EPISODE · Dec 9, 2022 · 9 MIN
غزل شمارهٔ ۶۰- شب فراق که داند که تا سحر چند است
from خانه ادب پارسی- سعدی خوانی با کیوان ورد
شب فراق که داند که تا سحر چند استمگر کسی که به زندان عشق در بند استگرفتم از غم دل راه بوستان گیرمکدام سرو به بالای دوست مانند است؟پیام من که رساند به یار مهرگسلکه برشکستی و ما را هنوز پیوند استقسم به جان تو گفتن طریق عزت نیستبه خاک پای تو وان هم عظیم سوگند استکه با شکستن پیمان و برگرفتن دلهنوز دیده به دیدارت آرزومند استبیا که بر سر کویت بساط چهرهٔ ماستبه جای خاک که در زیر پایت افکندهستخیال روی تو بیخ امید بنشاندهستبلای عشق تو بنیاد صبر برکندهستعجب در آن که تو مجموع و گر قیاس کنیبه زیر هر خم مویت دلی پراکند استاگر برهنه نباشی که شخص بنماییگمان برند که پیراهنت گلآکند استز دست رفته نه تنها منم در این سوداچه دستها که ز دست تو بر خداوند استفراق یار که پیش تو کاه برگی نیستبیا و بر دل من بین که کوه الوند استز ضعف طاقت آهم نماند و ترسم خلقگمان برند که سعدی ز دوست خرسند است
NOW PLAYING
غزل شمارهٔ ۶۰- شب فراق که داند که تا سحر چند است
No transcript for this episode yet
Similar Episodes
May 14, 2026 ·70m
May 11, 2026 ·47m
May 9, 2026 ·21m
May 8, 2026 ·12m
Apr 25, 2026 ·110m
Apr 19, 2026 ·23m