EPISODE · Aug 9, 2026 · 6 MIN
مهدی حمیدی شیرازی | نامهای به دخترم
from شعر با صدای شاعر
▨ نام شعر: نامه ای به دخترم▨ شاعر: مهدی حمیدی شیرازی▨ با صدای: مهدی حمیدی شیرازی▨ پالایش و تنظیم: شهروزــــــــــــــــــتوضیح خانوادهی شاعر: نازنین، تنها دختر و ارشد در میان سه فرزند مهدی حمیدی پس از دریافت دیپلم ادبی از دبیرستان نوربخش (رضا شاه کبیر) اصرار دارد برای ادامه تحصیل به نیویورک برود. پدر موافق نیست و میگوید اَبَرشهری است جنگلگونه و درهمتنیده که مردم از صبح تا شام به دنبال روزی و ثروت هستند، به طوری که مجالی برای دوستی و عشق ورزیدن ندارند که این شرایط مناسب روح لطیف نیست و پیشنهاد میکند اگر هم مصر است به خارج برود کشوری مثل سویس را انتخاب کند. نهایت اینکه نصیحت موثر نمیافتد و به نیویورک میرود. آنجا در دانشکاه مشغول به تحصیل میشود اما پس از حدود دو سال دوست پزشکی که در آن شهر طبابت دارد اطلاع میدهد که نازنین به افسردگی شدید مبتلا شده است و بهتر است زودتر به وطن بازگردد. در این زمان دکتر حمیدی که بسیار متاثر و نگران است این شعر را میسراید و برای وی ارسال میکند.ــــــــــــــــــاز تهران به نیویورکــــــــــــــــــنازنین، ای سپیدیِ روزمواپسین شادیِ شبافروزمای ز یک لحظه اشتباهِ پدرچون پدر، غرق در گناهِ پدربیگنهتفته ز آتشِ هستیداده کفارّهٔ دمی مستیاز که نالم، که دشمنِ تو منماهرمن کیست؟ من خود اهرمنمما همه کشتگانِ یک نفسیمدر قفسماندگانِ یک هوسیماز بنِ خاک تا برِ افلاکخاک بر فرق هرکه آمد، خاکخرّما کشورا که آن عدم استنه در آن شام، نه سپیدهدم استچند در بندِ این ریا بودنکه نبودن به است یا بودن؟گفت دانا که «بود» رنجکشیستکاهشِ رنج، لذّت است و خوشی استهر که را در بلایِ بود شکیستخوبوبدناشناخته محکیستگر کسی بنگرد به باریکی هست کمبودِ نور، تاریکینور و ظلمت چو تار و پود نیَندناخوشی و خوشی، دو بود نیَندناخوشیها همه ز هستیهاستدردِ هستی خمارِ مستیهاستگر مرا پایِ این خمار نبوددستِ تو در دهانِ مار نبودور گناهی مرا به عالم نیستگر همین یک گنه بوَد کم نیستچه گناهی بتر ز کاشتن است؟زرد کردن ز تشنهداشتن است؟گر نه دانستهای و نه دانیاینْت گفتارهای یزدانیخلقِ حوا و آدمِ شیدارمزِ پنهان و قصهٔ پیدامعنیِ آن نکویِ زشتشدهچون شده خلق، از بهشت شدهمعنیِ گولخورده و تفتهچون به خود آمده ز خود رفتهاز بلندی خزیده زی پستییعنی؛ از نیستی سوی هستیگندمی داده دردِ کاستنشیعنی؛ آتش کشیده خواستنشمن تو را میلِ کاستن دادمهستی و دردِ خواستن دادماز حریم نهانیات کندمدر ضمیرِ جهانَت افکندمعینِ شیطان شدم به راهبریراندمت از بهشتِ بیخبری▨دکتر مهدی حمیدی شیرازیبیستودوم اسفند ۱۳۴۴ - تهرانــــــــــ▨ شعر: نامه ای به دخترم▨ شاعر: مهدی حمیدی شیرازی─────♬ ─────نازنین، تنها دختر و ارشد در میان سه فرزند مهدی حمیدی پس از دریافت دیپلم ادبی از دبیرستان نوربخش (رضا شاه کبیر) اصرار دارد برای ادامه تحصیل به نیویورک برود. پدر موافق نیست و میگوید اَبَرشهری است جنگلگونه و درهمتنیده که مردم از صبح تا شام به دنبال روزی و ثروت هستند، به طوری که مجالی برای دوستی و عشق ورزیدن ندارند که این شرایط مناسب روح لطیف نیست و پیشنهاد میکند اگر هم مصر است به خارج برود کشوری مثل سویس را انتخاب کند. نهایت اینکه نصیحت موثر نمیافتد و به نیویورک میرود. آنجا در دانشکاه مشغول به تحصیل میشود اما پس از حدود دو سال دوست پزشکی که در آن شهر طبابت دارد اطلاع میدهد که نازنین به افسردگی شدید مبتلا شده است و بهتر است زودتر به وطن بازگردد. در این زمان دکتر حمیدی که بسیار متاثر و نگران است این شعر را میسراید و برای وی ارسال میکند.ــــــــــــــــپینوشت: این شعر بسیار طولانیتر است و شاعر تنها ابیاتی از آن را به انتخاب خود دکلمه کرده است. Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
Embed this episode
NOW PLAYING
مهدی حمیدی شیرازی | نامهای به دخترم
No transcript for this episode yet
Similar Episodes
No similar episodes found.