EPISODE · Aug 12, 2022 · 1H 19M
نشست ۶۴ -کیخسرو۳۲ دوازده رخ۹
from Shahpod. شاه پاد
پر از کینه سالار توران سپاهخروشان بیامد به آوردگاهچو گودرز کشوادگان را بدیدسخن گفت بسیار و پاسخ شنیدبدو گفت کای پر خرد پهلوانبه رنج اندرون چند پیچی روانروان سیاووش را زان چه سودکه از شهر توران برآری تو دودبدان گیتی او جای نیکان گزیدنگیری تو آرام کو آرمیددو لشکر چنین پاک با یکدگرفگنده چو پیلان ز تن دور سرسپاه دو کشور همه شد تباهگه آمد که برداری این کینهگاهجهان سر به سر پاک بیمرد گشتبر این کینه پیکار ما سرد گشتور ایدونک هستی چنین کینهداراز آن کوهپایه سپاه اندرآرتو از لشکر خویش بیرون خراممگر خود برآیدت ز این کینه کامبه تنها من و تو بر این دشت کینبگردیم و کینآوران همچنینز ما هرک او هست پیروزبخترسد خود به کام و نشیند به تختاگر من به دست تو گردم تباهنجویند کینه ز توران سپاهبه پیش تو آیند و فرمان کنندبه پیمان روان را گروگان کنندوگر تو شوی کشته بر دست منکسی را نیازارم از انجمنمرا با سپاه تو پیکار نیستبر ایشان ز من نیز تیمار نیستچو گودرز گفتار پیران شنیداز اختر همی بخت وارونه دیدنخست آفرین کرد بر کردگاردگر یاد کرد از شه نامداربه پیران چنین گفت کای نامورشنیدیم گفتار تو سر به سرز خون سیاوش به افراسیابچه سودست از داد سر برمتابکه چون گوسفندش ببرید سرپر از خون دل از درد خسته جگراز آن پس برآورد ز ایران خروشز بس کشتن و غارت و جنگ و جوشسیاوش به سوگند تو سر بدادتو دادی به خیره مر او را به باداز آن پس که نزد تو فرزند منبیامد کشیدی سر از پند منشتابیدی و جنگ را ساختیبه کردار آتش همی تاختیمرا حاجت از کردگار جهانبر این گونه بود آشکار و نهانکه روزی تو پیش من آیی بجنگکنون آمدی نیست جای درنگبه پیران سر اکنون به آوردگاهبگردیم یک با دگر بیسپاه
What this episode covers
پر از کینه سالار توران سپاهخروشان بیامد به آوردگاهچو گودرز کشوادگان را بدیدسخن گفت بسیار و پاسخ شنیدبدو گفت کای پر خرد پهلوانبه رنج اندرون چند پیچی روانروان سیاووش را زان چه سودکه از شهر توران برآری تو دودبدان گیتی او جای نیکان گزیدنگیری تو آرام کو آرمیددو لشکر چنین پاک با یکدگرفگنده چو پیلان ز تن دور سرسپاه دو کشور همه شد تباهگه آمد که برداری این کینهگاهجهان سر به سر پاک بیمرد گشتبر این کینه پیکار ما سرد گشتور ایدونک هستی چنین کینهداراز آن کوهپایه سپاه اندرآرتو از لشکر خویش بیرون خراممگر خود برآیدت ز این کینه کامبه تنها من و تو بر این دشت کینبگردیم و کینآوران همچنینز ما هرک او هست پیروزبخترسد خود به کام و نشیند به تختاگر من به دست تو گردم تباهنجویند کینه ز توران سپاهبه پیش تو آیند و فرمان کنندبه پیمان روان را گروگان کنندوگر تو شوی کشته بر دست منکسی را نیازارم از انجمنمرا با سپاه تو پیکار نیستبر ایشان ز من نیز تیمار نیستچو گودرز گفتار پیران شنیداز اختر همی بخت وارونه دیدنخست آفرین کرد بر کردگاردگر یاد کرد از شه نامداربه پیران چنین گفت کای نامورشنیدیم گفتار تو سر به سرز خون سیاوش به افراسیابچه سودست از داد سر برمتابکه چون گوسفندش ببرید سرپر از خون دل از درد خسته جگراز آن پس برآورد ز ایران خروشز بس کشتن و غارت و جنگ و جوشسیاوش به سوگند تو سر بدادتو دادی به خیره مر او را به باداز آن پس که نزد تو فرزند منبیامد کشیدی سر از پند منشتابیدی و جنگ را ساختیبه کردار آتش همی تاختیمرا حاجت از کردگار جهانبر این گونه بود آشکار و نهانکه روزی تو پیش من آیی بجنگکنون آمدی نیست جای درنگبه پیران سر اکنون به آوردگاهبگردیم یک با دگر بیسپاه
NOW PLAYING
نشست ۶۴ -کیخسرو۳۲ دوازده رخ۹
No transcript for this episode yet
Similar Episodes
Jul 12, 2026 ·30m
Jul 1, 2026 ·37m
Jul 1, 2026 ·18m
Jun 17, 2026 ·7m
Jun 7, 2026 ·18m