PODCAST · religion
Ghafe Ghalam | پادکست قاف قلم
by PersianBMS
این مجموعه مقالههای مندرج در این رسانه را به صورت صوتی ارائه مینماید.
-
35
رساله مدنیه
حضرت عبدالبهاء در سال ۱۲۵۴ هجری شمسی برابر با ۱۸۷۵ میلادی به درخواست و اراده حضرت بهاءاللّه و با مهر و عشقی بیپایان رساله مدنیه را خطاب به سران و مردم ایران، وطنی که از دوران کودکی به دلیل تبعید از آن دور مانده بودند به رشته تحریر در آوردند. اگرچه ایشان امکان سفر به ایران را نداشتند ولی شاید بتوان گفت از طریق آثارشان و به خصوص این اثر سفری فکری و معنوی به ایران نمودند. در آن زمان در ایران تعصب فراگیری نسبت به آئین بهائی و پیروانش وجود داشت به این دلیل حضرت عبدالبهاء از ذکر نام خود در این کتاب خودداری کردند تا مانعی جهت مطالعه، تفکر و اجرای مفاهیم آن ایجاد نشود. رساله مدنیه به بحث درباره رابطه تجدد و تدین میپردازد مسالهای که دغدغه اساسی عرصه فرهنگ و روشنفکری ایران در سرتاسر تاریخ معاصر بوده و هست. حضرت عبدالبهاء راه حل بحرانهای روزافزون ایران را نه بازگشت به شرع و سنتگرایی متعصبانه میدانند و نه در دنبالهروی کورکورانه از فرهنگ تجدد غرب و عقلانیت صرف. در رساله مدنیه تعریف تازهای از تجدد وتدین مطرح میشود...
-
34
مشورت، بلوغ خرد
بدون شک برای همه ایرانیان به خصوص آنانی که ادبیات ایران را میشناسند و دنبال میکنند اثری همچون «هفت شهر عشق» از عطار نیشابوری باعث افتخار است. اما شاید هنوز تعداد زیادی از مردم این سرزمین ندانند که این اثر گرانقدر ادبی در آثار به یادگار مانده از بهاءاللّه شارع آئین بهائی به شکلی تازه تکرار شده است. در هفت شهر عطار چندین مرغ به سرپرستی و رهبری هُدهُد، راهی میشوند تا سیمرغ را بر قل قاف بیابند. این سیر و سلوک درهفت وادی بهاءاللّه نیز وجود دارد اما با تفاوتی به ظاهر ساده و به باطن شگرف. در هفت وادی بهاءاللّه هیچ اثر و خبری از هُدهُد نمییابیم. هیچ مرغی راهبلد و رهبر سایر مرغها نیست. آنجا که در اولین فراز از کلمات مکنونه فارسی که یکی دیگر از آثار بهاءاللّه است هر انسان با عنوان هُدهُد سلیمان عشق مورد خطاب قرار میگیرد، حجت تمام میشود و ما در مییابیم که هُدهُد خود ما هستیم یا به بیانی بهتر هر یک نشانی از هُدهُد در جان و وجدان خویش داریم که در کنار هم و با آمیخته شدن این جانها و وجدانها هُدهُد واقعی سربرمیآورد و ما را به سوی سیمرغ رهسپار میکند...
-
33
شام آخر
تصور کنید در حال ورق زدن یک کتاب تاریخ هستید و ناگهان برای اولین بارمتوجه میشوید چند صفحه از کتاب به هم چسبیدهاند و شما تا امروز با وجودی که بارها سراغ این کتاب رفتهاید و فصلهای مختلف آن را خواندهید متوجه این مساله نشدهاید. با اشتیاق و احتیاط سعی میکنید صفحهها را از بندِ یکدیگر نجات دهید و در همان لحظات به نکات مبهم و نیمهتاریکی که از این کتاب تاریخ در ذهنتان باقی مانده فکر میکنید و با خودتان میگویید ای کاش این صفحات حاوی مطالبی باشند که گرههای ذهنی مرا باز کنند.در کتاب تاریخ پرفراز و نشیب سرزمین ما ایران فصل یا فصولی هست که گویا صفحاتش به هم چسبیده اند، کشف و مطالعه نشده اند و فقط به شنیده ها و پیش داوری ها در رابطه با آنها قناعت گردیده است ...
