ebrambegoo podcast artwork

PODCAST · society

ebrambegoo

ابرام بگو

Publisher-supplied feed metadata · PodParley refreshed Mar 16, 2023 · Source feed

  1. 20

    ebrambegoo-28 (نیست، ولی انبوه است)

    قسمت بیست و هشتم ابرام بگو نیست، ولی انبوه است موزیک متن: Mariage d'amour اثر: Richard Clayderman

  2. 19

    ebrambegoo-27 (خاک)

    یه شب با ابرام نشسته بودیم پای آتیش امراض چینی، سرفه می‌کردیم و گرم صحبت هذیون می‌گفتیم. وسط‌هاش گفتم ببین ابرام این‌ها که داریم می‌گیم حرف حساب نیست‌ها، داریم خلط مبحث می‌کنیم رسمن. گفت خلط مبحث نیست! همه چیز به همه چیز ربط داره رفیق.   موزیک متن این قسمت آهنگ ترانه ای با نام Seninle Olmak Var Ya با اجرای Aytaç Doğan

  3. 18

    ebrambegoo-26 (رنج نافرمان)

    ابرام هر روز می‌اومد دفترم رو می‌گرفت، توش تخم شک می‌کاشت، می‌رفت. من می‌موندم و یه سؤال دیگه که با قبلی‌ها می‌شد یه دنیا حیرت و احتمال. مثل یه بذری که تحت یه شرایط خیسی از خاک می‌زنه بیرون و سر به آسمون می‌کشه، تخم شکش هر روز تو خیسی ذهنم شاخ و برگ می‌داد و سرم رو پر می‌کرد از استفهام و استفسار که تهش چی؟!

  4. 17

    ebrambegoo-25 (پاهایی که کفش را می‌زنند)

    پاهایی که کفش را می‌زنند چنان‌که در تذکره‌ی کاتبان آمده که نوادگان آدم انگاریده بودند دنیا پایان ندارد و چاروق و گرزن کسوت دنیا پارگی و اقاله نمی‌شناسد! با منزل به منزل شدن هر نفسی اموری از عالم ختم به خیر شد و اموری به شر. پس هم آن بود که می‌پنداشتند و هم آن که غافل بودند. و مثقال ذرةی گمان نبردند که دنیا این است و بیش از این...

  5. 16

    ebrambegoo-24 (چهل و دو به شک)

    چهل و دو به شک ابرام یه مدتی بود که نبود… بود، اما پیش ما نبود. دیده‌ین وسط‌های کار آدم یهو به شک می‌افته که اگه نشه چی؟! اگه همه‌ش کشک باشه چی؟ ابرام هم یه همچین جاهایی بود.

  6. 15

    ebrambegoo-23 (تفاسیدن ایام)

    تفاسیدن ایام هوا گرم بود  و همه‌چیز کش می‌اومد… ماسک می‌زدیم که ایام به عافیت بگذره، ایام کش می‌اومد، کتاب می‌خوندیم جهالت رو بشوره ببره، جهل کش می‌اومد، با آدم‌ها مدارا می‌کردیم رابطه‌ها مکدر نشه، موی دماغ‌مون کش می‌اومد… با سردمدار و پرچمدار مصالحه می‌کردیم جیب شلوار‌مون کش می‌اومد، سفر می‌رفتیم و عصیان‌مون رو از شهر دور می‌کردیم راه کش می‌اومد… 

  7. 14

    ebrambegoo-22 (کوفته در لژ انفعالیون)

    کوفته در لژ انفعالیون هر کاری خواستیم بکنیم گفتی نکن داستان می‌شه. اون‌قدر گفتی و ما نکردیم که نکردن‌مون خودش داستان شد ابرام. داستان انفعال. خواستیم آشتی کنیم، گفتی دنیا در خطره؛ بجنگ. خواستیم دنیا رو تسخیر کنیم، گفتی آخرت در خطره؛ قناعت کن. خواستیم فریاد کنیم گفتی کوچه در خطره؛ بکپ. خواستیم نقاشی کنیم گفتی رنگ مکروهه؛ ممیزی خورده. خواستیم برقصیم...

