EPISODE · Sep 18, 2024 · 6 MIN
رضا براهنی | از هوش می
from شعر | با صدای شاعر
▨ نام شعر: از هوش می▨ شاعر: رضا براهنی▨ با صدای: شاعر♬ میکس: شهروزساند کلاد منــــــــــــــــــــــــمعشوقِ جان، به بهار آغشتهی منیکه موهای خیسات را خدایان بر سینهام میریزند و مرا خواب میکنندیک روزَمی که بوی شانهی تو خواب میبَردممعشوقِ جان، به بهار آغشتهی منی تو شانه بزنهنگامهی منیمن دستهای تو را با بوسههایم تُک میزدممن دستهای تو را در چینهدانم مخفی نگاه داشتهامتو در گلوی من مخفی شدیصبحانهی پنهانی منی وقتی که نیستیمن چشمهای تو را هم در چینهدانم مخفی نگاه داشتهامنَحرم کنند اگر همه میبینند که تو نگاه گلوگاه پنهانی منیآواز من از سینهام که بر میخیزد از چینه دانم قوت میگیردمیخوانم میخوانم میخوانم تو خواندنِ منیباران که میوزد سوی چشمانم باران که میوزد باران که میوزد، تو شانه بزن! باران که می…یک لحظه من خودم را گم میکنم نمیبینمَماگر تو مرا نبینی من کیستم که ببینم؟ من نیستم که ببینم، نمیبیننمَممعشوق جان به بهار آغشتهی منی اگر تو مرا نبینی من هم نمیبینممآهو که عور روی سینه من میافتد آهو که عور آهو که عور آهو که او، او او که آ او او تو شانه بزن!و بعد شیر آب را میافشاند بر ریش من و عور روی سینهی من او او میافتدو شیر میخورد میگوید تو شیر بیشه بارانیِ منی منی و میافتدافتادنی که مرا میافتد هنگامه منی هنگامه منی که مرا میافتدآغشتهی منی معشوق جان به بهار آغشتهی منی تو شانه بزناگر تو مرا نخوابانی من هم نمیخوابانمممیخوانم میخوانم میخوانم اگر تو مرا نخوابانی من هم نمیخوابانمم میخوانمخونم را بلند میکنم به گلوگاهم میخوانم خونم را مثل آوازی میخوانمنحرم کنند اگر همه میبینند که تو نگاه گلوگاه پنهانی منیاگر تو مرا نبینی اگر تو مرا نخوابانی، من هم نمیبینمم من هم نمیخوابانممزانو بزن بر سینهام تو شانه بزنپاهای تو چون فرق باز کرده از سرِ زیبایی به درون برگشته بر سینهام تو شانه بزن زانو!من پشت پاشنههایت را چون میوهی دوقلو میبوسم میبوسمهر پایت را در رختخواب عشق جداگانه میخوابانم بیدار میشوی میخوابانمببین! آری ببین تو مرا تا ته ببین زیرا اگر تو مرا نبینی من هم نمیبینممبا وسعت نگاه بر گشته به دورن، به درون برگشته، تا ته ببین تو شانه بزناگر تو مرا نخوابانی من هم نمیخوابانمم نمیبینمم اگر تو مرا حالا بیا تو شانه بزن زانومن هیچگاه نمیخوابم از هوش میرومدیروز رفته بودم امروز هم از هوش میرومافتادنی که مرا میافتد هنگامهی منی که میافتد معشوق جان به بهار آغشتهی منی، منی، منی که مرا میافتدو میروم از هوش منی اگر تو مرا تو شانه بزن زانو منی از هوش می…
What this episode covers
▨ نام شعر: از هوش می▨ شاعر: رضا براهنی▨ با صدای: شاعر♬ میکس: شهروزساند کلاد منــــــــــــــــــــــــمعشوقِ جان، به بهار آغشتهی منیکه موهای خیسات را خدایان بر سینهام میریزند و مرا خواب میکنندیک روزَمی که بوی شانهی تو خواب میبَردممعشوقِ جان، به بهار آغشتهی منی تو شانه بزنهنگامهی منیمن دستهای تو را با بوسههایم تُک میزدممن دستهای تو را در چینهدانم مخفی نگاه داشتهامتو در گلوی من مخفی شدیصبحانهی پنهانی منی وقتی که نیستیمن چشمهای تو را هم در چینهدانم مخفی نگاه داشتهامنَحرم کنند اگر همه میبینند که تو نگاه گلوگاه پنهانی منیآواز من از سینهام که بر میخیزد از چینه دانم قوت میگیردمیخوانم میخوانم میخوانم تو خواندنِ منیباران که میوزد سوی چشمانم باران که میوزد باران که میوزد، تو شانه بزن! باران که می…یک لحظه من خودم را گم میکنم نمیبینمَماگر تو مرا نبینی من کیستم که ببینم؟ من نیستم که ببینم، نمیبیننمَممعشوق جان به بهار آغشتهی منی اگر تو مرا نبینی من هم نمیبینممآهو که عور روی سینه من میافتد آهو که عور آهو که عور آهو که او، او او که آ او او تو شانه بزن!و بعد شیر آب را میافشاند بر ریش من و عور روی سینهی من او او میافتدو شیر میخورد میگوید تو شیر بیشه بارانیِ منی منی و میافتدافتادنی که مرا میافتد هنگامه منی هنگامه منی که مرا میافتدآغشتهی منی معشوق جان به بهار آغشتهی منی تو شانه بزناگر تو مرا نخوابانی من هم نمیخوابانمممیخوانم میخوانم میخوانم اگر تو مرا نخوابانی من هم نمیخوابانمم میخوانمخونم را بلند میکنم به گلوگاهم میخوانم خونم را مثل آوازی میخوانمنحرم کنند اگر همه میبینند که تو نگاه گلوگاه پنهانی منیاگر تو مرا نبینی اگر تو مرا نخوابانی، من هم نمیبینمم من هم نمیخوابانممزانو بزن بر سینهام تو شانه بزنپاهای تو چون فرق باز کرده از سرِ زیبایی به درون برگشته بر سینهام تو شانه بزن زانو!من پشت پاشنههایت را چون میوهی دوقلو میبوسم میبوسمهر پایت را در رختخواب عشق جداگانه میخوابانم بیدار میشوی میخوابانمببین! آری ببین تو مرا تا ته ببین زیرا اگر تو مرا نبینی من هم نمیبینممبا وسعت نگاه بر گشته به دورن، به درون برگشته، تا ته ببین تو شانه بزناگر تو مرا نخوابانی من هم نمیخوابانمم نمیبینمم اگر تو مرا حالا بیا تو شانه بزن زانومن هیچگاه نمیخوابم از هوش میرومدیروز رفته بودم امروز هم از هوش میرومافتادنی که مرا میافتد هنگامهی منی که میافتد معشوق جان به بهار آغشتهی منی، منی، منی که مرا میافتدو میروم از هوش منی اگر تو مرا تو شانه بزن زانو منی از هوش می…
NOW PLAYING
رضا براهنی | از هوش می
No transcript for this episode yet
Similar Episodes
Jun 16, 2026 ·4m
Jun 16, 2026 ·13m
Jun 15, 2026 ·5m