Skip to content
پادکست جنایی آخرین شاهد podcast artwork

PODCAST · true crime

پادکست جنایی آخرین شاهد

by Mahdi Pourbaqi

این یک پادکست قصه گو نیست. پرونده های جنایی واقعی حاوی مصادیق خشونت، حوادث آزاردهنده، مسائل جنسی و سوء مصرف مواد هستند و می توانند برای کودکان و افرادی که روحیه حساس و آسیب پذیر دارند اثرات مخرب و گاه جبران ناپذیر داشته باشند Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

Publisher-supplied feed metadata · PodParley refreshed Apr 11, 2026 · Source feed

Episodes

  1. شکارچی ادامه دارد

    ...مرده ها حرف نمی زنن اما قاتل هاشون چرا قسمت پنجم از پرونده شکارچی به زودی از آخرین شاهد Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

  2. شکارچی (4) - ارباب

    حوصله تمیز کردن آپارتمان هم نداشت. سینک پر از ظرف و زمین پر از آشغال شده بود. انگار از نور متنفر بود، یه پرده ضخیم جلوی پنجره زده بود اما بازم نمی تونست بخوابه. شغل نگهبانی رو ترک کرد و یه مدت برای یه شرکت تجهیزات تهویه هوا کار می کرد. رییسش می گفت دیوید همیشه تنها و ساکت، افسرده و آماده گریه…

    more
  3. ویژه برنامه نوروز 1401 - بخش دوم

    در این ویژه برنامه، میزبان رادیو پادکست ویوزیک بودیم، منتخبی از آهنگ های استفاده شده در پادکست آخرین شاهد رو براتون پخش کردیم و درباره آهنگ ها و پرونده ها و موضوعات مختلف حرف زدیم. این ویژه برنامه رو در دو بخش گوش کنید آهنگ ها رو از کانال تلگرام موزیک آخرین شاهد دانلود کنید ویوزیک یک شبکه اجتماعی...

  4. ویژه برنامه نوروز 1401 - بخش اول

    در این ویژه برنامه، میزبان رادیو پادکست ویوزیک بودیم، منتخبی از آهنگ های استفاده شده در پادکست آخرین شاهد رو براتون پخش کردیم و درباره آهنگ ها و پرونده ها و موضوعات مختلف حرف زدیم. این ویژه برنامه رو در دو بخش گوش کنید آهنگ ها رو از کانال تلگرام موزیک آخرین شاهد دانلود کنید ویوزیک یک شبکه اجتماعی...

  5. شکارچی (3) - مونالیزا

    در مورد راننده فورد هم هیچ نکته خاصی وجود نداشت که جلب توجه کنه. یه مرد بیست و خورده ای ساله با صورت تپل پف کرده، جثه معمولی، صورت شش تیغ و موهای کوتاه موج دار که یه ژاکت و شلوار جین پوشیده بود. گاهی یه لبخند مونالیزایی روی صورتش نقش می بست. قیافه اش زنونه و همونقدر مهربون به نظر می رسید، یا شاید...

  6. شکارچی (2) - غریبه

    مادرم عصبی، سلطه جو و الکلی بود، و زیاد پیش میومد که من رو تحقیر کنه یا بهم توهین کنه. ازش متنفر بودم. می دیدم که روز به روز بیشتر الکل مصرف می کنه و زندگی اجتماعیش یه سیر نزولی رو طی می کنه. مادرم زندگی افتضاحی داشت و من یادآور همیشگی زندگی شکست خورده اش بودمنویسنده و راوی: مهدی پورباقیمشاور…

    more
  7. شکارچی (1) - خرگوش

    کاری که می خواستن بکنن حتی برای مامورهای اف.بی.آی هم ترسناک بود. نه تنها نمی تونستن با اسلحه برن تو بلکه باید امضا می دادن که اگر گروگان گرفته شدن نمی شه برای آزادیشون با زندانی چونه زنی کرد. چیزی که اوضاع رو پیچیده تر می کرد این بود که از قضا اولین نفری که انتخاب کرده بودن 205 سانتیمتر قد و 140...

