shore shirin 6  ---    شور شیرین۶ episode artwork

EPISODE · Aug 28, 2022 · 54 MIN

shore shirin 6 --- شور شیرین۶

from گنجینه نظامی

:موزیک پس زمینهhttps://open.spotify.com/track/2fYOyayT80ysO3nxw9lKXn?si=9e361dfcc5ee4281https://open.spotify.com/track/7KikdALW1qfjJWEOKvQfzP?si=324cd7175bcd4875مجوی آبی که آبم را بریزدمخواه آن کام کز من برنخیزدکزین مقصود بی‌مقصود گردمتو آتش گشته‌ای من عود گردممرا بی‌عشق دل خود مهربان بودچو عشق آمد فسرده چون توان بودگر از بازار عشق اندازه گیرمبه تو هر دم نشاطی تازه گیرمولیکن نرد با خود باخت نتوانهمیشه با خوشی درساخت نتوانجهان نیمی ز بهر شادکامی استدگر نیمه ز بهر نیک‌نامی استچه باید طبع را بدرام کردندو نیکو نام را بدنام کردنهمان بهتر که از خود شرم داریمبدین شرم از خدا آزرم داریمزن افکندن نباشد مردرائیخودافکن باش اگر مردی نمائیکسی کافکند خود را بر سر آمدخود افکن با همه عالم برآمدمن آن شیرین درخت آبدارمکه هم حلوا و هم جلاب دارمنخست از من قناعت کن به جلابکه حلوا هم تو خواهی خورد مشتاببه اول شربت از حلوا میندیشکه حلوا پس بود جلاب در پیشچو ما را قند و شکر در دهان هستبه خوزستان چه باید در زدن دستزلال آب چندانی بود خوشکز او بتوان نشاند آشوب آتشچو آب از سرگذشت آید زیانیو گر خود باشد آب زندگانیگر این دل چون تو جانان را نخواهددلی باشد که او جان را نخواهدولی تب کرده را حلوا چشیدننیرزد سالها صفرا کشیدنبسا بیمار کز بسیار خواریبماند سال و مه در رنج و زاریاگر چه طبع جوید میوه‌ تراگر چه میل دارد دل به شکرملک چون دید کو در کار خام استزبانش توسن است و طبع رام استبه لابه گفت کای ماه جهان تابعتاب دوستان نازست بر تابصواب آید روا داری پسندیکه وقت دستگیری دست‌بندیدویدم تا به تو دستی در آرمبه دست آرم تو را دستی برآرمچو می‌بینم کنون زلفت مرا بستتو در دست آمدی من رفتم از دستنگویم در وفا سوگند بشکنخمارم را به بوسی چند بشکناسیری را به وعده شاد می‌کنمبارک مرده‌ای آزاد می‌کنز باغ وصل پر گل کن کنارمچو دانی کز فراقت بر چه خارممگر زان گل گلاب‌آلود گردمبه بوی از گلستان خشنود گردمتو سرمست و سر زلف تو در دستاگر خوشدل نشینم جای آن هستچو با تو می‌ خورم چون کش نباشمتو را بینم چرا دلخوش نباشمکمر زرین بود چون با تو بندمدهن شیرین شود چون با تو خندمگر از من می‌بری چون مهره از مارمن از گل باز می‌مانم تو از خارگر از درد سر من می‌شوی فردمن از سر دور می‌مانم تو از دردجگر خور کز تو به یاری ندارمز تو خوشتر جگرخواری ندارممرا گر روی تو دلکش نباشددلم