EPISODE · Nov 20, 2020 · 42 MIN
سلمان ساوجی
from کتابخانه گلها
#گلهای_جاویدان برنامه شماره 151#گلپایگانی#عبدالوهاب_شهیدی#سعدی#همام_تبریزی#محمد_شیرخدایی #حسین_تهرانی#سلمان_ساوجی #مهدی_خالدی#احمد_عبادی #مرتضی_محجوبی #جلیل_شهناز #روشنکبه چه کار آیدت ز گل طبقیاز گلستان من ببر ورقیگل همین پنج روز و شش باشدوین گلستان همیشه خوش باشدمن خراباتیم و باده پرستدر خرابات مغان واله و مستمی کشندم چو سبو دوش به دوشمی برندم چو قدم دست به دستتا توانی مده از کف به بهار ای ساقیلب جوی و لب جام و لب یار ای ساقینو بهار است و گل و سبزه و ما عمر عزیزمی گذاریم به غفلت مگذار ای ساقیشاهد و باغ و گل و می همه خوبند ولییار خوش خوشتر از این هر سه چهار ای ساقیبی نوایم غزلی نو بنواز ای سلماندر خمارم قدحی می ز خم آر ای ساقیمن هرچه دیده ام ز دل و دیده دیده امگاهی ز دل بود گله گاهی ز دیده اممن هرچی دیده ام ز دل و دیده تا کنوناز دل ندیده ام همه از دیده دیده اماول کسی که ریخت به خاک آبروی منشکست کش به خون جگر پروریده امگویند بوی زلف تو جان تازه می کندسلمان قبول کن که من از جان شنیده امما روی دل به خانه خمار کرده ایممحراب جان ز ابروی دلدار کرده ایمسرمست رفته ایم به بازار و جرعه وارجانها نثار بر سر بازار کرده ایمامروز با تو نیست سر و کار ماکه ما عمر عزیز در سر این کار کرده ایمای مدعی به رندی سلمان چه می کنیدعوی که ما به جرم خود اقرار کرده ایم
Embed this episode
What this episode covers
#گلهای_جاویدان برنامه شماره 151#گلپایگانی#عبدالوهاب_شهیدی#سعدی#همام_تبریزی#محمد_شیرخدایی #حسین_تهرانی#سلمان_ساوجی #مهدی_خالدی#احمد_عبادی #مرتضی_محجوبی #جلیل_شهناز #روشنکبه چه کار آیدت ز گل طبقیاز گلستان من ببر ورقیگل همین پنج روز و شش باشدوین گلستان همیشه خوش باشدمن خراباتیم و باده پرستدر خرابات مغان واله و مستمی کشندم چو سبو دوش به دوشمی برندم چو قدم دست به دستتا توانی مده از کف به بهار ای ساقیلب جوی و لب جام و لب یار ای ساقینو بهار است و گل و سبزه و ما عمر عزیزمی گذاریم به غفلت مگذار ای ساقیشاهد و باغ و گل و می همه خوبند ولییار خوش خوشتر از این هر سه چهار ای ساقیبی نوایم غزلی نو بنواز ای سلماندر خمارم قدحی می ز خم آر ای ساقیمن هرچه دیده ام ز دل و دیده دیده امگاهی ز دل بود گله گاهی ز دیده اممن هرچی دیده ام ز دل و دیده تا کنوناز دل ندیده ام همه از دیده دیده اماول کسی که ریخت به خاک آبروی منشکست کش به خون جگر پروریده امگویند بوی زلف تو جان تازه می کندسلمان قبول کن که من از جان شنیده امما روی دل به خانه خمار کرده ایممحراب جان ز ابروی دلدار کرده ایمسرمست رفته ایم به بازار و جرعه وارجانها نثار بر سر بازار کرده ایمامروز با تو نیست سر و کار ماکه ما عمر عزیز در سر این کار کرده ایمای مدعی به رندی سلمان چه می کنیدعوی که ما به جرم خود اقرار کرده ایم
NOW PLAYING
سلمان ساوجی
No transcript for this episode yet
Similar Episodes
No similar episodes found.