  8. عروسک - ایستگاه

    دوست میزوکی تازه خودکشی کرده بود و میزوکی هم بعد از اون قضیه احساس سرخوردگی و افسردگی می کرد. حرف هاش رو تو حساب توییترش پست می کرد و دنبال کننده هاش هم بهش دلداری می دادن، نصیحتش می کردن یا سعی می کردن حواسش رو از احساسات بدش پرت کنن پویش نوشتار جنایی اثر انگشت رو از اینجا دنبال کنید نویسنده و...

  9. مهمان پذیر (پایانی) - جهنم نیم جریبی

    موقعیت زمین های بندرها واقعن خوب بود. فقط صد قدم با جاده اوسیج فاصله داشت. یه جای خوب برای این که مسافرها وایستن و اگه چیزی لازم دارن بخرن، یا اگه به تاریکی هوا خوردن و خسته بودن شب رو یه جا استراحت کنن. جاده اوسیج مسافرهای زیادی داشت نویسنده و راوی: مهدی پورباقی مشاور هنری و دستیار تولید…

    more
  10. مهمان پذیر (1) - جی هاوکر

    زندگی تو آمریکا برای مهاجرهایی که از اروپا میومدن یا آمریکایی هایی که چند نسل قبل اومده بودن و دنبال فرصت های جدید تو زمین های جدید می گشتن اصلن ساده نبود. مساله مرگ و زندگی بود. کافی بود یه قدم اشتباه بردارید تا از سرما یا گرسنگی بمیرید. مخصوصن اگر از اطراف چریویل یا اوسیج تاون تو جنوب شرق…

    more
  11. آبنبات فروش (پایانی) - خاطرات

    هر وقت هنلی و بروکس درخواست آزادی مشروط می کردن و می گفتن دیگه اون نوجوون گمراه قبل نیستن، والدین بچه ها باید دوباره برای هیات آزادی مشروط نامه می نوشتن و جزئیات قتل ها رو براشون توضیح می دادن و دوباره اون اتفاقات وحشتناک رو از جلوی چشمشون رد می کردن نویسنده و راوی: مهدی پورباقی مشاور هنری و…

    more
  12. آبنبات فروش (2) - جوهر لیمو

    دین کورل، یه مرد سی ساله بود که تونست وارد زندگی دو پسربچه نوجوون بشه و براشون یه نقشی شبیه پدر پیدا کنه. نه از اون پدرهایی که برای موفقیت و خوشحالی بچه هاشون هر کاری می کنن. دیوید بروکس و وین هنلی دو پسری بودن که با دین کورل بُر خوردن و در نهایت زندگی هر دوشون نابود شد نویسنده و راوی: مهدی…

    more
  13. آبنبات فروش (1) - ورزش گروهی

    دین روحیه لطیف تری داشت، درون گرا بود و تو هیچ ورزش گروهی ای شرکت نمی کرد. یه چیز دیگه که اون موقع کاملا عادی بود این بود که یا برای دیگران قلدری می کردی یا اگه زورش یا روحیه اش رو نداشتی اون هایی که زورش و روحیه اش رو داشتن برات قلدری می کردن نویسنده و راوی: مهدی پورباقی مشاور هنری و دستیار…

    more
  14. مثلث (پایانی) - بی قرار

    رایان یه عکس از خودش و گیل و ریک به کریستول نشون داد. انگار تو یه قایق بودن و گیل مایو پوشیده بود. رایان به عکس گیل اشاره کرد و گفت می بینی چقدر جذابه؟ کریستول جا خورده بود اما رایان ادامه داد. گفت وقتی تو قایق بودن این قدر جذب ظاهر گیل شده که برای چند ثانیه بهش خیره شده. وقتی نگاهش رو برداشته…

    more
  15. مثلث (1) - بلیزر

    خونه تو وضعیت خوبی نبود. رنگ دیوارها پوسته پوسته شده بود، کابینت ها به زور سر جاشون مونده بودن و با یه اشاره میفتادن. قطعا بهترین روزهایی نبود که اون خونه دیده بود. ریک و گیل دست به کار شدن و اتاق ها رو یکی یکی از بالا تا پایین تمیز کردن، رنگ ها رو تراشیدن و دوباره رنگ کردن و کمدها و کابینتها رو...

