EPISODE · Feb 4, 2026 · 5 MIN
نادر نادرپور | چکامهی کوچ
from شعر با صدای شاعر
▨ نام شعر: چکامهی کوچ▨ شاعر: نادر نادرپور▨ با صدای: نادر نادرپور▨ پالایش و تنظیم: شهروزـــــــــــــــــــــــــــــــکمان سرخ شفق، ناوک کلاغان رابه بازوان کبودِ درختها انداختو زخم ملتهبِ لانهها دهان وا کردکسی ز شهر خبر آورد؛که خانهها همه تاریکتر ز تابوت استهوا هنوز پر از بوی خون و باروت استتفنگداران فانوسهای روشن رابه دود و شعله بدل میکنند و میخندندو هیچ مستی در کوچهها نمینالدو هیچ بادی در برگها نمیخواندکسی ز شهر خبر آورد؛که عشقها همه بیمارندتمام پنجرهها چشمهای تبدارندکه رقص چلچلهها را در آسمانِ بهاربه خواب میبینندو رقص آدمیان را فراز چوبهی داربه یاد میآرندو دارها همگی بارِ آدمی دارندکسی ز شهر خبر آورد؛که قتلعامِ گلِ قالیبه چکمههای گِلآلود، رنگِ خون دادهستو دیگر آیینه، نیروی تندِ حافظه رابه بیحواسیِ پیری سپرده استو ماه از سَرِ دیوارهای خشتی شهرنگاه میکند آینههای خالی راو پیش میآید تا گونههای خیسش رابه شیشههای کبود دریچه چسبانَدچراغ میگوید:که در سیاهی دهلیزِ انتظار کسی نیستصدای زمزمهی دوردستِ اشباح استکه از درون شبستان به گوش میآیدو شب ز باغ خبر میدهد که زرگرِ ابرنمیتراشد دیگر نگینِ شبنم راکه تا سپیدهدمان در عروسیِ گلهابه روی پنجهی لرزانِ برگ بنشاندو باد میگوید:که هیچ برگی بر شاخهها نمیمانددرخت جاذبهی رقص را نمیداندبرهنه بر لب جوی ایستادهو دست را به دعا سوی آسمان کرده ستمگر پشیز مسین ستارهای را بازاز این توانگرِ بیآبروی بستاندزمین سراسر تاریک استو هیچ نوری بازی نمیکند در آبکه انعکاسش بر طاقِ آسمان افتدتو جامهدانِ سفر بربندو رو به ساحلِ دیگر کنمگر که در شبِ بیحاصلِ غریبیهاغمِ تو دانهی اشکی به خاک بفشاند▨نادر نادرپوراز کتاب گیاه و سنگ نه، آتش Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
Embed this episode
NOW PLAYING
نادر نادرپور | چکامهی کوچ
No transcript for this episode yet
Similar Episodes
No similar episodes found.