PodParley PodParley

طهران | محمدرضا حاج‌رستم بیگلو

An episode of the شعر | با صدای شاعر podcast, hosted by Schahrouz, titled "طهران | محمدرضا حاج‌رستم بیگلو" was published on February 18, 2024 and runs 5 minutes.

February 18, 2024 ·5m · شعر | با صدای شاعر

0:00 / 0:00

▨ نام شعر: طهران▨ شاعر: محمدرضا حاج‌رستمبیگلو▨ با صدای: محمدرضا حاج‌رستمبیگلو♬ پالایش و تنظیم: شهروزــــــــــــــــــــــــتهران من از تو هیچ نمی‌خواهم جز تکه پاره‌های گریبانمنوستالژیای مرگ ِ مکرر را تزریق کن، دوباره پریشانمتهران دلت همیشه غبارآلود، رویای سنگ‌خیز ِتو وهم آلودپهلوی پهنه‌های تو خون‌آلود، پس یا بمیر یا که بمیرانممن زخمی از توام، تو چرا زخمی؟ ابرو شکسته، خسته، پر از اخمیای پایتخت ِ بخت چه سرسختی؟ انکار کن بگـو که نمی‌دانمامّ القرای ِ غربتی و دیزی، ای باغ ِ دشنه، باغچه‌ی تیزیگور ِاقاقی و ون و تبریــزی، حالا تو را چگونه بترسانم؟ای سرزمین ِ آدمک و مردک، الّاکلنگ ِدوز و کلک، بی‌شکچـاه ِدرک، مخازن ِ نارنجــک ، فندک بزن بسوز و بسوزانمشمس‌العماره‌های پُر از ماری، دیو آشیان ِ بی‌در و دیواریسردابی از جنازه و مرداری،از عشق‌های بی سر و سامانمای شهر شحنه‌خیز چه مشکوکی، چه کافه‌های خلوت ِمتروکیگردوی سرنوشت چرا پوکی؟ از روز و روزگار گریزانمده ماه ِسال عاطلی و تعطیل، قانون تو قواعد ِ هردمبیلای جنگل ِزنان و صف و زنبیل، هم‌میهنان ِ مَرد ِ پشیمانمقاجار؛ غرق سور و سرورت کرد، صاحب قِران؛ تنور ِبلورت کرددارالفنون؛ قرین غرورت کرد، در فکر پیش از این و پس از آنممشروطه؛ شهر شعر و شعورت کرد، شاهی دوباره از همه دورَت کردتا کودتا؛ که زنده‌به‌گورت کرد، خون می‌خورم هر آینه می‌خوانمدیدی که «دختر ِ لر» از اینجا رفت؟ حتی «امیر» دلخور از اینجا رفتدل نیز با دل ِ پُر از اینجا رفت، من دل شکسته‌ام که نمی‌مانمهر شنبه‌سوری ِتو پُر از کوری، مامورهای خنگ به مزدوریبا لحن ِ خشک و جمله‌ی دستوری، اما به من چه؛ من نه مسلمانمشریان ِفاضلاب‌ترین‌هایی، شنزاری از سراب‌ترین‌هاییویران‌تر از خراب‌ترین‌هایی، من روح ِ رودهای گریزانمقحطی زد و دیار ِدمشقم سوخت، دانه به دانه خانه‌ی عشقم سوختدر پلک ِ خود کفن شد و از غم سوخت، هر دختری که شد دل و شد جانم