  16. وارث (پایانی) - مستند

    اون موقع هنوز نمی دونستن رابرت دورست کیه. نمی دونستن نزدیک 20 سال قبل همسرش کثرین مک کورمک ناپدید شده و هنوز هم اثری ازش نیست، و بلافاصله بعد از این که تحقیقات پرونده همسر سابقش به جریان افتاده، یکی از شاهدهای اصلی پرونده یعنی سوزان برمن هم با گلوله ای که به پشت سرش شلیک شده بود به قتل رسیده...

  17. وارث (5) - پول خرد

    ظاهرا زمانی که دانلد ترامپ تو کمپین انتخاباتیش بود به یه نفر گفته بود می تونم وسط خیابون پنجم – که یکی از خیابونهای اصلی و بزرگ منهتن نیویورکه – بایستم و به یه نفر شلیک کنم ولی هیچ رای دهنده ای رو از دست ندم. از دید پیتر لنس، این که یه میلیاردر داشت از این حرف می زد که می تونه آدم بکشه و قسر در...

  18. وارث (4) - سناتور

    مدیر هتل که اصلا نمی خواست آقای سناتور از اقامتش تو هتل ناراضی باشه ازش پرسید چی باعث شده این موقع صبح از اتاقش بیاد بیرون؟ ادوارد گلگی داشت که تو اتاق بغلی یه مهمونی پر سر و صدا گرفتن و از خواب بیدارش کردن. مدیر هتل بهش اطمینان داد که به موضوع رسیدگی می کنه و ادوارد برگشت تو اتاقش. اما یه جای…

    more
  19. وارث (3) - شناور

    پوتین خونی، فرش خونی، کف آشپزخونه و حتی دیوارهای آشپزخونه خونی بود. خون از یه شکاف تو پارکت های کف آشپزخونه به زیر کف نفوذ کرده بود. یه چاقوی خونی و یه پارچه برزنتی هم تو اتاق نشیمن پیدا کردن. عکس یه نفر هم بود که همسایه های طبقه بالا به اسم رابرت دورست شناساییش کردن. صاحبخونه می گفت چنین کسی رو...

  20. وارث (2) - کلاه گیس

    شاید رابرت دوست داشت مادرش رو یه زن شاد تصور کنه و از یه جایی به بعد یادش رفته بود چی واقعیته و چی تصور خودش. با برادرش داگلاس درگیر بود و پدرش، تنها چیزی تو زندگیش بود که باعث میشد یه جور خشم و ناراحتی غیرمعمول تو چهره اش دیده شه. بدون این که کسی رو داشته تا باهاش حرف بزنه، بهترین راهش برای کنار...

  21. وارث (1) - چوگان

    دوریس از بچگی خجالتی بود. یه جورایی هم با بقیه فرق داشت. قدش از دخترهای هم سن و سالش بلندتر بود و تو چشم می زد. ثروتش هم به اندازه کافی باعث جلب توجه می شد، مخصوصا بعد از مرگ پدرش و وقتی رسانه ها بهش می گفتن ثروتمندترین دختر دنیا. گزارشگرها و عکاس ها هم با هم دیگه رقابت می کردن تا ستون های…

    more
  22. چیدمان (پایانی) - جراح

    با وجود تمام اتفاقاتی که تو این پرونده افتاد، از جزئیات خشن قتل تا ارتباطش با فیلم هالیوودی و بازیگرهای سلبریتی و مردی که می خواست به وسیله یه جنایت هولناک ثروتمند بشه، این رابین گرین بود که شخصیتش به یه اسم و یه مفعول صرف تقلیل پیدا کرد. عناوین روزنامه ها و خبرگزاری ها این قدر روی سیدنی متمرکز…

    more
  23. چیدمان (2) - غنیمت

    نامه های بعدی اشارات و سرنخ هایی داشت که نشون میداد سیدنی حرف های بیشتری برای گفتن داره. دن هیچ ایده ای نداشت که ممکنه سیدنی چی بهش بگه، اما منتظر می موند و هر بار که نامه جدیدی می رسید نفسش حبس می شد چون وقتی به وضعیت جسد رابین، یا در اصل بقایای رابین فکر می کرد، ساده ترین و خوش بینانه ترین…

