EPISODE · May 14, 2023 · 7 MIN
رضا براهنی | جنگ است اسماعیل (برش سوم)
from شعر | با صدای شاعر
▨ نام قطعه: جنگ است اسماعیل (برش سوم از شعر بلند اسماعیل)▨ شاعر: رضا براهنی▨ با صدای: رضا براهنی▨ پالایش و تنظیم: شهروزــــــــــــــــــــــــتقدیمنامهی شاعر: تقدیم به خاطرهی مخدوش دوستم اسماعیل شاهرودی [آینده] که در پاییز شصت در تهران مُردــــــــــــــــــــــــبه یاد شبی میافتم که پسرم دو روزه بودبا گونههایی مثل حباب نارنجچه نیمهشبی بود در بیمارستان!زنم از کنار پرده ماه را میپایید که در آسمان بولوار شناکنان میرفتتو ناگهان کنار در اتاق با آغوشی از گل ظاهر شدیچگونه آمدی؟ ساعتها از وقت ملاقات گذشته است اسماعیلگفتی: «بیمارستان {بیمارستانها} و تیمارستانها به روی «آینده» بازندو حالا بلند شو، اسماعیل! به بیمارستانها و تیمارستانها و آیندههابگذرو به گورستانها و اردوگاهها، جنگ است اسماعیل، جنگ است واسماعیلها براستی ذبح میشوند...جنگ است اسماعیل، جنگ!بین همسایه و همسایه، پدر و پسر، مادر و دخترو بیمارستانها و تیمارستانها به روی آینده بازندو این را تو گفته بودی...عینکت را بردار اسماعیل، این جهان قیقاج را با چشمهای قیقاجت ببین...و سایهای از اعماق برمیخیزدو مسلسلها جهان را ناگهان مورس میزنندجنگ است اسماعیل، جنگ است، و اسماعیلها براستی ذبح میشوندو ستارهای در آسمان زمین ما نیست که نیفتاده باشد...از اهواز تا سرخس پچپچهی شهدا با نمنم باران و چهچهی چلچلهها میآمیزدارهای تیره {تیز} در پای زخمها فرو میرودو خمپارهها خانهها و خاکها را با هم به بالا میپرانندو آدمها به پشت بامهای دورتر پرتاب میشوند[«سه تا از بچههاش مرده {بچهها مردند}. خودش؟ دکتر میگوید سرش ضربه دیده. بدجوری. پایگاه مغزش تکان خورده. گلویش را سوراخ کردند، از آنجا بهش اکسیژن میدهند. شش روز است سقف را نگاه میکند. باقی، سلامت شما. به خانم سلام برسانید. سایه تان…حتماً. حتماً»]...عینکت را بردار اسماعیل، این جهان قیقاج را با چشمهای قیقاجت ببینمواظب باش روی مینها پا نگذاریجنگ است اسماعیل، جنگو کوسهها از خلیج فارس عقب نشستهاندماهیها کشته شدهاندو از قشقرق موزون موسیقی الکترونیکی نهنگها خبری نیستموشک زمین و موج را با هم میدردولی هنوز نفتکشها دست نخورده باقی ماندهاند-مثل عروسهای {عروسکهای} پولدار که به رغم دستمالیِ نوکر، گماشته، برادر،حتی پدر و دوستان پدرشب زفاف متاعی از معجزه دارند تا تقدیم شاه -داماد تاریخ- بکنندجنگ است اسماعیلو همنامهای تو ذبح میشوند تا شهرهای دوردست جهان چراغانباقی بماندراهها بستهانددهان سنگرها را با تل جسدها قفل کردهاندزمین به آسمان پریده، اسماعیل!خونین شهر نفتکشیست {نفتکشی است} بمباران شده که در موزهای به تماشایش گذاشتهاندنفتکشها میغلتند و میروند و از بالاسر نهنگهای هراسان عمانبه سوی اقیانوس سوت میکشندجهان صبحانهی رنگینیست {رنگینی است} که به رغم میل تو، سرمایه {سرمایهی} آن را با اشتها میبلعدجنگ است اسماعیل، جنگ است!با جنونِ همیشهجوانِ تو همرنگ است!پس مرده باد شاعری که راز نیزه و خون را نداندزنده باشی تو که راز سنگر و ستاره را هم میدانستی...▨رضا براهنیبهمن ۱۳۶۰ تا فروردین ۱۳۶۱ – تهراناز کتاب «شعر بلند اسماعیل»ـــــــــــــــــتذکر: فقط بندهایی از بخش ابتدایی شعر بلند اسماعیل، به انتخاب من تنظیم شده است.ـــــــــــــــــپینوشت: متن شعر منطبق بر خوانش شاعر است و با نسخهی چاپ شده در کتاب، تفاوتهایی دارد. شکل مکتوب شعر، در داخل آکولاد {} آمده است.