-
32
تاثیر موسیقی
خاطرات بخشی شگفتانگیز و تعیینکننده در حافظه ما را تشکیل میدهند. این خاطرات گاه کاملا شخصی و خصوصی هستند و گاه از مرزهای فردیت ما عبور میکنند و دایرهای از افراد را در بر میگیرند. مساحت این دایره گاه کوچک در حد اعضای یک خانواده است و گاه میتواند همه مردم یک سرزمین را در خود جای دهد. خاطرههای جمعی دیرزمانی است که توجه روانشناسان و کسانی که رفتارهای جمعی را مورد مطالعه و تحقیق قرار میدهند به خود جلب کرده است. یونگ روانشناس شهیر از آن تحت عنوان آرکیتایپ یاد میکند که به زبان سادهتر همان خاطرهها و یا حافظه جمعی یک گروه از مردم است که در طول تاریخ ذره ذره شکل گرفته و به شکلهای مختلف و تحت تاثیر عوامل زیادی خود را به ناگهان نشان میدهد. به طور مثال یکی از آن عوامل میتواند موسیقی باشد...
-
31
وحدت در کثرت
شاید کمتر عبارتی به اندازه عبارت «وحدت در کثرت» جمع اضداد باشد. تعریف وحدت تا حدودی برای ما مشخص است و تعریف کثرت نیز. از همین روست که در کنار هم قرار گرفتن این دو کلمه و ساخته شدن عبارت «وحدت در کثرت» گاه ناممکن مینماید. اما مساله دقیقا به همان حد و حدودی مربوط میشود که ذهن ما برای تعریف و فهم این دو واژه و نیز ارتباط میان آندو برای خود تعیین کرده است. آنچه ارتباط و حتی اتحاد میان این دو را ذره ذره نمایان میکند و از عبارت وحدت در کثرت مفهومی قابل طرح میسازد تغییر همین حد و حدود در ذهن ماست. البته به عنوان اولین قدم، چرا که این تازه آغاز راه است...
-
30
قسمت ۳۰ - زنان
سالها پیش جهت یک تحقیق میدانی آزمایشی را در بخش نوزادان یک بیمارستان انجام دادند. پدربزرگ و مادربزرگی که صاحب یک نوه پسر شده بودند را پشت شیشه اتاق نوزادان آوردند و نوه یکروزهشان را که در پتویی آبی رنگ پیچیده شده بود از داخل اتاق به آنها نشان دادند. نوزاد مشتهایش را گره کرده بود و گریه میکرد. فحوای گفتگوی این پدربزرگ و مادربزرگ که با اطلاع و اجازه خودشان ضبط شده اینگونه بود: عجب پسر قویبنیهای است، معلوم است چهره پرصلابتی خواهد داشت. ببین مشتهایش را چقدر محکم گره کرده، گریه برای صدایش خوب است، در آینده صدایی رسا خواهد داشت. قطعا مرد قوی و محکمی خواهد شد. چند دقیقه بعد پدربزرگ و مادربزرگ دیگری که صاحب یک نوه دختر شده بودند را آوردند و دقیقا همین آزمایش را با آنها نیز انجام دادند...
-
29
رفاه مادی
شاید صندلی بازی در دوران کودکی را به خاطر داشته باشید در خانه، مهد کودک، دبستان حتی، این جزو بازیهای مرسوم و محبوب بود. همیشه یک صندلی کمتر از تعداد نفرات در نظر گرفته میشد. با شروع موسیقی دور صندلیها میچرخیدیم و با قطع شدن آن باید سریع روی یک صندلی مینشستیم و در نهایت کسی که بی صندلی میماند از بازی حذف میشد و آنقدر این حرکت را تکرار میکردیم تا تنها یک صندلی و دو بازیکن باقی میماند و در این مرحله هر کسی که پس از اتمام موسیقی، صندلی را از آن خود میکرد برنده بازی بود...