    more
  24. چیدمان (1) - هشت

    رابین گرین 38 ساله قدم زنان به سمت محل زندگی خانواده اش می رفت تا روز کانادا رو کنارشون باشه و با هم جشن بگیرن. از کنار لوکیشن فیلم برداری رد شد. مردم رو دید که با هیجان انتظار می کشن. یه عالمه نیروی امنیتی هم بودن. مسیرش رو به سمت شمال ادامه داد و از دو سه تا کوچه رد شد. چند تا تریلر کنار هم…

    more
  25. سیاهچال (پایانی) - همدست

    با اینکه کوهی از مدارک تو خونه دوترو پیدا شده بود، پرونده نهایی علیه دوترو همون پرونده اولیه بود. بیشتر محتویاتش هم همون چیزایی بود که خود دوترو و همدست هاش اعتراف کرده بودن، به استثنای جزئیاتی که درباره نقش دیگران بود. خانواده های قربانی ها ناراحت بودن. بعضی ها مطمئن بودن روی قضیه سرپوش گذاشتن،...

  26. سیاهچال (3) - اسپاگتی

    **این قسمت پایانی پرونده سیاهچال نیست** کاراگاه های جدید، هر چی بیشتر به مدارک و سوابق دوترو نگاه می کردن بیشتر متقاعد میشدن که دو حالت بیشتر وجود نداره. یا یه سطح کاملا غیرطبیعی از بی ملاحظگی و بی مسئولیتی و بی کفایتی باعث شده بود دوترو بتونه به جنایت هاش ادامه بده، یا یه چیز بزرگتر و ترسناک تری...

  27. سیاهچال (2) - سررسید

    پلیس شروع به سوال و جواب کردن از مردم شهر کرد. خیلی ها یه ون سفید مشکوک دیده بودن که اون اطراف می چرخید. توجهشون جلب شده بود چون نمی دونستن مال کیه و قبلا ندیده بودنش. یکی از شاهد ها این قدر شک کرده بود که سعی کرده بود پلاک ون رو حفظ کنه نویسنده و راوی: مهدی پورباقی مشاور هنری و دستیار تولید:...

  28. سیاهچال (1) - نوار چسب

    دهه 1990 یه پرونده تمام بلژیک رو به لرزه درآورد. پرونده ای که باعث شد خیلی ها شک و شبهه هایی به پلیس و سیستم قضایی کشور وارد کنن. خیلی ها فکر می کردن اتفاقاتی که افتاده در بهترین حالت ضعف نهادهای دولتی، و در بدترین حالت یه فساد و لاپوشونی گسترده از قاچاق انسان تا کودک آزاریه که تا بالاترین سطوح...

  29. فوبار - روز پدر

    آدمهای زیادی از اون مسیر سنگلاخی رد نمیشدن چون اون مسیر فقط به دو ملک دسترسی می داد که بیشتر از سیصد متر با هم فاصله داشتن. در هر حال اگه کسی بودید که از این جاده رد میشدید به غیر از درختها و احتمالا صدای پرنده ها اولین چیزی که توجهتون رو جلب می کرد یه سگ بزرگ سیاه بود که جلوی یه خونه بزرگ دو…

    more
  30. ده - تمرین تیراندازی

    جفری هال مخارج خانواده بزرگش رو با لوله کشی تامین می کرد اما تو سال 2008 شغلش رو از دست داد. ساخت و ساز هم متوقف شده بود و خیلی از شغل های ساختمونی از بین رفته بود. بیشتر کارگرها روزمزد شده بودن و تو صف های طولانی منتظر می موندن تا شاید براشون کار پیدا بشه. جفری اما رویکردش با اون کارگرهای روزمزد...