  8. 13

    ebrambegoo-021 (مفاصل نسیانی)

    مفاصل نسیانی دست انداختم به زانوم تکیه دادم و یا‌الله بلند شدم. گفتم من واسه چی بلند شدم؟! فکر کردک یادم نیومد. به ابرام گفتم ما واسه چی پاشدیم؟! گفت پیِ نوستالژی‌های آهن و آسمون‌خراش؟ گفتم چی؟! گفت داریوش دیگه! گفتم نه بابا! الان تو مودش نیستم. اما اگه می‌خوای پلی کنم؟! گفت واسه بوی گندم و ندای اذان و گنبد طلاش؟ گفتم الان که وقتش نیست!

  9. 12

    ebrambegoo-20 (پریود افعال در مسیر خطی سال‌ها)

    اومدیم، تپیدیم، سرودیم، نشستیم، خوندیم... تو فقط شعرهامون رو شنیدی ابرام! (سرود انقلابی) برای تو همه چیز سریع اتفاق افتاد، اما برای من به قدر پدر دراومدنی طول کشید. پدر دراومدن میدونی چیه ابرام؟! یعنی پدر از در درآمد، بی سر آمد. یعنی خلوص که با نون و پیاز سر سفره‌ی مادر درآمد. یعنی آب که با املاحِ حسرت از چشم درآمد. اون‌قدر برات زود گذشت که نفهمیدی ما هم با سر اومدیم ابرام!

  10. 11

    ebrambegoo-19 (زنجیر اول، زنجیر دوم)

    گفت با اون‌هایی که بعدن دیوونه می‌شن بیش‌تر مهربون باش، اوقات صعب و روزهای سختی رو پشت سر گذاشته‌ن تا از مرز جنون گذشته‌ن. گفت آدم‌هایی که از اولش دیوونه هستن رو کاری نداشته باش، اون‌ها اصلن نفهمیده‌ن حال خوب چیه، با یه پتو آروم می‌شن. هندزفری رو گذاشتم توی گوشم غرق خیالات...

  11. 10

    ebrambegoo-18 (بهار در دلم سرفه می‌کند)

    ابرام بگو بهار باز هم بیاد. عشق رو بیاره. هزارن عطر و بو و رنگ و رو و خاطره رو بیاره... پنجره‌هاش رو باز کنه به روی زمین، سفره‌ش رو بندازه، اهل دل‌ها رو جمع کنه، پرنده‌ها مست صدا بشن، گل‌ها باز بشن، سایه‌ی درخت‌ها رونق بگیره، مطرب‌ها ضرب بگیرن، دختر پسرها دم بگیرن، بزرگ‌ترها بالا بشینن، شادی بیاد، غم‌ها بره، چرک ته دل‌ها بره... خلاصه بیاد تازه کنه، سرخوش کنه، هر کسی هم که ظرفیتش رو داره رو عاشق کنه بره.

  12. 9

    ebrambegoo-17 (هر روز برای کوچ می‌جنگم)

    توی کوچه وایستاده بودیم داشتیم رفت و آمد آدم‌ها رو نگاه می‌کردیم. ابرام یه نخ سیگار روشن میکرد و چشم از ازشون برنمی‌داشت. اون‌قدر نگاه میکرد تا از از اون آدمها چیزی جز کوچه نبین... گفتم باز چی شده ابرام؟! گفت مهم نیست... گفتم چی مهم نیست؟ گفت مهم نیست که این‌جا واستاده باشم، مهم نیست آخرین منظره باشه که می‌بینم. مهم نیست آخرین سیگارم باشه، مهم نیست زندگی فقط یه بار اتفاق بیافته... گفتم پس چی؟

  13. 8

    ebrambegoo-16 (مرده‌ریگ)

    همه‌چیز با فس‌فسه‌ها شروع شد. در گوش پدرم گفتن "ماه را بردار و بر کوچه بتابان"... برداشت و تابوند و ستم کرد. سؤال کوچه رو با سوی ناسو، با نور چراغ‌قوه جواب داد و بس... پدرم مرد. مرد و کوچه لکنت گرفت و توی تبعید شب موند. من هم توی کوچه خیره موندم به چراغ‌قوه‌ای که مرده‌ریگ پدر بود و ماهی که دیگه توی آسمون نبود.

