EPISODE · Jun 22, 2024 · 3 MIN
نیما یوشیج | در فروبند
from شعر | با صدای شاعر
▨ نام شعر: در فروبند▨ شاعر: نیما یوشیج▨ با صدای: احمد شاملو▨ کارگردان صوتی: شهروزـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدر فروبند که با من دیگررغبتی نیست به دیدار کسی؛فکر کاین خانه چه وقت آبادانبود بازیچهی دست هوسی.هوسی آمد و خشتی بنهادطعنهیی لیک به بیسامانی،دیدمش، راه از او جستم و گفت:بعد از اینت شب و این ویرانی.گفتم: آن وعده که با لعل لبت؟گفت: تصویر سرابی بود آن.گفتم: آن پیکر دیوار بلند؟گفت: اشارت ز خرابی بود آن.گفتم: آن نقطه که انگیخته دود؟گفت: آتش زدهی سوختهای ست،استخوانبندی بام و در اومرگ را لذت اندوختهایست.گفتمش: خنده نبندد پس از اینآفتابی، نه چراغی با من.گفت: آن به که بپوشی از شرمچهرهی خویش به دست دامن.دست غمناکان -گفتم- امااز پس در به زمین میساید.-خنده آورد لبش- گفت: ولیکهولی استاده به ره میپاید.میدرخشد گر افق، اهرمنیستنیمسوزیش به کف دود اندود.مرد آن در که امیدش بگشادبا بیابان هلاکش ره بود. جاده خالیست، فسردهست امرودهرچه میپژمرد از رنج دراز.مرده هر بانگی در این ویرانهمچو کز سوی بیابان آواز.وز پس خفتن هر گل، نرگسروی میپوشد در نقشهی خار.در فروبند دگر هیچکسی،نیستش باکس رای دیدار.▨نیما یوشیجفروردین ماه ۱۳۲۷ـــــــــــــــــــــــــنشانهگذاری در شعر نیما یوشیج همیشه مجادلهبرانگیز بوده است. نشانهگذاری و متن شعر که در بالا آمده، بر اساس کتاب ِ مجموعه اشعار نیما یوشیج، انتشارات زرین، چاپ اول انجام گرفته است. اگرجه خوانش شاملو در برخی واژگان و جزییات، با این متن تفاوت دارد.
What this episode covers
▨ نام شعر: در فروبند▨ شاعر: نیما یوشیج▨ با صدای: احمد شاملو▨ کارگردان صوتی: شهروزـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدر فروبند که با من دیگررغبتی نیست به دیدار کسی؛فکر کاین خانه چه وقت آبادانبود بازیچهی دست هوسی.هوسی آمد و خشتی بنهادطعنهیی لیک به بیسامانی،دیدمش، راه از او جستم و گفت:بعد از اینت شب و این ویرانی.گفتم: آن وعده که با لعل لبت؟گفت: تصویر سرابی بود آن.گفتم: آن پیکر دیوار بلند؟گفت: اشارت ز خرابی بود آن.گفتم: آن نقطه که انگیخته دود؟گفت: آتش زدهی سوختهای ست،استخوانبندی بام و در اومرگ را لذت اندوختهایست.گفتمش: خنده نبندد پس از اینآفتابی، نه چراغی با من.گفت: آن به که بپوشی از شرمچهرهی خویش به دست دامن.دست غمناکان -گفتم- امااز پس در به زمین میساید.-خنده آورد لبش- گفت: ولیکهولی استاده به ره میپاید.میدرخشد گر افق، اهرمنیستنیمسوزیش به کف دود اندود.مرد آن در که امیدش بگشادبا بیابان هلاکش ره بود. جاده خالیست، فسردهست امرودهرچه میپژمرد از رنج دراز.مرده هر بانگی در این ویرانهمچو کز سوی بیابان آواز.وز پس خفتن هر گل، نرگسروی میپوشد در نقشهی خار.در فروبند دگر هیچکسی،نیستش باکس رای دیدار.▨نیما یوشیجفروردین ماه ۱۳۲۷ـــــــــــــــــــــــــنشانهگذاری در شعر نیما یوشیج همیشه مجادلهبرانگیز بوده است. نشانهگذاری و متن شعر که در بالا آمده، بر اساس کتاب ِ مجموعه اشعار نیما یوشیج، انتشارات زرین، چاپ اول انجام گرفته است. اگرجه خوانش شاملو در برخی واژگان و جزییات، با این متن تفاوت دارد.
NOW PLAYING
نیما یوشیج | در فروبند
No transcript for this episode yet
Similar Episodes
Jun 16, 2026 ·4m
Jun 16, 2026 ·13m
Jun 15, 2026 ·5m