كتيبه podcast artwork

PODCAST · arts

كتيبه

حسين عباسي هستمدر اينجا متون قديمي مان را مي خوانم و در آنها كند و كاو مي كنم. با ايميل زير مي توانيد با من تماس بگيريد:[email protected]. این قطعات و برخی قطعات دیگر را در كانال تلگرام من به آدرس زير بيابيد. https://t.me/kateebehha

Publisher-supplied feed metadata · PodParley refreshed Jun 11, 2026 · Source feed

  1. 457

    در پیرامون تاریخ بیهقی- قطعۀ هفتاد و چهارم

    در این قطعه ادامۀ حوادث دوران امیر محمود نقل می شود. در اواخر عمر امیر محمود، پسرش امیر مسعود با لشکری برای فتح ری و اصفهان و همدان روانه شد. نظر محمود این بود که آن نواحی را فتح کرده به مسعود بدهد و غزنین و خراسان و هند را برای پسر دیگرش محمد بگذارد. مسعود با این امر موافق نیست.داستانهای زیادی از علاقه ای که محمود به محمد داشت، نقل شده است، که برخی از آنها احتمالاً داستان سازی تاریخ نویسان است. در بیشتر متون باقی مانده از آن دوران، اختلاف محمود و مسعود دیده می شود، اختلافی که در تاریخ بیهقی هم به روشنی دیده می شود. گفته می شود که مسعود اصفهان را فتح می کند ولی چون خبر مرگ محمود را می شنود، به سوی خراسان باز می گردد. داستانهای چندی هم در مورد اخلاق محمود بخصوص علاقۀ او به جمع آوری مال گفته می شود.

  2. 456

    داراب نامه- قطعۀ صد و سیزدهم

    بوران دخت که اسیر هندوان شده است خود را در آب می اندازد و به حکم خدا از دست هندوان جان به در می برد.اسکند و همارپال، حکیم نابینای هندی، به محاصرۀ سپاه هندوان افتاده اند. همارپال با یاری گرفتن از قدرت خدا خود و اسکندر را از محاصره می رهاند. همارپارل در گفت و گو با ارسطاطالیس ادعا می کند که اسکندر همان ذوالقرنین است که پیغمبر خدا است. بین آن دو اختلاف می افتد و ارسطاطالیس قصد کشتن همارپال می کند. همارپال می گریزد.

  3. 455

    در پیرامون تاریخ بیهقی- قطعۀ هفتاد و سوم

    ادامۀ فتوحات محمود غزنوی در هند گفته می شود. ازجمله گماشتن یکی از مرتاضان هند به حکومت سومنات و اتفاقاتی که در پی آن می افتد. محمود به از آن به سمت مازندران هم لشکر می کشد و مجدالدوله دیلمی که به نزد او آمده را در بند کرده به غزنین می فرستد و خزائن او را تصرف می کند. داستانی هم در مورد سوزاندن کتابهای حکمت در مصر به دست عمروعاص و در ری به دست محمود گفته می شود.

  4. 454

    داراب نامه- قطعۀ صد و دوازدهم

    بوران دخت در حال جنگ با هندوان است. تعدادی از هندوان را اسیر می کند و به اردوگاه می آورد. صد هزار گاو سوار هندو به آنها حمله می کنند و سپاه ایران را شکست می دهند. بوران دخت می گریزد. هندوان او را دنبال می کنند. یکی از دلاوران هندو، جمهور هرهران، او را اسیر می کند و به نزد شاه فور و جیباوه می برد.شاه فور می خواهد او را بکشد. جمهور مخالف است. در نهایت جمهور بدست شاه کشته می شود. جیباوه و شاه فور بوران دخت را وادار می کنند که به آنها خدمت کند و بر دست آنها آب بریزد تا آنها دست خود را بشویند. این بر بوران دخت گران می آید و آبدستی که دارد را بر سر جیباوه می زند و می گریزد. خود را در آب رود می اندازد.

  5. 453

    در پیرامون تاریخ بیهقی- قطعۀ هفتاد و دوم

    ادامه حوادث دوران محمود غزنوی گفته می شود. علاوه بر جنگ در هندوستان، از فرستادن گروهی به سمت مکه برای مقابله با اعرابی که راه حاجیان را بسته بودند یاد می شود.همچنین از فرستادن هدایای نفیس به خلیفۀ بغداد یاد می شود. توافقی بین محمود و خلیفه شکل گرفته بود مکه محمود به کشورگشایی و غنیمت گرفتن مشغول باشد و برای خلیفه هدایای نفیس بفرستد و با نفوذ رقبای سیاسی او که در آن زمان فاطمیون مصر بودند، مقابله کند، و در مقابل خلیفه به او مشروعیت مذهبی بدهد.لشکرکشیهای محمود به هند که با غارت و کشتار وسیع همراه بود به عنوان غزای مسلمانان بر علیه کفار معرفی می شد.

  6. 452

    داراب نامه- قطعۀ صد و یازدهم

    کنید نهره، از مبارزان هندو، به میدان می آید و مبارز می طلبد. کسی را زهرۀ مبارزه با او نیست. بوران دخت سوار بر گاوی کوه پیکر به میدان می آید، روی پوشیده، که کسی او رانمی شناسد. این دو مدتی با هم می جنگند. در نهایت بوران دخت گاو کنید نهره را از پای می اندازد و او را می گیرد و می بندد.بوران دخت خود را معرفی می کند. از هندوان کسی حاضر نیست به میدان بیاید.جیباوه می گوید من او را با طلسمی می گیرم. صندوقی آهنین بر روی پیلی می گذارد و خود با مردانش از آن صندوق تیر می اندازند. بوران دخت پیل را از پا می اندازد و جیباوه را می گیرد.هندوان پیلان را به سوی سپاه ایران می رانند و ایرانیان را پراکنده می کنند.