  31. دست و پا بسته (پایانی) - فصل سیزدهم

    دوربین های مداربسته رو چک کردن. چند روز قبل یه ماشین شاسی بلند وارد پارکینگ تقریبا خالی هوم دپو می شد، یه نفر ازش پیاده می شد و یه چیزی که دستش بود داخل یکی از وانت های حمل بار مینداخت. اون ماشین بی.تی.کی بود؟ مستند سیزده دقیقه رو از اینجا تهیه کنید نویسنده و راوی: مهدی پورباقی مشاور هنری و…

    more
  32. دست و پا بسته (3) - جعبه ابزار

    قتل های انجام شده توسط مهاجمی که در بین مردم فقط با اسم بی.تی.کی شناخته میشه نتیجه یه فانتزیه که در دنیای واقعی اجرا شده. یه فانتزی که به مهاجم اجازه داده برای اولین بار در عمرش در موضع قدرت قرار بگیره. یه آدم ناکافی و بی اهمیت، که از طریق جنایت هاش تونسته اهمیت پیدا کنه نویسنده و راوی: مهدی...

  33. دست و پا بسته (2) - عامل مجهول

    شما این چیزها رو نمی فهمید چون تحت تاثیر عامل مجهول نیستید. به نظر شما بی معنیه اما کاری از دست ما بر نمیاد. درمانی نداره جز مرگ یا دستگیر شدن. یه کابوس وحشتناکه اما خواب من رو آشفته نمی کنه. بعد از چیزی مثل فاکس، میرم خونه و مثل هر آدم دیگه ای به زندگیم ادامه میدم مستند معمای هتل بلودییر رو از...

  34. دست و پا بسته (1) - توضیحات

    چارلی کلید انداخت و در رو باز کرد. وقتی وارد خونه شدن احساس می کردن فضای خونه با همیشه فرق داره. خونه به شدت گرم بود و آشپزخونه نامرتب بود. ظرف های غذا با درهای باز روی پیشخون بود، انگار یه نفر داشت ساندویچ درست می کرد و کارش نصفه کاره مونده بود ** این پرونده در سه یا چهار قسمت منتشر خواهد شد **...

  35. پیش پرداخت (2) - چای سرد

    پلیس همون روز قاتل رو شناسایی کرد. یه مرد سیاه پوست که در حال فرار از خونه دیده شده بود و دالیا می گفت تا حالا هیچ وقت اون مرد رو ندیده. متهم اصلی همون روز بازداشت شد. و اسم افرادی وارد پرونده شد که دالیا قبلا دیده بود نویسنده و راوی: مهدی پورباقی مشاور هنری و دستیار تولید: امیرحسین همت یار…

    more
  36. پیش پرداخت (1) - عفو مشروط

    چند وقتی بود که همه چیز داشت خوب پیش می رفت. تونسته بود مجوز مشاوره املاک بگیره و هر از گاهی برای نشون دادن خونه به مشتری ها می رفت. اگه موفق میشد خونه رو بفروشه کمیسیونش رو می گرفت و فشار شغل شبانه اش حداقل برای چند وقت کمتر می شد نویسنده و راوی: مهدی پورباقی مشاور هنری و دستیار تولید: امیرحسین...

  37. رودخانه سبز (2) - شهوت و نفرت

    گری ریجوی از 1982 تا 1998 آزادانه می چرخید و آدم می کشت. نه هر آدمی، فقط روسپی ها رو می کشت. می تونست ده نفر رو ظرف فقط یک ماه و نیم بکشه، یا تو ده سال فقط یک نفر رو بکشه، اما توقفی در کار نبود. به قول خودش می خواست بیشترین تعداد روسپی ممکن رو بکشه نویسنده و راوی: مهدی پورباقی مشاور هنری و دستیار...

  38. رودخانه سبز (1) - آزادراه

    گاهی خودش هم از حرف زدن درباره مرگ خواهرش خجالت می کشید. دبی هم روسپی بود، هم فراری بود، هم مورد بدرفتاری و سوء استفاده جنسی قرار گرفته بود. انگار تقصیر مردنش هم به گردن خودش بود نویسنده و راوی: مهدی پورباقی مشاور هنری و دستیار تولید: امیرحسین همت یار موسیقی این قسمت رو از اینجا گوش کنید اگر این...

