EPISODE · Sep 22, 2022 · 1H 40M
نشست ۷۵ -کیخسرو۴۳ کشته شدن افراسیاب
from Shahpod. شاه پاد
بیامد جهاندار با تیغ تیزسری پر ز کینه دلی پر ستیزچنین گفت بیدولت افراسیابکه این روز را دیده بودم به خوابسپهر بلند ار فراوان کشیدهمان پردهٔ رازها بردریدبه آواز گفت ای بد کینه جویچرا کشت خواهی نیا را بگویچنین داد پاسخ که ای بدکنشسزاوار پیغاره و سرزنشز جان برادرت گویم نخستکه هرگز بلای مهان را نجستدگر نوذر آن نامور شهریارکه از تخم ایرج بد او یادگارزدی گردنش را به شمشیر تیزبرانگیختی از جهان رستخیزسه دیگر سیاوش که چون او سوارنبیند کسی از مهان یادگاربریدی سرش چون سر گوسفندهمی برگذشتی ز چرخ بلندبه کردار بد تیز بشتافتیمکافات آن بد کنون یافتیبدو گفت شاها ببود آنچه بودکنون داستانم بباید شنودبمان تا مگر مادرت را به جانببینم پس این داستانها بخوانبدو گفت گر خواستی مادرمچرا آتش افروختی بر سرمپدر بیگنه بود و من در نهانچه رفت از گزند تو اندر جهانسر شهریاری ربودی که تاجبدو زار گریان شد و تخت عاجکنون روز بادافره ایزدیستمکافات بد را ز یزدان بدیستبه شمشیر هندی بزد گردنشبه خاک اندر افگند نازک تنشز خون لعل شد ریش و موی سپیدبرادرش گشت از جهان ناامیدتهی ماند ز او گاه شاهنشهیسرآمد بر او روزگار مهیز کردار بد بر تنش بد رسیدمجو ای پسر بند بد را کلیدچو جویی بدانی که از کار بدبه فرجام بر بدکنش بد رسدسپهبد که با فر یزدان بودهمه خشم او بند و زندان بودچو خونریز گردد بماند نژندمکافات یابد ز چرخ بلندچنین گفت موبد به بهرام تیزکه خون سر بیگناهان مریزچو خواهی که تاج تو ماند به جایمبادی جز آهسته و پاکراینگه کن که خود تاج با سر چه گفتکه با مغزت ای سر خرد باد جفتبه گرسیوز آمد ز کار نیادو رخ زرد و یک دل پر از کیمیاکشیدندش از پیش دژخیم زاربه بند گران و به بد روزگارابا روزبانان مردمکشانچنانچون بود مردم بدنشانچو در پیش کیخسرو آمد به دردببارید خون بر رخ لاژوردشهنشاه ایران زبان برگشادو زآن تشت و خنجر بسی کرد یادز تور و فریدون و سلم سترگز ایرج که بد پادشاه بزرگبه دژخیم فرمود تا تیغ تیزکشید و بیامد دلی پر ستیزمیان سپهبد به دو نیم کردسپه را همه دل پر از بیم کردبه هم برفگندندشان همچو کوهز هر سو به دور ایستاده گروهز یزدان چو شاه آرزوها بیافتز دریا سوی خان آذر شتافتبسی زر بر آتش برافشاندندبه زمزم همی آفرین خواندندببودند یک روز و یک شب به پایبه پیش جهانداور رهنمایچو گنجور کیخسرو آمد زرسبببخشید گنجی بر آذرگشسببر آن موبدان خلعت افگند نیزدرم داد و دینار و بسیار چیزبه شهر اندرون هر که درویش بودوگر خوردش از کوشش خویش بودبر آن نیز گنجی پراگنده کردجهانی به داد و دهش بنده کرداز آن پس به تخت کیان برنشستدر بار بگشاد و لب را ببستنبشتند نامه به هر کشوریبه هر نامداری و هر مهتریز خاور بشد نامه تا باختربه جایی که بد مهتری با گهرکه روی زمین از بد اژدهابه شمشیر کیخسرو آمد رهابه نیروی یزدان پیروزگرنیاسود و نگشاد هرگز کمرروان سیاووش را زنده کردجهان را به داد و دهش بنده کردهمی چیز بخشید درویش راپرستنده و مردم خویش رااز آن پس چنین گفت شاه جهانکه ای نامداران فرخ مهانزن و کودک خرد بیرون بریدخورشها و رامش به هامون بریدبپردخت زان پس به رامش نهادبرفتند گردان خسرو نژادهر آن کس که بود از نژاد زرسببیامد به ایوان آذرگشسبچهل روز با شاه کاووس کیهمی بود با رامش و رود و میچو رخشنده شد بر فلک ماه نوز زر افسری بر سر شاه نوبزرگان سوی پارس کردند رویبرآسوده از رزم وز گفتگویبه هر شهر کاندر شدندی ز راهشدی انجمن مرد بر پیشگاهگشادی سر بدرهها شهریارتوانگر شدی مرد پرهیزگار
What this episode covers