-
28
عبدالبهاء مسافری از شرق
دوستی تعریف میکرد برای گرفتن کتابی جدید به کتابخانه رفته بود و در آنجا محققی را ملاقات کرده بود که در ارتباط با جامعه بهائی ایران تحقیق میکرد و در همین زمینه در کتابخانه به دنبال کتابهای مرجع بود. آن دوست با خوشحالی خود را معرفی کرده بود و گفته بود که به عنوان یک بهائی میتواند کتابهای خوبی در اختیارش قرار دهد. آن محقق گفته بود از لطف شما سپاسگزارم اما من به دنبال کتابهایی میگردم که کاملا بیطرف نوشته شده باشند. من در این مرحله از تحقیق نمیخواهم سراغ دو دسته از کتابها بروم: یکی کتابهایی که خود بهائیان نوشتهاند و یا از شخصیتهای برجسته آیینشان دارند و یکی کتابهایی که ازطرف دشمنان قسمخورده آنها به چاپ رسیده است. این دوست میگفت بعد از خداحافظی با آن آقای محقق در مسیر برگشت به خانه خیلی به حرفی که زده بود فکر کردم...
-
27
سرور طبیعیترین حالت روح انسانی
آیا تا به حال کسی با جمله «امیدوارم در تمام لحظات غم و شادی زندگیات مسرور باشی» آرزوی خیر درحق شما کرده است؟ شاید در نگاه اول عجیب یا حتی ناممکن به نظر برسد. مگر میشود در لحظات غم مسرور بود و یا مگر بین شادی و سرور تفاوتی هست؟ بگذارید کمی موضوع را تحلیل کنیم و بشکافیم. شاید اگر بشکافد معنی جدیدی از دل آن بشکفد. بهاءالله در یکی از شاعرانهترین آثارش به نام «لوح مریم» این دو جمله را دارد: «مریما حزن را به سرور بچش و غم را از جام فرح درکش.» گویا او که برای برقراری صلح در ابعاد جهانی آمده است بر آن است تا بین مفاهیم به ظاهر متضاد نیز یگانگی بیابد و به ما بنمایاند. اینجا حزن و غم در تضاد و روبروی سرور و فرح قرار ندارند، بلکه عملا لازم و ملزوم یکدیگر به شمار میروند. صلح و یگانگی حتی تا به اینجا؟ نه از این هم عمیقتر.
-
26
عبدالبهاء، مسافری از شرق
دوستی تعریف میکرد برای گرفتن کتابی جدید به کتابخانه رفته بود و در آنجا محققی را ملاقات کرده بود که در ارتباط با جامعه بهائی ایران تحقیق میکرد و در همین زمینه در کتابخانه به دنبال کتابهای مرجع بود. آن دوست با خوشحالی خود را معرفی کرده بود و گفته بود که به عنوان یک بهائی میتواند کتابهای خوبی در اختیارش قرار دهد. آن محقق گفته بود از لطف شما سپاسگزارم اما من به دنبال کتابهایی میگردم که کاملا بیطرف نوشته شده باشند. من در این مرحله از تحقیق نمیخواهم سراغ دو دسته از کتابها بروم، یکی کتابهایی که خود بهائیها نوشتهاند و یا از شخصیتهای برجسته آئینشان دارند و یکی کتابهایی که از طرف دشمنان قسم خورده آنها به چاپ رسیده است...
-
25
خورشید بهاءالله
از همان ابتدا این خورشید بود که مرکز عالم ما بود، ما و دیگر سیارهها بودیم که دور او میچرخیدیم بیآنکه خود بدانیم، بیآنکه خود ببینیم، چه بسا که در ظاهر حرکت خورشید را به دور زمین احساس کردیم و توهم ما این شد که مرکز جهان هستیم و تمام کهکشان تحت فرمان ما. اما خورشید ثابت و استوار در جایگاه رفیع و روشناش بدون اندک تأملی در توهمات ما و تعللی در رسالتاش از جان درخشید و به جانها حیات بخشید، هنوز هم بیدریغ میدرخشد و میبخشد.ای کاش تاریخ میتوانست در بزنگاههای مهم و تأثیرگذار، احساسات درونی انسانها را نیز ثبت کند و برای ما به یادگار گذارد...
-
24
شنیدن اولین مهارت
حضرت بهاءالله شارع آئین بهائی بیانی دارند به این مضمون که دشمن شما چیزهای شماست که نزد خود نگه داشتهاید و به آنها مشغول گشتهاید. مثالی که در ادامه میزنند تفکربرانگیز است. آن مثال عبارت است از پسندیدن گفتار خویش اگر چه نیک باشد.با کنار هم قرار دادن گزارههای گوناگون که مثالهایی از آن در ادامه مقاله خواهد آمد میتوان به این نتیجه رسید که این پسند گفتار خویش حتی اگر که نیک باشد ما را به عنوان یک طرف از طرفین گفتگو یا دیالوگ به یک نوع بنبست میرساند و ما به مرور توانایی خویش در شنیدن را از دست میدهیم...
