PODCAST · religion
فصل ناگفته تاریخ
by PersianBMS
مجموعهای از نمایشنامههای رادیویی رسانه PersianBMS
-
112
پرواز: میرزا حیدر علی اصفهانی - بخش ۵
حاجی میرزا حیدر علی اصفهانی که در سودان تبعید و ارتباطش با حضرت بهاءالله قطع شده بود، آن حضرت شخصی عرب را مأمور کردند تا او را بیابد و ارتباط برقرار شد. حاجی مورد احترام بزرگان سودان واقع شد و کارش رونق گرفت ...
-
111
پرواز: میرزا حیدر علی اصفهانی - بخش ۴
حاجی میرزا حیدر علی اصفهانی که در مصر با نقشههای قنسول ایران اسیر و محبوس شده بود، با کند و زنجیر به سودان تبعید شد. شرایط ابتدا بسیار سخت بود ولی به تدریج مسئولین متوجه بیگناهی آنها شدند ...
-
110
پرواز: میرزا حیدر علی اصفهانی - بخش ۳
حاجی میرزا حیدر علی اصفهانی در مصر با نقشههای قنسول ایران در شرایط سخت اسیر و محبوس شد و با کند و زنجیر به مناطق مختلف منتقل میشد و ...
-
109
پرواز: میرزا حیدر علی اصفهانی - بخش ۲
حاجی میرزا حیدر علی اصفهانی از سوی حضرت بهاءالله به مصر رفت. پس از این که عدهای مومن شدند، با دسیسه قنسول ایران به اتفاق هفت نفر دیگر سخت گرفتار شد. او شجاعانه در مقابل قنسول ایستادگی میکرد ...
-
108
پرواز: میرزا حیدر علی اصفهانی - بخش ۱
بخش اوّل از شرح احوال حاجی میرزا حیدر علی اصفهانی. حاجی میرزا حیدر علی اصفهانی از پیروان مکتب شیخیه بود که به دیانت بابی مومن شد و بلافاصله قیام به تبلیغ کرد. پس از آنکه حضرت بهاءالله مقام آسمانی خویش را اعلان فرمودند، بهائی شد و به خدمت قیام کرد تا آنکه او را مامور به تبلیغ در مصر فرمودند ...
-
107
پرواز: میرزا حسین زنجانی - بخش ۳
بخش سوم و پایانی از شرح احوال آقا میرزا حسین زنجانی. آقا میزا حسین زنجانی که در طهران در حبس شاهی بود، به خاطر قتل ناصرالدّین شاه در خطر اعدام بود زیرا شایع شده بود که بهائیان شاه را کشتهاند و بالاخره پس از شانزده ماه آزاد شد و به عشق آباد رفت و مشغول تبلیغ شد و به تحریک یکی از علمای ترکمنستان کشته شد.
-
106
پرواز: میرزا حسین زنجانی - بخش ۲
بخش دوم از شرح احوال آقا میرزا حسین زنجانی.آقا میرزا حسین زنجانی که در حبس حکومت زنجان گرفتار بود، شبی به امر حاکم زنجان به خانه او رفت که علما و اعیان شهر جمع بودند، آقا میرزا حسین در اثبات عقیدهاش دلائل محکم آورد. در نتیجه همگی بر سرش ریختند و کتکش زدند، حاکم او و عدّهای از بهائیان را با کند و زنجیر به طهران فرستاد و ...
-
105
پرواز: میرزا حسین زنجانی - بخش ۱
آقا میرزا حسین پدرش از علمای زنجان بود، خودش هم علوم دینی خواند و لباس روحانیّت پوشید. به شدّت از بهائیان متنفّر بود، امّا چون میدانست که اصول دین تحقیقی است نه تقلیدی، منصفانه تحقیق کرد و بهائی شد و شروع به تبلیغ کرد و فراز و نشیبهای زندگیاش آغاز گردید.
-
104
پرواز: حسینقلی موزون
شرح احوال شاهزاده حسینقلی میرزای موزون - موزون از نوادگان فتحعلیشاه قاجار بود و شاعری توانا که پس از ایمان به دیانت بهائی به خاطر امانتداری و صداقت مورد احترام و قبول مردم بود. این موجب ناراحتی و خشم علما میشد، بنابراین تلاش میکردند تا او را از نظر مردم و حکومت بیندازند. به همین خاطر متحمّل سختی شد و در چهل و یک سالگی در گذشت.
