EPISODE · Apr 3, 2025 · 3 MIN
محمد زهری | به فردا
from شعر با صدای شاعر
▨ نام شعر: به فردا (به گلگشت جوانان)▨ شاعر: محمد زهری▨ با صدای: محمد زهری▨ پالایش و تنظیم: شهروز_________به گلگشتِ جوانان ،یادِ ما را زنده دارید، ای رفیقان !که ما در ظلمتِ شب ،زیرِ بالِ وحشیِ خفاشِ خونآشام ،نشاندیم این نگینِ صبحِ روشن را ،به رویِ پایهٔ انگشترِ فردا.و خونِ مابه سرخیِ گلِ لالهبه گرمیِ لبِ تبداِر بیدلبه پاکیِ تنِ بیرنگِِ ژالهریخت بر دیوارِ هر کوچهو رنگی زد به خاکِ تشنهٔ هر کوه؛و نقشی شد به فرشِ سنگیِ میدانِ هر شهریو این است آن پرندِ نرمِ شنگرفی که میبافیدو این است آن گلِ آتشفروزِ شمعدانیکه در باغِ بزرگِ شهر میخنددو این است آن لبِ لعلِ زنانی را که میخواهیدو پرپر میزند ارواحِ مااندر سرودِ عشرتِ جاویدتان؛و عشق ماست لای برگهای هر کتابی را که میخوانید.شما یاران نمیدانیدچه تبهایی تنِ رنجور ما را آب میکردچه لبهایی، به جایِ نقشِ خنده، داغ میشدو چه امیدهایی در دلِ غرقآبِ خون، نابود میگردید .ولی ما دیدهایم اندر نمای دورهٔ خود ،حصارِ ساکتِ زندان ،که در خود میفشارد نغمههای زندگانی را{سرِ آزادِ مردان را فراز چوبههای دار}و رنجی که اندرونِ کورهٔ خود میگدازد آهنِ تنها ،تلسمِ پاسدارانِ فسون، هرگز نشد کاراکسی از ما، نه پای از راه گردانیدو نه در راه دشمن گام زد .و این صبحی که میخندد به روی بامهاتانو این نوشی که میجوشد میانِ جامهاتانگواهِ ماست، ای یاران !گواه پایمردیهای ماگواه عزم ماکز رزمهاجانانهتر شد!▨محمد زهری Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
Embed this episode
NOW PLAYING
محمد زهری | به فردا
No transcript for this episode yet
Similar Episodes
No similar episodes found.