  39. مامور مخفی

    جان و شری تو یه مهمونی با هم آشنا شدن و از همون قرار اول عاشق هم شدن. اواخر 1985 مراسم ازدواجشون رو گرفتن. دوست ها و اعضای خانواده می گفتن جان و شری یه زوج رویایی و ایده آلن که با تموم وجود عاشق هم هستن نویسنده و راوی: مهدی پورباقی مشاور هنری و دستیار تولید: امیرحسین همت یار موسیقی این قسمت رو از...

  40. کاسانووا (2) - نوار کاست

    نولز از چیزهای زیادی نمی ترسید. کمتر خلافی بود که نکرده باشه، کمتر ریسکی بود که به جون نخریده باشه. اما صندلی الکتریکی فرق داشت. نولز به وکیلش گفته بود نمی خواد با صندلی الکتریکی بمیره چون واقعا مرگ افتضاحیه. از وکیلش خواسته بود یه راهی برای زنده نگه داشتنش پیدا کنه. اعدام کمک زیادی به رسیدن به...

  41. کاسانووا (1) - مرغ دریایی

    پال با این که زیاد تعهدی به مدرسه و درس نداشت به شدت باهوش بود و تو یه آزمون ضریب هوشی که بعدا ازش گرفتن نمره خیلی بالایی گرفت، و دوم این که خیلی کتاب می خوند. احساس می کرد نیاز نیست کسی بالای سرش باشه و بهش بگه چیکار کنه و چیکار نکنه پرونده کاسانووا دو پرده داره که پرده دوم چهارده فروردین منتشر...

  42. عنکبوت (2) - بی حس

    اولین چیزی که بعد از شنیدن خبر مسمومیت مور به ذهن بلنش رسید، همون چیزی بود که به ذهن هر آدم دیگه ای تو اون شرایط می رسید. این که فکر کنن کار اون بوده. وقتی درباره نگرانیش به خواهر مور گفت تو جواب شنید، این چه حرف مسخره ایه. هیچکس چنین فکری درباره تو نمیکنه نویسنده و راوی: مهدی پورباقی مشاور هنری…

    more
  43. عنکبوت (1) - پرستار

    بلنش کایزر دختر خاصی بود. خوش مشرب و نقل مجلس بود. کم پیش میومد مردی بلنش رو ببینه و توجهش جلب نشه. با موها و چشمهای تیره، صورت استخونی و پر جزئیات، و لبخند مهربون و خالصانه اش، اگه غیر از این بود عجیب بود. هر چند انگار شخصیتش یه نیمه دیگه هم داشت پرونده عنکبوت در دو قسمت منتشر خواهد شد. این…

    more
  44. نامه ها (پایانی) - بهشت

    قتل های زودیاک واقعا سینمایی بود. انگار درست از صفحات داستان های جنایی تخیلی اقتباس شده بود. یه ضد قهرمان با ماسک، پیام های رمزی که قرار بود هویت قاتل رو نشون بده، و بچه هایی که یه تصمیم اشتباه می گرفتن و به یه خلوتگاه عاشقانه می رفتن. همه این ها کمک می کرد شهرت زودیاک حفظ بشه مشاور هنری و دستیار...

  45. نامه ها (6) - کمین

    لیست مظنونین احتمالی خیلی طولانیه. ده ها اسم از کسانی که خیلی بعیده زودیاک باشن، مثل چارلز منسون، بی.تی.کی و حتی تد کروز سناتور تگزاس، تا مظنونینی که محتمل تر هستن و تحقیقات گسترده تر و بیشتری روشون انجام شده مشاور هنری و دستیار تولید امیرحسین همت یار برای معرفی برند یا محصولتون در پادکست آخرین...

  46. نامه ها (5) - کارت پستال

    پلیس والیهو اظهارات مایکل مژو رو معتبر نمی دونست، مثل خیلی ها که کتاب گریسمیث رو معتبر نمی دونستن. در طول سال ها، خیلی ها فهمیدن داستانی که تو کتاب گریسمیث مطرح شده فقط یه داستان بوده که برای مخاطب جذابه اما با واقعیات موجود تو پرونده جور در نمیاد مشاور هنری و دستیار تولید امیرحسین همت یار برای...