-
103
پرواز: امین العلمای اردبیلی - بخش ۲
بخش دوم و پایانی از شرح احوال امین العلمای اردبیلی، روحانی مسلمان و محترم و قابل اعتماد مردم که قاضی شرع اردبیل بود. امّا مجتهد شهر، مردم را علیه او شورانید و نقشه قتل او را ریخت و …
-
102
پرواز: امین العلمای اردبیلی - بخش ۱
شرح احوال جناب امین العلمای اردبیلی. او دروس اسلامی را در عتبات عالیات تکمیل کرد و در اردبیل پیش نماز مسجد شد. به مقام قضاوت منصوب شد. پس از آشنایی با دیانت بهائی سرانجام اطمینان یافت و مومن شد و شروع به تبلیغ کرد. پس از آن متحمل سختی ها شد و ...
-
101
هجرت: قسمت ۸ و آخر
آخرین قسمت مجموعه هجرت. بررسی دو اثر مهم از حضرت بهاءالله که بعد از بازگشت ایشان از کردستان و در بغداد نازل شدند.
-
100
هجرت: قسمت ۷
معرفی چند اثر از حضرت بهاءالله که در کردستان از قلم آن حضرت نازل شده.
-
99
هجرت: قسمت ۶
بازگشت حضرت بهاءالله به بغداد. ملاقات با خانواده و به ویژه با پسر بزرگترشان عباس ۱۲ ساله یعنی حضرت عبدالبهاء. اندوه آن حضرت از مشاهده اوضاع بابیان. استقبال بابیان از بازگشت آن حضرت به بغداد.
-
98
هجرت: قسمت ۵
چه کسی داوطلب بازگرداندن حضرت بهاءالله از سلیمانیه شد؟ آیا موفق شد؟ واکنش شیوخ و عرفای سلیمانیه چه بود؟
-
97
هجرت: قسمت ۴
همراه و غمخوار حضرت بهاءالله در هجرت که بود؟ عاقبتش چه شد؟ آیا عائله حضرت بهاءالله توانستند از محل هجرت آن حضرت مطلع شوند؟
-
96
هجرت: قسمت ۳
اقامت حضرت بهاءالله در کوه سرگلو و عزلت ایشان در آن جا. آشنایی شیوخ و عرفای سلیمانیه با ایشان.
-
95
هجرت: قسمت ۲
خروج حضرت بهاءالله از بغداد بیخبر و تنها با یک نفر از دوستان نزدیک.
-
94
هجرت: قسمت ۱
حضرت بهاءالله از سوی حکومت ایران به بغداد عراق تبعید شدند. اما چه شد که پس از مدتی بیخبر، خانواده و دوستداران خود را ترک کردند و رفتند به جایی که بعدها مشخص شد سلیمانیه کردستان است. در کردستان به ایشان چه گذشت؟ این هجرت چگونه به پایان رسید؟ و دستاوردهای آن چه بود؟ در مصاحبهای خیالی چند تن از نزدیکان آن حضرت به این سوالات پاسخ میدهند. قسمت ۱: علل هجرت حضرت بهاءالله از ایران تا بغداد. اوضاع بابیان در بغداد.
-
93
ملک تا ملکوت: ۳۲. سرزمین مقدس در حزن (بخش ۲)
نام من عبدالبهاء، صفت من عبدالبهاء، حقیقت من عبدالبهاء، زیرا عبودیت جمال مبارک اکلیل جلیل من است و خدمت کل بشر، آیین دیرین. هیچ اسمی و رسمی و ذکری جز عبدالبهاء ندارد و نخواهد داشت. این است آرزوی من و این است غایت قصوی من و این است حیات ابدیه من.
-
92
ملک تا ملکوت: ۳۱. سرزمین مقدس در حزن (بخش ۱)
حضرت عبدالبهاء پس از ۳ سال سفری که به اروپا و امریکا داشتند، به حیفا برگشتند... همه در اشتیاق بازگشتشان بودند... اعضای خانواده آنقدر مشتاق دیدار ایشان بودند که برای ملاقات به مصر سفر کردند... سرانجام اوایل دسامبر ۱۹۱۳ میلادی ایشان به مقصد حیفا سوار بر کشتی شدند و با استقبال تعداد زیادی در سالن مرکزی بزرگ منزلشان، لحظاتی پرشور را با خانواده و دوستان گذراندند.
