EPISODE · Jan 27, 2025 · 3 MIN
احمد شاملو | عشق عمومی (اشک رازیست)
from شعر با صدای شاعر
▨ نام شعر: عشق عمومی▨ شاعر: احمد شاملو▨ با صدای: احمد شاملو▨ موسیقی از: hans zimmer▨ پالایش و تنظیم: شهروزـــــــــــــــــاشک رازیستلبخند رازیستعشق رازیستاشکِ آن شب لبخندِ عشقم بود.□قصه نیستم که بگویینغمه نیستم که بخوانیصدا نیستم که بشنوییا چیزی چنان که ببینییا چیزی چنان که بدانی...من دردِ مشترکممرا فریاد کن.□درخت با جنگل سخن میگویدعلف با صحراستاره با کهکشانو من با تو سخن میگویمنامت را به من بگودستت را به من بدهحرفت را به من بگوقلبت را به من بدهمن ریشههای تو را دریافتهامبا لبانت برای همه لبها سخن گفتهامو دستهایت با دستانِ من آشناست.در خلوتِ روشن با تو گریستهامبرایِ خاطرِ زندگان،و در گورستانِ تاریک با تو خواندهامزیباترینِ سرودها رازیرا که مردگانِ این سالعاشقترینِ زندگان بودهاند.□دستت را به من بدهدستهای تو با من آشناستای دیریافته با تو سخن میگویمبهسانِ ابر که با توفانبهسانِ علف که با صحرابهسانِ باران که با دریابهسانِ پرنده که با بهاربهسانِ درخت که با جنگل سخن میگویدزیرا که منریشههای تو را دریافتهامزیرا که صدای منبا صدای تو آشناست.▨ احمد شاملو - ۱۳۳۴از دفتر شعر هوای تازهچاپ شده به سال ۱۳۳۶ Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
Embed this episode
NOW PLAYING
احمد شاملو | عشق عمومی (اشک رازیست)
No transcript for this episode yet
Similar Episodes
No similar episodes found.