-
23
جرم این است
این مقاله بر آن است تا شما را به یک تخیل دعوت کند و بعد سوالی از شما دارد.گروهی را تصوَر یا تخیل کنید که دور هم نشستهاند یا با هم قدم میزنند و خاطراتشان را برای هم تعریف میکنند. خاطراتی که در عین تنوع ظاهری از یک نوع اتحاد و یگانگی باطنی و درونی نیز برخوردار است. خاطراتی که مثل برگها یا شاخههای یک درخت هستند با تنه و ریشهای مشترک. یگانگی و اتحادی در هدف و مفهوم و تنوع و گوناگونی در مصادیق. در این تخیل اگر با دقَت بیشتر به صحبتها گوش کنید در خواهید یافت که اتفاقا بعضی جاها از همین تمثیل درخت برای بیان بهتر منظور خود استفاده میکنند...
-
22
عبارت قانون جنگل
به احتمال زیاد مسابقات استعدادیابی در عرصه خوانندگی را دیدهاید، اکثر کشورهای جهان با توجه به شاخصههای فرهنگی خویش در عرصه موسیقی و آواز، این موقعیت را برای افراد با استعداد فراهم میکنند تا هر آنچه در این عرصه در وجود خود داشته یا کسب کردهاند در یک اجرا به قانونگذاران و داوران آن مسابقه ارائه نمایند و در صورت کسب تأییدیه از آنان، به مراحل بالاتر راه پیدا کنند.این مسابقات در گوشه و کنار جهان برگزار میشود و ضمن حفظ ساختاری که معرف موسیقی آن سرزمین هست، نکات و قواعد مشترکی را ملزم به رعایت آن هستند. یکی از آن قواعد این است که داوران پیش از شنیدن صدا نباید صورت افراد را ببینند، به همین خاطر صندلیها پشت به صحنه طراحی شدهاند...لینک مقاله در وبسایتیک گفتگوی ساده – گفتگویی با آرمین اشراقی و ایرج عابدیان درباره عدالت در حکومتداری
-
21
متشابه در صورت
زندگی سختتر و پیچیدهتر از آن است که ابتدا به نظر میرسد. در نگاه اول، بیماریها، تبعیضها، کار و مشکلات اقتصادی، مرگ عزیزان و نظایر این مسائل و مصائب دیده میشود که البته هر کدام به تنهایی دلیل قاطع بر سخت بودن زندگی هستند، اما برای کسانی که از رویه ظاهری زندگی عبور میکنند و در لایههای زیرین به دنبال معنای عمیقتر برای زیستن میگردند، موضوع فقط در موارد بالا خلاصه نمیشود. سختی و سرسختی زندگی در لایههای زیرین شکلی متفاوت به خود میگیرد و ابعاد وسیعتر و عمیقتری از خود نشان میدهد.لینک مقاله در وبسایتخبرنگار – نقد و انتقاد یا ایراد و خردهگیری
-
20
فتیله مغروق
شاملو در یکی از شعرهایش تفسیری قابل تأمل و تأثر ارائه میدهد. تفسیر فتیله خاموشی که در مخزن سوخت خویش، مخزنی که قرار بود شعله و روشنائیاش را تضمین کند و ثبات بخشد غرق و شعلهاش در قعر همان چیزی که پشتوانه دوام و بقایش محسوب میشده خاموش شده.هر انسانی بسته به میزان گسترش دانشی که اندوخته و آموخته برداشتی از خود و هویت خود دارد و گاه بیآنکه حتی تعریف علمیاش را بداند به شکلی غریزی و ناخودآگاه هویتهای فردی و جمعی خویش را باور و بر اساس آن باورها عمل میکند...لینک مقاله در وبسایتبرنامه بولتن با عنوان هویت
-
19
رگههایی از طلا
پدری با سه فرزند قد و نیمقد خود سوار یک اتوبوس خلوت شهری بود و به سمت مقصد میرفت. بچهها به شدت سروصدا میکردند و به قول معروف اتوبوس را روی سر خود گذاشته بودند. اما پدر در کمال آرامش نشسته بود و با لبخند به فرزندانش نگاه میکرد، سروصدا و شیطنت بچهها در حال عبور از آستانه تحمل راننده بود که پدر با صدای بلند گفت آقای راننده ایستگاه بعد پیاده میٰشویم. شاید در آن شرایط هیچ جملهای به اندازه این جمله نمیتوانست باعث خوشحالی راننده شود...مقاله در وبسایتیک پیشنهاد تمرین کردنی
