تاریخ تمدن قسمت ۱۰۷  پاگوداها و کاخها episode artwork

EPISODE · Oct 15, 2020 · 22 MIN

تاریخ تمدن قسمت ۱۰۷ پاگوداها و کاخها

from تاریخ تمدن

پاگوداها و کاخهادر چین، هنر ساختاری یا معماری از جمله هنرهای فرعی بود. از این رو معمارانِ بزرگی که از آن دیار برخاستند، بندرت از خود نامی به جای گذاشتند و ظاهراً کمتر از سفالگرانِ بزرگ محبوبیت یافتند. در چین، عمارتهای عظیم، حتی برای تعظیمِ خدایان، بِوُفور ساخته نمی شد. عماراتِ قدیمی معدودند و منحصر به معابدی که ساختمانِ آنها پیش از قرنِ شانزدهم انجام گرفته است. معمارانِ عصرِ سونگ در سال 1103 میلادی هشت جلد کتابِ مُصَوَرِ زیبا – روشهای معماری – انتشار دادند. ولی از عماراتِ چوبینی که از روی تصویرها و طرحهای آنان ساخته شد، هیچ گونه اثری به جا نمانده است. تصویرهای خانه ها و معبدهای عهدِ کنفوسیوس که در کتابخانة ملی پاریس وجود دارد، نشان می دهد که معماری چین، در طی زمانی بالغ بر بیست و سه قرن، تغییرِ مهمی نکرده است. شاید بتوان گفت که چینیان به سببِ حساسیتِ هنری خود، از ساختمانهای تناور، روی برتافته اند یا، به علتِ توجه خود به فعالیتهای عقلی، در حوزة معماری از تخَیُّل بهره نجسته اند. تقریباً در میانِ همة ملتهای کهن، سه عاملِ اصلی، هنرِ معماری را به پیش رانده است: اَشرافیتِ موروثی، دستگاهِ روحانیِ نیرومند، و حکومتِ متمرکزِ توانای فَراخ دست. آثارِ هنریِ بزرگِ پیشین – معبدها، کاخها، اپراها، دیوارهای منقشِ پرشکوه، و مقبره های پرمجسمه – همه به میانجیگریِ این سه عامل به وجود آمده است – و چه خوش شانس است چین که از این سه عامل محروم بوده است!آیین بودایی چند گاهی بر چینیان چیره شد و به ساختنِ معبدهای بزرگی که خرابه های آنها اخیراً در ترکستان کشف شده است، همت گمارد. معبدهای بودایی نسبتاً مجلل در سراسرِ چین خودنمایی می کند؛ اما البته در برابرِ معبدهای هندوستان جلوه ای ندارد. معبدها به راههای طبیعیِ زیبایی که معمولا از سرازیریهای پیچاپیچ می گذرد و به دروازه هایی مزین به نام «پای لوس» می رسد، منتهی می شود. در مدخلِ برخی از معبدها، برای رَمانیدنِ شیاطینِ بیگانه، صورتهایی کراهت انگیز کشیده اند. یکی از بهترین زیارتگاههای بودایی، معبدِ «بودای خفته» است که نزدیکِ «کاخِ تابستانی» در خارجِ پکن قرار دارد و به نظرِ فرگوسن «والاترین اثرِ معماری چین» است.ساختمانهای دینیِ بودایی موسوم به پاگودا( محققان دربارة منشأ واژة «پاگودا» همداستان نیستند. کسانی آن را صورتی از واژة هند و ایرانی «بُتکده» شمرده اند، اما کسانِ دیگر آن را چینی اصیل یا مُتَخِذ از نامِ زَوایای مقدسِ هندوان دانسته اند. ) تقریباً در همة شهرهای چین به چشم می خورند و نمودارِ یکی از وجوهِ دلربای معماریی خاورِ دورند. خرافاتِ آیینِ تائو، که در دینِ بودا رِخنه کرد، در این ساختمانها نیز راه یافت، به دیدة چینیان، پاگودا نه تنها کانونِ تشریفاتِ دینی بود، بلکه مرکزِ «غیبگویی هندسی» یعنی پیشگوییِ آینده از روی خطوط و شکافهای زمین به شمار می رفت. مردمِ ساده؛ باور داشتند که پاگودا باد و سیل را وا می