EPISODE · Jul 2, 2021 · 28 MIN
خانه عشق
from کتابخانه گلها
#گلهای_رنگارنگبرنامه شماره 495#هایده#پرویز_وکیلی#وقار_شیرازی#موید_ثابتی_مشهدی#ابوالقاسم_لاهوتی_کرمانشاهی#فرهنگ_شریف#علی_تجویدی#پژمان_بختیاری#آذر_پژوهشبه بهار می طلب کن منشین به کار دیگرکه بسی امید باید که رسد بهار دیگربشمر غنیمت ارزان که رسی به روزگاریکا خطا بود نشستن پی روزگار دیگرنمیدانم نمیخواهم بدانم که ساز کهنه عشقم شکستهنمیخوام بدانم در نگاهم غروب غربت صحرا نشستهخانه عشق من اکنون بی تو رنگ غم گرفتهمحفل پرشور من از دوری ات ماتم گرفتهمن تو را هر نیمه شب محزون و خاموشبا دو چشم مات و غمگین جستجو کردمهمچو یک دیوانه غمگین به یادتکوچه های آشنا را زیر و رو کردمتا به چشم خویش دیدم هرچه بود از هم گسستهسایه سرد جدایی در میان ما نشستهدل مگو با من که او دیوانه ای بوددر میان سینه ام بیگانه ای بودبر تو نفرین ای دل من ای دل بی حاصل منمن ز دست تو چنین افسرده گشتماز همه خلق جهان بیگانه گشتمخسته ام دیوانه دل زین بی قراریمن ندارم طاقت دیوانه داریشکسته خاطر و آزرده جان و خسته تنمکسی مباد چنین زار و مبتلا که منمبلای جان من این عقل مصلحت بین استبیار باده که غافل کند ز خویشتنمچو شمع آتش سوزان درون جان دارمببین به روشنی فکر و گرمی سخنمدر شعله آن شمع که افروخته بودمای کاش که پروانه صفت سوخته بودمنقشی ز وفا نیست در این مرحله یاربمن درس وفا را ز که اموخته بودمافسوس که روشنگر بزم دگران شدشمعی که ز سوز جگر افروخته بودمآن کو به تمنای تو رسوای جهان گشتای آفت هستی من دلسوخته بودمیکرنگی و تسلیم و صفا را همه ای عشقدر سینه به سودای تو اندوخته بودماز این دل داد من بستان خدایاز دستش تا به کی گویم خدا دلبه تاری گردنش را بسته زلفتفقیر و عاجز و بی دست و پا دل
What this episode covers
#گلهای_رنگارنگبرنامه شماره 495#هایده#پرویز_وکیلی#وقار_شیرازی#موید_ثابتی_مشهدی#ابوالقاسم_لاهوتی_کرمانشاهی#فرهنگ_شریف#علی_تجویدی#پژمان_بختیاری#آذر_پژوهشبه بهار می طلب کن منشین به کار دیگرکه بسی امید باید که رسد بهار دیگربشمر غنیمت ارزان که رسی به روزگاریکا خطا بود نشستن پی روزگار دیگرنمیدانم نمیخواهم بدانم که ساز کهنه عشقم شکستهنمیخوام بدانم در نگاهم غروب غربت صحرا نشستهخانه عشق من اکنون بی تو رنگ غم گرفتهمحفل پرشور من از دوری ات ماتم گرفتهمن تو را هر نیمه شب محزون و خاموشبا دو چشم مات و غمگین جستجو کردمهمچو یک دیوانه غمگین به یادتکوچه های آشنا را زیر و رو کردمتا به چشم خویش دیدم هرچه بود از هم گسستهسایه سرد جدایی در میان ما نشستهدل مگو با من که او دیوانه ای بوددر میان سینه ام بیگانه ای بودبر تو نفرین ای دل من ای دل بی حاصل منمن ز دست تو چنین افسرده گشتماز همه خلق جهان بیگانه گشتمخسته ام دیوانه دل زین بی قراریمن ندارم طاقت دیوانه داریشکسته خاطر و آزرده جان و خسته تنمکسی مباد چنین زار و مبتلا که منمبلای جان من این عقل مصلحت بین استبیار باده که غافل کند ز خویشتنمچو شمع آتش سوزان درون جان دارمببین به روشنی فکر و گرمی سخنمدر شعله آن شمع که افروخته بودمای کاش که پروانه صفت سوخته بودمنقشی ز وفا نیست در این مرحله یاربمن درس وفا را ز که اموخته بودمافسوس که روشنگر بزم دگران شدشمعی که ز سوز جگر افروخته بودمآن کو به تمنای تو رسوای جهان گشتای آفت هستی من دلسوخته بودمیکرنگی و تسلیم و صفا را همه ای عشقدر سینه به سودای تو اندوخته بودماز این دل داد من بستان خدایاز دستش تا به کی گویم خدا دلبه تاری گردنش را بسته زلفتفقیر و عاجز و بی دست و پا دل
NOW PLAYING
خانه عشق
No transcript for this episode yet
Similar Episodes
Jul 19, 2026 ·12m
Jul 19, 2026 ·9m
Jul 19, 2026 ·17m
Jul 18, 2026 ·20m
Jul 18, 2026 ·19m
Jul 18, 2026 ·9m