Episodes
-
صد سال پیش،صد سال بعد
زندگی بر گردن افتادهست یاران چاره چیست؟ چند روزی هر چه باداباد باید زیستن!
-
نازِ معشوق دلآزار
پاییز مثل بهار نیست گردنِ افراشته نمیخواد تا ببینیم توو راهه. دلت که یهو خالی شد، دم دمهای غروب، یعنی پاییز داره میاد.
-
شهر سوگواران
به آن طبیب کآمد، دهد نجات ما را بگو هدر مده وقت، که زخم ما به تن نیست
-
عاشق منم که یار به حالم نظر نکرد
عاشق منم که یار به حالم نظر نکرد از دستِ غیبتِ تو شکایت نمیکنم تا نیست غیبتی نَبُوَد لذّتِ حضور
-
چهار فصل | من درخت میشوم تا تو راه خانه را گم نکنی
پادکست چهارفصل مندرختمیشومتا تو راهخانهرا گمنکنی گر به همه عمرِخویش با تو برآرم دمی حاصل عمر آن دم است، باقی ایام رفت #پادکست #پادکست_دیالوگ برای پیشنهادها و تبلیغات در پادکست فارسی با ما در ارتباط باشید: [email protected]
-
چهار فصل | نیمه تاریک جهان
پادکست چهارفصل نیمهی تاریک جهان «تهِ لیوانِ چایِ سرد» «بینِ ما فقط یک نبودن بود» «خانهای که صدایت در آن نیست» «دلتنگی ساعتِ چند میخوابد؟» «از این شهر تا تو چند بغض راه است» «کسی در خاطرهها راه میرود» «هوا بوی نبودنت را گرفته» «چمدانی که هیچوقت بسته نشد» «سمتِ خالیِ مکالمه» «ما به هم…
more -
زمستان | اسفند
گیریم که پایانِ شب سیه سپید است، عمری که تباهِ غمِ دوران شده پس چه؟
-
پائیز | آذر
پادکست چهارفصل فصل پاییز ( آذر ) گر زِ هجرِ تو کمر راست کنم بارِ دگر غیرِ بارِ غمِ عشقت نکشم بارِ دگر🍂 برای پیشنهادها و تبلیغات در پادکست فارسی با ما در ارتباط باشید: [email protected]
-
پاییز | آبان
پادکست چهارفصل فصل پاییز ( آبان ) رها ز سلطۀ پاییز، در بهارِ اتاق گلی به نام "تو" در بازوانِ من وا شد 🍂
-
پاییز | مهر
برای روزهای گُمشده در عطرِ پوستِ نارنگی🍊 شعر از تو ، چای با من ☕️ 🍂
-
تابستان | شهریور
شرح دلتنگی من بیتو فقط یک جملهست : تا جنون فاصلهای نیست از اینجا که منم
-
تابستان | مرداد
چنان زلال شود آن کسی که تو را یک بار فقط یک بار نگاه کند که هیچگاه کسی جز تو را نبیند از پس آن حتی اگر هزار بار هزاران هزار چهره را نگاه کند یتیمِ زیبایی خواهد بود این جهان اگر آدمهایش بدون رؤیتِ تو چشم گشوده باشند چگونه جهان به غربتِ ابدی دوباره عادت خواهد کرد اگر تو را نبیند…
-
تابستان | تیر
پادکست چهارفصل فصل تابستان ( تیر ) آوَخ! کلاه نیست وطن تا که از سرم، برداشتند، فکرِ کلاهی دگر کنم!
-
بهار | اردیبهشت
پادکست چهارفصل فصل بهار ( اردیبهشت ) گفت: از جایها ،کجا بهتر؟ گفت: جایگاه آن بهتر، که آدمی را ، آنجا، مونسی باشد!
-
بهار | فروردین
پادکست چهارفصل فصل بهار (فروردین) مأوای ما گلبرگ کوچکی است بازمانده از باغی دور، با هزار زمستانِ دیوانهاش در پی و سهم ستاره از آفتاب تنها تبسم پنهانیاست که در انعکاسِ تکلمِ شب جاری است. خدایا، از آن پرنده کوچک سبز اگر خبر داری، بهار امسال را پر از سلام و ترانه کن...
-
زمستان | اسفند
گیریم که پایانِ شب سیه سپید است، عمری که تباهِ غمِ دوران شده پس چه؟
-
زمستان | بهمن
پادکست چهارفصل:فصلزمستان( بهمن ) و کاش وقتی ابرِ غم به گلوی کوچکت میرسد، از یاد نبری شانهای در کار نیست، و بهتر است بپذیری همیشه قرار است در آغوشِ باد گریه کنی. زیرا رنج تنهاست و رنجور تنهاتر...
-
ویژه یلدایی | دی
پادکست چهارفصل : ویژه یلدایی🍉❄️ معاشران گره از زلف یار باز کنید شبی خوش است بدین حیله اش دراز کنید
-
فصل پاییز | آذر
پادکست چهارفصل : فصل پائیز( آذر ) هنوز باران را بی چتر، برف را بی دستکش، و چای را، بی قند دوست دارم... سفر را اگر هنوز بی چمدان دوست داری قرارمان همین پاییز...
-
فصل پاییز | آبان
پادکست چهارفصل : فصل پائیز( آبان ) 🔸️دمنوش پائیزی میشه از گندمی های سر زلفت، یه عالم شعر نوشت🌾
-
فصل پاییز | مهر
این فصلِ دیگریست که سرمایش از درون درکِ صریحِ زیبایی را پیچیده میکند. یادش به خیر پاییز با آن توفانِ رنگ و رنگ که برپا در دیده میکند! مطلب از این قرار است: چیزی فسرده است و نمیسوزد امسال در سینه در تنم!
-
فصل تابستان | شهریور
از تو چه پنهان عاشقت بودم از دل نه ، از سلول سلولم
-
فصل تابستان | مرداد
اگر سخن ميان من و تو پايان يافت و راههاى وصال قطع شدند و جدا و غريبه گشتيم؛ از نو با من آشنا شو......
-
فصل تابستان | تیر
اما حقیقت این است که ما بسیار قبل از آخرین خداحافظی، همدیگر را از دست میدهیم...
-
دیالوگ های بهاری | خرداد
برای کسانی که با رفتن آدمی از کنارشان، حفرهای خالی در قلبشان ایجاد شد که با هیچکس و هیچ چیز پر نخواهد شد
-
بهار دوست داشتن | فروردین
دوست داشتنمون رو به بانگ بلند اعلام کنیم
-
دیالوگ های زمستانی _ تا دیر نشده
تا دیر نشده
-
دیالوگ های تابستانی _ رَگ خواب
دیالوگ های تابستانی _ رَگ خواب
-
دیالوگ بهاری _ از اون جنون چه خبر
دیالوگ بهاری _ از اون جنون چه خبر