-
23
چرا جامعه ایران به «لحظه انتقام» رسید؟ | علیرضا رجایی | ۳.۸
علیرضا رجایی جمعبندیای از بحثهای مطرحشده درباره دادخواهی، انتقام، جنگ و صلح ارائه میکند و تلاش میکند نشان دهد چگونه جامعه ایران در میانه سرکوب، جنگ و استیصال اجتماعی، به نقطهای رسیده که بخشی از آن میان عدالتخواهی و انتقام سرگردان مانده است. این گفتوگو به نقش جنگ غزه، رسانهها و زبان سیاسی در عادیسازی خشونت، انسانزدایی و تبدیل انسانها به «عدد» میپردازد؛ جایی که مفاهیمی مانند «خسارت جانبی» و «حملات دقیق» به ابزاری برای توجیه مرگ غیرنظامیان تبدیل میشوند. رجایی همچنین توضیح میدهد که چگونه جنبش دادخواهی در ایران تلاش کرده از چرخه خشونت و مقابلهبهمثل عبور کند و به سمت حقیقت، مستندسازی، پاسخگویی و عدالت حرکت کند. در بخشهای مختلف این جمعبندی، از «لحظه انتقام»، نقش جنبش «زن، زندگی، آزادی»، حمله به خانوادههای دادخواه، و ضرورت تخلیه خشونت از ساختار جامعه سخن گفته میشود؛ تلاشی برای فهم اینکه آیا جامعه ایران میتواند به جای بازتولید نفرت، به سوی دادخواهی، کرامت انسانی و صلح پایدار حرکت کند.
-
22
صلح بدون تکثرگرایی ممکن است؟ | مرضیه آذرافزا | ۳.۷
مرضیه آذرافزا درباره نسبت میان دادخواهی، صلح و پذیرش «دیگری» در جامعه ایران صحبت میکند و این پرسش را مطرح میکند که آیا بدون به رسمیت شناختن تکثر و کرامت انسانی، میتوان به عدالت و صلح پایدار رسید؟ او تأکید میکند که دادخواهی اگر از مرزهای قبیلهای، سیاسی و شخصی فراتر نرود، ممکن است خود به بازتولید همان خشونتی تبدیل شود که قصد مقابله با آن را دارد.او همچنین به مسئله شکاف اجتماعی، انسانیتزدایی از مخالفان سیاسی و نادیده گرفتن بخشی از جامعه، بهویژه هواداران جمهوری اسلامی، میپردازد. آذرافزا هشدار میدهد که حذف، تحقیر و بیاعتبار کردن «دیگری» فقط مختص حکومت نیست و اگر نیروهای منتقد و مخالف نیز به این منطق تن بدهند، در نهایت همان چرخه خشونت و سرکوب بازتولید خواهد شد.
-
21
آیا میشود با شیطان جنگید و شبیه او نشد؟ | فرخ نگهدار | ۳.۶
فرخ نگهدار از تجربه شخصی خود پیش و پس از انقلاب ۵۷ میگوید و توضیح میدهد که چگونه بخش بزرگی از نیروهای سیاسی آن دوران، خشونت را واکنشی ناگزیر به خشونت حکومت میدانستند. او با رجوع به تجربه مبارزه مسلحانه و فضای سیاسی دهههای گذشته، درباره این پرسش صحبت میکند که چگونه استبداد میتواند وجدان جامعه و حتی مخالفان خود را تغییر دهد و آنها را به سمت بازتولید همان منطق خشونت سوق دهد.نگهدار همچنین درباره تحول تدریجی گفتمان دادخواهی، مخالفت با اعدام و رشد نگاههای مبتنی بر عدم خشونت در جامعه مدنی ایران سخن میگوید و از چهرههایی مانند پرستو فروهر و علیرضا رجایی به عنوان نمونههای ایستادگی بر سر کرامت انسانی و ارزشهای ضد خشونت یاد میکند.این گفتوگو همچنین به تأثیر سرکوب، زندان و خشونت ساختاری جمهوری اسلامی بر روان جمعی جامعه ایران میپردازد و این پرسش را مطرح میکند که آیا میتوان با استبداد مبارزه کرد، بدون آنکه خود به بازتولید خشونت و نفرت دچار شد؟
