Skip to content
پهژاره podcast artwork

PODCAST · arts

پهژاره

by پَہ‌ژاره

پَہ‌ژاره ، سرزمین روایت‌های گم‌شده‌ست؛ دنیایی که از دل اندوه زاده شد و با صدای سکوت جان گرفت. به ما گوشزد کرد که از سکوت نغمه بساز شاید شنیدنی شد و هر اپیزود، تکه‌ای از روحی‌ست که در میان خاطره و خیال، در جست‌وجوی معنا قدم می‌زنه. اینجا صدا، پناه می‌بره به واژه؛ و واژه، می‌لرزه روی مرز درد و امید.پَہ‌ژاره جایی‌ست برای اون‌هایی که هنوز به زیبایی اندوه ایمان دارن. Instagram :@pazha_re

Publisher-supplied feed metadata · PodParley refreshed Oct 7, 2026 · Source feed

Episodes

  1. ‎⁨‌دشت پروانه های رنگی – پیله آخر⁩

    گاهی پایان، آن چیزی نیست که از دور شبیه پایان به نظر می‌رسد. گاهی فقط باید تا آخرین قدم بروی تا بفهمی بعضی مسیرها برای رسیدن نیستند؛ ......برای برگشتن‌اند

  2. ‎⁨‌دشت پروانه های رنگی – آخرین ساقه⁩

    گاهی در بین مسیر به اخرین ها میرسیم اما تا اخر مسیر ما هنوز خیلی مونده!!!

  3. ‎⁨دشت پروانه های رنگی– امواج بال های آبی⁩

    گاهی غرق در امواج قصه بی اراده ادامه میدهی و تنها غریق افقیست که خودش پر شده از ابهام انتهای مسیر مسیر عمیق و بلند !!!!.

  4. ‎⁨دشت پروانه های رنگی – مکثِ قرمز⁩

    گاهی از سفرى آغاز ميشود .. قصه اى تازه راهى نو بدون آنكه بفهميم از كجا شروع شد و پايانش کجاست..... .و ما مجبور به گذر از اين مسير قدم در راه میگذاریم

  5. ‎هزاران شمشیر،یک شوالیه⁩

    ما کماکان در نبردیم نبردی که قرار نیست تمام شود و هر لحظه عمیق تر به این میدان قدم میگذاریم اما فتحی در کار نیست........

  6. اتاقک کُنفشنال

    سکوت همه جارو فرا گرفته اعتراف میکنی تا بخشیده شوی اما کشیشی نیست اتاق کنفشنال خالیست ولی مخاطب شخصی دیگر است شخصی ،روحی از درون تو که میشنود آن چیز را که خود میداند......

  7. پایان ناتمام

    گاهی مسیر میشود معادله میشود مسیری شبیه ماز ،شبیه مکعبی روبیک با مسیری که میدونی الگوش چیه اما مدام اشتباه میکنی مدام از اول شروع میکنی و مدام نمیرسی انقدر راه های مختلف رو امتحان میکنی انقدر بالا و پایین میری تا دست اخر خسته میرسی به انتها انتهایی که رسیدن بهش رو بلد بودی اما داشتنش رو نه و اون...

  8. ‎⁨ یک دفعه میاد!!⁩

    بعضی اتفاق ها یک دفعه اتفاق می افتن !!! مثل رفتن ها اومدن ها مثل پاییز ! پاییز یک دفعه میاد!!!!

