EPISODE · Sep 22, 2024 · 5 MIN
اسماعیل خویی | جهان در صدای تو آبیست
from شعر | با صدای شاعر
▨ نام شعر: جهان در صدای تو آبیست▨ شاعر: اسماعیل خویی▨ با صدای: اسماعیل خویی▨ موسیقی متن: قطعهی «مدار اول» از حسام ناصری و میلاد محمدی▨ پالایش و تنظیم: شهروزــــــــــــــــــــــــصدای تو را دوست دارمصدای تو از “آن” و از جاودان میسرایدصدای تو از لالهزاران که بر بادصدای تو از نوبهاران که در یادمیآید.صدای تو را، رنگ و بوی صدای تو را دوست دارم صدای تو از آن سوی شوراز پشت بیداد میآید،و جان ِدل ِمن،دلِ جانم از آن به فریاد میآیدصدای تو اندوه خیام را دارددر آن دم که چون کهکشان، ابری از ماهتاب و ستارهنوای غزلهای حافظبر آن، شادخواران و اندوهگزاران، ببارد، بشاردصدای تو،اندوهِ شاد صدای تو را دوست دارممخالفسُرای همایون و بیداد!صدای تو در پردهی دلکشِ شور زیباستو بر موجزارانِ دشتی،و بر اوجسارانِ ماهورو در هرچه گوشهست از هر چه پردهستحریر صدایت به تحریر، چو بر صیقل برکهها بازی نور، زیباست صدای تو همبفتی از مخملِ آب و از طعم آتشصدای تو، چون روح آیینه بیخش و بیغشجهان در صدای تو آبی ستو زیر و بم هر چه از اصفهان در صدای تو آبی ستو هر سُنت از دیرگاهان و هر بدعت از ناگهاندر صدای تو آبی ستو نو میشود کهنه، وقتی که از پنجرهی حنجرهی تو گذر میکندو تالارِ پژواک را در دل و جان تو به صد چلچراغ از برافروختنچو تالار آیینه، از چار سو شعلهور میکندبه هر گاهی از خوش ترینهای بیگاه صدایت چو قالیچهای نور میآیدو زین آسمان ترشروی مرا میرباید، مرا میبرد دورسوی مخملستان ژرف پگاهآسمانِ نشابور صدای تو بیداد اندوه در شور شادیصدای تو فریاد زنجیر و گلبانگ آزادی منصدای تو آوای آبادی منصدای تو هیهای ویرانی منصدای تو معنای ایرانی منصدای تو… ای دوست! ای من! کجایی؟که از ناکجاها میآییو از من مرا میرباییو من هیچ، من هیچتر من نه منمن منم تا میآییو سیمِ نسیم است اینککه بندد میان تو تا من پل، ای دوست!و موسیقی غربت من نثار صدایتسکوتِ نُتی آه داردکه در انفجارش، من از اشکِ خونینبه روی صدایت فشانم گل ای دوست▨ اسماعیل خویی این شعر را به محمدرضا شجریان تقدیم کرده
What this episode covers
▨ نام شعر: جهان در صدای تو آبیست▨ شاعر: اسماعیل خویی▨ با صدای: اسماعیل خویی▨ موسیقی متن: قطعهی «مدار اول» از حسام ناصری و میلاد محمدی▨ پالایش و تنظیم: شهروزــــــــــــــــــــــــصدای تو را دوست دارمصدای تو از “آن” و از جاودان میسرایدصدای تو از لالهزاران که بر بادصدای تو از نوبهاران که در یادمیآید.صدای تو را، رنگ و بوی صدای تو را دوست دارم صدای تو از آن سوی شوراز پشت بیداد میآید،و جان ِدل ِمن،دلِ جانم از آن به فریاد میآیدصدای تو اندوه خیام را دارددر آن دم که چون کهکشان، ابری از ماهتاب و ستارهنوای غزلهای حافظبر آن، شادخواران و اندوهگزاران، ببارد، بشاردصدای تو،اندوهِ شاد صدای تو را دوست دارممخالفسُرای همایون و بیداد!صدای تو در پردهی دلکشِ شور زیباستو بر موجزارانِ دشتی،و بر اوجسارانِ ماهورو در هرچه گوشهست از هر چه پردهستحریر صدایت به تحریر، چو بر صیقل برکهها بازی نور، زیباست صدای تو همبفتی از مخملِ آب و از طعم آتشصدای تو، چون روح آیینه بیخش و بیغشجهان در صدای تو آبی ستو زیر و بم هر چه از اصفهان در صدای تو آبی ستو هر سُنت از دیرگاهان و هر بدعت از ناگهاندر صدای تو آبی ستو نو میشود کهنه، وقتی که از پنجرهی حنجرهی تو گذر میکندو تالارِ پژواک را در دل و جان تو به صد چلچراغ از برافروختنچو تالار آیینه، از چار سو شعلهور میکندبه هر گاهی از خوش ترینهای بیگاه صدایت چو قالیچهای نور میآیدو زین آسمان ترشروی مرا میرباید، مرا میبرد دورسوی مخملستان ژرف پگاهآسمانِ نشابور صدای تو بیداد اندوه در شور شادیصدای تو فریاد زنجیر و گلبانگ آزادی منصدای تو آوای آبادی منصدای تو هیهای ویرانی منصدای تو معنای ایرانی منصدای تو… ای دوست! ای من! کجایی؟که از ناکجاها میآییو از من مرا میرباییو من هیچ، من هیچتر من نه منمن منم تا میآییو سیمِ نسیم است اینککه بندد میان تو تا من پل، ای دوست!و موسیقی غربت من نثار صدایتسکوتِ نُتی آه داردکه در انفجارش، من از اشکِ خونینبه روی صدایت فشانم گل ای دوست▨ اسماعیل خویی این شعر را به محمدرضا شجریان تقدیم کرده
NOW PLAYING
اسماعیل خویی | جهان در صدای تو آبیست
No transcript for this episode yet
Similar Episodes
Jun 24, 2026 ·5m
Jun 24, 2026 ·4m