EPISODE · May 21, 2025 · 3 MIN
هوشنگ ابتهاج | آه آینه ( او را ز گیسوان بلندش شناختند)
from شعر با صدای شاعر
▨ نام شعر: آه آینه ( او را ز گیسوان بلندش شناختند)▨ شاعر: هوشنگ ابتهاج▨ با صدای: هوشنگ ابتهاج▨ پالایش و تنظیم: شهروزـــــــــــــــــــــــــــــــ او را ز گیسوان بلندش شناختند ای خاک! این همان تنِ پاک است؟ انسان همین خلاصهٔ خاک است؟وقتی که شانه میزد انبوهِ گیسوانِ بلندش راتا دوردستِ آینه میراند اندیشهٔ خیالپسندش رااو با سلام صبحخندان، گلی ز آینه میچیددستی به گیسوانش میبردشب را کنار میزد خورشید را در آینه میدیداندیشهٔ بر آمدنِ روزبارانی از ستاره فرو میریختدر آسمان چشم جوانشآنگاه آن تبسمِ شیریندر میگشود بر رخِ آیینهاز باغ آفتابی جانش دزدان کور آینه افسوس آن چشم مهربان را از آستان صبح ربودند آه ای بهار سوخته! خاکسترِ جوانیتصویرِ پر کشیدهٔ آیینهٔ تهیبا یاد گیسوان بلندت آیینه در غبار سحر آه میکشدمرغانِ باغ بیهده خواندندهنگامِ گل نبود▨هوشنگ ابتهاج مختلص به هـ.ا.سایهاز دفتر آهی و راهی Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
Embed this episode
NOW PLAYING
هوشنگ ابتهاج | آه آینه ( او را ز گیسوان بلندش شناختند)
No transcript for this episode yet
Similar Episodes
No similar episodes found.