  9. ریه های سبز / چراغ قرمز⁩

    از دل یک تصادف شروع شد… و روح، قدم به قدم در زندگی دیگران جاری شد. حالا، در آخرین ایستگاه، جایی بین یک نفس و یک خاموشی… حقیقتی پنهان منتظر کشف شدنه. یک سمت جسمی محتاج ادامه راه و سمت دیگر روحی راضی از قلم !!!!سرنوشت -تقدیم به اهدا کننده هایی که بخشیدن تا زندگی ها در جریان بمونه

  10. مرد شکن !! / چراغ قرمز

    گاهی فشارها باعث نمیشه خم شد. ولی از درون ترک برداشته. مثل شیشه‌ای که هنوز سرپا ایستاده اما پراز رگه‌های شکستگیه. پشت نگاه سرد و سکوت سنگینش، دنیایی از درد پنهونه؛ دردی که نه فریاد داره، نه مرهم. نماد آدم‌هایی‌یه که هر روز تکه‌تکه میشن میشکنن اما کماکان مثل یه مرد استوارن -تقدیم به کارگرانی که…

    more
  11. ‎برجک تنهایی / چراغ قرمز⁩

    گاهی برزخ جایی نیست که تنها روح ادم درونش گرفتار شود گاهی یک اتاقک میشود تمام دنیا میشود جایی دو در دو برای کیلومتر ها رفتن و نرسیدن میشود سیاه چاله ای عمیق برای جذب تمام خاطرات میشود صداهایی که مدام در گوش تکرار میشود میشود یک برجک برجک تنهایی!!!!!! -تقدیم به تمام سربازانی که یک روز رو یک سال...

  12. آن زن!!!! / چراغ قرمز

    زمانی خیال می‌کرد همه‌چیز را به دست آورده؛ اما در میانه‌ی راه فهمید خیلی چیزها پشت نقابی از جنس طلا پنهان مانده بود. آسمانی که همیشه ابری بود، جز سکوت و باران نصیبی برایش نداشت. دردی که تکه‌ای از وجودش را گرفت، و حسرتی که هر روز بیشتر همه‌چیز را می‌بلعید. این، قصه‌ی زنی‌ست که در میان دیوارهای…

    more
  13. کودک،فال،باران / چراغ قرمز

    لحظه‌هایی که دیگر مثل قبل نیست… صدایی که در میان تمام شلوغی‌ها گم می‌شود، کاغذهایی که قرار بود آینده را بگویند و حالا در ابهامِ امروزشان گیر کرده‌اند… بارانی که بی‌وقفه می‌بارد، روی دست‌های لرزان و روی بغضی که هیچ‌وقت گفته نمی‌شود. -تقدیم به کودکان کار که با دستان کوچک کارهای بزرگ انجام میدهند

  14. لحظه قرمز / چراغ قرمز

    در زیر پوست تمام ناارامی ها و بی حوصلگی ها باران بی‌وقفه می‌بارید. چراغ قرمز، شهر را در سکوتی عجیب نگه داشته بود. لحظه‌ای گذشت… لحظه‌ای که مثل خطی باریک، دنیای قبل و بعد را از هم جدا کرد. بعد از آن، هیچ چیز همان‌طور که بود، نماند. و آنجا بود که لحظه قرمز رقم خورد!!!!!!

  15. دل را به ساحل زد!!⁩

    گاهی وقت ها حس میکنی گیر کردی تو جسمی سنگین خسته نهنگ وار...... سال‌ها در دل اقیانوسی از خاطره و تردید شنا کردی و حالا، با تمام زخم‌ها، می‌خوای خودت رو به ساحل برسونی!!!!! ؛ نه برای نجات، ........ بلکه برای اون لحظه آخر لحظه‌ای که دل، دیگر تاب شنا نداری اما از عاقبت خودت آگاهی!!!!!!!!!!

  16. بختکِ رویا⁩

    گاهی وقتا، یه‌دفعه به خودت میای… می‌بینی وسط ناکجاآباد ایستادی. جایی مبهم، نامعلوم، جایی که انگار زمین زیر پاهات می‌لرزه، همه‌چیز سرگیجه‌واره… هر قدم که جلوتر می‌ری، یه تصویر محو، یه خاطره‌ی عمیق تو ذهنت روشن می‌شه. قدمتو که محکم‌تر برمی‌داری، لایه‌های بیشتری از ذهن باز می‌شن… لایه‌هایی که تو رو...