  7. 451

    در پیرامون تاریخ بیهقی- قطعۀ هفتاد و یکم

    در ابتدای این قطعه گفته می شود که رابطۀ بین محمود غزنوی و امرای خوارزم که منطقه ای مهم و ثروتمند بود، همواره خوب بود و سالها بود که دختری از خاندان حاکمان غزنوی به زنی به امیر خوارزم داده می شد. محمود از امیر خوارزم می خواهد که در آنجا خطبه به نام او بخوانند. درباریان امیر خوارزم با این کار محالفت می کنند و بر امیر می شورند و او را به قتل می رسانند. محمود از اینکه داماد خانواده او کشته شده عصبانی می شود و به آنجا لشکر می کشد و شورشیان را سرکوب می کند. حکومت آنجا را به آلتونتاش می دهد و به او لقب خوارزمشاه می دهد.در ادامه لشکرکشیهای متعدد او به هندوستان و آوردن غنائم فراوان، بخصوص برده و کنیز ذکر می شود. می گوید که قیمت برده و کنیز در غزنین به دو درهم رسیده بود!

  8. 450

    داراب نامه- قطعۀ صد و دهم

    بوران دخت به کمک سپاهیان روم آمد و آنها را در جنگ با هندوان یاری داد تا آنها پیروز شدند. بعد به راه افتاد تا به سپاه ایران برسد.در راه مردی هندویی گاو سوار بدید. او را و گاوش را گرفت و به دنبال سپاه ایران گشت. هندو سعی کرد او را بکشد ولی نتوانست.سپاه ایران را یافت که به رهبری جیباوه آمادۀ نبرد می شدند. یارانش را دید و به آنها گفت از آمدن من چیزی نگویید تا هندوان ندانند. چون روز شد، لباس رزم بر تن کرد و سوار بر آن گاو به میدان رزم آمد.

  9. 449

    در پیرامون تاریخ بیهقی- قطعۀ هفتادم

    در این قسمت داستانی نقل می شود از روابط محمود غزنوی با امیران غرجستان. امیر غرجستان که می بیند نمی تواند با او مقابله کند، با او دوست می شود و پسرش، شاه شار، را به دربار او می فرستد. شاه شار بعد از مدتی به غرجستان باز می گردد و از در مخالفت بر می آید. محمود سپاهی می فرستد. او را دستگیر می کنند و به نزد محمود می فرستند. محمود او را در قلعه ای زندانی می کند ولی آنچه از لوازم زندگی می خواهد در اختیار او می گذارد.در این میان داستانی جالب نقل می شود از غلامی که موکل آوردن شاه شار به غزنین است. او از شاه شار می خواهد که نامه ای به خاتون غلام بنویسد و او را از آمدنش خبر کند. شاه شار که از بدرفتاری غلام آزرده است، نامه ای فضاحت آمیز می نویسد و خاتون را به انواع قبایح متهم می کند!در ادامه به لشکر کشیهای دیگر به هند پرداخته می شود. همچنین گفته می شود که محمود از خلیفۀ عباسی می خواهد که امارت چند سرزمین باقی مانده از خراسان را هم به او بدهد.

  10. 448

    داراب نامه- قطعۀ صد و نهم

    بوران دخت که از دست هندوان گریخته است، اسکندر را از دست جیباوه می رهاند. آنها با گروهی از سپاهیان در شهری پنهان می شوند.فور شاه که از این واقعه آگاه می شود، لشکری برای یافتن آنها می فرستد. بوران دخت می رود تا از اوضاع لشکر خود خبر بگیرد. می بیند که بسیاری از لشکریانش در زیر پای پیلان کشته شده اند. بوران دخت می بیند که سپاه هندوان نزدیک می شوند. ایرانیان باقی مانده در خوابند. از آب گنگ به یاری یزدان عبور می کند و سپاهیان اسکند را که در آن سوی آب هستند خبر می کند. سپاهیان اسکند کمین می کنند و سپاه هندوان را به آتش و تیر نابود می کنند.

  11. 447

    در پیرامون تاریخ بیهقی- قطعۀ شصت و نهم

    ادامۀ مطالب مربوط به دوران حکومت محمود غزنوی از کتاب تاریخ حیدری نقل می شود. محمود غزنوی قصد تصرف غور را می کند. غوریان مقاومت می کنند. در نهایت با حیلۀ جنگی بر آنها پیروز می شود. روایتی دیگر هم نقل می شود که در آن محمود به حاکم غور وعدۀ صلح می دهد و وقتی او می پذیرد و به دیدن او می آید او را در بند می کند. درگیری میان غزنویان و غوریان تا آخر دوران غزنویان ادامه می یابد و در نهایت همین غوریان هستند که غزنویان را بر می اندازند.همچنین، محمود برای تصرف غرجستان لشکری می فرستد. امرای غرجستان که تاب مقاومت ندارند می گریزند.داستانی نقل می شود از قحطی بزرگی که در سال 401 هجری روی داد و مردم بسیاری را کشت، و مردم به خوردن سگ و گربه و حتی آدم روی آوردند.

  12. 446

    داراب نامه- قطعۀ صد و هشتم

    سپاهیان ایران با سپاه هند در حال جنگند. مبارزی از هندوان به نام کنید نهره به میدان آمده است که هیچ کس نمی تواند با او برابری کند. مهتر پیلبانان هند پیلی که بوران دخت و همارپال، حکیم هندی که در خدمت بوران دخت است، را به زبان هندی چیزی می گوید و او را می فریبد و به دنبال پیل خود می کشاند. وقتی که از جنگلی عبور می کنند، بوران دخت و همارپال دست در شاخ درختان می زنند و فرار می کنند.از دور می بینند که جیباوه اسکندر را اسیر کرده است و پیاده می برد. بوران دخت نزدیک می رود تا مگر بتواند اسکندر را رها کند.