-
20
آیا میشود خشمگین بود و ضد جنگ ماند؟ | آرش سرکوهی | ۳.۵
آرش سرکوهی درباره این پرسش صحبت میکند که چگونه میتوان همزمان خشم و استیصال جامعه را به رسمیت شناخت و در عین حال با جنگ و مداخله خارجی مخالفت کرد. او توضیح میدهد که مخالفت با جنگ تنها یک موضع اخلاقی نیست، بلکه ریشه در تجربه واقعی جنگ، ویرانی، و شکست ایدههایی دارد که تصور میکردند حمله خارجی میتواند راهحل بحران ایران باشد.سرکوهی با تفکیک میان «توضیح» و «توجیه» جنگطلبی، تلاش میکند نشان دهد چرا بخشی از جامعه ایران در شرایط بنبست سیاسی و سرکوب، به این نتیجه رسید که شاید جنگ تنها راه باقیمانده باشد. او همچنین درباره نقش رسانهها، فضای روانی جامعه، احساس استیصال و شکست جنبشهای مدنی در شکلگیری این وضعیت صحبت میکند و تأکید دارد که فهم این روندها به معنای تأیید آنها نیست.این گفتوگو همچنین به ضرورت نگاه انتقادی به تجربه جنگ اخیر، مسئولیت نیروهای رسانهای و سیاسی، و اهمیت ساختن گفتمانی مبتنی بر کرامت انسانی، ضدیت با خشونت و عدالت انتقالی میپردازد؛ تلاشی برای اینکه جامعه ایران در بحرانهای آینده دوباره به سمت پذیرش جنگ و ویرانی سوق پیدا نکند.
-
19
آیا بدون خشونت میشود انقلاب کرد؟ | ژاله وفا | ۳.۴
ژاله وفا درباره مرز میان دادخواهی و انتقام، نقش جمهوری اسلامی و نیروهای سیاسی در بازتولید خشونت، و امکان شکلگیری یک فرهنگ سیاسی مبتنی بر کرامت انسانی صحبت میکند. او با رجوع به تجربه اعدامهای اول انقلاب، سرکوبهای دهههای گذشته و فضای جنگ اخیر، توضیح میدهد که چگونه حذف همدلی و تقسیم قربانیان به «خوب» و «بد» میتواند جامعه را دوباره وارد چرخه خشونت کند.گفتوگو همچنین به این پرسش میپردازد که آیا میتوان بدون خشونت انقلاب کرد و چرا جنبش دادخواهی، جنبش «نه به اعدام» و مخالفت با جنگ به هم پیوند خوردهاند. وفا تأکید میکند که دادخواهی زمانی معنا دارد که به دنبال حقیقت، پاسخگویی و ترمیم جامعه باشد، نه انتقام و تکرار همان منطقی که جامعه را زخمی کرده است.در بخشهایی از این برنامه، از نقش رسانهها، روانشناسی جمعی، عادیسازی جنگ، و حملات به خانوادههای دادخواه نیز صحبت میشود؛ فضایی که در آن، بخشی از جامعه حتی توان همدلی با قربانیانی را که در چارچوب سیاسی مورد قبولش نیستند از دست میدهد. این اپیزود تلاشی است برای فهم این پرسش که چگونه میتوان در جامعهای قطبی و زخمی، دوباره از کرامت انسان و امکان عدالت دفاع کرد.
