بپرسم سبب درد فراقمفتی عقل در این مساله لا یعقل بودراستی خاتم فیروزه بواسحاقیخوش درخشید ولی دولت مستعجل بوددیدی آن قهقهه کبک خرامان حافظکه ز سرپنجه شاهین قضا غافل بود

Distinct summary based on available episode metadata or transcript content.

NOW PLAYING

Nasime Sobh - Shajarian, Derakhshani & Andalibi

0:00 1:09:56

No transcript for this episode yet

We transcribe on demand. Request one and we'll notify you when it's ready — usually under 10 minutes.

No similar episodes found.

No similar podcasts found.

Frequently Asked Questions

How long is this episode of خصوصی - Khosousi?

This episode is 1 hour and 9 minutes long.

When was this خصوصی - Khosousi episode published?

This episode was published on April 12, 2023.

Can I download this خصوصی - Khosousi episode?

Yes. Use the download control on the episode player to save the publisher-provided media file.
URL copied to clipboard!