  13. 445

    در پیرامون تاریخ بیهقی- قطعۀ شصت و هشتم

    ادامه حوادث دوران محمود غزنوی گفته می شود. محمود غزنوی به کرات به هندوستان لشکر کشید. گاهی این لشکرکشی ها مدت زمان درازی به طول می انجامید. در یکی از این لشکرکشیهای طولانی مدت، ایلک خان، حاکم ترکستان که با محمود قرارداد صلح داشت، با دیدن اینکه محمود حضور ندارد، سعی در تصرف بخشهایی از خراسان کرد و گماشتگانی به آن اطراف فرستاد. برخی از بزرگان خراسان نیز به واسطۀ دوری محمود با او از در همکاری در آمدند. محمود متوجه اوضاع شد و امیرانی را برای مقابله فرستاد و خود عزم بازگشتن کرد.در نهایت گروهی از سپاهیان دو طرف درگیر شدند. ایلک خان از قدر خان پادشاه چین کمک خواست. جنگی بزرگ در گرفت و محمود در جنگ با سپاه این دو پیروز شد. بعد از آن دوباره محمود عازم فتح مناطقی از هند گشت و با غنایم بسیار به غزنین برگشت.

  14. 444

    داراب نامه- قطعۀ صد و هفتم

    بوران دخت که به جنگ هندوان رفته است، فور، پادشاه هندوان را اسیر کرده است. فور موقعیتی می یابد و می گریزد. لشکری بزرگ فراهم می آورد و به فرماندهی جیبال، دختر کیدآور ملک، به جنگ ایرانیان می فرستد. در میان سپاهیان هند، گروهی هستند که سوار بر گاو جنگ می کنند. یکی از آنها، با نام کنید نهره، به میدان می آید. هر کی که از سپاه ایران و روم به جنگ او می رود کشته می شود. بوران دخت و اسکندر درمانده اند که چه بکنند.

  15. 443

    در پیرامون تاریخ بیهقی- قطعۀ شصت و هفتم

    در این قطعه حوادث دوران محمود غزنوی گفته می شود که بیشتر در مورد لشکرکشیهای محمود به هند و گرفتن غنایم فراوان است. همچنین از قرارداد صلح با ایلک خان یاد می شود که بعد از برافتادن سامانیان ماوراءالنهر را تحت تصرف درآورده بودند.

  16. 442

    داراب نامه- قطعۀ صد و ششم

    سپاه بوران دخت با جادوی فور، شاه هندوان، در یک وادی افتاده است و راه فرار ندارد. هندوان بر آنها آتش می بارند و همه را می سوزانند. بوران دخت که "نام مهین یزدان" می داند نجات می یابد و به دنبال سپاه هندوان می تازد. پیلان بسیاری را می کشد و به پیلی می رسد که فور و آذر حکیم بر آن سوارند. آنها را اسیر می کند و به اردوگاه خود می برد. نمی داند آنکه با آذر اسیر شده است فور است.از آنها تعبیر خوابی می خواهد. آذر که در تقدیر دیده است که به دست زنی از ایران کشته خواهد شد، جواب نمی دهد و کشته می شود.

  17. 441

    در پیرامون تاریخ بیهقی- قطعۀ شصت و ششم

    در این قطعه مطالبی از ابتدای دوران غزنویان به نقل از تاریخ حیدری، نوشته شده توسط میر حیدر بن علی حسینی رازی، از تاریخ نویسان هند در حوالی سال هزار هجری آورده می شود. آلپتگین که از امرای سپاه سامانیان بود، با امیر منصور سامانی اختلاف پیدا می کند و از او جدا شده غزنین را تصرف می کند. بعد از مرگ او، امرای لشکر بر حکومت سبکتگین توافق می کنند. بعد از سبکتگین، بین پسران او، محمود و اسماعیل اختلاف می افتد. در نهایت این اختلاف به جنگ می کشد و محمود پیروز می شود.در این متن هم مانند بسیاری از متونی که در قرنهای بعدی در مورد غزنویان نوشته شده، اغراق و بخصوص در اشاره به امور و حوادث ماورائی که موید حکومت حاکمان است، به وفور دیده می شود.

  18. 440

    داراب نامه- قطعۀ صد و پنجم

    بوران دخت با سپاه ایران به دنبال فور پادشاه هند می رود تا با او جنگ کند. همارپال، حکیمی از شاگردان افلاطون، به او محل گذر کردن از آب گنگ را نشان می دهد و به او توصیه می کند که در نبرد با فور احتیاط کند چون او و دستورش، مردی حکیم به نام آذر، جادو می دانند .بوران دخت به حرف همارپال گوش نمی کند و سپاهیان خود را به یک وادی می برد. فور با جادو در آن وادی بارانی شدید می باراند و سپاهیان بوران دخت را زمین گیر می کند.

  19. 439

    در پیرامون تاریخ بیهقی- قطعۀ شصت و پنجم

    این قطعۀ قسمت آخر تاریخ غزنویان به روایت تاریخ فرشته است. در ابتدا داستانهای دوران بهرامشاه بن مسعود بن ابراهیم نقل می شود. دوران سلطنت سی و پنج سالۀ او دورانی با رونق برای غزنین بود و شاعران و نویسندگان زیادی در دربار او پرورش یافتند. در اواخر عمر در پی قتل محمد غوری، که داماد بهرامشاه بود، سیف الدین سوری به غزنین آمد و بهرامشاه فرار کرد. بهرامشاه مدتی بعد به غزنین حمله کرد و سیف الدین با خیانت غزنینیان اسیر شد. او را به خواری در شهر گردانیدند و بعد کشتند. علاءالدین سوری با لشکری بزرگ به غزنین آمد. پسر بهرامشاه در جنگ کشته شد و او به هند گریخت. بعد از او پسرش خسروشاه به حکومت رسید. علاءالدین سوری غزنین را تصرف کرد و فرمان قتل و غارت داد. خسرو شاه در لاهور هفت سال سلطنت کرد و بعد پسرش خسرو ملک به حکومت رسید. جنگ بین او و غوریان تحت حکومت شهاب الدین محمد غوری ادامه یافت. در نهایت سلسلۀ غزنویان در لاهور با شکست از غوریان به پایان رسید.

