ایرج میرزا | شب جمعه خدمت حاج امین episode artwork

EPISODE · May 26, 2025 · 10 MIN

ایرج میرزا | شب جمعه خدمت حاج امین

from شعر | با صدای شاعر

▨ نام شعر: شب جمعه خدمت حاج امین▨ شاعر: ایرج میرزا▨ با صدای: سبحان گنجی▨ پالایش و تنظیم: شهروزــــــــــــــــــرفیق اهل و سرا امن و باده نوشین بوداگر بهشت شنیدی بساطِ دوشین بودچه حال خوب و شب جمعۀ خوشی دیدیمچه بودی ار شبِ هر جمعه حالِ ما این بودعجب شبی به احبّا گذشت و پندارمکه چشمِ چرخ در آن شب به خواب سنگین بودجهان به دیدۀ من ناپسند می‌آمدولی در آن شب دیدم که دیده بدبین بودلوازم طرب و موجبات آسایشز لطف حاج امین جمله تحتِ تأمین بودتمام حرفِ وفا در لب و صفا در چشمنه در سری هَوَسِ بَد نه در دلی کین بودنه از میلسپو آنجا سخن نه از نُرمالنه ذکر آنقُره، نی صحبتِ فلسطین بودنه گفت و گویِ رضاخان نه یادِ احمد شاهنه فکرِ مؤتمن الملک و ذکرِ چایکین بودانار و سیب و به و پرتقال و نارنگیکبابِ برّۀ خوب و شرابِ قزوین بودعرق به حدِّ کمال آب‌جو به حدِّ نِصابگل و بنفشه فزون‌تر ز حدِّ تخمین بودمُعاشران همه خوش‌روی و مهربان بودندیکی نبود که بدخوی و زشت آیین بودجلال و حاج زَکی خان و اعظم السّلطانادیب سلطنه و فتح بود و فرزین بودبس است آنچه شنیدی تو یا بگویم بازبتول بود و قمر بود و ماه و پروین بودنگارخانۀ چین بود و بارنامۀ هندهزار چندان بود و هزار چندین بودبتول چارقدی بر سرش ز منسوجیکه نسج آن غرض از کارگاهِ تکوین بودبه گردِ عارضش از زیر چارقد بیروندو قسمت متساوی ز مویِ مُشکین بودسفید روی و بر اطراف آن دو مویِ سیاهبنفشه بود که اندر کنارِ نسرین بودنداده بود به خود هیچ گونه آرایشکه بکر بود و منزّه ز قیدِ تزیین بوددلم تپید چو بر چشمِ او گشادم چشمچو صعوه‌ای که گرفتارِ چنگِ شاهین بودقمر مگو که یکی از ودایعِ حق بودقمر مگو که یکی از بدایع چین بودبه پا زِ حُلّهٔ زَربَفت داشت پاچینیچه گویمت که چِه‌ها در میانِ پاچین بود!از آن لطافت و آن پودر و پارفَم و توالتشبیه مادموازل‌های بِرْن و برلین بودمثال خوشۀ خُرما فرازِ نخلِ بلندنموده جمع به سر گیسوان زرّین بودنه شانه بود که آن گیسوان به هم می‌ریختکلیدِ محبسِ دل‌هایِ مستمندین بودمرا به مهر ببوسید و من خجل گشتمکه پیر بودم و رخسار من پُر از چین بوددلم جوان شد و طبعم روان از آن بوسهمگر به لعلِ وی آبِ حیات