باشد ولیکن خوش باشداگر دیده شود بر تو بدل گیربود در دیده خس لیکن به تصغیرو گر جان گردد از رویت عنان‌تاببود جان را عروسی لیک در خوابعتابی گر بود ما را ازین پسمیانجی در میانه موی تو بسفلک چون جام یاقوتین روان کردز جرعه خاک را یاقوت‌سان کردملک برخاست جام باده در دستهنوز از باده دوشینه سرمستهمان سودا گرفته دامنش راهمان آتش رسیده خرمنش راهوای گرم بود و آتش تیزنمی‌کرد از گیاه خشک پرهیزگرفت آن نار پستان را چنان سختکه دیبا را فرو بندند بر تختبسی کوشید شیرین تا به صد زورقضای شیر گشت از پهلوی گورملک را گرم دید از بیقراریمکن گفتا بدینسان گرم‌کاریچه باید خویشتن را گرم کردنمرا در روی خود بی‌شرم کردنچو تو گرمی کنی نیکو نباشدگلی کو گرم شد خوشبو نباشدچو باشد گفتگوی خواجه بسیاربه گستاخی پدید آید پرستاربه گفتن با پرستاران چه کوشیسیاست باید اینجا یا خموشیستور پادشاهی تا بود لنگبه دشواری مراد آید فراچنگچو روز بینوائی بر سر آیدمرادت خود به زور از در درآیدنباشد هیچ هشیاری در آن مستکه غل بر پای دارد جام در دستتو دولت جو که من خود هستم اینکبه دست آر آن که من در دستم اینکنخواهم نقش بی‌دولت نمودنمن و دولت به هم خواهیم بودنز دولت‌دوستی جان بر تو ریزمنیم دشمن که از دولت گریزمطرب کن چون در دولت گشادیمخور غم چون به روز نیک زادینخست اقبال وانگه کام جستننشاید گنج بی‌آرام جستنبه صبری می‌توان کامی خریدنبه آرامی دلارامی خریدنزبان آنگه سخن چشم آنگهی نورنخست انگور و آنگه آب انگوربه گرمی کار عاقل به نگرددبه تک دانی که بز فربه نگردددرین آوارگی ناید برومندکه سازم با مراد شاه پیونداگر با تو بیاری سر درآرممن آن یارم که از کارت برآرمتو ملک پادشاهی را بدست آرکه من باشم اگر دولت بود یارگرت با من خوش آید آشنائیهمی ترسم که از شاهی برآئیو گر خواهی به شاهی باز پیوستدریغا من که باشم رفته از دستجهان در نسل تو ملکی قدیم استبدست دیگران عیبی عظیم استجهان آنکس برد کو برشتابدجهانگیری توقف برنتابدهمه چیزی ز روی کدخدائیسکون برتابد الا پادشائیاگر در پادشاهی بنگری تیزسبق برده‌است از عزم سبک‌خیزجوانی داری و شیری و شاهیسری و با سری صاحب کلاهیولایت را ز فتنه پای بگشاییکی ره دستبرد خویش بنمایبدین هندو که رختت راگرفته استبه ترکی تاج و تختت را گرفته استبه تیغ آزرده کن ترکیب جسمشمگر باطل کنی ساز طلسمشکه دست خسروان در جستن کامگهی با تیغ باید گاه با جامز تو یک تیغ تنها بر گرفتنز شش حد جهان لشگر گرفتنکمر بندد فلک در جنگ با تودراندازد به دشمن سنگ با تومرا نیز ار بود دستی نمایموگرنه در دعا دستی گشایم