  20. 438

    داراب نامه- قطعۀ صد و چهارم

    بوران دخت با ساز و برگ تمام وارد جنگ با جیباوه دختر شاه کیدآور هندی می شود. پس از کشمکش بسیار، بوران دخت او را اسیر می کند. لشکر ایران و روم قوت می گیرند و حمله می کنند و سپاه هند را در هم می شکنند.کیدآور نیز به دست بوران دخت اسیر می شود. بوران دخت آنها را به دست مردانش می سپارد. آنها جیباوه و کیدآور و فور بن فور را در شهرها به خواری می گردانند. کیدآور از غصه می میرد و فور بن فور خود را می کشد.جیباوه با فریب دادن زندانبان و وعده دادن به او، از بند رها می شود و به نزد فور پادشاه تمام هند می رود.

  21. 437

    در پیرامون تاریخ بیهقی- قطعۀ شصت و چهارم

    در ابتدا حوادث دوران سلطنت ابراهیم بن مسعود ذکر می شود که چهل سال حکومت کرد و دوران آرامی را به واسطۀ روابط خوب با سلجوقیان گذراند. او هم بنا به سنت غزنویان به هند لشکر کشید. داستان جالب توجهی ذکر می شود از سنگی که در دوران او به فرمان او در میدان شهر افتاد و با وجود رنجی که به مردم می رساند، تا سالها برداشته نشد!بعد از او پسرش مسعود بن ابراهیم به سلطنت رسید و شانزده سال سلطنت کرد. او خواهر سلطان سنجر سلجوقی را به همسری گرفت. دوران او هم به آرامی سپری شد. بعد از او پسرش ارسلانشاه به حکومت رسید. او برادران خود را در حبس انداخت، بجز یکی از آنها، بهرامشاه، که گریخت و به نزد سلطان سنجر رفت. واسطه ها در میان آمدند ولی صلح برقرار نشد. سنجر به غزنین حمله کرد و ارسلانشاه به هند گریخت. بعد از رفتن سنجر از غزنین، ارسلانشاه باز گشت. این بار هم شکست خود و به دست برادرش بهرامشاه کشته شد.

  22. 436

    داراب نامه- قطعۀ صد و سوم

    بوران دخت با سپاهی بزرگ از مردان ایران و روم و عرب به کمک اسکندر آمده است که از کیدآور شاه هند شکست خورده بود. بوران دخت به کیدآور نامه می نویسد و او را به "دین یزدان" دعوت می کند. کیدآور نامه را پاره می کند و رسول بوران دخت را می کشد.دو لشکر در مقابل هم صف آرایی می کنند. از سپاه بوراندخت مبارزی بیرون می آید و مبارز می طلبد. هر مبارزی که از هندوان به میدان می آید کشته می شود. تا اینکه جیباوه بیرون می آید و او را می کشد.بوران دخت که این را می بیند برای جنگ با جیباوه آماده می شود.

  23. 435

    در پیرامون تاریخ بیهقی- قطعۀ شصت و سوم

    با مرگ مودود بن مسعود بعد از نٌه سال پادشاهی، دعوای جانشینی در میان غزنویان بالا می گیرد. علی بن ربیع، از درباریان با نفوذ، پسر چهار سالۀ مودود را بر تخت می نشاند. ولی درباریان دیگر با او به مخالفت بر می خیزند و علی بن مسعود را به تخت می نشانند. عبدالرشید، برادر مسعود با یاری برخی از درباریان از حبس بیرون می آید و با شکست علی بن مسعود بر تخت می نشیند. او طغرل حاجب را که از برکشیدگان سلطان مودود بود برای فتح سیستان می فرستد. طغرل بعد از فتح داعیۀ سلطنت می کند و بعد از فتح غزنین عبدالرشید و جمعی از غزنویان را می کشد. برخی از غلامان دربار با درباریان سابق همراه می شوند و طغرل را می کشند. از غزنویانی که در قلاع محبوس هستند، فرخزاد بن مسعود را به غزنین می آورند و بر تخت می نشانند. او شش سال پادشاهی می کند.

  24. 434

    داراب نامه- قطعۀ صد و دوم

    سپاه اسکندر با سپاه کیدآور هندو در حال جنگ است. جیباوه، دختر کیدآور، مبارزی بی همتا است. تعدادی از مبارزان نام آور ایرانی و رومی را شکست می دهد. انطوطیه که فور بن فور پسر شاه بزرگ هندوان را اسیر گرفته است به اسکندر پیغام می دهد که من به سپاه کیدآور حمله می کنم، تو هم از سوی دیگر حمله کند. جنگی بزرگ بر پا می شود. در میان جنگ انطوطیه به دست جیباوه کشته می شود.سپاه اسکندر به ماتم انطوطیه نشسته است که جیباوه به آنها حمله می کند. سپاه اسکندر به هزیمت می رود و به سمت کابل فرار می کند و در کابل حصار می گیرد.

  25. 433

    در پیرامون تاریخ بیهقی- قطعۀ شصت و دوم

    بعد از کشته شدن امیر مسعود به دست پسر برادرش امیر محمد و پسران برخی از سرداران، امیر مودود، پسر مسعود که در بلخ بود به خونخواهی بر می خیزد و با عمو و عموزادگان جنگ می کند و آنها را شکست داده می کشد. هندیان که مدتها است در تحت تسلط غزنویان هستند چون سستی در سلطنت غزنویان می بینند، شورش می کنند. مودود می تواند آنها را سرکوب کند. مودود با شورش ترکمانان ماوراءالنهر هم روبرو است و برای سرکوب آنها هم سپاه می فرستد.در این میان درباریان هم بر علیه هم توطئه می کنند. امیر به برخی از سردارانش بدبین می شود و آنها را به قتل می رساند. در نهایت مودود بعد از نه سال سلطنت به مرض قولنج می میرد.