گرداند و ارواحِ خبیث را رام می کند و نیکروزی می آورد. پاگودا به شکلِ برجی هشت ضلعی بود. آن را از آجر، ولی برپایه هایی سنگی، می ساختند و، چون عددهای زوج را منحوس می انگاشتند، تعدادِ اَشکوبهای آن را معمولا به پنج یا هفت یا نه یا سیزده می رساندند. قدیمترین پاگودای موجود، که بر فرازِ کوهِ مقدسِ "سونگ شان" در" سونگ یوئه سو" از ایالتِ هونان واقع است، در 523 میلادی پدید آمد. پاگودای «کاخِ تابستانی» یکی از زیباترین پاگوداهای چین است. پاگودای یشمیِ پکن و پاگودای کوزه ای شکلِ "وو تای شان" هم از پاگوداهای زیبا به شمار می روند. اما هیچ یک از اینها همچون پاگودای برجِ چینیِ "نان کینگ" از شهرت برخوردار نیست. چینیان این برج را، که نمای خارجی آن از چینی است، از سال 1412 تا سال 1431 ساختند و در شورشِ "تای پینگ" بسرعت ویران کردند.دلاویزترین معبدهای چین، آنهایی است که به دینِ رسمی کشور – دین کنفوسیوسی – تعلق دارد. معبدِ کنفوسیوس در پکن، که در قرنِ سیزدهم ساخته و کراراً بازسازی شده است، از لحاظِ دینی و نه هنری، پرارزش است، هر چند که طاقنمای باشکوهِ آن شاملِ کنده کاریهای بسیار ظریف است. بانیانِ معبد، مَذبحِ اصلی آن را وقفِ کنفوسیوس، «استادِ و سرمشقِ 10 هزار نسل» کرده اند؛ در آنجا، بر لوحه ای که رویِ پایه ای چوبین استوار است، چنین می خوانیم: «لوحة روحِ استادِ اقدسِ نیاکان، کنفوسیوس». پکن دارای معابدِ بزرگِ دیگر نیز هست. «معبدِ آسمان» و «مَذبَحِ آسمان»، که در نزدیکِ دیوارِ جنوبی شهر واقعند، از این جمله اند. مذبح، دارای محوطه ها و پلکانهای مرمرینی است که تعداد و ترتیبِ آنها بر معانیِ مرموز دلالت می کند. معبدِ آسمان، که در اصل پاگودایی سه اَشکوبه بوده است، ساختمانی است از آجر و کاشی، و روی صحنی مرمرین قرار دارد. در اینجاست که امپراطورانِ چین به مناسبتِ سال نو، سه ساعت پس از نیمشب، برای موفقیتِ دودمان و سعادتِ ملتِ خود دعا می خواندند و در راه خدای مُخَنَثی که چینیان البته از او چشمِ یاری داشتند، قربانی می کردند. در سال 1889 معبدِ آسمان بر اثرِ برق زدگی آسیبِ فراوان دید.کاخهای ظریف و آراسته، که روزگاری امیران و دیوانسالارانِ پکن را در خود جای می داد، از نیایشگاههای گرانسنگ، فریباتر است. در اوانِ سلطنتِ چنگ تسو (1403 – 25) نبوغِ معماران درخشیدن گرفت، و در نتیجه، «تالارِ بزرگ» در محلِ مقبرة امپراطورهای دودمانِ مینگ برپا شد و، در همان موضع که دو قرنِ پیش، قصرهای قبلای قاآن ،دیدگانِ مارکوپولو را خیره کرده بود، در محوطه ا ی که «شهرِ ممنوع» نام گرفته است، کاخهای شاهانة جدیدی پدید آمد. راهی زیبا: صحنِ مرمرپوشِ کاخها را به خارجِ «شهرِ ممنوع» می پیوندد. نرده هایی از مرمر و شیرهایی از سنگ در دو طرفِ این راه به چشم می خورند. در انتهای صَحنِ مرمرپوش، عماراتِ درباری و تالارهای پذیرایی قرار دارند. سراهای مجللِ خاندانِ سلطنتی و بستگان و ملازمان و زنان و خواجه سرایانِ آن در گوشه و کنارِ «شهرِ ممنوع» ساخته شده است. میانِ قصرها، تفاوتِ بارزی نیست. در همة آنها ستونها باریک است، پنجره ها مشبک و زیباست، سردرها دارای نقش و نگار و کنده کاری و رنگهای درخشان است، و لبة بامها پیش آمده است و رو به بالا انحنا دارد. در چند کیلومتریِ «شهرِ ممنوع» کاخِ تابستانی دیده می شود. این کاخ به قصرهای «شهرِ ممنوع» مانند است، ولی بر روی هم موزونتر و، از لحاظِ نقش و نگار ظریفتر است.