  14. 7

    ebrambegoo-15 (زمستون رو دوست ندارم ابرام)

    می‌گه زمستون خدا هوا سرده دمش گرم. زمستون رو دوست ندارم ابرام‌ـ چرا دمش گرم؟!!!... واسه سقفی که چکه می‌کنه، کفشی که سوراخه، مادری که اجاقش خاموشه، پدری که خجالت می‌کشه از دیدن همه‌ی این‌ها... چرا دمش گرم؟!!! زمستون رو دوست ندارم ابرام.

  15. 6

    ebrambegoo-14 (دستخط شفاهی)

    بیا و برای ما نان و پنیر و تاریخ بیاور، با سگی‌ترین عرق پیشانی‌مان می‌خوریم. بیا و برای ما غروب خرابه‌های تهران را بیاور. غروب ارگ و دولت و چاله میدان را.

  16. 5

    ebrambegoo-13 (آینه)

    توی آینه یه داستان دو نفره می‌بینم. اونی که توشه من نیست، پس دو نفره‌ست. پارانویای ما از همین‌جا شروع می‌شه. اونی که توی آینه‌ست می‌گه من به تو اعتماد ندارم. می‌گه تو یه کلاش مزدوری که یه عمره اسیرت هستم و من رو به بازی گرفته‌ی. می‌گم خب، من هم بهت اعتماد ندارم!...

  17. 4

    ebrambegoo-12 (یکی بود، یکی نبود)

    یه قصه‌ی تکراری‌ای بود اولِ همه‌ی قصه‌ها می‌گفتن، که خودش واسه خودش یه قصه بود؛ همون که می‌گفت: یکی بود، یکی نبود... بقیه‌ش هر چی می‌گفتن متل بود...

  18. 3

    ebrambegoo-11 (پاییز)

    گفتم این اواخر خیلی داره سخت می‌گذره، عیارش دست کیه ابرام؟ گفت دست اون مادری که بچه‌ش رو توی کوچه گم کرده. اگه پیداش کنه چی کارش می‌کنه؟ گفتم باید به آغوش بکشه، دل‌داری بده، اما می‌زنه... گفت راحت باش، سخت نگیر؛ می‌گذره... به همین برکت.

  19. 2

    ebrambegoo-10 (کار خودشونه)

    سوار تاکسی شده بودیم، سرِ موضوعِ مکرری راننده گفت "کار خودشونه"... من و ابرام خنده‌مون گرفت. گفتم ابرام چیه همه‌ش می‌گیم کار خودشونه‌ـ خودشونه؟! کی‌ان این‌ها، که همه می‌دونن کارشونه و کسی نمی‌شناسدشون؟ گفت اون رو ول کن...

  20. 1

    ebrambegoo-9 (زندگی روی میز)

    امروز ابرام با یه شاخه گل اومد خونه. رفت اتاقش‌ـ مداد خریده بود، مداد رو گذاشت روی میز، گل رو گذاشت تو گلدون، گلدون رو گذاشت روی میز. کلیدهاش رو هم گذاشت روی میز...

Type above to search every episode's transcript for a word or phrase. Matches are scoped to this podcast.

Searching…

We're indexing this podcast's transcripts for the first time — this can take a minute or two. We'll show results as soon as they're ready.

No matches for "" in this podcast's transcripts.

Showing of matches

No topics indexed yet for this podcast.

Loading reviews...

ABOUT THIS SHOW

ابرام بگو

Frequently Asked Questions

How many episodes does ebrambegoo have?

ebrambegoo currently has 20 episodes available on PodParley. New episodes are automatically indexed when they're published to the podcast feed.

What is ebrambegoo about?

ابرام بگو

How often does ebrambegoo release new episodes?

ebrambegoo has 20 episodes. Check the episode list to see recent publication dates and frequency.

Where can I listen to ebrambegoo?

You can listen to ebrambegoo on PodParley by clicking any episode. We provide an embedded audio player for direct listening, and you can also subscribe via your preferred podcast app using the RSS feed.
URL copied to clipboard!