EPISODE · Dec 4, 2024 · 1H 14M
بعد از این دست من و دامن آن سرو بلند ۱۸۱
from رواق / Ravaq · host فرزآن
«««««🍷میبهـا»»»»»غزل نمره ۱۸۱فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن بعد از اين دست من و دامن آن سرو بلند که به بالای چمان از بن و بيخم برکند حاجت مطرب و می نيست تو برقع بگشا که به رقص آوردم آتش رويت چو سپند هيچ رویی نشود آينهی حجله بخت مگر آن روی که مالند در آن سم سمند گفتم اسرار غمت هر چه بود گو میباش صبر از اين بيش ندارم چه کنم تا کی و چند مکش آن آهوی مشکين مرا ای صياد شرم از آن چشم سيه دار و مبندش به کمند من خاکی که از اين در نتوانم برخاست از کجا بوسه زنم بر لب آن قصر (سرو) بلند باز مستان دل از آن گيسوی مشکين حافظ زان که ديوانه همان به که (بماند در بند) بود اندر بندSupport this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations
Embed this episode
NOW PLAYING
بعد از این دست من و دامن آن سرو بلند ۱۸۱
No transcript for this episode yet
Similar Episodes
No similar episodes found.