Episode metadata supplied by the publisher feed · Published Aug 28, 2022

Embed this episode

:موزیک پس زمینهhttps://open.spotify.com/track/2fYOyayT80ysO3nxw9lKXn?si=9e361dfcc5ee4281https://open.spotify.com/track/7KikdALW1qfjJWEOKvQfzP?si=324cd7175bcd4875مجوی آبی که آبم را بریزدمخواه آن کام کز من برنخیزدکزین مقصود بی‌مقصود گردمتو آتش گشته‌ای من عود گردممرا بی‌عشق دل خود مهربان بودچو عشق آمد فسرده چون توان بودگر از بازار عشق اندازه گیرمبه تو هر دم نشاطی تازه گیرمولیکن نرد با خود باخت نتوانهمیشه با خوشی درساخت نتوانجهان نیمی ز بهر شادکامی استدگر نیمه ز بهر نیک‌نامی استچه باید طبع را بدرام کردندو نیکو نام را بدنام کردنهمان بهتر که از خود شرم داریمبدین شرم از خدا آزرم داریمزن افکندن نباشد مردرائیخودافکن باش اگر مردی نمائیکسی کافکند خود را بر سر آمدخود افکن با همه عالم برآمدمن آن شیرین درخت آبدارمکه هم حلوا و هم جلاب دارمنخست از من قناعت کن به جلابکه حلوا هم تو خواهی خورد مشتاببه اول شربت از حلوا میندیشکه حلوا پس بود جلاب در پیشچو ما را قند و شکر در دهان هستبه خوزستان چه باید در زدن دستزلال آب چندانی بود خوشکز او بتوان نشاند آشوب آتشچو آب از سرگذشت آید زیانیو گر خود باشد آب زندگانیگر این دل چون تو جانان را نخواهددلی باشد که او جان را نخواهدولی تب کرده را حلوا چشیدننیرزد سالها صفرا کشیدنبسا بیمار کز بسیار خواریبماند سال و مه در رنج و زاریاگر چه طبع جوید میوه‌ تراگر چه میل دارد دل به شکرملک چون دید کو در کار خام استزبانش توسن است و طبع رام استبه لابه گفت کای ماه جهان تابعتاب دوستان نازست بر تابصواب آید روا داری پسندیکه وقت دستگیری دست‌بندیدویدم تا به تو دستی در آرمبه دست آرم تو را دستی برآرمچو می‌بینم کنون زلفت مرا بستتو در دست آمدی من رفتم از دستنگویم در وفا سوگند بشکنخمارم را به بوسی چند بشکناسیری را به وعده شاد می‌کنمبارک مرده‌ای آزاد می‌کنز باغ وصل پر گل کن کنارمچو دانی کز فراقت بر چه خارممگر زان گل گلاب‌آلود گردمبه بوی از گلستان خشنود گردمتو سرمست و سر زلف تو در دستاگر خوشدل نشینم جای آن هستچو با تو می‌ خورم چون کش نباشمتو را بینم چرا دلخوش نباشمکمر زرین بود چون با تو بندمدهن شیرین شود چون با تو خندمگر از من می‌بری چون مهره از مارمن از گل باز می‌مانم تو از خارگر از درد سر من می‌شوی فردمن از سر دور می‌مانم تو از دردجگر خور کز تو به یاری ندارمز تو خوشتر جگرخواری ندارممرا گر روی تو دلکش نباشددلم باشد ولیکن خوش باشداگر دیده شود بر تو بدل گیربود در دیده خس لیکن به تصغیرو گر جان گردد از رویت عنان‌تاببود جان را عروسی لیک در خوابعتابی گر بود ما را ازین پسمیانجی در میانه موی تو بسفلک چون جام یاقوتین روان کردز جرعه خاک را یاقوت‌سان کردملک برخاست جام باده در دستهنوز از باده دوشینه سرمستهمان سودا گرفته دامنش راهمان آتش رسیده خرمنش راهوای گرم بود و آتش تیزنمی‌کرد از گیاه خشک پرهیزگرفت آن نار پستان را چنان سختکه دیبا را فرو بندند بر تختبسی کوشید شیرین تا به صد زورقضای شیر گشت از پهلوی گورملک را گرم دید از بیقراریمکن گفتا بدینسان گرم‌کاریچه باید خویشتن را گرم کردنمرا در روی خود بی‌شرم کردنچو تو گرمی کنی نیکو نباشدگلی کو گرم شد خوشبو نباشدچو باشد گفتگوی خواجه بسیاربه گستاخی پدید آید پرستاربه گفتن با پرستاران چه کوشیسیاست باید اینجا یا خموشیستور پادشاهی تا بود لنگبه دشواری مراد آید فراچنگچو روز بینوائی بر سر آیدمرادت خود به زور از در درآیدنباشد هیچ هشیاری در آن مستکه غل بر پای دارد جام در دستتو دولت جو که من خود هستم اینکبه دست آر آن که من در دستم اینکنخواهم نقش بی‌دولت نمودنمن و دولت به هم خواهیم بودنز دولت‌دوستی جان بر تو ریزمنیم دشمن که از دولت گریزمطرب کن چون در دولت گشادیمخور غم چون به روز نیک زادینخست اقبال وانگه کام جستننشاید گنج بی‌آرام جستنبه صبری می‌توان کامی خریدنبه آرامی دلارامی خریدنزبان آنگه سخن چشم آنگهی نورنخست انگور و آنگه آب انگوربه گرمی کار عاقل به نگرددبه تک دانی که بز فربه نگردددرین آوارگی ناید برومندکه سازم با مراد شاه پیونداگر با تو بیاری سر درآرممن آن یارم که از کارت برآرمتو ملک پادشاهی را بدست آرکه من باشم اگر دولت بود یارگرت با من خوش آید آشنائیهمی ترسم که از شاهی برآئیو گر خواهی به شاهی باز پیوستدریغا من که باشم رفته از دستجهان در نسل تو ملکی قدیم استبدست دیگران عیبی عظیم استجهان آنکس برد کو برشتابدجهانگیری توقف برنتابدهمه چیزی ز روی کدخدائیسکون برتابد الا پادشائیاگر در پادشاهی بنگری تیزسبق برده‌است از عزم سبک‌خیزجوانی داری و شیری و شاهیسری و با سری صاحب کلاهیولایت را ز فتنه پای بگشاییکی ره دستبرد خویش بنمایبدین هندو که رختت راگرفته استبه ترکی تاج و تختت را گرفته استبه تیغ آزرده کن ترکیب جسمشمگر باطل کنی ساز طلسمشکه دست خسروان در جستن کامگهی با تیغ باید گاه با جامز تو یک تیغ تنها بر گرفتنز شش حد جهان لشگر گرفتنکمر بندد فلک در جنگ با تودراندازد به دشمن سنگ با تومرا نیز ار بود دستی نمایموگرنه در دعا دستی گشایم

