PODCAST · society
Radiochel - رادیوچل
by Chelcheragh Magazine
ما در رادیوچل (پادکست مجله چلچراغ) در هر قسمت سراغ یک سوژه میرویم و به شیوه خودمان نگاهی طنازانه، انتقادی، اجتماعی، فرهنگی، هنری، سینمایی، ورزشی و غیره به آن میاندازیم. پادکست رادیوچل را میتوانید در تمام پادگیرها و سایت چلچراغ بشنوید. Radiochel Podcast Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
Episodes
-
19 -شوخی
شوخی در برج زهر مار چه فایده داره اینجا، حتی نشه بخندیم؟ ما ایرانیها انگار یک سلاح مخفی داریم: شوخی. با چیزهایی که عصبانیمان میکنند، با اتفاقهایی که غمگینمان میکنند، با فشارهایی که هر روز روی دوشمان مینشینند، شوخی میکنیم؛ شاید نه برای اینکه دردشان کمتر شده، بلکه برای اینکه خودمان بتوانیم...
-
18-لانگ دیستنس
لانگ دیستنس وقتی از سانفرانسیسکو حرف می زنیم، از چه حرف می زنیم! رابطه کلاً چیز پیچیدهایه؛ حالا یه فاصلهی چند صد یا چند هزار کیلومتری هم بنداز وسطش، دیگه رسماً تبدیل میشه به پروژهی ملی! رابطه از راه دور یعنی دوست داشتن با اینترنت، دلتنگی با تماس تصویری، دعوا با پیام و آشتی با ایموجی قلب. این...
-
17-زخم
زخم خونه ها تاریکن، تاقا شیکسته س بعضی زخمها روی پوست میمانند. بعضی دیگر، سالها زیرِ زندگی پنهان میشوند. در این قسمت ویژه از رادیوچل، از زخمهایی حرف زدیم که با ما پیر شدهاند؛ زخمهای شخصی و جمعی، زخمهای کهنه و تازه، و دردهایی که هرگز فرصت نکردند کاملاً التیام پیدا کنند. این قسمت، روایتی…
more -
دومین سالگرد رادیوچل
محرمانه این، یک قسمت از رادیوچل نیست این تماسیست از استودیویی در ایران… (به سبک تماس ها از زندان اوین) تماسی از چند صدا که بعد از مدتها، خواستهاند فقط صدای همدیگر را بشنوند. شاید شنیدنِ هم، هنوز بتواند ما را کمی به هم نزدیکتر کند. به بهانهی دومین سالگرد آغاز رادیوچل، تماس گرفتیم؛ نه برای…
more -
16-فَن
مدخل ششم از فصل دوم جانسپار، فدایی، پارتیزان، سمپات، مرید، هواخواه آنچه داشتنش موجب لذت است و خیلی داشتنش مزید نعمت نام فیلمی از اتو پرهمینجر و آلبومی از شادمهر عقیلی. که دیدن اولی لازم و نشنیدن دومی واجب است سابق بر این کار مهمی بود در نگه داشتن مرز و سرحد. هماینک کار چیزی است که گفتنش جایز...
-
15 - خبر
مدخل پنجم از جلد دوم آنچه که نباید مال کسیاش را پیش کس دیگر برد آنچه که اگر نباشد و به «چه» نچسبد نیمی از مکالمات ایرانیان عقیم ماند چیدنش چنان کار بدی است که آن کس که آن را بچیند هیزمکش است نگاشتنش شغلی است کمبها و پرزحمت و نگارنده آن عموما سری به محبس میزند گزاردنش کاری است عموما پربها که...
-
14- پول
مدخل چهارم از جلد دوم مال، مایه، وجه، پیسه، جیفه، چرک آنچه چون رَود مخل حیات است و چون بازگردد مفرح ذات نام فیلمی از روبر برسون، رمانی از امیل زولا، و یگانه دستاورد زندگی مسعود دهنمکی به لفظ انگلیسی در معنای استخر است و به لفظ فارسی در معنای امکان داشتن استخر آنچه کثیفش قابل شستن باشد و تمیزش...
-
13- صدا
قسمت سیزدهم رادیوچل - صدا مدخل سوم از جلد دوم: بانگ، نوا، آواز خرخر، قیژقیژ، زر زر و امثل آن را گویند. ارتعاشی است در هوا که از جنبیدن چیزی حاصل آید و چیزی دیگر در گوش را بجنباند. وقتی با واو عطف به سر میچسبد کارهای بد بد میکند و وقتی با همان واو به سیما بپیوندند بوهای بد بد میدهد. اگر دربیاید...
-
12- زندگی معمولی
صدای لرزانی که هماکنون میشنوید، اولین رادیوچل بعد از باران آتش است و علامت آن است که جایی هنوز کسانی به زندگی فکر میکنند. اگر مثل ما پناهگاهی ندارید، میتوانید به این اپیزود پناه ببرید. روایتها و صداها: الهه رضایی، علی میری، فاضل ترکمن، نسیم سلطانبیگی، آزاده عبداللهی، مهدی احمدپناه، سهیلا...
-
11- پدر
دایرهالمعارف چلچلی مدخل اول از جلد دوم: والد؛ صاحب بذر؛ تولیدکننده؛ جانآفرین؛ لازمالوجود؛ علتالعلل گفتهاند نوع ایرانی آن واجد ویژگیهاییست که در نوع فرنگی غایب است. هستند کسانی که معتقدند این خواص ایرانی کیفیت آن را کاهش داده و هستند کسانی که معتقدند نسبت نوع ایرانی آن به نوع خارجی مثل…
more -
10- نسل
چیزی است از جنس خط. خطی که دور دستهای از اشیا میکشند و اسم آن را مجموعه میگذارند تا معلوم کنند همسفره سرنوشت یکدیگرند، یا خطی که در جادهها میکشند تا راه سبقت را ببندند. خطی که در همان حال که ما روی x یا y و خاموش یا سوخته بودنش حرف میزدیم از چارچوب جهان انگلیسی بیرون زد و به دامان یونان...