  17. ‎⁨سوختن برنده⁩

    تو بردی!!! گاهی بعضی جمله‌ها، تو پستوی اتفاقی متولد می‌شن که هیچ‌وقت تموم نمی‌شن… گاهی تو می‌بری، در حالی که دیگه نجنگیدی! فقط موندی، تنها، میان درد و خاکستر… زنده موندی! و اون‌وقته که تنها چیزی که تو ذهنت نقش می‌بنده، اینه: من نبردم… تو بودی که باختی. و این باخت، هیچ وقت پایان نداره.

  18. خش‌خشِ خاکستر⁩

    گاهی میان خش خش صدای جارو نغمه مبهم ذهنتو احاطه میکنه نغمه ای از جنس بال های پروانه ای عاشق که یاداوری میکنه عاشق میسوزه، آب میشه؛ ........اما عقب نمیکشه

  19. ‎⁨ / آخرین نت سکوت⁩حرف و سخن

    گاهی در میان همه صدا ها ما محکومیم به سکوت پس سکوت میکنیم!!!!!!

  20. ‎⁨کافه سکوت – دنیای ناکوک⁩

    یه وقتایی هست که هرچی می‌زنی، صداش زخم می‌زنه. نه به گوش بقیه، به جون خودت. همه‌چی هست، ولی هیچ‌ چی نمی‌خونه. دوتا دل کنار هم بودن، ولی هیچ‌کدوم بلد نبودن واسه اون یکی بتپن.. انگار افتادی وسط یه زندگی که سال‌هاست صدا می‌ده، ولی هیچ‌وقت نذاشتی موسیقی ‌بشه… این جاست، که از بس همه‌چی ناکوکه ، که دلت...

  21. ‎⁨کافه سکوت – عکسی که ثبت نشد!⁩

    نور خوب بود، هوا صاف، نگاه‌ ها کنار هم. فقط باید یکی شاتر رو می‌زد. اما نزد. لحظه‌ای بود که اگه ثبت می‌شد، دیگه فقط یه عکس ن نمی‌موند. اما حالا فقط خاطره‌ایه که هر بار با چشم بسته میاد… عکسی که نیست، اما پاک هم نمی‌شه

  22. ‎آژیرِ سکوت⁩

    در دل شبی تاریک، وقتی صدای موشک آسمان را پاره می‌کند، قصه‌ آغاز می‌شود؛ قصه‌ی آدمی که دیگر از انفجارها نمی‌ترسد، چون جنگ واقعی درون خودش شعله ‌ور شده. در این اینجا، مرز میان جنگ بیرونی و جنگ درونی فرو می‌ریزد. از صدای آژیرها تا سکوتی که قلب را مچاله می‌کند… آژیر سکوت فریاد میکشد و روایتی آغاز…

    more
  23. ‎⁨‌ کافه سکوت – لکه های موندگار⁩

    گاهی در پس هر لکه ای که تو عناصر زندگیمون نقش بسته اتفاقی نهفته هست گاهی برای فکر کردن و فهمیدن گاهی برای درس گرفتن و گاهی برای اصلاح کردن فقط کافیه اشتباه نکنی اون وقته که مسیر روبه روت باز میشه و تو میتونی انتخاب کنی که باز اشتباه گذشته رو تکرار کنی و یا از اون مسیر با ذهنی تازه عبور کنی

  24. ‎⁨کافه سکوت – تلخه دیگه؟؟⁩

    گاهی باید یسری تلخی ها رو چشید تا به شیرینی خیلی چیز ها پی برد. گاهی باید به یاد داشت خیلی تلخی ها گذرا هستن ...اما نیاز هست تا شیرینی را رو بیاد بیاریم . و دلچسبی شیرینی ها در پس تلخی ها نهفته شده . اما چه بهتر که تلخی ها فقط در حد یه قهوه باشه و یادمون باشه تموم میشه...