تضمین بودبتول شور به مجلس فکند با ویُلُنقمر مطابق او در غناء شیرین بودبه یک تغنّیِ او در نَشاط می‌آمداگر چه قلبِ پدرمرده طفلِ مسکین بودز یک ترنّم او شادمان شدی گر چندطلاق‌دیده زنِ ناگرفته‌کابین بودروانِ جامعه از این دو زن صفا می‌یافتاگر نه بر رخشان آن نقابِ چرکین بودکشید کار در آخر به تعزیت‌خوانیکه باده‌نوشان سرمست و باده نوشین بودیکی سکینه یکی مادرِ وَهَب می‌شدهمان دو بازسنان بود و شِمرِ بی‌دین بودچو شِمر حضرتِ عبّاس را طلب می‌کردحکایتِ سپر و گرز بود و زوبین بودچه گویمت که چه می‌کرد اعظم السّلطانحقیقةً یکی از جملهٔ ملاعین بودجناب فرزین گه راست رفت و گاهی چپهمیشه این حرکت از خواص فرزین بودادیب سلطنه هم بد نشد در آخرِ کاراگر چه اوّل شب با وقار و تمکین بودچو نیمی از شب بگذشت سفره آوردندکه اندر آن خورش قیمه بود و ته‌چین بود«شکم پرست کند التفات بر مأکول»به خاصه کز سر شب بار معده سنگین بودادیب و فرزین بعد از دو ثلثِ شب رفتندکسی که ماند به جا فتح و آن خواتین بودجنابِ حاج امین با قمر به یک جا خفتاگر چه کثرتِ جا و وفورِ بالین بودبلی قمر یکی از جملۀ خبیثات استوکیل محترم ما هم از خبیثین بودمن و بتول به جای دگر شدیم ولیبتول بکر و جلال الممالک عنّین بودبه یادِ خُلقِ خوشِ میزبان و مهمانانبرین و بالین بر من عبیر آگین بودخلاصه بر منِ مهجور راست می‌خواهیشبی که در همۀ عمر خوش گذشت این بودبه یادگارِ شبِ جمعه گفتم این اشعارکه همچو بزم سزاوارِ شرحِ چونین بودگُمان مدار {نبود} که دیگر شبی چنین بینمکه عمر من به حدود ثَلاث و خَمسین بود▨ایرج میرزاـــــــــپی‌نوشت‌ها:*ملیسپو: آرتور میلسپو مباشر آمریکایی بود که در واقع رئیس کل مالیه ایران بود و بر حسن جریان کارهای وزارت مالیه نظارت داشت.*آنقره: آنکارا، پایتخت ترکیه .چایکین: خاورشناس روس است که با ایرج میرزا هم رابطه دوستی و الفت داشته است.*نرمال: مخفف «اکول نرمال» است که در فرانسه به دانشسرای معلمین می‌گفتند و در آن زمان صحبت این بوده که ایران هم باید نرمال داشته باشد.*موتمن الملک: حسین پیرنیا ملقب به مؤتمن‌الملک دولتمرد اواخر دورهٔ قاجاریه، رئیس مجلس شورای ملی در دوره دوم و چهارم، نماینده شش دوره مجلس شورای ملی، و برادر حسن پیرنیا بود. *پارفم: تلفظ فرانسوی پرفیوم، عطر و ادکلن  «*شکم پرست کند التفات بر مأکول» این بیت از سعدی است