  47. نامه ها (4) - سنجاق سینه

    بالاخره یه اسم، یه چهره و یه صدا به زودیاک نسبت داده شد و یه نفر به مشهودترین و محتمل ترین مظنون پلیس تبدیل شد. کسی که اولین بار تو اکتبر 1969 شناسایی شده بود. یه نفر که قبلا معلم مدرسه بود اما بعد از این که فهمیدن از بچه ها سوء استفاده جنسی می کنه شغلش رو از دست داد مشاور هنری و دستیار تولید...

  48. نامه ها (3) - ماشین مرگ

    پلیس سن فرانسیسکو می تونست اون شب من رو گیر بندازه، به شرطی که پارک رو درست می گشت نه این که با موتور سیکلت هاشون مسابقه خیابونی بذارن و ببینن کی می تونه بیشتر گرد و خاک کنه. ماشین های پلیس باید پارک می کردن و ساکت می نشستن و منتظر می موندن تا از مخفیگاهم بیام بیرون مشاور هنری و دستیار تولید...

  49. نامه ها (2) - شکارچی

    نامه دست نویس با خودکار آبی نوشته شده بود. دست خط بد و نامرتب و چند اشتباه املایی داشت. بر عکس برگه دوم که تضاد عجیب و واضحی با برگه اول داشت. یه شبکه منظم و مرتب از حروف و نماد که فرستنده نامه مدعی بود هویت واقعیش رو مشخص می کنه مشاور هنری و دستیار تولید امیرحسین همت یار برای معرفی برند یا...

  50. نامه ها (1) - خلوتگاه

    پلیس هیچ انگیزه ای پیدا نکرد. نه خصومت شخصی، نه تجاوز، نه دزدی. با دوستها و بستگان قربانی ها مصاحبه کردن، هر کسی که ممکن بود نسبت به بچه ها کینه داشته باشن، هر کسی که قبلا سابقه خلاف داشت و به نحوی با بچه ها در ارتباط بود بررسی کردن. اما هیچ کدوم به جایی نرسید مشاور هنری و دستیار تولید امیرحسین…

    more

Type above to search every episode's transcript for a word or phrase. Matches are scoped to this podcast.

Searching…

We're indexing this podcast's transcripts for the first time — this can take a minute or two. We'll show results as soon as they're ready.

No matches for "" in this podcast's transcripts.

Showing of matches

No topics indexed yet for this podcast.

Loading reviews...

ABOUT THIS SHOW

این یک پادکست قصه گو نیست. پرونده های جنایی واقعی حاوی مصادیق خشونت، حوادث آزاردهنده، مسائل جنسی و سوء مصرف مواد هستند و می توانند برای کودکان و افرادی که روحیه حساس و آسیب پذیر دارند اثرات مخرب و گاه جبران ناپذیر داشته باشند

Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

HOSTED BY

Mahdi Pourbaqi

CATEGORIES

Frequently Asked Questions

How many episodes does پادکست جنایی آخرین شاهد have?

پادکست جنایی آخرین شاهد currently has 107 episodes available on PodParley. New episodes are automatically indexed when they're published to the podcast feed.

What is پادکست جنایی آخرین شاهد about?

این یک پادکست قصه گو نیست. پرونده های جنایی واقعی حاوی مصادیق خشونت، حوادث آزاردهنده، مسائل جنسی و سوء مصرف مواد هستند و می توانند برای کودکان و افرادی که روحیه حساس و آسیب پذیر دارند اثرات مخرب و گاه جبران ناپذیر داشته باشند Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

How often does پادکست جنایی آخرین شاهد release new episodes?

پادکست جنایی آخرین شاهد publishes regularly with 107 episodes available. Check the episode list for the typical release schedule.

Where can I listen to پادکست جنایی آخرین شاهد?

You can listen to پادکست جنایی آخرین شاهد on PodParley by clicking any episode. We provide an embedded audio player for direct listening, and you can also subscribe via your preferred podcast app using the RSS feed.

Who hosts پادکست جنایی آخرین شاهد?

پادکست جنایی آخرین شاهد is created and hosted by Mahdi Pourbaqi.
URL copied to clipboard!