اگر بخواهیم ویژگیهای کلی منازلِ چینی را به اختصار بیان کنیم، باید بگوییم که آنچه در وهلة اول به نظر می رسد، دیوارِ ناخوشایندی است که منزل را احاطه و از خارجِ منزل جدا می کند. به اقتضای ناامنیِ "دیرینه سالِ" چین، دیوارهای خارجیِ خانه ها، مخصوصاً در کوی های فقیرنشین، متصل و ممتدند. در اطرافِ حیاط یا محوطة میانِ دیوارهای خانه، اطاقهای مجزا یا مجموعه هایی مرکب از چند اطاق ساخته شده است، و درها و پنجره های مشبک، آنها را به حیاط پیوند می دهد.خانه های تنگدستان غم انگیز است. درها، حتی درهای ورودی، کوچک است، راهروها تنگ است، و سقفها کوتاه است. کف اطاقها، همانندِ کف حیاط، خاکی است. در بسیاری از این گونه خانه ها، مرد و زن و کودک، با ماکیان و سگ و خوک خود، در اطاق یا کلبه ای زندگی می کنند که از باد و باران گزندِ فراوان دیده است. مردمی که نوایی دارند، کفِ اطاقهای خود را با آجر یا حصیر می پوشانند. سراهای توانگران از حوضِ آب و باغچة گُل برخوردار است، و معمولا در میانِ باغی پُر درخت و مُصَفا قرار دارد. درِ این باغها به خیابانهایی که در حاشیة آنها به طورِ منظم؛ لاله و پامچال کاشته باشند، برنمی خوریم و از باغچه های گِرد و چارگوش و هشت بَر، که پوشیده از چمن یا گل باشد، اثری نمی بینیم. باغِ چینی پهنه ای است پردرخت؛ که با پوششِ سبزِ شاخه و برگ، ساختمانها را می پوشاند. شبکه ای از راههای ناراستِ باریک، که گاهی از فرازِ آبگیرهای سنگچین شده، و گاهی از کنارِ جویبارهای پیچاپیچ، و گاهی از میانِ درختان می گذرند، سطحِ باغ را فرا می گیرد.خانة چینی، حتی اگر قصر باشد، با هِیمَنه نیست و بیش از یک اَشکوب ندارد. خانوادة مُرَفَه، اگر خود را نیازمندِ اطاق یابد، به جایِ توسعة ساختمان یا ساختمانهای موجود، بنایِ مجزای جدیدی می سازد. بنابراین، سرایِ چینی مشتمل بریک واحدِ ساختمانی همبسته نیست، بلکه شاملِ چند ساختمان است. ساختمانهای اصلی در مقابلِ در ورودی، و ساختمانهای فرعی در دو طرفِ دیگرِ حیاط قرار دارند. موادِ ساختمانی اساساً آجر و چوب است. سنگ برای پی به کار می رود. نمای بیرونی ساختمان از آجر، سقف از خشت خام، و ستونها و دیوارها از چوب ساخته می شود. دیوار اطاقها را با رنگهای روشن می پوشانند. در بالای دیوارها گچبری می کنند. بام بر دیوارها یا ستونها استوار نیست، بلکه بر تیرهای چوبیِ اسکلتِ اطاق تکیه دارد و از لحاظِ چینیان در خورِ اهمیتِ بسیار است. پوششِ بام، آجرِ کاشی است. برای بامهایی که بر سَرهای شاهانه سایه می افکنند، کاشیهای زردفام به کار می برند، و برای بامهای دیگران کاشی سبز، ارغوانی، سرخ، یا آبی. از این رو بامها – چه در دامنِ گشادة روستاها و چه در صحنة دَرهَمِ شهرها – چشمان را نوازش می کند. در خاورِ دور، قرنیزِ بام به شکلی دلاویز رو به بالا پیچ می خورد. احتمالا پیشامدگیِ خیزرانهایی که سابقاً بر بامِ خیمه ها کار می گذاشتند، منشأِ این ویژگی است. این نیز مُحتَمِل است که محافظتِ خانه در برابرِ باران، چنین قرنیزی را ایجاب می کند، زیرا اگر بام دارای قرنیز نباشد، باران از کاغذِ کره ای و روزنه های مُشَبکی که برای نورگیری در دیوارهای اطاق؛ تعبیه شده اند، به داخلِ اطاق؛ رِخنه می کند.