شور شیرین ۱۶ episode artwork

EPISODE · Oct 6, 2022 · 1H 11M

شور شیرین ۱۶

from گنجینه نظامی

 شبی تاریک نور از ماه بردهفلک را غول وار از راه بردهزمانه با هزاران دست بی‌زورفلک با صد هزاران دیده شبکورشهنشه پای را با بند زریننهاده بر دو سیمین ساق شیرینبت زنجر موی از سیمگون دستبه زنجیر زرش بر مهره می‌بستز شفقت ساقهای بند سایشهمی مالید و می‌بوسید پایشحکایت‌های مهرانگیز می‌گفتکه بر بانگ حکایت خوش توان خفتبه هر لفظی دهن پر نوش می‌داشتبر آواز شهنشه گوش می‌داشتچو خسرو خفت و کمتر شد جوابشبه شیریت در سرایت کرد خوابشدو یار نازنین در خواب رفتهفلک بیدار و از چشم آب رفتهجهان می‌گفت کامد فتنه سرمستسیاهی بر لبش مسمار می‌بستفرود آمد ز روزن دیو چهرینبوده در سرشتش هیچ مهریچو قصاب از غضب خونی نشانیچو نفاط از بروت آتش‌فشانیچو دزد خانه بر کالا همی جستسریر شاه را بالا همی جستبه بالین شه آمد تیغ در مشتجگرگاهش درید و شمع را کشتچنان زد بر جگرگاهش سر تیغکه خون برجست ازو چون آتش از میغچو از ماهی جدا کرد آفتابیبرون زد سر ز روزن چون عقابیملک در خواب خوش پهلو دریدهگشاده چشم و خود را کشته دیدهز خونش خوابگه طوفان گرفتهدلش از تشنگی از جان گرفتهبه دل گفتا که شیرین را ز خوشخوابکنم بیدار و خواهم شربتی آبدگر ره گفت با خطر نهفتهکه هست این مهربان شبها نخفتهچو بیند بر من این بیداد و خوارینخسبد دیگر از فریاد و زاریهمان به کین سخن ناگفته باشدشوم من مرده و او خفته باشدبه تلخی جان چنان داد آن وفادارکه شیرین را نکرد از خواب بیدارشکفته گلبنی بینی چو خورشیدبه سرسبزی جهان را داده امیدبرآید ناگه ابری تند و سرمستبخون ریز ریاحین تیغ در دستبدان سختی فرو بارد تگرگیکزان گلبن نماند شاخ و برگیچو گردد باغبان خفته بیداربه باغ اندر نه گل بیند نه گلزارچه گوئی کز غم گل خون نریزدچو گل ریزد گلابی چون نریزدز بس خون کز تن شه رفت چون آبدر آمد نرگس شیرین ز خوشخوابدگر شبها که بختش یار گشتیبه بانگ نای و نی بیدار گشتیفلک بنگر چه سردی کرد این بارکه خون گرم شاهش کرد بیدارپریشان شد چو مرغ تاب دیدهکه بود آن سهم را در خواب دیدهپرند از خوابگاه شاه برداشتیکی دریای خون دیده آه برداشتز شب می‌جست نور آفتابیدریغا چشمش آمد در خرابیسریری دید سر بی‌تاج کردهچراغی روغنش تاراج کردهخزینه در گشاده گنج بردهسپه رفته سپهسالار مردهبه گریه ساعتی شب را سیه کردبسی بگریست وانگه عزم ره کردگلاب و مشک با عنبر برآمیختبر آن اندام خون آلود می‌ریختفرو شستش به گلاب و به کافورچنان کز روشنی می‌تافت چون نورچنان بزمی که شاهان را طرازندبسازیدش کز آن بهتر نسازندچو شه را کرده بود آرایشی چستبه کافور و گلاب اندام او شستهمان آرایش خود نیز نو کردبدین اندیشه صد دل را گرو کرددل شیرویه شیرین را ببایستولیکن با کسی گفتن نشایستنهانی کس فرستادش که خوش باشیکی هفته درین غم بارکش باشچو هفته بگذرد ماه دو هفتهشود در باغ من چون گل شکفتهخداوندی دهم بر هر گروهشز خسرو بیشتر دارم شکوهشچو گنجش زیر زر پوشیده دارمکلید گنج‌ها او را سپارمچو شیرین این سخنها را نیوشیدچو سرکه تند شد چون می بجوشیدفریبش داد تا باشد شکیبشنهاد آن کشتنی دل بر فریبشپس آنگه هر چه بود اسباب خسروز منسوخ کهن تا کسوت نوبه محتاجان و محرومان ندا کردز بهر جان شاهنشه فدا کرد