  26. 432

    داراب نامه- قطعۀ صد و یکم

    انطوطیه، زنی مبارز از مغرب، که به سپاه اسکندر پیوسته و اکنون زن او هم هست، گروهی از مبارزان را با خود همراه می کند و برای جنگ با فور بن فور، پسر پادشاه بزرگ هند به راه می افتد. سپاه او را غافلگیر می کند و اردوگاه او را آتش می زند. مهکول، یکی از سرداران او، فور بن فور را اسیر می کند.از آن طرف، جنگ بین سپاه اسکندر و سپاه کیدآور بالا می گیرد و سپاهیان زیادی کشته می شوند. جیباوه، دختر مبارز کیدآور، با مهران، از مبارزان مازندران که پیاده جنگ می کرد، با هم روبرو می شوند.

  27. 431

    در پیرامون تاریخ بیهقی- قطعۀ شصت و یکم

    در این قطعه حوادث دوران اواخر دوران سلطنت امیر مسعود گفته می شود. امیر مسعود با حملات متعدد ترکمانان سلجوقی به شهرهای خراسان و ماوراءالنهر مواجه بود و بارها با آنها جنگ کرد. چندین بار با آنها عهد نامه نوشت ولی هربار صلح بین آنها دوامی نیافت. در نهایت دردندانقان با آنها روبرو شد و با خیانت برخی از سپاهیانش از آنها شکست خورد. بعد از این شکست تصمیم گرفت که به هندوستان برود. خزائن را با خود به سمت هندوستان حرکت داد. گروهی از غلامانش، به خزائن دستبرد زند و از ترس مجازات با امیر محمد عهد بستند و او را به سلطنت نشاندند و امیر مسعود را در قلعه ای زندانی کردند. گفته می شود که با توطئۀ پسر امیر محمد در آن قلعه کشته شد.

  28. 430

    داراب نامه- قطعۀ صدم

    جنگ بین سپاه روم و ایران در مقابل سپاه هند بالا می گیرد. جیباوه، دختر شاه کیدآور، که می بیند هرنقل، سردار رومی سرداران بزرگ هندی را شکست داده است، لباس جنگ می پوشد و به میدان می رود. او با هرنقل جنگ می کند و او را می کشد. چند سردار دیگر هم به دست او کشته می شوند. بعد جنگ بالا می گیرد و سرداران بسیاری از دو طرف کشته می شوند.شب می شود و دو طرف قرار می گذارند که جنگ را برای یک روز متوقف کنند.

  29. 429

    در پیرامون تاریخ بیهقی- قطعۀ شصتم

    در این قطعه حوادث دوران غزنویان بعد از مرگ امیر محمود گفته می شود. امیر محمد، پسر مورد علاقۀ محمود بر حسب وصیت محمود به تخت می نشیند، در حالی که امیر مسعود در لشکر کشی به ری و اصفهان و همدان است. درباریان به امیر مسعود تمایل دارند. محمد را خلع و زندانی می کنند و به امیر مسعود می پیوندند. مسعود بعد از قدرت گرفتن برخی از درباریان پدرش را، از جمله حسنک وزیر را، می کشد. احمد حسن میمندی که وزیر مخلوع امیر محمود بود را به وزارت منصوب می کند. از حوادث مهم دوران مسعود، ازجمله کمک به پسر والی مکران برای غلبه بر برادر، فرستادن آلتونتاش از خوارزم بهجنگ علی تگین، لشکرکشی به هند و بعد لشکر کشی به آمل و ساری یاد می شود. همچنین از آغاز قدرت گرفتن ترکمانان سلجوقی و شکستی که آنها با لشکری کوچک بر لشکر انبوهی که امیر مسعود به جنگ آنها فرستاده بود، وارد کردند.

  30. 428

    داراب نامه- قطعۀ نود و نهم

    کید آور از شاه "فور" شاه تمام هندوستان لشکر درخواست می کند تا به جنگ اسکندر برود. او هم ده امیر، هر یک با صد هزار مرد، را به به یاری اسکندر می فرستد. چهارصد هزار مرد از سپاه اسکندر برای جنگ آماده می شوند. انطوطیه برای اسکندر مبارزان خیاره بر می گزیند. از سپاه اسکندر، هرنقل رومی و از سپاه کیدآور چندرا، امیر ملتان، به میدان می آیند. پس از جنگ و گریز بسیار، هرنقل پیروز می شود. بعد مبارزان دیگر از هندوان به میدان می آیند و آنها هم شکست می خورند. شب می شود و دو سپاه به اردوگاه خود باز می گردند.

  31. 427

    در پیرامون تاریخ بیهقی- قطعۀ پنجاه و نهم

    در این قطعه ابتدا به شرح داستان دیدار امیر محمود و حسنک با "زاهد آهو پوش" پرداخته می شود و بعد نام شاعران برجستۀ دربار امیر محمودمی آید. از غضایری رازی، اسدی طوسی، عنصری، عسجدی، فرخی و دقیقی یاد می شود و اشعاری از آنها آورده می شود.