-
91
ملک تا ملکوت: ۳۰. آثار
حضرت عبدالبهاء انواع وحدتهای لازم برای جهان امروز را به صورت ۷ شمع توصیف میکنند که جهان تاریک از جنگ و اختلاف را به نور وحدت روشن میکند: شمع وحدت سیاسی، وحدت آراء در امور عظیمه، وحدت آزادی، وحدت دینی، وحدت وطنی، وحدت نژاد و وحدت زبان.
-
90
ملک تا ملکوت: ۲۹. تعالیم دوازدهگانه
حضرت عبدالبهاء پس از سه سال به سرزمین حیفا برگشتند که مصادف با جنگ جهانی اول بود، اما پیروانشان در غرب، شروع به تلاش در انتشار تعالیم دوازدهگانه که اساس صلح بود کردند و خدمت به جامعه نمودند.
-
89
ملک تا ملکوت: ۲۸. لقب سر
در کشورهای دوردست عالم، دوستان حضرت عبدالبهاء با درماندگی میخواستند بدانند که ایشان در امان هستند یا خیر. سه سال طولانی و سخت از شروع جنگ میگذشت. نیروهای ارتش در نبردهایی شدید برای تسلط بر سرزمینی مقدس با یکدیگر میجنگیدند و این جریانات و اخبار در روزنامههای سراسر عالم گزارش می شد.
-
88
ملک تا ملکوت: ۲۷. پایان سفر آمریکا
پس از ۲۳۹ روز حضرت عبدالبهاء به قصد ترک آمریکا به اسکلهای که کشتی سِدریک در آنجا پهلو گرفته بود میروند. اسکله مملو از جمعیتی بود که برای بدرقه ایشان در آنجا ایستاده بودند. برخی با اندوه اشک میریختند، افرادی دلشکسته به محبوبشان که در عرشه کشتی با همراهان ایستاده بودند و برایشان دست محبت تکان میدادند مینگریستند. آنقدر بدرقهکنندگان ایستادند تا دیگر چهره مهربان محبوبشان از نظر محو شد.
-
87
ملک تا ملکوت: ۲۶. ادامه سفر در آمریکا
حضرت عبدالبهاء به شیکاگو میرسند و جمعیت کثیری در دو صف، در ایستگاه قطار از ایشان استقبال نمودند... ایشان از میان آن صف باشکوه، قدم میزنند و یک به یک استقبالکنندگان را مورد عنایت قرار میدهند و بعد از سه روز ایشان با همراهانشان برای سفر به کِنوشا و ویسکانسین آماده میشوند... وقتی به ایستگاه تشریف میبرند قطار مورد نظری که با آن قرار بوده سفر کنند را از دست میدهند.
-
86
ملک تا ملکوت: ۲۵. سفر به کانادا
در کلیسای (یونی تِری یَن) کشیش قسمتی از کتاب اسحاق نبی را قرائت میکند که فرمودهاند موعودی از مشرق زمین میآید و همه با توجه به این بشارت حس میکردند آن کلمات برای چنین روزی و چنین شخصیت روحانی نوشته شده است. سخنرانی حضرت عبدالبهاء بسیار مشتاقانه دریافت شد. مخصوصا تاثیر مناجاتی که تلاوت فرمودند و در ۹ سپتامبر سفرشان در کانادا به پایان میرسد و به سمت تورنتو حرکت میکنند.
-
85
ملک تا ملکوت: ۲۴. آمریکا
دیدار و معارفه... حضرت عبدالبهاء رهبر نهضت بهائی که ۶۰ سال به خاطر عقیده مذهبیاش زندانی و تبعید بوده است... مژده باد مژده باد که شرق و غرب دست در آغوش یکدیگر شدند... قلوب اطفال بسیار صاف و ساده است... انسان باید قلبش مانند قلوب اطفال باشد و از هر آلایشی پاک و پاکیزه... مقام حضرت عبدالبها، من بنده بندگان خدا هستم.