Episode metadata supplied by the publisher feed · Published Oct 6, 2022

Embed this episode

شبی تاریک نور از ماه بردهفلک را غول وار از راه بردهزمانه با هزاران دست بی‌زورفلک با صد هزاران دیده شبکورشهنشه پای را با بند زریننهاده بر دو سیمین ساق شیرینبت زنجر موی از سیمگون دستبه زنجیر زرش بر مهره می‌بستز شفقت ساقهای بند سایشهمی مالید و می‌بوسید پایشحکایت‌های مهرانگیز می‌گفتکه بر بانگ حکایت خوش توان خفتبه هر لفظی دهن پر نوش می‌داشتبر آواز شهنشه گوش می‌داشتچو خسرو خفت و کمتر شد جوابشبه شیریت در سرایت کرد خوابشدو یار نازنین در خواب رفتهفلک بیدار و از چشم آب رفتهجهان می‌گفت کامد فتنه سرمستسیاهی بر لبش مسمار می‌بستفرود آمد ز روزن دیو چهرینبوده در سرشتش هیچ مهریچو قصاب از غضب خونی نشانیچو نفاط از بروت آتش‌فشانیچو دزد خانه بر کالا همی جستسریر شاه را بالا همی جستبه بالین شه آمد تیغ در مشتجگرگاهش درید و شمع را کشتچنان زد بر جگرگاهش سر تیغکه خون برجست ازو چون آتش از میغچو از ماهی جدا کرد آفتابیبرون زد سر ز روزن چون عقابیملک در خواب خوش پهلو دریدهگشاده چشم و خود را کشته دیدهز خونش خوابگه طوفان گرفتهدلش از تشنگی از جان گرفتهبه دل گفتا که شیرین را ز خوشخوابکنم بیدار و خواهم شربتی آبدگر ره گفت با خطر نهفتهکه هست این مهربان شبها نخفتهچو بیند بر من این بیداد و خوارینخسبد دیگر از فریاد و زاریهمان به کین سخن ناگفته باشدشوم من مرده و او خفته باشدبه تلخی جان چنان داد آن وفادارکه شیرین را نکرد از خواب بیدارشکفته گلبنی بینی چو خورشیدبه سرسبزی جهان را داده امیدبرآید ناگه ابری تند و سرمستبخون ریز ریاحین تیغ در دستبدان سختی فرو بارد تگرگیکزان گلبن نماند شاخ و برگیچو گردد باغبان خفته بیداربه باغ اندر نه گل بیند نه گلزارچه گوئی کز غم گل خون نریزدچو گل ریزد گلابی چون نریزدز بس خون کز تن شه رفت چون آبدر آمد نرگس شیرین ز خوشخوابدگر شبها که بختش یار گشتیبه بانگ نای و نی بیدار گشتیفلک بنگر چه سردی کرد این بارکه خون گرم شاهش کرد بیدارپریشان شد چو مرغ تاب دیدهکه بود آن سهم را در خواب دیدهپرند از خوابگاه شاه برداشتیکی دریای خون دیده آه برداشتز شب می‌جست نور آفتابیدریغا چشمش آمد در خرابیسریری دید سر بی‌تاج کردهچراغی روغنش تاراج کردهخزینه در گشاده گنج بردهسپه رفته سپهسالار مردهبه گریه ساعتی شب را سیه کردبسی بگریست وانگه عزم ره کردگلاب و مشک با عنبر برآمیختبر آن اندام خون آلود می‌ریختفرو شستش به گلاب و به کافورچنان کز روشنی می‌تافت چون نورچنان بزمی که شاهان را طرازندبسازیدش کز آن بهتر نسازندچو شه را کرده بود آرایشی چستبه کافور و گلاب اندام او شستهمان آرایش خود نیز نو کردبدین اندیشه صد دل را گرو کرددل شیرویه شیرین را ببایستولیکن با کسی گفتن نشایستنهانی کس فرستادش که خوش باشیکی هفته درین غم بارکش باشچو هفته بگذرد ماه دو هفتهشود در باغ من چون گل شکفتهخداوندی دهم بر هر گروهشز خسرو بیشتر دارم شکوهشچو گنجش زیر زر پوشیده دارمکلید گنج‌ها او را سپارمچو شیرین این سخنها را نیوشیدچو سرکه تند شد چون می بجوشیدفریبش داد تا باشد شکیبشنهاد آن کشتنی دل بر فریبشپس آنگه هر چه بود اسباب خسروز منسوخ کهن تا کسوت نوبه محتاجان و محرومان ندا کردز بهر جان شاهنشه فدا کرد

Distinct summary based on available episode metadata or transcript content.