  32. 426

    داراب نامه- قطعۀ نود و هشتم

    کیدآور شاه هندوان در دربار اسکندر گرفتار شده است. اسکندر او را به غذا خوردن دعوت می کند. آن دو به گفت و گو در مورد نیاز انسان به غذا صحبت می کنند و کیدآور از فضائل کم خوری می گوید. بعد کیدآور داستان نحوۀ کشف شراب توسط هندوان را می گوید. نوح که از کشتی برون آمد، به هندوان پاتنگان (بادنجان) داد و به ایران انگور. هر یک از دو ملت، به دیگری بوته ای از گیاه خود دادند. هندوان که نمی دانستند با محصول انگور چه کنند،آن را در خمره ای کردند و در نهایت شراب را یافتند. اسکندر از او تعهد می گیرد و او را رها می کند تا برود و گنجهایش را برای او بیاورد. دختر کیدآور او را به جنگ تشویق می کند.

  33. 425

    اسطوره در تاریخ بشر- قسمت ششم

    این قطعه، قسمت ششم از یک مجموعۀ شش قسمتی است با نام "اسطوره در تاریخ بشر."این مجموعه خلاصه ای است که من تهیه کرده ام از مجموعه درسهایی به همین نام، Myth in Human History، که در سی و شش درس نیم ساعته در مجموعۀ Great Courses در سایت کتابهای صوتی Audible ارائه شده است. مدرس این درسها Grant Voth است، پروفسور بازنشسته Monterey Peninsula College.در این قسمت به موجوادتی به نام Trickster در اساطیر می پردازم و در انتها مفهوم مکانهای مقدس در اساطیر را شرح می دهم.

  34. 424

    اسطوره در تاریخ بشر- قسمت پنجم

    این قطعه، قسمت پنجم از یک مجموعۀ شش قسمتی است با نام "اسطوره در تاریخ بشر."این مجموعه خلاصه ای است که من تهیه کرده ام از مجموعه درسهایی به همین نام، Myth in Human History، که در سی و شش درس نیم ساعته در مجموعۀ Great Courses در سایت کتابهای صوتی Audible ارائه شده است. مدرس این درسها Grant Voth است، پروفسور بازنشسته Monterey Peninsula College.در این قسمت به اسطوره های قهرمانان می پردازم.

  35. 423

    اسطوره در تاریخ بشر- قسمت چهارم

    این قطعه، قسمت چهارم از یک مجموعۀ شش قسمتی است با نام "اسطوره در تاریخ بشر."این مجموعه خلاصه ای است که من تهیه کرده ام از مجموعه درسهایی به همین نام، Myth in Human History، که در سی و شش درس نیم ساعته در مجموعۀ Great Courses در سایت کتابهای صوتی Audible ارائه شده است. مدرس این درسها Grant Voth است، پروفسور بازنشسته Monterey Peninsula College.این قسمت ادامۀ معرفی خدایان زن و مرد است و به تغییر مفهوم خدا در فرهنگهای مختلف در طول زمان می پردازد.

  36. 422

    اسطوره در تاریخ بشر- قسمت سوم

    این قطعه، قسمت سوم از یک مجموعۀ شش قسمتی است با نام "اسطوره در تاریخ بشر."این مجموعه خلاصه ای است که من تهیه کرده ام از مجموعه درسهایی به همین نام، Myth in Human History، که در سی و شش درس نیم ساعته در مجموعۀ Great Courses در سایت کتابهای صوتی Audible ارائه شده است. مدرس این درسها Grant Voth است، پروفسور بازنشسته Monterey Peninsula College.در این قسمت اسطوره های مربوط به خدایان مرد و زن در فرهنگهای مختلف معرفی می شوند.

  37. 421

    اسطوره در تاریخ بشر- قسمت دوم

    این قطعه، قسمت دوم از یک مجموعۀ شش قسمتی است با نام "اسطوره در تاریخ بشر."این مجموعه خلاصه ای است که من تهیه کرده ام از مجموعه درسهایی به همین نام، Myth in Human History، که در سی و شش درس نیم ساعته در مجموعۀ Great Courses در سایت کتابهای صوتی Audible ارائه شده است. مدرس این درسها Grant Voth است، پروفسور بازنشسته Monterey Peninsula College.در این قسمت به ادامۀ داستانهای آفرینش می پردازم و برخی از داستانهای سیل در اساطیر را معرفی می کنم.

  38. 420

    اسطوره در تاریخ بشر- قسمت نخست

    این قطعه، قسمت نخست از یک مجموعۀ شش قسمتی است با نام "اسطوره در تاریخ بشر."این مجموعه خلاصه ای است که من تهیه کرده ام از مجموعه درسهایی به همین نام، Myth in Human History، که در سی و شش درس نیم ساعته در مجموعۀ Great Courses در سایت کتابهای صوتی Audible ارائه شده است. مدرس این درسها Grant Voth است، پروفسور بازنشسته Monterey Peninsula College.در قسمت اول به اسطوره های آفرینش می پردازم.

  39. 419

    در پیرامون تاریخ بیهقی- قطعۀ پنجاه و هشتم

    در این قسمت، حکایاتی از دوران زندگانی امیر محمود نقل می شود. حکایتهایی از دیدار او با شیخ ابوالحسن خرقانی ذکر می شود که حتی اگر چنین دیداری اتفاق افتاده باشد، اغراق بسیار در جزئیات آن وارد شده است و مناقب معنوی بسیار برای امیر محمود گفته شده است. بخصوص اینکه در نقل حوادث دوران او بسیار به مواردی اشاره می شود که با این حالات معنوی در تناقض است. در ادامه شرحی در بارۀ وزیران امیر محمود داده می شود، از جمله در مورد دعوایی که با وزیر اولش ابوالعباس بر سر "غلامی پری پیکر" داشت که در نهایت به عزل و قتل وزیر انجامید.