بیامد جهاندار با تیغ تیزسری پر ز کینه دلی پر ستیزچنین گفت بیدولت افراسیابکه این روز را دیده بودم به خوابسپهر بلند ار فراوان کشیدهمان پردهٔ رازها بردریدبه آواز گفت ای بد کینه جویچرا کشت خواهی نیا را بگویچنین داد پاسخ که ای بدکنشسزاوار پیغاره و سرزنشز جان برادرت گویم نخستکه هرگز بلای مهان را نجستدگر نوذر آن نامور شهریارکه از تخم ایرج بد او یادگارزدی گردنش را به شمشیر تیزبرانگیختی از جهان رستخیزسه دیگر سیاوش که چون او سوارنبیند کسی از مهان یادگاربریدی سرش چون سر گوسفندهمی برگذشتی ز چرخ بلندبه کردار بد تیز بشتافتیمکافات آن بد کنون یافتیبدو گفت شاها ببود آنچه بودکنون داستانم بباید شنودبمان تا مگر مادرت را به جانببینم پس این داستانها بخوانبدو گفت گر خواستی مادرمچرا آتش افروختی بر سرمپدر بیگنه بود و من در نهانچه رفت از گزند تو اندر جهانسر شهریاری ربودی که تاجبدو زار گریان شد و تخت عاجکنون روز بادافره ایزدیستمکافات بد را ز یزدان بدیستبه شمشیر هندی بزد گردنشبه خاک اندر افگند نازک تنشز خون لعل شد ریش و موی سپیدبرادرش گشت از جهان ناامیدتهی ماند ز او گاه شاهنشهیسرآمد بر او روزگار مهیز کردار بد بر تنش بد رسیدمجو ای پسر بند بد را کلیدچو جویی بدانی که از کار بدبه فرجام بر بدکنش بد رسدسپهبد که با فر یزدان بودهمه خشم او بند و زندان بودچو خونریز گردد بماند نژندمکافات یابد ز چرخ بلندچنین گفت موبد به بهرام تیزکه خون سر بیگناهان مریزچو خواهی که تاج تو ماند به جایمبادی جز آهسته و پاکراینگه کن که خود تاج با سر چه گفتکه با مغزت ای سر خرد باد جفتبه گرسیوز آمد ز کار نیادو رخ زرد و یک دل پر از کیمیاکشیدندش از پیش دژخیم زاربه بند گران و به بد روزگارابا روزبانان مردمکشانچنانچون بود مردم بدنشانچو در پیش کیخسرو آمد به دردببارید خون بر رخ لاژوردشهنشاه ایران زبان برگشادو زآن تشت و خنجر بسی کرد یادز تور و فریدون و سلم سترگز ایرج که بد پادشاه بزرگبه دژخیم فرمود تا تیغ تیزکشید و بیامد دلی پر ستیزمیان سپهبد به دو نیم کردسپه را همه دل پر از بیم کردبه هم برفگندندشان همچو کوهز هر سو به دور ایستاده گروهز یزدان چو شاه آرزوها بیافتز دریا سوی خان آذر شتافتبسی زر بر آتش برافشاندندبه زمزم همی آفرین خواندندببودند یک روز و یک شب به پایبه پیش جهانداور رهنمایچو گنجور کیخسرو آمد زرسبببخشید گنجی بر آذرگشسببر آن موبدان خلعت افگند نیزدرم داد و دینار و بسیار چیزبه شهر اندرون هر که درویش بودوگر خوردش از کوشش خویش بودبر آن نیز گنجی پراگنده کردجهانی به داد و دهش بنده کرداز آن پس به تخت کیان برنشستدر بار بگشاد و لب را ببستنبشتند نامه به هر کشوریبه هر نامداری و هر مهتریز خاور بشد نامه تا باختربه جایی که بد مهتری با گهرکه روی زمین از بد اژدهابه شمشیر کیخسرو آمد رهابه نیروی یزدان پیروزگرنیاسود و نگشاد هرگز کمرروان سیاووش را زنده کردجهان را به داد و دهش بنده کردهمی چیز بخشید درویش راپرستنده و مردم خویش رااز آن پس چنین گفت شاه جهانکه ای نامداران فرخ مهانزن و کودک خرد بیرون بریدخورشها و رامش به هامون بریدبپردخت زان پس به رامش نهادبرفتند گردان خسرو نژادهر آن کس که بود از نژاد زرسببیامد به ایوان آذرگشسبچهل روز با شاه کاووس کیهمی بود با رامش و رود و میچو رخشنده شد بر فلک ماه نوز زر افسری بر سر شاه نوبزرگان سوی پارس کردند رویبرآسوده از رزم وز گفتگویبه هر شهر کاندر شدندی ز راهشدی انجمن مرد بر پیشگاهگشادی سر بدرهها شهریارتوانگر شدی مرد پرهیزگار
NOW PLAYING
نشست ۷۵ -کیخسرو۴۳ کشته شدن افراسیاب
No transcript for this episode yet
Similar Episodes
Jul 12, 2026 ·30m
Jul 1, 2026 ·37m
Jul 1, 2026 ·18m
Jun 17, 2026 ·7m
Jun 7, 2026 ·18m