NOW PLAYING

شور شیرین ۱۶

0:00 1:11:26

No transcript for this episode yet

We transcribe on demand. Request one and we'll notify you when it's ready — usually under 10 minutes.

No similar episodes found.

Dr.Rahele Abdolahzadeh's podcast خسرو و شیرین راحله عبداله زاده برزو، بازنشسته دانشگاه و دبیر ادبیات فارسی و فنون ادبی، در فرصت اندکی که در اختیار دارم، می کوشم تا پادکست هایی را از آثار گرانبهای ادبی ایران و جهان بسازم و با صدای خودم در رسانه های مجازی تلگرام و spreaker منتشر کنم . سپس در پایان داستان، در حد توان، تحلیلی از آن را در اختیارتان بگذارم تا به راز شهرت و ماندگاری این آثار پی ببرید و آن را آگاهانه در گنجینه دانش و خرد و آگاهی خویش جای دهید. قدرت انسان را دست کم نگیرید. بدون تردید با نشر آگاهی، ما می توانيم جهان را به جای بهتری برای زیستن مبدل کنیم. دچار Dochar Podcast اسم این پادکست دچاره چون قراره به سراغ شخصیتهایی بریم که دچار یه وضعیت غیرعادی تو زندگیشون شدن. این وضعیت میتونه تراژیک، دلیرانه و یا حتی عاشقانه باشه. اون شخص هم ممکنه به سیاستش، هنرش، قلمش و یا صفتهای دیگه‌ای معروف باشه.شخصیتهای معرفی شده: ستارخان - قیصر امین پور - حسین فاطمی - سهراب سپهری - محمود حسابی - علی اکبر دهخدا - غلام‌رضا تختی - عارف قزوینی - شهریار - هوشنگ ابتهاج - کمال الملک - هوشنگ مرادی کرمانی - ابن سینا - علی شریعتی - درویش خان - مهدی اخوان ثالث - نادر ابراهیمی - لئو تولستوی - ابوالحسن صبا - حسین منزوی - ارنست همینگوی - صمد بهرنگی - فرهاد مهراد - حبیب سماعی - فئودور داستایفسکی - حکیم عمر خیام - راسپوتین - غلامحسین بنان - خسرو شکیبایی - فریدون مشیری - حسن صباح - ولفگانگ آمادئوس موتسارت - سیمین دانشور و جلال آل احمد - امیرکبیر - فرانتس کافکا - نیما یوشیج - عزت الله انتظامی - آنتوان سنت اگزوپری - ناصرالدین شاه - میرزاده عشقی - کلنل محمدتقی خان پسیان - صدام حسین - میخائیل بولگاکف - نظامی گنجوی - جبار باغچه بان - فدریکو گارسیا لورکا - شعبان جعفری - ویلیام شکسپیر - علی حاتمی نظامی گنجوی محمدرضا طاهری مروری بر آثار نظامی گنجوی، شاعر بزرگ قرن ششم.خوانش و شرح: محمدرضا طاهری Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information. فروش نامحدود مجتبی نوری ما معتقدیم که هیچ سقفی برای فروش وجود ندارد. برای رسیدن به این فروش نامحدود، در جستجوی گنجینه ای ارزشمند از ابزارها، راهکارها و ایده های موثر هستیم. قصد داریم تا این گنجینه را از دل تجربیات عملی و دانش خبرگان و نخبگان فروش به دست آوریم. در این مسیر با ما همراه باشید

Frequently Asked Questions

How long is this episode of گنجینه نظامی?

This episode is 1 hour and 11 minutes long.

When was this گنجینه نظامی episode published?

This episode was published on October 6, 2022.

Can I download this گنجینه نظامی episode?

Yes. Use the download control on the episode player to save the publisher-provided media file.
URL copied to clipboard!