  40. 418

    داراب نامه- قطعۀ نود و هفتم

    رسولان اسکندر در دربار شاه کیدآور، شاه هندوان هستند و با توصیه هایی که اسکندر به آنها کرده است می توانند جادوی شاه را دریابند. شاه از آنها پیغام اسکندر را طلب می کند و در می یابد که اسکندر در نامه از او خواسته که به خدمت او در آید.بعد جواب نامه را می نویسد و به رسولان می گوید شما را اینجا نگاه می دارم و رسولانی به نزد اسکندر می فرستم.شاه در لباس رسولان در می آید و به همراه یکی از همراهان به دربار اسکندر می رود تا ببیند که او چگونه کسی است. اسکندر از رفتار او می فهمد که او خود شاه کیدآور است. کیدآور نامه را می خواند که در آن نوشته شده من از عجایب دنیا شش چیز دارم که تو نداری و من از تو برترم. اسکندر به او می گوید من می دانم که تو کیدآوری و من تو را اینجا نگاه می دارم تا این شش چیز را برای من بیاورند.

  41. 417

    در پیرامون تاریخ بیهقی- قطعۀ پنجاه و هفتم

    در این قسمت اواخر عمر امیر محمود شرح داده می شود. امیر محمود در اواخر عمر با نفوذ ترکمانان به جنوب آمودریا مواجه بود و مجبور شد به آن نواحی لشکر بکشد. در همین لشکر کشی ها، مرکز ایران را هم از دست دیلمیان به در آورد و حکومت ری و اصفهان را به پسرش مسعود سپرد. بعد از آن، محمود بیمار شد و بعد از سی و پنج سال سلطنت در گذشت.دوران طولانی سلطنت او که با فتح بسیاری از مناطق ایران و ماوراءالنهر و هند همراه بود، سبب شد که نام او در قالب افسانه ها و داستانهای اغراق آمیز باقی بماند. برخی از این داستانها ریشه در تاریخ دارند و برخی از آنها در قالب داستانهای حکمت آمیز ساخته و پرداختۀ نویسندگان بعدی هستند. در این قطعه برخی از این داستانها نقل می شود. در برخی از این داستانها از خست او و علاقۀ او به جمع مال و دراز دستی او یاد می شود و در برخی از آنها افسانه های اغراق آمیزی از عدل و ایمان او.

  42. 416

    داراب نامه- قطعۀ نود و ششم

    داراب از کتاب سام نریمان پیدا کردن راه در بیابان و بند کردن رود را فرا می گیرد و به کار می بندد.بعد متوجه شاه هندوان، کیدآور، می شود که قصد جنگ دارد. نامه ای را با سهطلمیس یونانی و یک موبد پارسی به هند می فرستد. به آنها هشدار می دهد که کیدآور جادو می داند و بسیاری از آنچه شما در آنجا خواهید دید را باور نکنید چرا که طلسم و جادو است. فرستادگان به دربار می روند و با پدیده های عجیب روبرو می شوند.

  43. 415

    در پیرامون تاریخ بیهقی- قطعۀ پنجاه و ششم

    ادامۀ حوادث دوران محمود غزنوی از کتاب تاریخ فرشته نقل می شود. داستان حول فتح بخشهای دیگری از هند بعد از فتح سومنات است. داستانی روایت می شود از برگزیدن مردی از خاندان دابشلمیان به امارت مناطق فتح شده و گرفتن و بردن رقیب او که او هم از دابشلمیان بود به غزنین. وقتی که بعد از سالها این رقیب برای زندانی شدن به هند باز گردانده می شود، حاکم در حادثه ای نابینا می شود و چون حاکم نابینا مورد قبول مردم نبود، بزرگان قوم این رقیب را به جای او به حکومت نشاندند.

  44. 414

    داراب نامه- قطعۀ نود و پنجم

    بوران دخت و اسکندر بعد از کشمکش های فراوان با هم ازدواج می کنند و روزگاری را به عیش و عشرت سپری می کنند. اسکندر پادشاهی را به بوران دخت می دهد و با صد هزار سپاهی به سمت هندوستان به راه می افتد. در بیابان آدم خواران بر او حمله می کنند و سپاهیان او را قتل عام می کنند. او به بوران دخت نامه می نویسد و از او سپاهی و صنعت گر درخواست می کند. بوران دخت هم هزار بار هزار نفر را که برای فتح روم آماده کرده بود با صنعتگران بسیار و هدایای فراوان برای اسکندر می فرستد. اسکندر قصد دارد تا آب سیستان را بند کند و راه بیابان را پیدا آورد.

  45. 413

    در پیرامون تاریخ بیهقی- قطعۀ پنجاه و پنجم

    ادامه حوادث دوران محمود غزنوی از تاریخ فرشته نقل می شود. مهمترین لشکر کشی محمود به هند که فتح سومنات است، در این قطعه شرح داده می شود. گفته می شود که سومنات از مهمترین عبادتگاههای هندوان به شمار می رفت و جایگاه آن به عنوان جایگاه مهمترین بتهای هندوان سبب شده بود که ثروت عظیمی در آن جمع شود. به واسطۀ دوری آن از غزنین، محمود برای رسیدن به آن با مشکلات متعدی مواجه بود. در نهایت محمود با لشکر انبوه به آنجا حمله کرد و معبد و شهر را غارت کرد و معادل میلیونها دینار ثروت با خود به غزنین برد. این ثروت او را قادر ساخت که حمایت کامل خلیفۀ عباسی را با هدایای بسیار و به نام گسترش اسلام بخرد.