  25. نقطه پایا…..

    گاهی «نونِ» پایان، واقعاً پایان رو نمی‌سازه و تمومش نمی‌کنه. اونجاست که همه‌چیز پایا میشه، همه‌چیز موندگار میشه. و درست همون «نون»، تبدیل میشه به «نور»؛ می‌تابه وسطِ زدگی و اونو تبدیل می‌کنه به زندگی.....

  26. حرف و سخن / من مست و تو دیوانه

    در دل شب‌هایی که بی‌پایان به نظر می‌رسند، جایی میان بی‌خوابی، اضطراب، و هجوم خاطرات، صدایی بلند می‌شود؛ صدای کسی که تصمیم گرفته در تاریکی بماند و تاریکی را بشناسد. اونجاست، که از شب‌های پرکابوس، تنهاییِ صادقانه، و سفر به درون آغاز میشود؛ جایی که «من مست و تو دیوانه» نه یک شکایت، که یک انتخاب است..

  27. مهمون من: تنهایی غم خطرات پوچی ترس حسرت یا امید؟

    یه زمانی هست که تو مشخص کننده مسیری جدید تو زندگی میشی اونجاست که زمان ، جهان به دوقسمت تقسیم میشه و به موازات هم پیش میره اونجاست که تو باید تصمیم میگرفتی که تو کدوم مسیر زندگی باشی !!!! اونجاست که جهانی موازی درست تو نقطه مقابل شکل میگیره .

  28. مهمون من: تنهایی غم خطرات پوچی و ترس

    گاهی میفهمی خودتت مسبب اتفاق افتادن یکسری اتفاقات که رقم خورده هستی!!! ؛ جوری که متوجه میشی اون اتفاقات اون مسیر اون کسایی که اومدن از اون نقطه ای که تو گذاشتی شروع شدن نقطه ای مثل وارد کردن ترس به احساساتت....

  29. مهمون من: تنهایی غم خطرات و پوچی

    یه روز بیدار می‌شی و می‌بینی پوچی رو به روت نشسته. نه حرف می‌زنه، نه دل می‌سوزونه. فقط نگاهت می‌کنه و آروم‌آروم همه چیز رو ازت می‌گیره. حواست باشه… پوچی همیشه از همون‌جایی شروع می‌شه که تو سکوت می‌کنی

  30. مهمون من: تنهایی غم وخاطرات

    مهمون من و اینبار خاطرات که با اومدنش میبرتت به اعماق سیاهی و جوری که گلتو فشار میده طوری که انگار نفست بند اومده

  31. مهمون من : غم و تنهایی

    مهمون من… حالا دیگه تنها نیست!!!!. تنهایی که کنج اتاق جا خوش کرده بود، حالا غم رو هم با خودش آورده. یکی کنارت می‌نشیند و سکوت می‌کند، اون یکی بی‌صدا مسبب اشکهایت میشود. مهمون من دیگه یه نفر نیست… یه هم‌اتاقی دوتایی‌ست که هر شب تو بغل هم بغلت می‌کنن. و فقط نگاه می‌کنی… و سعی می‌کنی نفس بکشی.

  32. مهمون من : تنهایی

    «مهمون من، تنهایی» قصه‌ی حضوریه که همیشه بی‌دعوت میاد، بی‌صدا می‌شینه و با هیچ سلامی نمی‌ره. تو این اپیزود، صدای قدم‌های تنهایی رو می‌شنویم وقتی شب می‌رسه، وقتی حرفی نمی‌مونه جز سکوت. اینجا جاییه که تنهایی، نه یک غریبه، بلکه هم‌صحبتی قدیمیه؛ همونی که گاهی زخم می‌زنه، و گاهی، آروم‌ت می‌کنه.