-
84
ملک تا ملکوت: ۲۳. مشاهیر زمان دوران
حضرت عبدالبهاء در واشینگتن دیسی پایتخت ایالات متحده که وطن بسیاری از رهبران اجتماع بود، تعداد زیادی از افراد مهم و مشهور، کاوشگران، سناتورها، رهبران تجاری، دانشمندان و خبرنگاران تمام مطبوعات را تحت تاثیر تعالیم الهی قرار میدادند و با روی خوش میپذیرفتند. تقاضای دیدار ایشان بسیار بود و با آن حجم ملاقاتها و جلسات، هرگز ابراز خستگی نکردند... از جمله افرادی که در آنجا ملاقات نمودند لوئیس جری گرگوری بود.
-
83
ملک تا ملکوت: ۲۲. اتفاقهای مهم در سفر
خبرنگاران زیادی برای تهیه گزارش به ملاقات حضرت عبدالبها با شوق میآمدند. اما برای بعضی حضور ایشان، گاهی تنها کنجکاوی و شک به همراه داشت. مانند مِری ویلیامز . او از معدود زنان خبرنگار بود که به جهت ملاقات پرکنایه از افراد مشهور و با تصاویر تند فکاهی به قلم خودش شهرت یافته بود.
-
82
ملک تا ملکوت: ۲۱. تایتانیک
شش روز بیشتر از ورود حضرت عبدالبهاء به نیویورک نگذشته بود که توجه رسانهها به فاجعهای بزرگ جلب شد. حضرت عبدالبهاء در این مورد فرمودند: «وقتی به آنان فکر میکنم حقیقتا متاثر میشوم، ولی با وقوف به این نکته تسلی مییابم که عوالم الهی لایتناهیست. اگر چه از این عالم محروم گشتهاند ولی در عالم بالا فرصتهای دیگری برایشان وجود دارد. چنانچه حضرت مسیح فرمود در خانه پدر من منزل بسیار است.»
-
81
ملک تا ملکوت: ۲۰. سفر به اروپا
حضرت عبدالبهاء در اولین سخنرانی عمومی در لندن پیام یگانگی نوع بشر را با همه در میان گذاردند. گر چه شنوندگان ایشان را نمیشناختند ولی به سرعت روح سخنان ایشان را گرفتند. ایشان در لندن دور جدیدی از قوای بشریت را اعلان فرمودند و جهان را به صورت یک باغ توصیف فرمودند.
-
80
ملک تا ملکوت: ۱۹. سفر به مصر
با انقلاب ترکان جوان در دولت عثمانی، سلطان عثمانی عزل و حکومت جدید، اعلام کرد که همه زندانیان دینی و سیاسی آزاد هستند. مقامات عکا تلگرافی به استانبول زدند و پرسیدند که آیا حضرت عبدالبهاء نیز آزاد میشود و پاسخ مثبت بود. حضرت عبدالبهاء از ۹ سالگی در تبعید پدر از ایران همراهشان بودند و تا ۱۰ سال در بغداد، استانبول، ادرنه و در سال ۱۸۶۸ میلادی در عکا، به مدت ۴۰ سال و سپس ۱۰ سال در حیفا زندانی و تحت نظارت ماموران بودند، سرانجام میتوانستند به ماموریت بعدی خود ادامه دهند.
-
79
ملک تا ملکوت: ۱۸. شهابی از شرق به غرب
در سال ۱۸۹۴ میلادی که دو تن از بهائیان به آمریکا مهاجرت نمودند، توانستند تعداد زیادی از نفوس را با آیین حضرت بهاءالله و فرزندشان حضرت عبدالبهاء آشنا کنند، رفته رفته با تلاش پیروان و مومنین جدید در آن خطه، دیانت بهائی منتشر میشد و در این میان آقای ادوارد گتسینگر و همسرشان لوا سهم قابل توجهی داشتند. آن دو تن توانستند با عشقی که به حضرت بهاءالله داشتند یکی از زنان سرشناسِ آمریکا را مشتاق این آیین نمایند.
