EPISODE · Jul 20, 2025 · 6 MIN
شهریار | دختر دهقان
from شعر | با صدای شاعر
▨ نام شعر: دختر دهقان ▨ شاعر: شهریار▨ با صدای: استاد شهریار♬ پالایش و تنظیم: شهروزــــــــــــــــــــــــچون خواب نوشین یاد دارم ماهتابیروشنتر از روز ِ سپید کامکارانییلاق بود و آبشار و جنگل و کوهدنیای شب از پرتو مَه، نور بارانلطف هوا چندان که گفتی الفتی داشتخاموشی شب با خروش آبشاراندر گوش دل افسانه ی آفاق میگفتدلکش سرود آبشار از کوهسارانآویخته گل از فراز شاخ گلبنچونان که از گوش عروسان گوشوارانبرداشته از شاخساران لحن داودهر سو هزار آوا هزاران در هزارانهنگامه ی عشق و نشاط نوجوانیهنگام گلگشت و بساط نو بهارانلب بر لب ِ نی، بر سر سنگی نشستمسر کرده نی با من نوای غمگسارانتا دختر دهقان برون از خانه بشتافتچون لالهای افروخته بر سبزه زارانچون غنچه در چادرنمازی سرخ و دلکشمیشد سبو در کف به طَرف چشمهسارانچشمکزنان بر منگل ِ چادرنمازشچون دیدهی اختر که بر اخترشمارانرفتم لب جو با نیاز تشنه کامیهمچون گدا بر خوان ِ ناز ِ شهریارانمن از نهیب ِ عشق او لرزنده چون بیداو رُسته چون سرو از کنار جویبارانرخسارهی او از جمال کبریاییپرتوفکن بر شیوهی آیینهدارانافشانده گیسو چون ملک در حال پروازیا پرچمی زرّین به دست شهسوارانعرض نیاز خویش کردم نازنین راوز یأس و امّیدم دلی چون بیقرارانلیکن به لبخندی که بودش حاکی از مهربگشودم از دل عقده چون امّیدوارانبا ساعدی سیمین، سبو در دست من دادچون سیمبر ساقی که ساغر بر خماراننوشیدم آب و تشنهتر گردیدم، آریسیری کجا و جام وصل گلعذاران؟حالی نه آن حالم به جا و نی جوانی استچون نخل بیبرگ و برم در شورهزارانسر ریز پر کرده ز باران حوادثدر برگرفته زانوان، چون سوگواراننه دست؛ تا آویزم از دامان ِ دلبرنه پای؛ تا بگریزم از بیداد ِ یارانباری به تلخی روزگاری میگذارمآوخ از آن نوشین و دلکش روزگاران ـــــــــــــــــــــسید محمدحسین بهجت تبریزیمتخلص به شهریار
What this episode covers
▨ نام شعر: دختر دهقان ▨ شاعر: شهریار▨ با صدای: استاد شهریار♬ پالایش و تنظیم: شهروزــــــــــــــــــــــــچون خواب نوشین یاد دارم ماهتابیروشنتر از روز ِ سپید کامکارانییلاق بود و آبشار و جنگل و کوهدنیای شب از پرتو مَه، نور بارانلطف هوا چندان که گفتی الفتی داشتخاموشی شب با خروش آبشاراندر گوش دل افسانه ی آفاق میگفتدلکش سرود آبشار از کوهسارانآویخته گل از فراز شاخ گلبنچونان که از گوش عروسان گوشوارانبرداشته از شاخساران لحن داودهر سو هزار آوا هزاران در هزارانهنگامه ی عشق و نشاط نوجوانیهنگام گلگشت و بساط نو بهارانلب بر لب ِ نی، بر سر سنگی نشستمسر کرده نی با من نوای غمگسارانتا دختر دهقان برون از خانه بشتافتچون لالهای افروخته بر سبزه زارانچون غنچه در چادرنمازی سرخ و دلکشمیشد سبو در کف به طَرف چشمهسارانچشمکزنان بر منگل ِ چادرنمازشچون دیدهی اختر که بر اخترشمارانرفتم لب جو با نیاز تشنه کامیهمچون گدا بر خوان ِ ناز ِ شهریارانمن از نهیب ِ عشق او لرزنده چون بیداو رُسته چون سرو از کنار جویبارانرخسارهی او از جمال کبریاییپرتوفکن بر شیوهی آیینهدارانافشانده گیسو چون ملک در حال پروازیا پرچمی زرّین به دست شهسوارانعرض نیاز خویش کردم نازنین راوز یأس و امّیدم دلی چون بیقرارانلیکن به لبخندی که بودش حاکی از مهربگشودم از دل عقده چون امّیدوارانبا ساعدی سیمین، سبو در دست من دادچون سیمبر ساقی که ساغر بر خماراننوشیدم آب و تشنهتر گردیدم، آریسیری کجا و جام وصل گلعذاران؟حالی نه آن حالم به جا و نی جوانی استچون نخل بیبرگ و برم در شورهزارانسر ریز پر کرده ز باران حوادثدر برگرفته زانوان، چون سوگواراننه دست؛ تا آویزم از دامان ِ دلبرنه پای؛ تا بگریزم از بیداد ِ یارانباری به تلخی روزگاری میگذارمآوخ از آن نوشین و دلکش روزگاران ـــــــــــــــــــــسید محمدحسین بهجت تبریزیمتخلص به شهریار
NOW PLAYING
شهریار | دختر دهقان
No transcript for this episode yet
Similar Episodes
Jun 16, 2026 ·4m
Jun 16, 2026 ·13m
Jun 15, 2026 ·5m