-
18
آه ای یقین یافته
در بین اشعار درخشانی که از احمد شاملو به یادگار مانده شعری به نام ماهی وجود دارد که به لحاظ محتوی و مفهوم با بسیاری از اشعارش متفاوت است. محتوی و مفهومی سرشار از یقین و سرور، نه آن یقینی که در دفتری از اعتماد به وجود میآید نه آن سروری که از بطن محبت متولد میشود.یقین و سروری که شاملو در این شعر راجع به آن با ما صحبت میکند شبیه به گل نیلوفری است که در کمال پاکیزگی و لطافت از دل یک مرداب یا لجنزار روئیده است. بخشهایی از شعر به خوبی این ماهیت را آشکار میکند.مقاله در وبسایتبرنامه خبرنگار در وبسایت
-
17
رقصیدن به روی بند
زندگی را اگر راه رفتن بر روی یک زمین مسطح بپنداریم قطعا بسیاری از چالشها و فراز و نشیبهای پیدا و پنهاناش را توضیح نمیتوانیم داد.زندگی شاید به راه رفتن بر روی یک بند شبیه باشد. برای ادامه دادن و بر زمین نیفتادن، آنچه بیشتر از هر چیز حائز اهمیت میباشد حفظ تعادل است و این مورد در گروی تمرکزی عمیق و مداوم ... مقاله در وبسایتآنچه گذشت - عبدالبھاء و رساله مدنیه
-
16
تابوی مقدس
در فرهنگ فارسی معین در برابر واژه تابو سه معنی نوشته شده است. اولین و دومین معنی عبارتند از :۱- تحریم اجتماعی یک عمل یا یک کلمه به طور رسمی ۲- شخص، چیز یا جایی که برای افراد یک قبیله تحریم شوددر جهانی که با بزرگتر شدن شبکه ارتباطات، کوچک و کوچکتر میشود نام قبیله برای ساکنین هر کشور مناسب به نظر میرسد، بیایید دو قبیله را در این دهکده جهانی مرور کنیم، اول قبیله خودمان ایران ... برنامه آنچه گذشتلینک مقاله در وبسایت
-
15
نان بودن
سالها قبل فیلمی از رخشان بنیاعتماد به نام «زیر پوست شهر» در ایران اکران شد. در اواخر فیلم، خانوادهای که داستان حول آنها و زندگیشان میچرخید خانه کوچکی که تنها داراییشان بود را از دست دادند و مجبور به ترک خانه شدند. در لحظه آخر، مادر خانواده که گلاب آدینه نقشاش را بازی میکرد نگاهی پر حسرت به باغچه کوچک خانه انداخت و متوجه شد ساقه پیچکی از دور شاخه ای که به آن پیچیده بود پائین افتاده. او لحظهای ایستاد و آن ساقه لطیف پیچک را دوباره به دور شاخه درخت پیچاند تا از گزند باد و باران در امان بماند و بعد برای همیشه خانهاش را ترک کرد.مقاله نان بودنبرنامه سودای ستیز
-
14
مادری در زهدان فرزند
سالها پیش دوستی نقل میکرد در کتابی یک داستان واقعی خوانده که تأثیر آن را تا آخر عمر با خود خواهد داشت، مادری نسبتا مسن از ناحیه پا دچار مشکل جدی شد به طوری که بافتهای سلولی به مرور داشتند حیات خود را از دست میدادند و عمل جراحی فقط در یک صورت میتوانست موفقیتآمیز باشد. پزشک به دختر این خانم گفت که پای مادرش باید در یک محیط با سلولهای زنده و سالم قرار بگیرد تا بتواند در مجاورت آن سلولها، ذره ذره خودش را پیدا کند، تصمیم بسیار سختی بود اما... مقاله در وبسایتبرنامه سربلندی ایران
-
13
من اینجا هستم
انعقاد نطفه در رحم مادر و شکلگیری جنین و مراحل رشد و نمو او در عمری نُه ماهه یکی از مضامینی است که برای بیان مفاهیم مهم هم در عرصه ادبیات و هم فلسفه و دین از آن کمک گرفته شده است. بسیاری از شاعران، الهام اولیه برای سروده شدن یک شعر را به جنینی تشبیه میکنند که در رحم روح شاعر شکل میگیرد، رشد میکند و لحظه زایش، آن زمانی است که نوزاد شعربه دنیا میآید.مقاله در وبسایتبرنامه من اینجا هستم