-
18
چگونه جنگ، کشتن را عادی میکند؟ | افروز مغزی | ۳.۳
افروز مغزی درباره عادیسازی خشونت در فضای سیاسی و رسانهای پیش و پس از جنگ صحبت میکند و توضیح میدهد چگونه مفاهیمی مانند «خسارت جانبی»، «حملات دقیق» و «سپر انسانی» به تدریج خشونت علیه غیرنظامیان را قابلپذیرش و حتی توجیهپذیر میکنند. گفتوگو با تفکیک میان حقوق بشر و حقوق بینالملل بشردوستانه، به این پرسش میپردازد که چگونه در دوران جنگ، جان انسانها به عدد، آمار و ابزار رقابت سیاسی تقلیل پیدا میکند.در ادامه، بحث به مسئله دادخواهی، عددسازی درباره قربانیان، سلسلهمراتب سوگ و قطببندی سیاسی در مواجهه با کشتهشدگان جنگ و سرکوب داخلی میرسد. مغزی هشدار میدهد که چگونه بخشی از دستاوردهای جنبش دادخواهی در ایران، یعنی ارزشگذاری برابر بر جان انسانها فارغ از عقیده و ایدئولوژی، زیر فشار فضای جنگی و خشونت سیاسی در حال فروریختن است.این اپیزود همچنین به حملات علیه خانوادههای دادخواه، نقش رسانهها در انسانزدایی از قربانیان، و خطر بازگشت به همان منطق حذف و نفرتی میپردازد که سالها جامعه ایران را گرفتار کرده است؛ پرسشی درباره اینکه آیا هنوز میتوان از دل این فضای قطبی، از حق حیات، کرامت انسانی و امکان همدلی دفاع کرد؟
-
17
چگونه جامعه ایران جنگ را پذیرفت؟ | پرستو فروهر | ۳.۲
در این اپیزود، پرستو فروهر درباره مرز میان دادخواهی و انتقام، خشم انباشتهشده جامعه ایران و خطر بازتولید چرخه خشونت صحبت میکند. او توضیح میدهد که چگونه سرکوب مستمر، استیصال اجتماعی و فضای رسانهای بخشی از جامعه را به سمت پذیرش جنگ و مداخله خارجی سوق داد و چرا این مسیر میتواند به «بیراههای» خطرناک تبدیل شود. فروهر با رجوع به تجربههای تاریخی ایران، از دهه ۶۰ تا جنبش «زن، زندگی، آزادی»، تأکید میکند که دادخواهی زمانی معنا پیدا میکند که به دنبال حقیقت، پاسخگویی و جلوگیری از تکرار خشونت باشد، نه ارضای حس انتقام.در بخشهایی از این گفتوگو، شرکتکنندگان نیز از تجربه شخصی خود در مواجهه با خشونت سیاسی، جنگطلبی و فشارهای اجتماعی علیه مخالفان جنگ میگویند. این اپیزود تلاشی است برای فهم این پرسش که چگونه میتوان در جامعهای زخمی، از دل رنج و خشم، راهی به سوی عدالت و آیندهای بدون خشونت باز کرد.
-
16
دادخواهی، انتقام و مسئله صلح | ۳.۱
این اپیزود به بررسی نسبت میان دادخواهی، انتقام و امکان صلح پایدار در جامعهای میپردازد که همزمان زیر فشار جنگ، سرکوب، بیعدالتی و فرسایش روانی قرار گرفته است. گفتوگو با تمرکز بر تجربه رنج جمعی، خشم انباشتهشده و احساس استیصال نشان میدهد چگونه بخشی از جامعه ممکن است در لحظهای بحرانی، جنگ و خشونت را به عنوان «تنها راه باقیمانده» تصور کند. در این میان، بحث بر سر این است که مرز میان دادخواهی و خونخواهی کجاست و چگونه میتوان بدون بازتولید چرخه خشونت، به سوی عدالت و ترمیم اجتماعی حرکت کرد.این اپیزود همچنین به نقش جامعه مدنی، حافظه تاریخی، روایتهای رسانهای و تجربه زیسته قربانیان خشونت سیاسی در ایران میپردازد و تلاش میکند نشان دهد چگونه رنج فردی میتواند به حافظه جمعی و مطالبه عدالت تبدیل شود. برنامه با روایتی از درون جنگ و احساس گرفتار شدن میان «ظلم داخلی و خارجی» آغاز میشود؛ روایتی که زمینه ورود به مجموعهای از گفتوگوها درباره خشونت، حقیقت، مسئولیت و آینده ایران را فراهم میکند.میزبان: مریم شیرینسخنمهمانان: پرستو فروهر، افروز مغزی، ژاله وفا و آرش سرکوهی
-
15
وقتی جامعه دیکتاتور میشود | امین بزرگیان | ۲.۷
در این جمعبندی، امین بزرگیان با نگاهی نظری به مفهوم «دیکتاتوری جو» توضیح میدهد که چگونه در هر جامعهای یک گفتمان میتواند دست بالا را پیدا کند و از طریق فشار اجتماعی، امکان بیان دیدگاههای دیگر را محدود کند. او با ارجاع به متفکرانی مانند جان استوارت میل، هایدگر، فوکو و هانا آرنت نشان میدهد که این پدیده صرفاً به قدرت سیاسی محدود نیست، بلکه میتواند از درون جامعه و از طریق اکثریت شکل بگیرد و به حذف فردیت و اندیشه مستقل منجر شود. بزرگیان تأکید میکند که خطر اصلی زمانی است که افراد اندیشیدن را به دیگران واگذار میکنند و جامعه به سمت همرنگی و خودفریبی حرکت میکند. او در نهایت «شجاعت دانستن» و حفظ نگاه انتقادی را به عنوان راهی برای مقابله با این وضعیت معرفی میکند و بر ضرورت ایجاد فضاهایی برای گفتوگوی آزاد و چندلایه تأکید دارد.
