EPISODE · Jan 17, 2025 · 4 MIN
نیما یوشیج | قو
from شعر | با صدای شاعر
▨ نام شعر: قو▨ شاعر: نیما یوشیج▨ با صدای: احمد کیایی▨ پالایش و تنظیم: شهروزـــــــــــــــــصبح چون روی میگشاید مهرروی دریای سرکش و خاموشمیکشد موجهای نیلی چهرجبّهای از طلای ناب به دوش.صبحگه، سرد و تَر، در آن دمهاکه ز دریا نسیم راست گذر،گل مریم، به زیرشبنمهاشستشو میدهد بر و پیکر.صبحگه، کهانزوای وقت و مکاندلرباینده است و شوق افزاست،بر کنارِ جزیرههای نهانقامت با وقار قو پیداست.آنچنانی که از گلی دستهپیش نجوای آبها تنها،وسط سبزهی خزهبستهتنش از سبزه بیشتر زیبا.میدهد پایِ خود تکان، شایدکه کُند خستگی ز تن بیرون.بالهای سفید بگشایدبپرد دربرابر هامون.بپرد تا بدان سوی دریادر نشیبِ فضای مثل سحر،برود ازجهان خیرهی مابزند در میان ظلمت، پَر.برود در نشیمن تاریکبا خیالی که آن مصاحب اوست،در خطِ روشنی چو مو باریکبیند آن چیزها که در خورِ قوست.لکّ ابری که دور میمانَدموجهایی که میکنند صدا،وندر آنجا کسی نمیداندکه چه اشکال میشوند جدا.لیک مرغ جزیرههای کبود،در همین دم که او به تنهاییسینه خالی ز فکر بود و نبودمیکند فکرهای دریایی.نظر انداخته سوی خورشید،نظری سوی رنگ های رقیقبا تکانی به بالهای سفیدبجهیدهست روی آبِ عمیق.برخلافِ تصورِ همه، اومانده دیوانهی حکایت آبگر کسی هست یا نه، ناظرِ قوقو در آغوشِ موجهاست به خواب.▨ نیما یوشیجبیستم فروردین ماه ۱۳۰۵
What this episode covers
▨ نام شعر: قو▨ شاعر: نیما یوشیج▨ با صدای: احمد کیایی▨ پالایش و تنظیم: شهروزـــــــــــــــــصبح چون روی میگشاید مهرروی دریای سرکش و خاموشمیکشد موجهای نیلی چهرجبّهای از طلای ناب به دوش.صبحگه، سرد و تَر، در آن دمهاکه ز دریا نسیم راست گذر،گل مریم، به زیرشبنمهاشستشو میدهد بر و پیکر.صبحگه، کهانزوای وقت و مکاندلرباینده است و شوق افزاست،بر کنارِ جزیرههای نهانقامت با وقار قو پیداست.آنچنانی که از گلی دستهپیش نجوای آبها تنها،وسط سبزهی خزهبستهتنش از سبزه بیشتر زیبا.میدهد پایِ خود تکان، شایدکه کُند خستگی ز تن بیرون.بالهای سفید بگشایدبپرد دربرابر هامون.بپرد تا بدان سوی دریادر نشیبِ فضای مثل سحر،برود ازجهان خیرهی مابزند در میان ظلمت، پَر.برود در نشیمن تاریکبا خیالی که آن مصاحب اوست،در خطِ روشنی چو مو باریکبیند آن چیزها که در خورِ قوست.لکّ ابری که دور میمانَدموجهایی که میکنند صدا،وندر آنجا کسی نمیداندکه چه اشکال میشوند جدا.لیک مرغ جزیرههای کبود،در همین دم که او به تنهاییسینه خالی ز فکر بود و نبودمیکند فکرهای دریایی.نظر انداخته سوی خورشید،نظری سوی رنگ های رقیقبا تکانی به بالهای سفیدبجهیدهست روی آبِ عمیق.برخلافِ تصورِ همه، اومانده دیوانهی حکایت آبگر کسی هست یا نه، ناظرِ قوقو در آغوشِ موجهاست به خواب.▨ نیما یوشیجبیستم فروردین ماه ۱۳۰۵
NOW PLAYING
نیما یوشیج | قو
No transcript for this episode yet
Similar Episodes
Jun 16, 2026 ·4m
Jun 16, 2026 ·13m
Jun 15, 2026 ·5m