  33. حرف و سخن⁩/ سپاس

    گاهی، واژه‌ها نه روایت‌اند، نه صدا… تنها تکه‌ای از دلِ سازنده‌شان‌اند. در «حرف و سخن»، نه قصه می‌گویم، نه تصویر می‌سازم؛ تنها پلکی می‌زنم به مسیر طی‌شده، به پهژاره‌ای که واژه‌واژه شکل گرفت، و کلبه‌ای که در سکوت، صدایش را یافت. سپاس، برای اینکه شنیدید، بودید، و ماندید.

  34. آغوش خاکستر/ کلبه بی صدا

    گاهی دیر می‌شود و جز خاکستر، چیزی برای هم‌آغوشی نمی‌ماند. و این می‌شود پذیرش آخرین وداع.

  35. فاتح شکست ها/ کلبه بی صدا

    ما هرگز از فتح کردن نگریختیم، حتی اگر فتح، تنها شکست‌ها باشد

  36. The Last Ruin / کلبه بی صدا

    One can wait for the reunion with memories, just before the fall of the last ruin.

  37. آخرین آوار / کلبه بی صدا

    می شود گاهی به انتظار وصل خاطرات نشست، قبل از سقوط آخرین آوار.

  38. بوم سفید / کلبه بی صدا

    گاهی در این سفیدی مطلق، فقط یک نقطه کافی‌ست تا همه چیز را به یاد بیاورد… نقطه‌ای که شاید تو باشی

  39. سقوط باران / کلبه بی صدا

    گاهی باران نمی‌بارد؛ این ما هستیم که باران وار به خاطرات سقوط می‌کنیم. و این، سقوط باران است.

Type above to search every episode's transcript for a word or phrase. Matches are scoped to this podcast.

Searching…

We're indexing this podcast's transcripts for the first time — this can take a minute or two. We'll show results as soon as they're ready.

No matches for "" in this podcast's transcripts.

Showing of matches

No topics indexed yet for this podcast.

Loading reviews...

ABOUT THIS SHOW

پَہ‌ژاره ، سرزمین روایت‌های گم‌شده‌ست؛ دنیایی که از دل اندوه زاده شد و با صدای سکوت جان گرفت. به ما گوشزد کرد که از سکوت نغمه بساز شاید شنیدنی شد و هر اپیزود، تکه‌ای از روحی‌ست که در میان خاطره و خیال، در جست‌وجوی معنا قدم می‌زنه. اینجا صدا، پناه می‌بره به واژه؛ و واژه، می‌لرزه روی مرز درد و امید.پَہ‌ژاره جایی‌ست برای اون‌هایی که هنوز به زیبایی اندوه ایمان دارن.

Instagram :@pazha_re

HOSTED BY

پَہ‌ژاره

CATEGORIES

Frequently Asked Questions

How many episodes does پهژاره have?

پهژاره currently has 39 episodes available on PodParley. New episodes are automatically indexed when they're published to the podcast feed.

What is پهژاره about?

پَہ‌ژاره ، سرزمین روایت‌های گم‌شده‌ست؛ دنیایی که از دل اندوه زاده شد و با صدای سکوت جان گرفت. به ما گوشزد کرد که از سکوت نغمه بساز شاید شنیدنی شد و هر اپیزود، تکه‌ای از روحی‌ست که در میان خاطره و خیال، در جست‌وجوی معنا قدم می‌زنه. اینجا صدا، پناه می‌بره به واژه؛ و واژه، می‌لرزه روی مرز درد و...

How often does پهژاره release new episodes?

پهژاره has 39 episodes. Check the episode list to see recent publication dates and frequency.

Where can I listen to پهژاره?

You can listen to پهژاره on PodParley by clicking any episode. We provide an embedded audio player for direct listening, and you can also subscribe via your preferred podcast app using the RSS feed.

Who hosts پهژاره?

پهژاره is created and hosted by پَہ‌ژاره.
URL copied to clipboard!