-
78
ملک تا ملکوت: ۱۷. نیم قرن سفر مخفی
پیروان وفادار حضرت عبدالبهاء یقین داشتند ایشان مرکزی هستند که میبایست در حول محور ایشان در عهد و میثاق و پیمان الهی که حضرت بهاءالله فرموده بودند ثابتقدم بمانند و در اجرای اوامرشان که حفظ امرالله را در پی داشت جانانه بکوشند. در این میان حضرت عبدالبهاء حتی به آنان که نهایت عداوت را در حق ایشان مجرا میداشتند همچنان صبر و بخشندگی بیانتها نشان میدادند و در مسیر ناهموار وظایف خویش، پیش میرفتند.
-
77
ملک تا ملکوت: ۱۶. غروب شمس
اشخاص مهمی به دیدار حضرت بهاءالله و حضرت عبدالبهاء میآمدند. والی بیروت، ادوارد براون مستشرق برجسته در کمبریج و تعداد زیادی از زائرین که از سراسر اطراف آسیا مشرف به زیارت شدند. روزی حضرت بهاءالله در کنار درخت سروی در نیمه راه بالای کوه کرمل ایستاده بودند و به تخته سنگی در زیر پایشان اشاره نمودند و به حضرت عبدالبهاء فرمودند در همین نقطه باید مقامی ساخته شود.
-
76
ملک تا ملکوت: ۱۵. یار حقیقی
در دوران زندانی در قلعه عکا، حضرت عبدالبهاء به درخواست پدرشان حضرت بهاءالله اولین رساله مهم خود را درباره علل عقبماندگی ایران در راههای آبادانی و بازسازی سرزمین محبوبش به نام رساله مدنیه به قلم کشیدند که مخاطبانش، حاکمان و رهبران و علمای دین و مردم ایران بودند. بعد از آن، مقاله شخصی سیاح را به قلم آوردند که هر دوی این آثار مشهور به دلیل جو حاکم، بینام به چاپ رسید تا مشتاقان آبادانی ایران از آن بهره جویند.
-
75
ملک تا ملکوت: ۱۴. یک قربانی
سفر دریایی که به خودی خود رنجآور و خستهکننده بود سرانجام در دروازه عکا پایان یافت. جایی که تبعیدشدگان زیر خورشید سوزان توسط جمعیت، مورد استهزا و تعصب و خصم و توهین قرار گرفته بودند. در آن زمان عکا لنگرگاهی نداشت و همه مجبور بودند از قایق تا ساحل در آب گام بردارند.
-
74
ملک تا ملکوت: ۱۳. قشله
شهر عکا زمانی که حضرت بهاءالله به قلعهای خوفناک در آنجا تبعید شدند، در عمق ذلت و نکبت بود و نیت معاندین این بود که ایشان و آئین بهائی را در آن محیط به نابودی بکشانند.
-
73
ملک تا ملکوت: ۱۲. ازدواج
میرزا محمدعلی نهری به همراه برادرش میرزا هادی و ۲۴ نفر دیگر به فرمایشات حضرت باب عازم خراسان میشوند. در هنگام وداع، میرزا محمدعلی به همسرش سفارش میکند چنانچه فرزندشان دختر شد، نامش را فاطمه بگذارد و بعد از آن به همراه برادرش راهی خراسان شدند.
-
72
ملک تا ملکوت: ۱۱. تبعید
سرانجام سفیر ناصرالدین شاه، میرزا حسین خان مشیرالدوله در استانبول به همراهی بعضی از نمایندگان دُول خارجی موفق شدند دستور تبعید حضرت بهاءالله را از بغداد به استانبول بگیرند. نامق پاشا با تمام احترام و تعلق قلبی خاص به حضرت بهاءالله و فرزندشان عباس افندی که جوان رشیدی ۱۹ ساله شده بودند، نتوانست مانع این تبعید گردد.
-
71
ملک تا ملکوت: ۱۰. رضوان خدا
از اتفاقات مهم بغداد، ملاقاتهای معترضین شاه ایران با حضرت بهاءالله به قصد جلب حمایت بابیان بود. افرادی چون میرزا مَلکَم خان، پسر میرزا یعقوب خان ارمنی، عباس میرزا برادر ناصرالدین شاه که به بغداد تبعید شده بود و میرزا فضلالله وزیر نظام برادر میرزا آقا خان نوری، هیچ یک از درخواستهایشان از طرف حضرت بهاءالله مورد قبول واقع نشد. ایشان تلاش آنها را بیهوده خواندند، اما روش محبت و وداد با کل و طوایف را به مریدان خویش گوشزد فرمودند.
