Canal-e Vafa || کانال وفا | اپیزود ۱۵ |
from Iran 1400 Podcast Hosted by Iran 1400 Project
اپیزود | چشمانداز کنش جمعی چرا کنش جمعی بدون چشمانداز دوام نمیآورد؟ همراهان ارجمند، به کانال وفا خوش آمدید. در اپیزود قبل گفتیم کنش جمعیاگر به تجربهای روشن و قابل پیشبینی وصل نشه تجربهای که فرد بتواند روی آن حساب کند بهتدریج از معنا تهی میشود. فرد بداند با قاعده و قانونی روبهروست، نه با سلیقهای لحظهای. نه اینکه امروز تشویق شود و فردا مجازات. بداند چه کسی تصمیم میگیرد و پاسخگوست. یعنی کنش، با واکنشی نامعقول و نامتناسب مواجه نشه. خوب، وقتی از معنا حرف میزنیم، در واقع از چشم انداز یک کنش جمعی میگیم کنش جمعی برای دوام باید چشمانداز داشته باشد. یعنی بداند به کجا نگاه میکند. چشمانداز رؤیاپردازی نیست. شعار هم نیست. چشمانداز توان دیدن آیندهای ممکن است— افقی که کنش امروز به آن نگاه دوخته. تا اینجا در بیداری مدنی چند قدم برداشتیم: گفتیم شهروندی یک عنوان حقوقی نیست؛ یک رابطه است. گفتیم عاملیت فردی از خانه شروع میشود، اما بدون بستر اجتماعی دوام نداره و فرسوده میشود. گفتیم فاصلهٔ «من» و «ما» با اعتماد پر میشود. و دیدیم کنش جمعی اگر به رابطهای قابل اتکا با قدرت وصل نشود، به موجی کوتاه و ناپایدار تبدیل میشود. حالا یک گام جلوتر میرویم: حتی اگر اعتماد باشد، حتی اگر الگو شکل بگیرد، اگر افق روشن نباشد، کنش دوام نمیآورد. در نوشتهای دربارهٔ بیداری مدنی و عاملیتکه در سایت پروژه ایران ۱۴۰۰ منتشر شده اشاره کردیم که آگاهی و اعتراض اگر به روایت مشترکی برای آینده وصل نشوند، بهتدریج بی تأثیر و فرسوده میشوند. و در مقالهای دیگر دربارهٔ امید گفتیم: امید یک احساس ساده یا خوشبینی نیست؛ امید توان تخیلِ آیندهای متفاوت است. جامعهای که نتواند آیندهای متفاوت را تصور کند، در اکنون خودش، در حال حاضر گیر میافتد. و گاهی مسئله فقط اکنون نیست؛ بلکه برای خیلی از ما ماندن در نوستالژیِ گذشته است— گذشتهای که بهجای الهام گرفتن از آن، به اون پناه میبریم و در آن توقف میکنیم. از طرف دیگه گاهی هم کنش ما فقط در تقابل تعریف میشود؛ در نفیِ وضع موجود، بدون اینکه تصویر روشنی از آنچه میخواهیم بسازیم داشته باشیم. هرکس و گروهی خودش رو در ضدیت با دیگری تعریف میکنه. تقابل لازم است، اما کافی نیست. اگر فقط بدانیم چه نمیخواهیم، و ندانیم چه میخواهیم بسازیم، کنش ما اون افق و چشم نداز رو پیدا نمی کنه. چشمانداز راه عبور از هر سه است: از اکنونزدگی، از نوستالژیِ ایستا، و از تقابلِ صرف. در زندگی روزمره هم همین است. اگر در یک پروژهٔ کاری ندانیم خروجی نهایی چیست، کار میکنیم، اما دل نمیدهیم. اما وقتی تصویر آینده روشن باشد، همکاری معنا پیدا میکند. در سیاست هم همینطور است. اگر جامعهای فقط حول نارضایتی شکل بگیرد، اما تصویر روشنی از آینده نداشته باشد، حرکتها یا پراکنده میشوند، یا خسته، یا مصادره میشوند. چشمانداز کنش را از واکنش به یک مسیر تبدیل میکند. نه چشمانداز ایدئولوژیکِ بسته، نه نسخهٔ از پیش نوشتهشده؛ بلکه افقی مشترک که بتوان دربارهاش گفتوگو کرد. بیداری مدنی فقط دیدن مسئله نیست؛ دیدن پیدا کردن اون افق هم هست. و شاید پرسش اصلی این باشد: ما به سوی کدام آینده میخواهیم حرکت کنیم؟ و وقتی از چشمانداز حرف میزنیم، به پرسشی نزدیک میشویم که بدون آن هیچ افقی پایدار نمیشود: در این آینده چه کسانی جا دارند؟ این ما را به موضوع اپیزود بعدی بیداری مدنی میرساند: تعلق. برای فردایی بهتر، مکث کنیم، به هم گوش بدهیم، و از خود بپرسیم:کنش ما چه چشماندازی رو دنبال میکنه. قواعد روشن باشند پاسخ قابل پیشبینی باشد مسئولیتها مشخص باشندهزینه و نتیجه نامتناسب نباشد
Embed this episode
No transcript yet.