علی باباچاهی | امضای یادگاری
An episode of the شعر | با صدای شاعر podcast, hosted by Schahrouz, titled "علی باباچاهی | امضای یادگاری" was published on February 23, 2026 and runs 3 minutes.
February 23, 2026 ·3m · شعر | با صدای شاعر
Summary
▨ نام شعر: امضای یادگاری▨ شاعر: علی باباچاهی▨ با صدای: علی باباچاهی▨ پالایش و تنظیم: شهروز کبیریشنیدن شعر با صدای شاعرــــــــــــــــزیرِ همین چند سطرِ گلِ سرخ را امضا کنو نام و نام خانوادگیات را هم بنویسبیستوچند سال دیگر از اینجا که میگذریمن که نباشمتمامِ حیاط را پوشانده است.امضای یادگاری برای همینجور چیزهاستچشمهایت را در آینه امضا میکنیو دستهایت را در پنجرهای رو به غروب برای بیستوچند سالِ بعد.من که نباشم قطار از سرعتش میکاهداما نمیایستدتو به ناچار پشت همین چیزهای امضا شدهپنهان میشویهوا را امضا میکنیو به جای چند سطرِ گلِ سرخ دود و سوت و چرخهای قطار را.باید دوباره زاده شویحالا که بیستوچند سال گذشته ستدر بیستوچند سال بعدباید دوبارهاما افقهای در سرعتِ قطارتعطیل استشمارهتلفنی هم در کار نیستشخصاً مراجعه کنشمارهپلاکی هممن برمیدارمتو شخصاً سکوت کنو نام و نامِ خانوادگیات را همو زیر چرخهای قطارقطار از سرعتش میکاهد اماتو بایدپشتِ چند سطرِ گلِ سرخپشتِ چشمهای در آینه امضا شدهپنهان شویامضا همین که خشک شودپشت سرِ عکسها و عبارتهااز رودخانه بگیر تا قطار که از سرعتشاز پنجرههای رو به غروب تا هرچه نمیدانی از کجا را پیدا میکنیدر بیستوچند سال بعدمرا پیدا میکنیشمارهتلفنی در کار نیستافقهای ناشناخته تعطیل استمن برمیدارمتو شخصاً سکوت کن.▨علی باباچاهیدی ماه ۱۳۷۴─────♬ ─────شعر با صدای شاعر | @schahrouzk
Episode Description
▨ نام شعر: امضای یادگاری
▨ شاعر: علی باباچاهی
▨ با صدای: علی باباچاهی
▨ پالایش و تنظیم: شهروز کبیری
شنیدن شعر با صدای شاعر
ــــــــــــــــ
زیرِ همین چند سطرِ گلِ سرخ را امضا کن
و نام و نام خانوادگیات را هم بنویس
بیستوچند سال دیگر از اینجا که میگذری
من که نباشم
تمامِ حیاط را پوشانده است.
امضای یادگاری برای همینجور چیزهاست
چشمهایت را در آینه امضا میکنی
و دستهایت را در پنجرهای رو به غروب
برای بیستوچند سالِ بعد.
من که نباشم قطار از سرعتش میکاهد
اما نمیایستد
تو به ناچار پشت همین چیزهای امضا شده
پنهان میشوی
هوا را امضا میکنی
و به جای چند سطرِ گلِ سرخ
دود و سوت و
چرخهای قطار را.
باید دوباره زاده شوی
حالا که بیستوچند سال گذشته ست
در بیستوچند سال بعد
باید دوباره
اما افقهای در سرعتِ قطار
تعطیل است
شمارهتلفنی هم در کار نیست
شخصاً مراجعه کن
شمارهپلاکی هم
من برمیدارم
تو شخصاً سکوت کن
و نام و نامِ خانوادگیات را هم
و زیر چرخهای قطار
قطار از سرعتش میکاهد اما
تو باید
پشتِ چند سطرِ گلِ سرخ
پشتِ چشمهای در آینه امضا شده
پنهان شوی
امضا همین که خشک شود
پشت سرِ عکسها و عبارتها
از رودخانه بگیر
تا قطار که از سرعتش
از پنجرههای رو به غروب
تا هرچه نمیدانی از کجا را پیدا میکنی
در بیستوچند سال بعد
مرا پیدا میکنی
شمارهتلفنی در کار نیست
افقهای ناشناخته تعطیل است
من برمیدارم
تو شخصاً سکوت کن.
▨
علی باباچاهی
دی ماه ۱۳۷۴
─────♬ ─────
شعر با صدای شاعر | @schahrouzk
Similar Episodes
Dec 30, 2025 ·62m
Dec 22, 2025 ·77m
Dec 14, 2025 ·74m
Dec 4, 2025 ·50m
Nov 27, 2025 ·45m
Nov 10, 2025 ·61m