مدخلِ اصلیِ خانه بر جبهة جنوبی آن قرار دارد، و معمولا در پشتِ درِ مزینِ ورودی؛ دیوار یا تَجیری می کشند، تا از سویی بیرونیان درونِ خانه را نبینند، و از سوی دیگر، راه ارواحِ خبیث، که همواره به خطِ مستقیم پیش می روند، سَد گردد! سَرسَراها و اطاقها کم نورند، زیرا شبکه ها و پوششهای کاغذیِ روزنه ها، سخت از شدتِ نور آفتاب می کاهند. تهویة درونِ ساختمان، مورد نظر نیست. چینیان در اطاقها با اجاقهای آجری یا مِجمَرهای قابلِ حمل به گرم کردنِ خود می پردازند، ولی برای خروجِ دود؛ تدبیری نمی کنند و حتی دودکش نمی سازند. همگان – دارا و نادار – از سرما در عذابند و، بدونِ بیرون آوردنِ جامه های خود، به بستر می روند. اگر بیگانه ای از چینیان بپرسد «احساسِ سرما می کنید؟» پاسخ ایشان معمولا «البته» است. در اطاقها، فانوسهای کاغذینِ پُر زرق و برق می آویزند و دیوارها را با کاغذهای خوش نِگار و پارچه های ابریشمینِ مُنقش یا گلدوزی شده می پوشانند یا با مرکب؛ نقشهایی بر دیوارها می کشند. لوازمِ اطاقها را از چوب می سازند و کنده کاری می کنند و بر آنها رنگِ آبنوسی می زنند. برای ساختنِ "خانه افزارهای ظریف"، گاهی از لاک بهره می جویند. مردمِ چین؛ تنها ملتِ شرقی هستند که بر صندلی می نشینند. با این وصف، لَمیدن یا چمباته زدن را خوش دارند. ظرفهای خاصِ قربانی و نذر را، که برای آمرزشِ نیاکان به کار می رود، روی میز یا طاقچه ای می نهند. حجره های زنان در عقبِ ساختمانها قرار دارد. گاهی اطاق یا ساختمانی را به کتابخانه یا درس گاه اختصاص می دهند.بیگانگان، یا کسانی که از دیدگاهِ تخصصی به معماریِ چینی نمی نگرند، آن را واجدِ جذابیتی کم مایه می بینند، رنگ بر شکل غالب است، و زیبایی: عاری از شکوه است. معبد یا قصر بر طبیعت سلطه نمی ورزد، بلکه با طبیعت همنوایی می کند. عنصرِ استحکام و امنیت و دوام در ساختمانها دیده نمی شود، توگویی معماران انتظار می برند که دسترنجشان با زلزله ای از میان برود. ساختمانهای چینی همپایة ساختمانهای مصری کَرنَک یا ساختمانهای تختِ جمشید در ایران یا ساختمانهای آکروپولیس در یونان یا معماری غربی نیست، بلکه مجموعه ای است از چوبهای کنده کاری شده و آجرهای کاشی و مجسمه های سنگی. می توان آن را در شمارِ چینی سازی و یشم تراشی آورد، و نه در ردیفِ بناهای مُعَظمی که، به برکتِ آمیختنِ مهندسی و معماری، در هند و بین النهرین و روم سر برافراشتند. می توانیم بگوییم که معماریِ چین یکی از وجوهِ طبیعیِ هنرِ چینی و از جذابترین جلوه های هنرِ انسانی است، مشروط بر آنکه چشمداشتِ عظمت و استحکام از آن نداشته باشیم و آن را صرفاً انعکاسِ لطیفترین قریحه ها در شکننده ترین صُوَرِ ساختمانی بدانیم.

