EPISODE · Sep 28, 2022 · 58 MIN
شور شیرین۱۱
from گنجینه نظامی
خداوندا شبم را روز گردانچو روزم بر جهان پیروز گردانشبی دارم سیاه از صبح نومیددرین شب رو سپیدم کن چو خورشیدغمی دارم هلاک شیر مردانبرین غم چون نشاطم چیر گردانندارم طاقت این کوره تنگخلاصی ده مرا چون لعل ازین سنگتوئی یاری رس فریاد هر کسبه فریاد من فریاد خوان رسندارم طاقت تیمار چندیناغثنی یا غیاث المستغیثینبه آب دیده طفلان محرومبسوز سینه پیران مظلومبه بالین غریبان بر سر راهبه تسلیم اسیران در بن چاهبه داور داور فریاد خواهانبه یارب یارب صاحب گناهانبدان حجت که دل را بنده داردبدان آیت که جان را زنده داردبه دامن پاکی دین پرورانتبه صاحب سری پیغمبرانتبه محتاجان در بر خلق بستهبه مجروحان خون بر خون نشستهبه دور افتادگان از خان و مانهابه واپس ماندگان از کاروانهابه وردی کز نوآموزی بر آیدبه آهی کز سر سوزی بر آیدبه ریحان نثار اشکریزانبه قرآن و چراغ صبح خیزانبه نوری کز خلایق در حجاب استبه انعامی که بیرون از حساب استبه تصدیقی که دارد راهب دیربه توفیقی که بخشد واهب خیربه مقبولان خلوت برگزیدهبه معصومان آلایش ندیدهبه هر طاعت که نزدیکت صواب استبه هر دعوت که پیشت مستجاب استبه آن آه پسین کز عرش پیشستبدان نام مهین کز شرح بیشستکه رحمی بر دل پر خونمآوروزین غرقاب غم بیرونم آوراگر هر موی من گردد زبانیشود هر یک ترا تسبیح خوانیهنوز از بیزبانی خفته باشمز صد شکرت یکی ناگفته باشمتو آن هستی که با تو کیستی نیستتوئی هست آن دگر جز نیستی نیستتوئی در پرده وحدت نهانیفلک را داده بر در قهرمانیخداوندیت را انجام و آغازنداند اول و آخر کسی بازبه درگاه تو در امید و در بیمنشاید راه بردن جز به تسلیمفلک بر بستی و دوران گشادیجهان و جان و روزی هر سه دادیاگر روزی دهی ور جان ستانیتو دانی هر چه خواهی کن تو دانیبه توفیق توام زین گونه بر پایبرین توفیق توفیقی برافزایچو حکمی راند خواهی یا قضائیبه تسلیم آفرین در من رضائیاگر چه هر قضائی کان تو رانیمسلم شد به مرگ و زندگانیمن رنجور بیطاقت عیارممده رنجی که من طاقت ندارمز من ناید به واجب هیچ کاریگر از من ناید آید از تو باریبه انعام خودم دلخوش کن این بارکه انعام تو بر من هست بسیارز تو چون پوشم این راز نهانیو گر پوشم تو خود پوشیده دانیچو خواهش کرد بسیار از دل پاکچو آب چشم خود غلتید بر خاکفراخی دادش ایزد در دل تنگکلیدش را بر آورد آهن از سنگجوان شد گلبن دولت دیگر بارز تلخی رست شیرین شکر بارنیایش در دل خسرو اثر کرددلش را چون فلک زیر و زبر کرد
Embed this episode
What this episode covers
خداوندا شبم را روز گردانچو روزم بر جهان پیروز گردانشبی دارم سیاه از صبح نومیددرین شب رو سپیدم کن چو خورشیدغمی دارم هلاک شیر مردانبرین غم چون نشاطم چیر گردانندارم طاقت این کوره تنگخلاصی ده مرا چون لعل ازین سنگتوئی یاری رس فریاد هر کسبه فریاد من فریاد خوان رسندارم طاقت تیمار چندیناغثنی یا غیاث المستغیثینبه آب دیده طفلان محرومبسوز سینه پیران مظلومبه بالین غریبان بر سر راهبه تسلیم اسیران در بن چاهبه داور داور فریاد خواهانبه یارب یارب صاحب گناهانبدان حجت که دل را بنده داردبدان آیت که جان را زنده داردبه دامن پاکی دین پرورانتبه صاحب سری پیغمبرانتبه محتاجان در بر خلق بستهبه مجروحان خون بر خون نشستهبه دور افتادگان از خان و مانهابه واپس ماندگان از کاروانهابه وردی کز نوآموزی بر آیدبه آهی کز سر سوزی بر آیدبه ریحان نثار اشکریزانبه قرآن و چراغ صبح خیزانبه نوری کز خلایق در حجاب استبه انعامی که بیرون از حساب استبه تصدیقی که دارد راهب دیربه توفیقی که بخشد واهب خیربه مقبولان خلوت برگزیدهبه معصومان آلایش ندیدهبه هر طاعت که نزدیکت صواب استبه هر دعوت که پیشت مستجاب استبه آن آه پسین کز عرش پیشستبدان نام مهین کز شرح بیشستکه رحمی بر دل پر خونمآوروزین غرقاب غم بیرونم آوراگر هر موی من گردد زبانیشود هر یک ترا تسبیح خوانیهنوز از بیزبانی خفته باشمز صد شکرت یکی ناگفته باشمتو آن هستی که با تو کیستی نیستتوئی هست آن دگر جز نیستی نیستتوئی در پرده وحدت نهانیفلک را داده بر در قهرمانیخداوندیت را انجام و آغازنداند اول و آخر کسی بازبه درگاه تو در امید و در بیمنشاید راه بردن جز به تسلیمفلک بر بستی و دوران گشادیجهان و جان و روزی هر سه دادیاگر روزی دهی ور جان ستانیتو دانی هر چه خواهی کن تو دانیبه توفیق توام زین گونه بر پایبرین توفیق توفیقی برافزایچو حکمی راند خواهی یا قضائیبه تسلیم آفرین در من رضائیاگر چه هر قضائی کان تو رانیمسلم شد به مرگ و زندگانیمن رنجور بیطاقت عیارممده رنجی که من طاقت ندارمز من ناید به واجب هیچ کاریگر از من ناید آید از تو باریبه انعام خودم دلخوش کن این بارکه انعام تو بر من هست بسیارز تو چون پوشم این راز نهانیو گر پوشم تو خود پوشیده دانیچو خواهش کرد بسیار از دل پاکچو آب چشم خود غلتید بر خاکفراخی دادش ایزد در دل تنگکلیدش را بر آورد آهن از سنگجوان شد گلبن دولت دیگر بارز تلخی رست شیرین شکر بارنیایش در دل خسرو اثر کرددلش را چون فلک زیر و زبر کرد
NOW PLAYING
شور شیرین۱۱
No transcript for this episode yet
Similar Episodes
No similar episodes found.