-
14
چرا فضای مجازی ما را افراطی میکند| سهند ایرانمهر | ۲.۶
در این اپیزود، سهند ایرانمهر با مرور تجربه زیسته خود در فضای مجازی از دوران وبلاگها تا شبکههای اجتماعی امروز، توضیح میدهد که چگونه این فضا به تدریج به سمت دو قطبیسازی و حذف گفتوگوی واقعی حرکت کرده است. او معتقد است کاربران در «اتاقهای پژواک» گرفتار میشوند؛ جایی که فقط صداهای همسو شنیده میشود و همین امر به رادیکالتر شدن دیدگاهها و افزایش خشونت کلامی میانجامد. ایرانمهر همچنین به این نکته اشاره میکند که الگوریتمها به طور ساختاری محتوای تندتر و جنجالیتر را تقویت میکنند و در نتیجه، گفتوگوی منطقی کمتر دیده میشود. او در نهایت تأکید میکند که بازگشت به تعاملات واقعی و حفظ استقلال فکری، تنها راه مقابله با این چرخه است.
-
13
وقتی گفتن « نه به جنگ» هزینه دارد | آزاده بلاش | ۲.۵
در این اپیزود، آزاده بلاش از تجربه شخصی خود به عنوان هنرمند و فعال حقوق بشر در مواجهه با فضای عادیسازی جنگ و فشارهای اجتماعی سخن میگوید. او معتقد است که حملات، طردشدگی و تلاش برای به سکوت واداشتن صداهای مخالف، بخشی از سازوکار این فضاست که میتواند حتی به قطع روابط نزدیک و انزوای فردی منجر شود. بلاش با اشاره به تجربههای پس از اعتراضات و آغاز جنگ، توضیح میدهد که چگونه شکاف میان فعالان داخل و خارج از کشور تشدید شد، اما همزمان نوعی همبستگی جدید میان مخالفان جنگ شکل گرفت. او تأکید میکند که ایستادن بدون قید و شرط در برابر جنگ، هرچند پرهزینه، میتواند به بازسازی شبکههای همفکر و ایجاد امکانهای تازه برای کنش جمعی منجر شود.
-
12
بازی با خون و عدد؛ پروژه اینترنشنال| علی فاتحی | ۲.۴
در این اپیزود، علی فاتحی با تمرکز بر تحولات رسانهای پس از سال ۸۸ توضیح میدهد که چگونه بیاعتمادی به رسانههای داخلی باعث مهاجرت مخاطبان به رسانههای خارجنشین شد. او معتقد است رسانههایی مانند اینترنشنال با استفاده از ابزارهایی چون پخش ۲۴ ساعته، زبان محاورهای، زیباییشناسی حرفهای و روایتهای سادهسازیشده، توانستهاند مخاطب را جذب و در عین حال در یک چارچوب فکری مشخص هدایت کنند. فاتحی نشان میدهد که چگونه با تکرار روایتهایی درباره ضعف حکومت، بنبست داخلی و ساختن یک گذشته مطلوب، ذهن مخاطب به سمت پذیرش راهحلهایی مانند مداخله خارجی سوق داده میشود. او همچنین به نقش بازی با اعداد، تحریک احساسات و تغییر مداوم روایتها اشاره میکند و تأکید دارد که در چنین فضایی، فقدان سواد رسانهای میتواند مخاطب را در یک «حباب خبری» گرفتار کند.