  46. 412

    داراب نامه- قطعۀ نود و چهارم

    اسکندر به ایران باز می گردد و در می یابد که بوران دخت از غار بیرون آمده است. بوران دخت به دنبال اسکندر به سوی ایران به راه می افتد. در همدان انطوطیه به او می رسد و در می یابد که او بهرام نیست و بوران دخت است. اسکندر مردی به نام طهمیسون را به حلب می فرستد تا از احوال بوران دخت خبر بیاورد. او در همدان به بوران دخت و انطوطیه می رسد. انطوطیه که ازبوران دخت عصبانی است، به طهمیسون می گوید که او را بگیر و به نزد اسکندر ببر. چون او تعلل می کند او خود طهمیسون را در بند می کند. بوران دخت او را از دست انطوطیه رها می کند. همه به اصطخر فارس می روند. بوران دخت به قلعه و انطوطیه به نزد اسکندر. شیرزاد هم با پسرش بهرام به نزد اسکندر می روند. بوران دخت بهرام را از پای در می آورد و بعد به جنگ شیرزاد می رود و می خواهد حقه بزند. انطوطیه به کمک او می آید و بعد از ترس اسکندر به کوه می گریزد. بوران دخت به کوه می رود و او را می یابد. هر دو برهنه می شوند تا در آب تن بشویند که اسکندر آنها را می بیند. بوران دخت می گوید حال که مرا برهنه دیدی، با تو جنگی ندارم. به شاهی بر او سلام می کند و زن او می شود و بعد انطوطیه هم زن او می شود!به نظر می رسد که نویسنده قصد داشته داستانی را هم طور که هست در یک فصل کوتاه تمام کند!

  47. 411

    در پیرامون تاریخ بیهقی- قطعۀ پنجاه و چهارم

    ادامۀ مطالبی در مورد فتوحات سلطان محمود در هند از کتاب تاریخ فرشته آورده می شود. نندا، یکی از شاهان زیرک هند با محمود مصالحه می کند و بعد شعری در مدح محمود می سراید و برای او می فرستد. محمود از این شعر خوشش می آید و حکومت آن نواحی را با هدایای بسیار به او می دهد.

  48. 410

    داراب نامه- قطعۀ نود و سوم

    بوران دخت در بیرون بارۀ حلب به جنگ سپاهیان اسکندر می آید. انطوطیه، دختر شاه مغرب، که با سپاه خود آمده است تا زن اسکندر شود، بوران دخت را در زمانی که در لباس بهرام جنگیده است دیده و عاشق بهرام است. اکنون او به جنگ بوران دخت آمده است. این دو با هم می جنگند. در نهایت با هم از سپاهیان دور می افتند. انطوطیه می گوید که من عاشق بهرامم و حاضرم روم را به او تقدیم کند. بوران دخت می گوید من بهرامم. به بارۀ حلب می روند و به تقاضای انطوطیه با هم ازدواج می کنند به این شرط که وقتی روم تسخیر شد با هم زندگی کنند.

  49. 409

    در پیرامون تاریخ بیهقی- قطعۀ پنجاه و سوم

    ادامۀ حوادث دوران امیر محمود از کتاب تاریخ فرشته نقل می شود. پیروزیهای امیر محمود در لشکر کشی به هند شرح داده می شود. همچنین داستانهایی از زندگی امیر محمود گفته می شود که به نظر می رسد بعدها ساخته و پرداخته شده است و یا یک واقعه تاریخی با شاخ و برگ فروان در قالبی دیگر ارائه شده است. از جمله نکاتی که در مورد محمود غزنوی وجود دارد، رابطۀ او با خلیفۀ بغداد است که در زمان محمود ضعیف شده بود و زیر نفوذ آل بویه بود، ولی مشروعیت مذهبی داشت. داستانهای زیادی در کتابهای تاریخی با مضمون تقابل و تعاملی که قدرت با مشروعیت دارد، ساخته شده است.

  50. 408

    داراب نامه- قطعۀ نود و دوم

    بوران دخت در صورت کنیزی به میدان جنگ انطوطیه می آید. انطوطیه عاشق بهرام است و آمده است تا به دست او اسیر شود. وقتی می بیند که همان کنیز که پیش از این با او جنگ کرده است، دوباره به میدان آمده، قصد گرفتن او می کند. دو زن با نیزه و شمشیر و گرز با هم می جنگند ولی هیچ یک پیروز نمی شود. در نهایت بوران دخت انطوطیه را به کمند می زند و او فرار می کند.مردی ایرانی از سپاه اسکندر به نام فرخ بهر به جنگ او می آید و بوران دخت او را اسیر می کند. غلام فرخ بهر می آید تا اختر کاویان را که بر زمین افتاده بردارد. بوران دخت او را می کشد و فرخ بهر هم کشته می شود و سپاهیان اسکندر به او حمله می کنند. بوران دخت به بارۀ حلب می رود.

Type above to search every episode's transcript for a word or phrase. Matches are scoped to this podcast.

Searching…

We're indexing this podcast's transcripts for the first time — this can take a minute or two. We'll show results as soon as they're ready.

No matches for "" in this podcast's transcripts.

Showing of matches

No topics indexed yet for this podcast.

Loading reviews...

ABOUT THIS SHOW

حسين عباسي هستمدر اينجا متون قديمي مان را مي خوانم و در آنها كند و كاو مي كنم. با ايميل زير مي توانيد با من تماس بگيريد:[email protected]. این قطعات و برخی قطعات دیگر را در كانال تلگرام من به آدرس زير بيابيد. https://t.me/kateebehha

HOSTED BY

Hossein Abbasi

CATEGORIES

Frequently Asked Questions

How many episodes does كتيبه have?

كتيبه currently has 50 episodes available on PodParley. New episodes are automatically indexed when they're published to the podcast feed.

What is كتيبه about?

حسين عباسي هستمدر اينجا متون قديمي مان را مي خوانم و در آنها كند و كاو مي كنم. با ايميل زير مي توانيد با من تماس بگيريد:[email protected]. این قطعات و برخی قطعات دیگر را در كانال تلگرام من به آدرس زير بيابيد. https://t.me/kateebehha

How often does كتيبه release new episodes?

كتيبه has 50 episodes. Check the episode list to see recent publication dates and frequency.

Where can I listen to كتيبه?

You can listen to كتيبه on PodParley by clicking any episode. We provide an embedded audio player for direct listening, and you can also subscribe via your preferred podcast app using the RSS feed.

Who hosts كتيبه?

كتيبه is created and hosted by Hossein Abbasi.
URL copied to clipboard!