-
9- خلاف
سابق بر این برای بعضیها تابو بود، برای بعضیها آرزو، برای بعضیها خاطره. حالا برای همه خاطره است. و شگفت اینکه معمولا از بهترین خاطرات! اگر روزگاری دنبال چیزی بگردند که یکیک تنفسکنندگان در هوای این سرزمین در آن مشترک باشند، بعید است چیزی از آن «مشترک»تر پیدا کنند. روزگاری کسی جرئت گفتنش را...
-
8- گیلتی پلژر
آه ای شرم! اگر نبودی زندگی چقدر شیرینتر بود... و چقدر هولناکتر! محض وجود منحوس مطبوع شماست که اراجیفی از قبیل «دلچسب ناپسند» یا «لذت گناهآلود» به زبان فارسی راه یافته است. انگار اصلا گناهی هم هست که مشمول اصل عمومی لذت نباشد! محض وجود شماست که آدمیزاد ناچار است نه فقط خباثتها و رذالتهایش،…
more -
7- خاطره
آن را به پیچک مانند کردهاند، به زخم. به پنجره. به جویبار. به ابر. به همه چیزهای شاد... به همه چیزهای غمآلوده... اگر نبود نیمی از ترانههای فارسی عقیم میماندند، یا زاده نمیشدند. نیمی از کتابها... نیمی از فیلمها و یا شاید نیمی از زندگی. در این نوبت از رادیوچل سراغ گذشته رفتهایم؛ گذشتهای…
more -
6- ترس
برای بقا به آن نیاز داریم، اما در روزگاری زندگی میکنیم که بودنش میتواند بقایمان را به خطر بیندازد... برای عدهای احساسی است که هر روزه در خیابان، مترو، محل کار و خانه تجربهاش میکنند؛ اما عدهای برای لحظهای احساس کردنش پول میدهند و به تاریکی سالن سینما یا به ناشناختگی اتاق فرار پا میگذارند....
-
5- فیک
معروفترین حمام تاریخ به خاطر پیدا کردن راهی برای تشخیص آن بود. همینطور معروفترین شادی تاریخ. و معروفترین نود تاریخ. البته به ناچار باید اعتراف کرد که هر 3 این کارها را ارشمیدس همزمان و به خاطر یک کشف انجام داد؛ اما این چیزی از ارزش آن کشف کم نمیکند. ممکن است ما آخرین نسلی باشیم که تلاشهای...
-
4- کراش
هم از زدنیهاست، هم از بودنیها و هم از داشتنیها... کسانی هستند که معتقدند زاده عصر دیجیتال است یا عصر زیادی دیجیتال! کسانی هستند که برای جستوجو نکردن آنچه خود دارند از بیگانه، ریشههای باستانی آن را در دیوان شمس یا غزلیات حافظ ردیابی میکنند. ممکن است به همان زودی که آمده، فراموش شود. ممکن…
more -
3- مدیرولوژی ایرانی
در باب هماهنگی فرم و محتوا مرثیهها گفته شده. اما این هماهنگی مبارک حلقه گمشده عرصههای زیادیه؛ یکی از اون عرصهها که خیلی وقتها ما رو درگیر خودش میکنه و یا بهتر بگیم، ما رو درگیر خودشون میکنند، مدیران هستند. ما در سومین قسمت رادیوچل از خودمون سوال کردیم به عنوان یک ایرانی، وقتی صحبت از یک…
more -
2- شادی جمعی
میگویند طفلیست گمشده. کسی درست نمیداند آن گمشده رفته از یاد، کی و کجا از میان انگشتهای ما لغزید؛ اما تنها راه به یاد آوردن، همیشه مرور کردن گذشته است. ما در دومین شماره رادیوچل از روزهایی گفتهایم که هنوز شاد بودن را از یاد نبرده بودیم تا شاید به یاد بیاوریم چه شد که دستان مهربانش را رها...
-
1- خیابان
قسمت اول را از خیابان آغاز کردیم. از جایی که یکی شدن را مشق کردیم و به آینده امیدوار شدیم. از خیابانهایی گفتهایم که در آنها دویدهایم، راه رفتهایم، زمزمه کردهایم، فریاد زدهایم و ما شدهایم. عزیزانی که دراین قسمت حضور دارند: استودیو رادیوچل: مهدی احمدپناه، سهیلا عابدینی، مریم عربی و ابراهیم...
We're indexing this podcast's transcripts for the first time — this can take a minute or two. We'll show results as soon as they're ready.
No matches for "" in this podcast's transcripts.
No topics indexed yet for this podcast.
Loading reviews...
ABOUT THIS SHOW
ما در رادیوچل (پادکست مجله چلچراغ) در هر قسمت سراغ یک سوژه میرویم و به شیوه خودمان نگاهی طنازانه، انتقادی، اجتماعی، فرهنگی، هنری، سینمایی، ورزشی و غیره به آن میاندازیم. پادکست رادیوچل را میتوانید در تمام پادگیرها و سایت چلچراغ بشنوید.
Radiochel Podcast
Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
HOSTED BY
Chelcheragh Magazine
Loading similar podcasts...