▨ نام شعر: شب جمعه خدمت حاج امین▨ شاعر: ایرج میرزا▨ با صدای: سبحان گنجی▨ پالایش و تنظیم: شهروزــــــــــــــــــرفیق اهل و سرا امن و باده نوشین بوداگر بهشت شنیدی بساطِ دوشین بودچه حال خوب و شب جمعۀ خوشی دیدیمچه بودی ار شبِ هر جمعه حالِ ما این بودعجب شبی به احبّا گذشت و پندارمکه چشمِ چرخ در آن شب به خواب سنگین بودجهان به دیدۀ من ناپسند می‌آمدولی در آن شب دیدم که دیده بدبین بودلوازم طرب و موجبات آسایشز لطف حاج امین جمله تحتِ تأمین بودتمام حرفِ وفا در لب و صفا در چشمنه در سری هَوَسِ بَد نه در دلی کین بودنه از میلسپو آنجا سخن نه از نُرمالنه ذکر آنقُره، نی صحبتِ فلسطین بودنه گفت و گویِ رضاخان نه یادِ احمد شاهنه فکرِ مؤتمن الملک و ذکرِ چایکین بودانار و سیب و به و پرتقال و نارنگیکبابِ برّۀ خوب و شرابِ قزوین بودعرق به حدِّ کمال آب‌جو به حدِّ نِصابگل و بنفشه فزون‌تر ز حدِّ تخمین بودمُعاشران همه خوش‌روی و مهربان بودندیکی نبود که بدخوی و زشت آیین بودجلال و حاج زَکی خان و اعظم السّلطانادیب سلطنه و فتح بود و فرزین بودبس است آنچه شنیدی تو یا بگویم بازبتول بود و قمر بود و ماه و پروین بودنگارخانۀ چین بود و بارنامۀ هندهزار چندان بود و هزار چندین بودبتول چارقدی بر سرش ز منسوجیکه نسج آن غرض از کارگاهِ تکوین بودبه گردِ عارضش از زیر چارقد بیروندو قسمت متساوی ز مویِ مُشکین بودسفید روی و بر اطراف آن دو مویِ سیاهبنفشه بود که اندر کنارِ نسرین بودنداده بود به خود هیچ گونه آرایشکه بکر بود و منزّه ز قیدِ تزیین بوددلم تپید چو بر چشمِ او گشادم چشمچو صعوه‌ای که گرفتارِ چنگِ شاهین بودقمر مگو که یکی از ودایعِ حق بودقمر مگو که یکی از بدایع چین بودبه پا زِ حُلّهٔ زَربَفت داشت پاچینیچه گویمت که چِه‌ها در میانِ پاچین بود!از آن لطافت و آن پودر و پارفَم و توالتشبیه مادموازل‌های بِرْن و برلین بودمثال خوشۀ خُرما فرازِ نخلِ بلندنموده جمع به سر گیسوان زرّین بودنه شانه بود که آن گیسوان به هم می‌ریختکلیدِ محبسِ دل‌هایِ مستمندین بودمرا به مهر ببوسید و من خجل گشتمکه پیر بودم و رخسار من پُر از چین بوددلم جوان شد و طبعم روان از آن بوسهمگر به لعلِ وی آبِ حیات تضمین بودبتول شور به مجلس فکند با ویُلُنقمر مطابق او در غناء شیرین بودبه یک تغنّیِ او در نَشاط می‌آمداگر چه قلبِ پدرمرده طفلِ مسکین بودز یک ترنّم او شادمان شدی گر چندطلاق‌دیده زنِ ناگرفته‌کابین بودروانِ جامعه از این دو زن صفا می‌یافتاگر نه بر رخشان آن نقابِ چرکین بودکشید کار در آخر به تعزیت‌خوانیکه باده‌نوشان سرمست و باده نوشین بودیکی سکینه یکی مادرِ وَهَب می‌شدهمان دو بازسنان بود و شِمرِ بی‌دین بودچو شِمر حضرتِ عبّاس را طلب می‌کردحکایتِ سپر و گرز بود و زوبین بودچه گویمت که چه می‌کرد اعظم السّلطانحقیقةً یکی از جملهٔ ملاعین بودجناب فرزین گه راست رفت و گاهی چپهمیشه این حرکت از خواص فرزین بودادیب سلطنه هم بد نشد در آخرِ کاراگر چه اوّل شب با وقار و تمکین بودچو نیمی از شب بگذشت سفره آوردندکه اندر آن خورش قیمه بود و ته‌چین بود«شکم پرست کند التفات بر مأکول»به خاصه کز سر شب بار معده سنگین بودادیب و فرزین بعد از دو ثلثِ شب رفتندکسی که ماند به جا فتح و آن خواتین بودجنابِ حاج امین با قمر به یک جا خفتاگر چه کثرتِ جا و وفورِ بالین بودبلی قمر یکی از جملۀ خبیثات استوکیل محترم ما هم از خبیثین بودمن و بتول به جای دگر شدیم ولیبتول بکر و جلال الممالک عنّین بودبه یادِ خُلقِ خوشِ میزبان و مهمانانبرین و بالین بر من عبیر آگین بودخلاصه بر منِ مهجور راست می‌خواهیشبی که در همۀ عمر خوش گذشت این بودبه یادگارِ شبِ جمعه گفتم این اشعارکه همچو بزم سزاوارِ شرحِ چونین بودگُمان مدار {نبود} که دیگر شبی چنین بینمکه عمر من به حدود ثَلاث و خَمسین بود▨ایرج میرزاـــــــــپی‌نوشت‌ها:*ملیسپو: آرتور میلسپو مباشر آمریکایی بود که در واقع رئیس کل مالیه ایران بود و بر حسن جریان کارهای وزارت مالیه نظارت داشت.*آنقره: آنکارا، پایتخت ترکیه .چایکین: خاورشناس روس است که با ایرج میرزا هم رابطه دوستی و الفت داشته است.*نرمال: مخفف «اکول نرمال» است که در فرانسه به دانشسرای معلمین می‌گفتند و در آن زمان صحبت این بوده که ایران هم باید نرمال داشته باشد.*موتمن الملک: حسین پیرنیا ملقب به مؤتمن‌الملک دولتمرد اواخر دورهٔ قاجاریه، رئیس مجلس شورای ملی در دوره دوم و چهارم، نماینده شش دوره مجلس شورای ملی، و برادر حسن پیرنیا بود. *پارفم: تلفظ فرانسوی پرفیوم، عطر و ادکلن  «*شکم پرست کند التفات بر مأکول» این بیت از سعدی است