-
12
یک واقعیت
کمی عجیب به نظر میرسد گویا یک واقعیت یا یک حقیقت در خاموشی خود صبورانه انتظار میکشد تا ذهن ما نسبت به آن آگاهی یابد و به محض این که دریافت از حضورش آگاه شدهایم، شروع به حرکت و تکاپو میکند و در هر قدم حضور خویش را به ما بیشتر مینمایاند. گاهی در این فرایند چنان ظرایف و دقایقی از آن واقعیت بر ما آشکار میشود و ما را چنان شگفتزده میکند که ذهن ما را در برابرش به مقاومت وامیدارد. این مقاومت آن جا به اوج میرسد که در مییابیم اگر بخواهیم این واقعیت را که تا دیروز از آن بیاطلاع بودیم اما امروز آن را با پیچیدهترین لایههایش میشناسیم بپذیریم، باید بخش اعظمی از آن چه را که تا به حال درست میپنداشتهایم از ذهن و قلب خود برانیم. آزمون سخت دقیقا از همین نقطه آغاز میشود.
-
11
عبور از آستانه
احمد شاملو شعری دارد بلند با لایههای عمیق به نام «در آستانه». اهمیت ویژه این شعر آنجا بیشتر خودش را نمایان میسازد، وقتی بدانیم کتابی که این شعر را در خود دارد نیز «در آستانه» نامگذاری شده است. آستانه در این شعر آن درگاهی است که بین این جهان و جهان بعد قرار گرفته است. دو ویژگی این درگاه یا آستانه به زعم شاعر، یکی کوتاه بودن آن است چرا که در زمان عبور از آن باید فروتن بود و دوم این که کوبه ندارد.مقاله در وبسایتلینک سخنرانی فرزانه میلانی
-
10
دلشورههای خوب
بعضی دلشورهها چقدر خوبند. بعضی دلهرهها و دلنگرانیها چقدر ضروری و حتی حیاتیاند. مثل دلشوره تمام نشدن کارهای مهم پیش از تمام شدن فرصت انجامشان. در زبان ترکی کشور ترکیه کلمهای هممعنی واژه فارسی «باد» هست که میتواند تأمل برانگیز باشد. مردم آن کشور به باد میگویند: «روزگار» و عجبا که خاصیت هر دو واژه، به سرعت گذرکردن است. باد، عقربههای روز و روزگار را به سرعت به جلو هل میدهد.لینک مقاله در وبسایتصفحه دردانه در وبسایت – صفحهای برای کودکان
-
9
یک قالی به وسعت جهان
حضرت عبدالبهاء فرزند ارشد و جانشین حضرت بهاءالله شارع آئین بهائی در بیان اهمیت کار و کسبِ مهارت در یک حرفه خود را مثال میزنند و میفرمایند: مثلا من حصیربافی میدانم و شما صنعت دیگر.حضرت عبدالبهاء مهارت و حرفه زمینیاش حصیربافی بود و حرفه آسمانیاش طراحی عظیمترین و باشکوهترین قالی که نقشه بیبدیلاش را از پدر آموخته بود و تمام مراحل بافت آن قالی را رج به رج، تار به تار و پود به پود به او تقدیم کرد و شرح داد.مقاله در وبسایتفیلم روزنهها
-
8
یگانگی ناقص
وقتی دنیا بر روی خرابههای حاصل از جنگ اول جامعه ملل را تشکیل داد، حضرت عبدالبهاء این تلاش و این تشکیل را تشویق کرد اما هشدار داد که از دل همین گردهمایی، جنگی خانمانسوزتر شعلهور خواهد شد و دیدیم که چنین شد. به راستی علت چه بود که دنیا در راستای برقراری صلح قدم برداشت، اما دوباره به جنگ رسید؟مقاله در وبسایتیک گفتگوی ساده با اردوان روزبه
-
7
سروری عمیق و ناپیدا