-
11
چرا گفتن حقیقت همیشه پرهزینه است؟| علیرضا رجایی | ۲.۳
در این اپیزود، علیرضا رجایی با ارجاع به مفهوم «دیکتاتوری جو» که از مهندس سحابی نقل میشود، توضیح میدهد چگونه فضای عمومی میتواند به شکلی نامرئی، امکان مخالفت را محدود و صدای متفاوت را طرد کند. او معتقد است ایستادن در برابر این فضا، برخلاف مبارزه با قدرت سیاسی، هزینهای عمیقتر دارد و میتواند به بیاعتباری و انزوای اجتماعی منجر شود. رجایی با اشاره به نمونههای تاریخی از بازرگان تا تحولات سیاسی معاصر، نشان میدهد که طردشدگی فقط از سوی قدرت رسمی نیست، بلکه از سوی جامعه و حتی جریانهای مخالف نیز بازتولید میشود. او همچنین هشدار میدهد که کنشگری بدون نگاه انتقادی میتواند به شکلهای جدیدی از اقتدارگرایی، حتی در دل جنبشهای آزادیخواهانه، منتهی شود و تأکید میکند که مقاومت در برابر این روند نیازمند شجاعت اخلاقی و پذیرش حاشیهنشینی است.
-
10
جبر جو چگونه انسانها را میشکند| سعید شاهسوندی | ۲.۲
در این اپیزود، سعید شاهسنودی با تمرکز بر مفهوم «جبر جو» توضیح میدهد که چگونه فشار فضای عمومی و تبلیغات میتواند افراد و نیروهای سیاسی را به تغییر موضع یا حتی فروپاشی فکری بکشاند. او با ارجاع به تجربههای شخصی و تاریخی، از جمله تحولات درون سازمان مجاهدین و فضای پس از انقلاب ۵۷، نشان میدهد که چگونه بسیاری از کنشگران تحت تأثیر جو غالب، بدون ثبات فکری، به مسیرهای متناقض کشیده شدند. شاهسنودی همچنین معتقد است جامعه مدنی در شرایط جنگ لزوماً از بین نمیرود، بلکه بسته به نحوه کنش نیروهای اجتماعی میتواند فعال بماند یا دچار انفعال شود. او تأکید میکند که تنها از طریق داشتن اصول، ثبات شخصیتی و کار جمعی آگاهانه میتوان در برابر این فشارها ایستادگی کرد و از تبدیل شدن به بخشی از ماشین پروپاگاندا جلوگیری کرد.
-
9
از دیکتاتوری جنگ تا دیکتاتوری جو | ۲.۱
این اپیزود به بررسی فرآیندی میپردازد که در آن جنگ، پیش از آنکه در میدان رخ دهد، در ذهن جامعه عادی و حتی موجه میشود. گفتوگو با تمرکز بر نقش زبان، رسانه و احساسات جمعی نشان میدهد چگونه مفاهیمی مانند «خسارت جانبی» به تدریج خشونت را قابلپذیرش میکنند و چگونه فضای عمومی به سمتی میرود که مخالفت با جنگ پرهزینه یا حتی مشکوک تلقی میشود. با ارجاع به نمونههای تاریخی از جنگهای جهانی تا تحولات معاصر، مهمانان برنامه درباره لحظهای بحث میکنند که نقد جنگ دشوار میشود و جامعه به سمت پذیرش آن سوق پیدا میکند. این بحث تلاشی است برای فهم سازوکارهای پنهانی که جنگ را از یک فاجعه به یک گزینه قابلقبول تبدیل میکنند.مهمانان:سعید شاهسوندی، علیرضا رجایی، علی فاتحی، آزاده بلاش، سهند ایرانمهر و امین بزرگیان
-
8
پسا جنگ و تجربه شکست جمعی| امین بزرگیان | ۱.۸
امین بزرگیان با تمرکز بر مفهوم «جامعه» تلاش میکند تصویری متفاوت از آنچه در جنگ و پس از آن رخ داده ارائه دهد؛ تمایزی میان امت، ملت و جامعه، و این پرسش که در نهایت چه کسی موضوع اصلی سیاست است: هویتهای انتزاعی یا انسانهای واقعی با تجربه زیستن مشترک .او نشان میدهد که چگونه در جریان جنگ، ایدههایی شکل گرفت که در آنها «نجات» با «ویرانی» یکی شد و شهروندان عادی به حاشیه رانده شدند. در این چارچوب، از یک «شکست جمعی» سخن میگوید؛ شکستی که نهفقط شامل حامیان جنگ، بلکه حتی مخالفان آن نیز میشود، چرا که جامعه مدنی تضعیف شده و هزینههای انسانی و اجتماعی جنگ بر جای مانده است.