-
70
ملک تا ملکوت: ۹. گلی در میان خارها (بخش ۲)
بابیان در بغداد گرد میرزا حسینعلی نوری (حضرت بهاءالله) جمع شدند و این یکی از فرصتهایی برای دیوانسالاران و درباریان ناصرالدین شاه بود که برای مشوش کردن شاه استفاده کنند. تمام دیوانسالاران و درباریان ناصرالدین شاه هر گاه اشکالی در مملکت رخ میداد، بابیان را عامل و مسبب اصلی هر اتفاقی نشان میدادند و گزارشهایی غیرواقع بر علیه آنها به شاه تقدیم میکردند.
-
69
ملک تا ملکوت: ۸. گلی در میان خارها (بخش ۱)
غیبت میرزا حسینعلی نوری (حضرت بهاءالله) زیاد شد. ماهها گذشت و خبری از ایشان نیامد. هدایت امور خانواده به عهده عباس بود، برای عباس با این سن و سال کم، بسیار سخت بود اما ایشان از عهده امور به خوبی بر میآمدند. خانواده میرزا حسینعلی نوری دو سال چشم انتظار آمدن خبری از ایشان بودند.
-
68
ملک تا ملکوت: ۷. اخراج خورشید
میرزا حسینعلی نوری (حضرت بهاءالله) ۴ ماه در سیاه چال تهران در محیطی آلوده و متعفن و تاریک زندانی بود و در حالی که سنگینی طاقتفرسای زنجیر قَره کُهَر را به دوش میکشید، وقایع حزنانگیز جانبازی یاران نیز بر دلش سنگینی میکرد. میرزا حسینعلی پس از آزادی از سیاه چال، دیگر چیزی از مال دنیا در تهران نداشت.
-
67
ملک تا ملکوت: ۶. مست و هوشیاری
غوغای پیروان باب به اوج خود رسیده بود و امیرکبیر این هیجان عمومی را خطری برای تاج و تخت دید و مانند همتای پیشین خویش میرزا آغاسی به دشمنی با این گروه (پیروان حضرت باب) پرداخت. اخبار بابیان در این سالها مسلسلوار از همه جا میرسید.
-
66
ملک تا ملکوت: ۵. بیقراری عباس
ترور نافرجام ناصرالدین شاه که توسط سه نفر از بابیان، بی هیچ ماموریتی به طور خودسرانه و بدون مشورت صورت گرفته بود، آخر شوال ۱۲۶۸ هجری شمسی اتفاق افتاد و سبب مصیبت جدیدی نسبت به یاران (پیروان حضرت باب) شد. اصحاب رها یافته از بلایای قبل و همچنین میرزا حسینعلی نوری (حضرت بهاءالله) در این واقعه گرفتار شدند.
-
65
ملک تا ملکوت: ۴. سنگپرانی به نور
در بحبوحه بلایا و هجوم اعداء به قدری سنگ به خانه میرزا حسینعلی (حضرت بهاءالله) انداخته بودند که خانه پر از سنگ شده بود. عباس طفلی ۹ ساله بود و کسی را در آن خانه جز والده و همشیره و آقا میرزا محمدقلی نداشت. والده از بیم جاهلان و بدخواهان آنها را به محله سنگلج در پس کوچهای در منزلی برد و محافظت میکرد تا روزی که امور معیشت بسیار سخت و ناممکن شد.
-
64
ملک تا ملکوت: ۳. دخترعموی کوچک
میرزا محمد حسن، برادر میرزا حسینعلی نوری (حضرت بهاءالله) دلخوش از وصلتی که قرار شده بود بین عباس و دخترش شهربانو صورت بگیرد روزگار را میگذارند و...
-
63
ملک تا ملکوت: ۲. کودکی بخشنده
در جشن چوپانها عباس که از رسوم خبری نداشت به یکباره به هر یک از چوپانها که نزدیک به هشتاد نفر میشدند یک گوسفند هدیه داد که این باعث شگفتی همه شد.
No matches for "" in this podcast's transcripts.
No topics indexed yet for this podcast.
Loading reviews...
ABOUT THIS SHOW
مجموعهای از نمایشنامههای رادیویی رسانه PersianBMS
HOSTED BY
PersianBMS
CATEGORIES
Loading similar podcasts...