EPISODE · Jan 18, 2024 · 18 MIN
داراب نامه- قطعۀ ششم
from كتيبه · host Hossein Abbasi
همای از دوری داراب دلتنگ است. اطرافیان به او پیشنهاد می کنند که "ای ملکه به صحرا بیرون شو تا دلت بگشاید ... غلامان را گوی زدن فرمای." چنین می کنند. همگان به صحرا می روند و با بوق و کرنا گوی زدن آغاز می کنند. داراب هم که "از جانب همای بوی خویشی می آمدش" به سمت شهر می رود تا به همای نزدیک شود. می بیند که بازی چوگان به راه افتاده است و همای و غلامانش گوی را به رشنواد و مردانش باخته اند. لباس غلامی را می گیرد و وارد بازی می شود و گوی از رشنواد می رباید. معلوم می شود که او داراب است. او را با بانگ کوس و کرنای از میدان به کوشک می برند. همای به او مقام "امیری بارگاه" را می دهد و امر می کند که همگان به فرمان او باشند. به دنبال امیر مردو می فرستد تا ببیند که راز داراب چیست.
Embed this episode
NOW PLAYING
داراب نامه- قطعۀ ششم
No transcript for this episode yet
Similar Episodes
No similar episodes found.
Similar Podcasts
No similar podcasts found.