-
7
میهندوستی انتقادی| یاسر میردامادی | ۱.۷
یاسر میردامادی با طرح مفهوم «میهندوستی انتقادی» تلاش میکند راهی میان دوگانههای رایج سیاست ایران باز کند؛ راهی که همزمان منتقد استبداد داخلی و مخالف مداخله و استیلای خارجی است .او با بازخوانی رخدادهای دیماه و نقش روایتها در شکلگیری جنگ، نشان میدهد که چگونه سوءبرداشتها، اغراقهای آماری و بهرهبرداری سیاسی از بحرانها میتواند مسیر یک جامعه را به سمت درگیری سوق دهد. در ادامه، با تمرکز بر مفهوم «تابآوری»، از پیوند میان جامعه مدنی و ساختار حاکمیت در شرایط جنگی سخن میگوید و این همزمانی را کلید فهم وضعیت امروز ایران میداند.
-
6
مجاهدین، سلطنتطلبها و جنگ| سعید شاهسوندی | ۱.۶
سعید شاهسوندی با تکیه بر تجربه زیسته خود در سازمان مجاهدین خلق، به بررسی تفاوتهای این جریان با نیروهای سلطنتطلب، بهویژه هواداران رضا پهلوی میپردازد و نشان میدهد که این دو جریان، با وجود برخی همپوشانیهای مقطعی، از نظر ساختار، رویکرد و نسبتشان با قدرتهای خارجی تفاوتهای جدی دارند .او همچنین با اشاره به نقش رسانههایی مانند ایران اینترنشنال، از نوعی «وارونگی ارزشها» سخن میگوید؛ جایی که مفاهیمی چون وطندوستی، استقلال و حتی جنگ، در روایتهای سیاسی دچار تغییر معنا شدهاند. در این چارچوب، نقد او متوجه جریانهایی است که به گفته او، مداخله خارجی را بهعنوان راهحل طرح میکنند.
-
5
اینترنشنال و مهندسی نفرت | محمد رهبر | ۱.۵
محمد رهبر با نگاهی انتقادی به عملکرد رسانههای فارسیزبان، بهویژه ایران اینترنشنال، از بحرانی عمیق در مفهوم «رسانه» سخن میگوید؛ جایی که بهجای تحلیل حرفهای، روایتهای جهتدار و بعضا نفرتپراکن جایگزین شدهاند و مرز میان اطلاعرسانی و تحریک افکار عمومی کمرنگ شده است .او با تاکید بر اهمیت تخصص در رسانه، نشان میدهد که چگونه کنار گذاشتن معیارهای حرفهای و تبدیل رسانه به تریبونهای غیرتخصصی، میتواند درک عمومی از واقعیت را مخدوش کند. در مقابل، راهحل را نه در حذف این رسانهها، بلکه در بازسازی و تقویت رسانههای حرفهای، آزاد و متکثر در داخل کشور میداند.
