EPISODE · May 24, 2025 · 5 MIN
فریدون مشیری | دستهامان
from شعر با صدای شاعر
▨ نام شعر:دست هامان▨ شاعر: فریدون مشیری▨ با صدای: فریدون مشیری▨ پالایش و تنظیم: شهروزـــــــــــــــــاز دل و دیده گرامیتر همآیا هست؟- دست،آری، ز دل و دیده گرامیتر:دست!زین همه گوهر پیدا و نهان در تن و جانبیگمان دست گرانقدرتر استهر چه حاصل کنی از دنیادستاورد استهر چه اسباب جهان باشد در روی زمیندست دارد همه را زیرِ نگینسلطنت را که شنیدهست چنین؟شرف دست همین بس که نوشتن با اوستخوشترین مایهٔ دلبستگی من با اوست .در فروبستهترین دشواریدر گرانبارترین نومیدیبارها بر سرخود بانگ زدم :- هیچت ار نیست مخور خون جگردست که هست!بیستون را یاد آردستهایت را بسپار به کارکوه را چون پَر کاه از سر راهت بردار !وه چه نیروی شگفتانگیزی است دستهایی که به هم پیوسته است!به یقین، هر که به هر جای، در آید از پایدستهایش بسته استدست در دستِ کسییعنی: پیوند دو جاندست در دست کسییعنی: پیمان دو عشقدست در دست کسی داری اگردانی، دستچه سخن ها که بیان می کند از دوست به دوستلحظه ای چند که از دست طبیبگرمیِ مهر به پیشانی بیمار رسدنوشداروی شفا بخشتر از داروی اوستچون به رقص آیی و سرمست برافشانی دستپرچم شادی و شوق است که افراشتهایلشکر غم خورد از پرچم دست تو شکستدست، گنجینه مهر و هنر است :خواه بر پردهٔ سازخواه در گردنِ دوستخواه بر چهرهٔ نقشخواه بر دندهٔ چرخخواه بر دستهٔ داسخواه در یاریِ نابیناییخواه در ساختن فرداییآنچه آتش به دلم میزند، اینک، هر دمسرنوشت بشرستداده با تلخی غمهای دگر دست به هم !بار این درد و دریغ است که ماتیرهامان به هدف نیک رسیده است، ولیدست هامان، نرسیده است به هم !▨ فریدون مشیری۱۳۲۹ Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
What this episode covers
▨ نام شعر:دست هامان▨ شاعر: فریدون مشیری▨ با صدای: فریدون مشیری▨ پالایش و تنظیم: شهروزـــــــــــــــــاز دل و دیده گرامیتر همآیا هست؟- دست،آری، ز دل و دیده گرامیتر:دست!زین همه گوهر پیدا و نهان در تن و جانبیگمان دست گرانقدرتر استهر چه حاصل کنی از دنیادستاورد استهر چه اسباب جهان باشد در روی زمیندست دارد همه را زیرِ نگینسلطنت را که شنیدهست چنین؟شرف دست همین بس که نوشتن با اوستخوشترین مایهٔ دلبستگی من با اوست .در فروبستهترین دشواریدر گرانبارترین نومیدیبارها بر سرخود بانگ زدم :- هیچت ار نیست مخور خون جگردست که هست!بیستون را یاد آردستهایت را بسپار به کارکوه را چون پَر کاه از سر راهت بردار !وه چه نیروی شگفتانگیزی است دستهایی که به هم پیوسته است!به یقین، هر که به هر جای، در آید از پایدستهایش بسته استدست در دستِ کسییعنی: پیوند دو جاندست در دست کسییعنی: پیمان دو عشقدست در دست کسی داری اگردانی، دستچه سخن ها که بیان می کند از دوست به دوستلحظه ای چند که از دست طبیبگرمیِ مهر به پیشانی بیمار رسدنوشداروی شفا بخشتر از داروی اوستچون به رقص آیی و سرمست برافشانی دستپرچم شادی و شوق است که افراشتهایلشکر غم خورد از پرچم دست تو شکستدست، گنجینه مهر و هنر است :خواه بر پردهٔ سازخواه در گردنِ دوستخواه بر چهرهٔ نقشخواه بر دندهٔ چرخخواه بر دستهٔ داسخواه در یاریِ نابیناییخواه در ساختن فرداییآنچه آتش به دلم میزند، اینک، هر دمسرنوشت بشرستداده با تلخی غمهای دگر دست به هم !بار این درد و دریغ است که ماتیرهامان به هدف نیک رسیده است، ولیدست هامان، نرسیده است به هم !▨ فریدون مشیری۱۳۲۹ Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
NOW PLAYING
فریدون مشیری | دستهامان
No transcript for this episode yet
Similar Episodes
Jul 13, 2026 ·52m
Jun 12, 2026 ·17m
Jun 11, 2026 ·70m
Jun 5, 2026 ·3m
Apr 9, 2026 ·255m
Mar 25, 2026 ·91m