Distinct summary based on available episode metadata or transcript content.

NOW PLAYING

shore shirin 6 --- شور شیرین۶

0:00 54:16

No transcript for this episode yet

We transcribe on demand. Request one and we'll notify you when it's ready — usually under 10 minutes.

No similar episodes found.

Dr.Rahele Abdolahzadeh's podcast خسرو و شیرین راحله عبداله زاده برزو، بازنشسته دانشگاه و دبیر ادبیات فارسی و فنون ادبی، در فرصت اندکی که در اختیار دارم، می کوشم تا پادکست هایی را از آثار گرانبهای ادبی ایران و جهان بسازم و با صدای خودم در رسانه های مجازی تلگرام و spreaker منتشر کنم . سپس در پایان داستان، در حد توان، تحلیلی از آن را در اختیارتان بگذارم تا به راز شهرت و ماندگاری این آثار پی ببرید و آن را آگاهانه در گنجینه دانش و خرد و آگاهی خویش جای دهید. قدرت انسان را دست کم نگیرید. بدون تردید با نشر آگاهی، ما می توانيم جهان را به جای بهتری برای زیستن مبدل کنیم. دچار Dochar Podcast اسم این پادکست دچاره چون قراره به سراغ شخصیتهایی بریم که دچار یه وضعیت غیرعادی تو زندگیشون شدن. این وضعیت میتونه تراژیک، دلیرانه و یا حتی عاشقانه باشه. اون شخص هم ممکنه به سیاستش، هنرش، قلمش و یا صفتهای دیگه‌ای معروف باشه.شخصیتهای معرفی شده: ستارخان - قیصر امین پور - حسین فاطمی - سهراب سپهری - محمود حسابی - علی اکبر دهخدا - غلام‌رضا تختی - عارف قزوینی - شهریار - هوشنگ ابتهاج - کمال الملک - هوشنگ مرادی کرمانی - ابن سینا - علی شریعتی - درویش خان - مهدی اخوان ثالث - نادر ابراهیمی - لئو تولستوی - ابوالحسن صبا - حسین منزوی - ارنست همینگوی - صمد بهرنگی - فرهاد مهراد - حبیب سماعی - فئودور داستایفسکی - حکیم عمر خیام - راسپوتین - غلامحسین بنان - خسرو شکیبایی - فریدون مشیری - حسن صباح - ولفگانگ آمادئوس موتسارت - سیمین دانشور و جلال آل احمد - امیرکبیر - فرانتس کافکا - نیما یوشیج - عزت الله انتظامی - آنتوان سنت اگزوپری - ناصرالدین شاه - میرزاده عشقی - کلنل محمدتقی خان پسیان - صدام حسین - میخائیل بولگاکف - نظامی گنجوی - جبار باغچه بان - فدریکو گارسیا لورکا - شعبان جعفری - ویلیام شکسپیر - علی حاتمی نظامی گنجوی محمدرضا طاهری مروری بر آثار نظامی گنجوی، شاعر بزرگ قرن ششم.خوانش و شرح: محمدرضا طاهری Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information. فروش نامحدود مجتبی نوری ما معتقدیم که هیچ سقفی برای فروش وجود ندارد. برای رسیدن به این فروش نامحدود، در جستجوی گنجینه ای ارزشمند از ابزارها، راهکارها و ایده های موثر هستیم. قصد داریم تا این گنجینه را از دل تجربیات عملی و دانش خبرگان و نخبگان فروش به دست آوریم. در این مسیر با ما همراه باشید

Frequently Asked Questions

How long is this episode of گنجینه نظامی?

This episode is 54 minutes long.

When was this گنجینه نظامی episode published?

This episode was published on August 28, 2022.

Can I download this گنجینه نظامی episode?

Yes. Use the download control on the episode player to save the publisher-provided media file.
URL copied to clipboard!