EPISODE · Dec 18, 2020 · 50 MIN
ویژه برنامه هنرمندان
from کتابخانه گلها
#یک_شاخه_گلبرنامه شماره 412#شجریان #گلپایگانی#عبدالوهاب_شهیدی#پژمان_بختیاری#خرسندی_شیرازی#داعی_انجدانی#رهی_معیری #نظیری_نیشابوری#احمد_عبادی #جهانگیر_ملک #مجید_نجاحی #حبیب_الله_بدیعی #علینقی_وزیری#آذر_پژوهش گشته ام از فیض عشق موی به مو دوست دوستاین نبود او منم وین نه منم اوست اوستکشته عشقم چه سان شکوه ز دشمن کنمآن که به خونم کشید دوست بود دوست دوستدر زلف بتان مپیچ ای دلکه این رشته سر دراز داردنگارم در کنار و ساغر می بر لب است امشبشبی که آمد مساعد کوکب من امشب است امشبز هجران بود دیشب تلخ و شیرین تر ز جان شهدیبه جامم از لب شیرین آن شیرین لب است امشببود در هاله آغوش من آن مه نمی دانمنصیبم این سعادت از کدامین کوکب است امشبچنان آسوده جانم از غم هجران که پندارینه جان دوش جان دیگرم در قالب است امشبدیوانه محبت جانانه ام هنوزدست از دلم بدار که دیوانه ام هنوزعمری به گرد شمع جمال تو گشته امآتش ندیده دامن پروانه ام هنوزدر خانه ای که دولت وصل تو یافتمچون حلقه بسته بر در آن خانه ام هنوزبر من مبند تهمت عقل ای فرشته زانکدیوانه ام به جان تو دیوانه ام هنوزمحبت با دل غمدیده الفت بیشتر گیردچراغی را که دودی هست در سر زود در گیردپس از وارستگی ها بیشتر گشتم گرفتارشچو صیدی جست صیادش ز اول سخت تر گیردتا شد از دست سر طره جانانه مادر بر آرام نگیرد دل دیوانه مابام و دیوار براندازم و ویرانه شومتا چو خورشید بتابی تو به ویرانه مامنم و گوشه کاشانه و هجر و شب تارکاش چون شمع بیایی تو به کاشانه ماهمه بر باد شد از دست تو ای سیل عظیمکشت ما خرمن ما خانه ماتو اسیر کرده به خواریمنکنی نظاره به زاریمبه کمند غم همه داریمنه کشی مرا نه رها کنیجو ندیده ام ز تو من وفابه جفای تو شده ام رضاهمه حیرتم که به من چرانه وفا کنی نه جفا کنیمحبت بیشتر محکم شود چون بشکند پیمانشکوفه اول افشاند درخت آنگه ثمر گیردمشو از حال من غافل که زخم کاری ای دارممبادا دیگری صید تو را از خاک برگیرداشکی که ریختیم به یاد تو ریختیمعمری که سوختیم برای تو سوختیمپروانه سوخت یک شب و آسود جان اوما عمرها ز داغ جفای تو سوختیمدیشب که یار انجمن افروز غیر بودای شمع تا سپیده به جای تو سوختیمکوتاه کن حکایت شب های غم رهیکز برق آه و سوز نوای تو سوختیمآمدی رفت ز خود دل به کنارم بنشینبنشین تا به خود آید دل زارم بنشیندل و دین بردی و اکنون پی جان آمده ایبنشین تا به تو آن هم بسپارم بنشینیا دل بی رحم سنگین را ترحم یاد دهیا زبانم را ببر یا رخصت فریاد ده
Embed this episode
What this episode covers
#یک_شاخه_گلبرنامه شماره 412#شجریان #گلپایگانی#عبدالوهاب_شهیدی#پژمان_بختیاری#خرسندی_شیرازی#داعی_انجدانی#رهی_معیری #نظیری_نیشابوری#احمد_عبادی #جهانگیر_ملک #مجید_نجاحی #حبیب_الله_بدیعی #علینقی_وزیری#آذر_پژوهش گشته ام از فیض عشق موی به مو دوست دوستاین نبود او منم وین نه منم اوست اوستکشته عشقم چه سان شکوه ز دشمن کنمآن که به خونم کشید دوست بود دوست دوستدر زلف بتان مپیچ ای دلکه این رشته سر دراز داردنگارم در کنار و ساغر می بر لب است امشبشبی که آمد مساعد کوکب من امشب است امشبز هجران بود دیشب تلخ و شیرین تر ز جان شهدیبه جامم از لب شیرین آن شیرین لب است امشببود در هاله آغوش من آن مه نمی دانمنصیبم این سعادت از کدامین کوکب است امشبچنان آسوده جانم از غم هجران که پندارینه جان دوش جان دیگرم در قالب است امشبدیوانه محبت جانانه ام هنوزدست از دلم بدار که دیوانه ام هنوزعمری به گرد شمع جمال تو گشته امآتش ندیده دامن پروانه ام هنوزدر خانه ای که دولت وصل تو یافتمچون حلقه بسته بر در آن خانه ام هنوزبر من مبند تهمت عقل ای فرشته زانکدیوانه ام به جان تو دیوانه ام هنوزمحبت با دل غمدیده الفت بیشتر گیردچراغی را که دودی هست در سر زود در گیردپس از وارستگی ها بیشتر گشتم گرفتارشچو صیدی جست صیادش ز اول سخت تر گیردتا شد از دست سر طره جانانه مادر بر آرام نگیرد دل دیوانه مابام و دیوار براندازم و ویرانه شومتا چو خورشید بتابی تو به ویرانه مامنم و گوشه کاشانه و هجر و شب تارکاش چون شمع بیایی تو به کاشانه ماهمه بر باد شد از دست تو ای سیل عظیمکشت ما خرمن ما خانه ماتو اسیر کرده به خواریمنکنی نظاره به زاریمبه کمند غم همه داریمنه کشی مرا نه رها کنیجو ندیده ام ز تو من وفابه جفای تو شده ام رضاهمه حیرتم که به من چرانه وفا کنی نه جفا کنیمحبت بیشتر محکم شود چون بشکند پیمانشکوفه اول افشاند درخت آنگه ثمر گیردمشو از حال من غافل که زخم کاری ای دارممبادا دیگری صید تو را از خاک برگیرداشکی که ریختیم به یاد تو ریختیمعمری که سوختیم برای تو سوختیمپروانه سوخت یک شب و آسود جان اوما عمرها ز داغ جفای تو سوختیمدیشب که یار انجمن افروز غیر بودای شمع تا سپیده به جای تو سوختیمکوتاه کن حکایت شب های غم رهیکز برق آه و سوز نوای تو سوختیمآمدی رفت ز خود دل به کنارم بنشینبنشین تا به خود آید دل زارم بنشیندل و دین بردی و اکنون پی جان آمده ایبنشین تا به تو آن هم بسپارم بنشینیا دل بی رحم سنگین را ترحم یاد دهیا زبانم را ببر یا رخصت فریاد ده
NOW PLAYING
ویژه برنامه هنرمندان
No transcript for this episode yet
Similar Episodes
No similar episodes found.