NOW PLAYING

ایرج میرزا | شب جمعه خدمت حاج امین

0:00 10:34

No transcript for this episode yet

We transcribe on demand. Request one and we'll notify you when it's ready — usually under 10 minutes.

مبل قرمز | Mobleqermez شنوتو | Shenoto پادکست مبل قرمز برای بهبود روابط زوجین، آرامش روان و فراگیری مهارت ارتباط موثر در هر شماره از این پادکست، با کارشناسان خبره این حوزه به بحث درباره ی خودشناسی، توسعه فردی و بهبود روابط فردی و زوجی می پردازیم. اگر به دنبال بهبود روابط خود و فراگیری مهارت زندگی هستید، پادکست مبل قرمز را بشنوید. ارتباط با پادکست مبل قرمز: [email protected] . اخبار شامگاهی - صدای آمریکا صدای آمریکا صدای آمریکا یک سازمان خبری بین المللی است که برای کشورهای اروپای شرقی، آسیای مرکزی، آفریقا، آمریکای جنوبی، بالکان، خاورمیانه، روسیه برنامه پخش می کند دکلمه های استاد شهریار | با صدای خودش شهروز کبیری اینجا شعرهای استاد شهریار (محمد حسین بهجت تبریزی) را با صدای خودش خواهیم شنید.این پادکست بخشی از پادکست «شعر با صدای شاعر» است. جایی که در آن شعرهای معاصر با صدای شاعر منتشر می‌شود.برای دانلود شعرها به کانال تلگرام ما مراجعه کنید: t.me/schahrouzk SBS Persian - اس بی اس فارسی Independent news and stories from SBS Audio, connecting you to life in Australia and Persian-speaking Australians. - ارائه مستقل اخبار و گزارش های گوناگون که شما را با زندگی در استرالیا و جامعه فارسی زبان استرالیا پیوند می دهد.

Frequently Asked Questions

How long is this episode of شعر | با صدای شاعر?

This episode is 10 minutes long.

When was this شعر | با صدای شاعر episode published?

This episode was published on May 26, 2025.

What is this episode about?

▨ نام شعر: شب جمعه خدمت حاج امین▨ شاعر: ایرج میرزا▨ با صدای: سبحان گنجی▨ پالایش و تنظیم: شهروزــــــــــــــــــرفیق اهل و سرا امن و باده نوشین بوداگر بهشت شنیدی بساطِ دوشین بودچه حال خوب و شب جمعۀ خوشی دیدیمچه بودی ار شبِ هر جمعه حالِ ما این...

Can I download this شعر | با صدای شاعر episode?

Yes, you can download this episode by clicking the download button on the episode player, or subscribe to the podcast in your preferred podcast app for automatic downloads.
URL copied to clipboard!