EPISODE · Feb 17, 2026 · 10 MIN
کارو (کاراپت دردریان) | کفرنامه
▨ نام شعر: کفرنامه▨ شاعر: کارو▨ با صدای: کارو▨ پالایش و تنظیم: شهروزـــــــــــــــــشب است و ماه میرقصدستاره نقره میپاشدنسیمِ پونه و عطر شقایقهابه لبهای هوسآلودِ زنبقهای وحشی بوسه میچیند و من تنهای تنهایم در این تاریکی شب.خدایم! آه خدایم!صدایت میزندم بشنو صدایم!از زبان کارو فریادت دهم، اگر هستی برس به دادمخداوندا!اگر روزی از عرشت به زیر آیی ولباس فقر بپوشی وو برای لقمهنانی غرورت را به پای نامردان بشکنیزمین و آسمانت را کفر میگویی، نمیگویی؟خداوندا!اگر در روز گرماگیرِ تابستانیتن خستهی خویش را بر سایه دیواریبه خاک بسپاریاندکی آن طرفتر کاخهای مرمرین بینیزمین و آسمانت را کفر میگویی، نمیگویی؟خداوندا!اگر با مردم آمیزیشتابان در پی روزیز پیشانی عرق ریزیشبآزرده و دلخستهتهیدست و زبانبستهبه سوی خانه باز آییزمین و آسمانت را کفر میگویی، نمیگویی؟خدایا! خالقا! بس کن جنایت رابس کن تو ظلمت راتو در قرآن جاویدت هزاران وعده دادیتو خود گفتی که نامردمان بهشت را نمیبینندولی من با دو چشم خویشتن دیدمکه نامردمان ز خون پاک مردانت هزاران کاخ میسازندخدایا! خالقا! بس کن جنایت رابس کن تو ظلمت راتو خود گفتی اگر اهرمنِ شهوتبر انسان حکم فرماید تو او را با صلیبِ عصیانتم
Embed this episode
Ready to play
کارو (کاراپت دردریان) | کفرنامه
No transcript for this episode yet
Similar Episodes
No similar episodes found.