Episode metadata supplied by the publisher feed · Published Oct 15, 2020

Embed this episode

NOW PLAYING

تاریخ تمدن قسمت ۱۰۷ پاگوداها و کاخها

0:00 22:28

No transcript for this episode yet

We transcribe on demand. Request one and we'll notify you when it's ready — usually under 10 minutes.

No similar episodes found.

Tarikh Be Revayat e Movarekh | پادکست تاریخ به روایت مورخ PersianBMS در فصل دوم این برنامه که به مناسبت دویستمین سال تولد حضرت باب به صورت نمایش رادیویی تهیه شده ماندانا دختر ایرانی، تاریخ نبیل را که از دوست بهائیش ترنم گرفته مطالعه می‌کند. دوباره نبیل زرندی خود تاریخش را روایت می‌کند. راوکست | Ravcast ravcast ما در راوکست از تاریخ میگیم، چون معتقدیم که گذشته چراغ راه آینده است و سعی داریم در کنار هم این چراغ را روشن نگهداریم Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information. پادکست رخ Rokh Podcast داستان زندگی کسانی که قسمتی از تاریخ ایران و جهان را رقم زدند Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information. مدرسه زندگی فارسی Iman Fani محفلی برای پیگیری مطالعات میان‌رشته‌ای! ما محتوایی منتشر می‌کنیم که قابل پیاده کردن در کسب و کار و زندگی روزمره باشد و به زندگی معنا، عمق و زیبایی ببخشد. در این راه از ادبیات، فلسفه، روانشناسی، اقتصاد، تاریخ، پزشکی، سینما و دیگر علوم بهره می‌بریم، همه چیز را مورد پرسش قرار می‌دهیم و ارتباطها را پیدا می‌کنیم. از جمله فعالیتهای قبلی ما دوبله ویدیوهای مدرسه زندگی آلن دوباتن با ترجمه دکتر ایمان فانی و مرور ویدیوییِ کتابهای مفید بوده است. برای اطلاع از ویدیوهای جدید انتشار یافته در یوتیوب، می توانید تلگرام و اینستاگرام ما را دنبال کنید. لینک کانال انگلیسی ما (Word Vulcan

Frequently Asked Questions

How long is this episode of تاریخ تمدن?

This episode is 22 minutes long.

When was this تاریخ تمدن episode published?

This episode was published on October 15, 2020.

Can I download this تاریخ تمدن episode?

Yes. Use the download control on the episode player to save the publisher-provided media file.
URL copied to clipboard!