-
4
چگونه رسانه میدان نبرد شد | مهرداد فرهمند |۱.۴
مهرداد فرهمند جنگ اخیر را بهعنوان یک جنگ دوساحتی تحلیل میکند؛ جنگی که هم در آسمان جریان داشت و هم در رسانهها. او تاکید میکند که در این نبرد، رسانه دیگر صرفا ابزار اطلاعرسانی نبود، بلکه به یکی از میدانهای اصلی جنگ تبدیل شد .در این گفتار، بهطور مشخص عملکرد رسانههای فارسیزبان خارج از کشور، بهویژه ایران اینترنشنال، مورد بررسی قرار میگیرد؛ اینکه چگونه روایتها شکل گرفتند، چگونه افکار عمومی جهتدهی شد و چگونه برخی مفاهیم و تفکیکها در ذهن مخاطب تثبیت شدند.
-
3
از فانتزی نجات تا واقعیت جنگ| علی افشاری | ۱.۳
علی افشاری به سراغ یکی از مهمترین شکافهای سیاسی در دوران جنگ میرود: مواجهه اپوزیسیون با ایده «مداخله خارجی» و روایتی که از آن به عنوان «نجات» یاد میشد. او نشان میدهد که چگونه این فانتزی، در عمل با واقعیت پیچیده و خشونتبار جنگ روبهرو شد و تناقضهای عمیقتری را در میان نیروهای سیاسی آشکار کرد.افشاری با نگاهی تحلیلی، طیفهای مختلف اپوزیسیون را بررسی میکند؛ از حامیان صریح جنگ تا مخالفان مردد و نیروهایی که در مرز میان این دو ایستادند. این گفتار تلاشی است برای فهم اینکه در بزنگاه جنگ، موضعگیریها فقط یک اختلاف سیاسی ساده نیستند، بلکه ریشه در درکهایی متفاوت از استقلال، حاکمیت ملی و نقش نیروهای خارجی در آینده ایران دارند.
-
2
بینهایت کوچکها در برابر جنگ| علیرضا رجایی | ۱.۲
علیرضا رجایی با نگاهی انتقادی به نسبت میان جنگ و جامعه مدنی، از مفهومی حرف میزند که آن را «بینهایت کوچکها» مینامد؛ نیروهایی پراکنده، خودجوش و به ظاهر کماثر که در دل جامعه حضور دارند اما میتوانند در کنار هم به نیرویی واقعی تبدیل شوند. او در مقابل، از وسوسه «راهحلهای بزرگ» میگوید؛ ایدههایی که میخواهند با مداخلهای ناگهانی و از بیرون، مسائل پیچیده و تاریخی ایران را یکباره حل کنند .رجایی با مرور تجربه جنگ و واکنشهای جامعه، نشان میدهد که جامعه مدنی ایران اگرچه نیرومند، متنوع و زنده است، اما از فقدان انسجام و سازماندهی رنج میبرد. در عین حال، نشانههای مقاومت و همبستگی در همین کنشهای کوچک و پراکنده قابل مشاهدهاند؛ از ابتکارات فردی تا واکنشهای جمعی در لحظات بحرانی.
-
1
جنگ، جامعه مدنی و آینده ایران | ۱.۱
پس از چهل روز جنگ میان آمریکا و اسرائیل علیه ایران، جنگی که با خسارتهای انسانی، زیرساختی و روانی گسترده همراه بود، اکنون پرسش اصلی این است که جامعه مدنی ایران در برابر این وضعیت به کدام سو حرکت میکند. آیا این تجربه به تقویت همبستگی اجتماعی و شکلگیری کنشهای تازه میانجامد یا پراکندگی و فرسایش را عمیقتر میکند؟در این مجموعه گفتوگوها با حضور علیرضا رجایی، علی افشاری، مهرداد فرهمند، محمد رهبر، سعید شاهسنودی، یاسر میردامادی و امین بزرگیان، هر سخنران از زاویهای متفاوت به نسبت میان جنگ، جامعه مدنی و آینده ایران نگاه میکند؛ از ظرفیتهای مقاومت و تابآوری گرفته تا محدودیتهای ساختاری، از نقش کنشهای خودجوش تا چالشهای سازماندهی. این پادکست تلاشی است برای فهم اینکه در سایه جنگ، جامعه مدنی ایران چه دارد، چه کم دارد و چه افقی پیش روی آن قرار گرفته است.
No matches for "" in this podcast's transcripts.
No topics indexed yet for this podcast.
Loading reviews...
Loading similar podcasts...