▨ نام شعر: طهران

▨ شاعر: محمدرضا حاج‌رستمبیگلو

▨ با صدای: محمدرضا حاج‌رستمبیگلو

♬ پالایش و تنظیم: شهروز

ــــــــــــــــــــــــ

تهران من از تو هیچ نمی‌خواهم جز تکه پاره‌های گریبانم

نوستالژیای مرگ ِ مکرر را تزریق کن، دوباره پریشانم


تهران دلت همیشه غبارآلود، رویای سنگ‌خیز ِتو وهم آلود

پهلوی پهنه‌های تو خون‌آلود، پس یا بمیر یا که بمیرانم


من زخمی از توام، تو چرا زخمی؟ ابرو شکسته، خسته، پر از اخمی

ای پایتخت ِ بخت چه سرسختی؟ انکار کن بگـو که نمی‌دانم


امّ القرای ِ غربتی و دیزی، ای باغ ِ دشنه، باغچه‌ی تیزی

گور ِاقاقی و ون و تبریــزی، حالا تو را چگونه بترسانم؟


ای سرزمین ِ آدمک و مردک، الّاکلنگ ِدوز و کلک، بی‌شک

چـاه ِدرک، مخازن ِ نارنجــک ، فندک بزن بسوز و بسوزانم


شمس‌العماره‌های پُر از ماری، دیو آشیان ِ بی‌در و دیواری

سردابی از جنازه و مرداری،از عشق‌های بی سر و سامانم


ای شهر شحنه‌خیز چه مشکوکی، چه کافه‌های خلوت ِمتروکی

گردوی سرنوشت چرا پوکی؟ از روز و روزگار گریزانم


ده ماه ِسال عاطلی و تعطیل، قانون تو قواعد ِ هردمبیل

ای جنگل ِزنان و صف و زنبیل، هم‌میهنان ِ مَرد ِ پشیمانم


قاجار؛ غرق سور و سرورت کرد، صاحب قِران؛ تنور ِبلورت کرد

دارالفنون؛ قرین غرورت کرد، در فکر پیش از این و پس از آنم


مشروطه؛ شهر شعر و شعورت کرد، شاهی دوباره از همه دورَت کرد

تا کودتا؛ که زنده‌به‌گورت کرد، خون می‌خورم هر آینه می‌خوانم


دیدی که «دختر ِ لر» از اینجا رفت؟ حتی «امیر» دلخور از اینجا رفت

دل نیز با دل ِ پُر از اینجا رفت، من دل شکسته‌ام که نمی‌مانم


هر شنبه‌سوری ِتو پُر از کوری، مامورهای خنگ به مزدوری

با لحن ِ خشک و جمله‌ی دستوری، اما به من چه؛ من نه مسلمانم


شریان ِفاضلاب‌ترین‌هایی، شنزاری از سراب‌ترین‌هایی

ویران‌تر از خراب‌ترین‌هایی، من روح ِ رودهای گریزانم


قحطی زد و دیار ِدمشقم سوخت، دانه به دانه خانه‌ی عشقم سوخت

در پلک ِ خود کفن شد و از غم سوخت، هر دختری که شد دل و شد جانم

طعم مهر طعم مهر طعم مهر، طعم گوارای همنشینی هاست.لذت گرمی سلام قلب ها در سردی روزگار غریب امروز.گاهی گریزی به لطافت و معرفت جامانده در گذشته و گاهی یادآوری طعم شیرین دوست داشتن های کمرنگ شده.با شعر، قصه و دلنوشته ها در ضیافت موسیقی و ترانه و آرامش، طعم مهر را بچشید.با سپاس سینماگپ CinemaGap Ali Kiani انتخاب نام سینما گپ ، نشان دهنده ی این است که بحثهای عنوان شده در برنامه الزاما و دقیقا کارشناسی فیلم و سینما نیستند.البته سعی می‌شود برنامه ها تبدیل به گفتگو های دورهمی نشود، حداقل در مقایسه با برنامه های تلویزیون... از این رو شرکت کنندگان در برنامه کارشناس سینما نیستند، و بیشتر قرار بر این است که افرادی دارای تخصص‌های مختلف و حتی الامکان مربوط به مقوله های فرهنگی،اجتماعی( یا هر تخصصی که به یک فیلم خاص مربوط شود) ، علاقه مند و دارای اشراف به سینما باشند که فیلمها را به جز از زاویه ی صرف هنری، از دید نسبت موضوع فیلم به تخصص خود نگاه و بیان کنند. همچنین در نظر داشته باشیم در فرهنگ ما ، توجه به مقوله های فرهنگی بیشتر متن محور است. برای مثال ، نقاشی ایرانی در تاریخ « تصویر سازی»داستانها بوده، نه نقاشی صرف. در موسیقی نیز، توجه بیشتر به آواز است ودر آواز بیشتر به شعر. حتی در برنامه های کارشناسی هم بیشتر به متن و لاجرم به موضوع توجه میشود. صحبت در مورد مسایل صرفا فنی مانند نور، صدا، طراحی صحنه،و... معمولا کمتر است و در صورت وجود علاقمندان کمتری دارد، و برنامه ی سینما گپ نیز که ادعای کارشناسی پادکست ایهام مصطفی علیزاده قصد داریم در ضمن گفت و گو با شاعران واهالی ادبیات فارسی پنجره ای به سمت شعر فارسی بازکنیم. کانال تلگرام ما@ihampodcast1402پادکست ایهام با مصطفی علیزاده NedayeMohabat's Podcast NedayeMohabat رادیو ندای محبت شامل برنامه های گوناگون مسیحی از جمله تعلیم کتاب مقدس، شعر، قرائت کلام، سرود می باشد که تماما در جهت کمک به هوطنان ایرانی در راستای آشنایی ایشان با کتاب مقدس و منجی عزیزمان عیسی مسیح و رشد روحانی می باشد. برنامه هفتگی رادیوندای محیت هر هفته روزهای سه شنبه به مدت یک ساعت پخش میگردد. رادیو ندای محبت به هيچ فرقه خاص يا گروه سياسی وابسته نيست بلکه فقط يک هدف دارد و آن رسانيدن مژده انجيل به هموطنان و در نتيجه بنای کليسای عيسی مسيح است. ما مسيحيانی هستيم که قبل از ايمان به مسيح و گرويدن به مسيحيت به گناهکار بودن و در نتيجه محکوم بودن خودمان و درستی عدل خداوند پی برده و هيچ اميدی برای رهايی از مرگ ابدی نداشتيم. ما گناهکارانی هستيم که به فيض خدا بخاطر آنچه که مسيح برای ما و به جای ما انجام داد بخشيده شده و صاحب حيات جاودانی شده ايم و می خواهيم همه هموطنان را از اين فيض خدا آگاه سازيم.
URL copied to clipboard!