What this episode covers
▨ نام قطعه: جنگ است اسماعیل (برش سوم از شعر بلند اسماعیل)▨ شاعر: رضا براهنی▨ با صدای: رضا براهنی▨ پالایش و تنظیم: شهروزــــــــــــــــــــــــتقدیمنامهی شاعر: تقدیم به خاطرهی مخدوش دوستم اسماعیل شاهرودی [آینده] که در پاییز شصت در تهران مُردــــــــــــــــــــــــبه یاد شبی میافتم که پسرم دو روزه بودبا گونههایی مثل حباب نارنجچه نیمهشبی بود در بیمارستان!زنم از کنار پرده ماه را میپایید که در آسمان بولوار شناکنان میرفتتو ناگهان کنار در اتاق با آغوشی از گل ظاهر شدیچگونه آمدی؟ ساعتها از وقت ملاقات گذشته است اسماعیلگفتی: «بیمارستان {بیمارستانها} و تیمارستانها به روی «آینده» بازندو حالا بلند شو، اسماعیل! به بیمارستانها و تیمارستانها و آیندههابگذرو به گورستانها و اردوگاهها، جنگ است اسماعیل، جنگ است واسماعیلها براستی ذبح میشوند...جنگ است اسماعیل، جنگ!بین همسایه و همسایه، پدر و پسر، مادر و دخترو بیمارستانها و تیمارستانها به روی آینده بازندو این را تو گفته بودی...عینکت را بردار اسماعیل، این جهان قیقاج را با چشمهای قیقاجت ببین...و سایهای از اعماق برمیخیزدو مسلسلها جهان را ناگهان مورس میزنندجنگ است اسماعیل، جنگ است، و اسماعیلها براستی ذبح میشوندو ستارهای در آسمان زمین ما نیست که نیفتاده باشد...از اهواز تا سرخس پچپچهی شهدا با نمنم باران و چهچهی چلچلهها میآمیزدارهای تیره {تیز} در پای زخمها فرو میرودو خمپارهها خانهها و خاکها را با هم به بالا میپرانندو آدمها به پشت بامهای دورتر پرتاب میشوند[«سه تا از بچههاش مرده {بچهها مردند}. خودش؟ دکتر میگوید سرش ضربه دیده. بدجوری. پایگاه مغزش تکان خورده. گلویش را سوراخ کردند، از آنجا بهش اکسیژن میدهند. شش روز است سقف را نگاه میکند. باقی، سلامت شما. به خانم سلام برسانید. سایه تان…حتماً. حتماً»]...عینکت را بردار اسماعیل، این جهان قیقاج را با چشمهای قیقاجت ببینمواظب باش روی مینها پا نگذاریجنگ است اسماعیل، جنگو کوسهها از خلیج فارس عقب نشستهاندماهیها کشته شدهاندو از قشقرق موزون موسیقی الکترونیکی نهنگها خبری نیستموشک زمین و موج را با هم میدردولی هنوز نفتکشها دست نخورده باقی ماندهاند-مثل عروسهای {عروسکهای} پولدار که به رغم دستمالیِ نوکر، گماشته، برادر،حتی پدر و دوستان پدرشب زفاف متاعی از معجزه دارند تا تقدیم شاه -داماد تاریخ- بکنندجنگ است اسماعیلو همنامهای تو ذبح میشوند تا شهرهای دوردست جهان چراغانباقی بماندراهها بستهانددهان سنگرها را با تل جسدها قفل کردهاندزمین به آسمان پریده، اسماعیل!خونین شهر نفتکشیست {نفتکشی است} بمباران شده که در موزهای به تماشایش گذاشتهاندنفتکشها میغلتند و میروند و از بالاسر نهنگهای هراسان عمانبه سوی اقیانوس سوت میکشندجهان صبحانهی رنگینیست {رنگینی است} که به رغم میل تو، سرمایه {سرمایهی} آن را با اشتها میبلعدجنگ است اسماعیل، جنگ است!با جنونِ همیشهجوانِ تو همرنگ است!پس مرده باد شاعری که راز نیزه و خون را نداندزنده باشی تو که راز سنگر و ستاره را هم میدانستی...▨رضا براهنیبهمن ۱۳۶۰ تا فروردین ۱۳۶۱ – تهراناز کتاب «شعر بلند اسماعیل»ـــــــــــــــــتذکر: فقط بندهایی از بخش ابتدایی شعر بلند اسماعیل، به انتخاب من تنظیم شده است.ـــــــــــــــــپینوشت: متن شعر منطبق بر خوانش شاعر است و با نسخهی چاپ شده در کتاب، تفاوتهایی دارد. شکل مکتوب شعر، در داخل آکولاد {} آمده است.
NOW PLAYING
رضا براهنی | جنگ است اسماعیل (برش سوم)
No transcript for this episode yet
Similar Episodes
Jul 1, 2026 ·4m
Jul 1, 2026 ·5m