شهر آرام گرفته است. روز پر تقلا و پرتکاپو چندی است به پایان رسیده و اکثرا مردم در خانههایشان کم کم آماده خواب میشوند. شهر، روز پرهیاهو را پشت سر گذاشته و صدای بوق ممتد ماشینها جای خود را به سکوت و آرامش داده است. تیم فوتبالشان با گلی دلچسب جشن پرشور را رقم زد و آقای گل نامش بر سر زبانهایی بود که به افتخارش هلهله میکردند.مقاله در وبسایتبرنامه شاخه زیتون
-
6
سایه همسایه
همسایگانی که در مجاورت یکدیگر در یک محله زندگی میکنند تشکیل شده از کودکان و نوجوانان، جوانان و میانسالان و کهنسالان، تشکیل شده از افراد پرسواد و کمسواد، غنی و فقیر، متدین یا خداناباور، متأهل یا مجرد، افرادی که هر کدام بسته به میزان توانایی و عشقی که برای خدمت به همنوعان خویش دارند میتوانند سهمی منحصر به فرد در غنای فرهنگ محله خویش ایفا کنند. این عشق و ایفای این سهم حتی میتواند از دایره جامعه انسانی نیز فراتر رود.مقاله در وبسایتبرنامه سلام همسایه
-
5
زخمهایی که مرهم شدند
یکی از دلایلی که جامعه بهائی ایران را علیرغم این ظلم بیدریغ نه تنها زنده که پویا نگاه داشت این بود که به دلیل نگاه و باوری که به مفاهیم انسانی با الهام از آثار آئین خویش داشت توانست از همان زخمها مرهم بسازد و این فراتر از آن است که به درمان زخمهایش همت گماشته باشد.مقاله در وبسایتچند نمونه از برنامهها:تلاشهای بهائیان در سراسر جهاناکسیر معرفت: قسمت ۷۴اکسیر معرفت: قسمت ۷۵
-
4
ای کاش با من فانوسی روشن کرده باشی
انیمیشنی در شبکههای مجازی هست که شاید شما نیز آن را دیده باشید، تعداد زیادی چوب کبریت درست شبیه به تعداد زیادی انسان نزدیک به یکدیگر مرتّب و منظم در یک صف طولانی ایستادهاند به ناگهان ...مقاله در وبسایتشیوه مشارکت بهائیان در تحولات اجتماعی – بخش ۱شیوه مشارکت بهائیان در تحولات اجتماعی – بخش ۲
-
3
این گوی بلورین
تصور کنید که به یک موزه هنرهای معاصر رفتهاید در وسط سالن اصلی گوی بلورین بزرگی از سقف آویخته شده. طوری که داخل آن نمایان است. از مرکز گوی رشتههای سیمی بیشماری به سمت سطح کروی آن امتداد یافتهاند و شما با چرخیدن به دور آن میتوانید از زوایای مختلف این فضا را نگاه کنید چه برداشت یا برداشتهایی از این اثر هنری خواهید داشت؟مقاله در وبسایتقوم آذریقوم بلوچقوم کردقوم عرب
-
2
از کدام افق صدای موسیقی میآید؟
احمد شاملو در مجموعه اشعاری که از خود به یادگار گذاشته است شعری دارد با نام «فردا روز دیگری است». در این شعر از از مردم یک شهر سخن میگوید که تمام شب به دعا، برآمدن آفتاب را طلب میکردند اما آنگاه که بشارت طلوع آفتاب را به آنان میدهند، اتفاقی عجیب میافتد.مقاله در وبسایتبرنامه «باب و تجدد»نمایش رادیویی «طاهره قرهالعین»برنامه «کهن نگار»
-
1
نمایش یک رویا در چهار پرده
این مقاله قرار است همگی ما را در بیداری به یک رویا دعوت کند. اولین تصویر این رویا به قول اهالی سینما یک کلوزآپ است.مقاله در وبسایتگفتگو با لادن برومند در برنامه خبرنگار
We're indexing this podcast's transcripts for the first time — this can take a minute or two. We'll show results as soon as they're ready.
No matches for "" in this podcast's transcripts.
No topics indexed yet for this podcast.
Loading reviews...
ABOUT THIS SHOW
این مجموعه مقالههای مندرج در این رسانه را به صورت صوتی ارائه مینماید.
HOSTED BY
PersianBMS
CATEGORIES
Loading similar podcasts...