نشست شاهنامه خوانی ۹۷ -گشتاسپ ۱۵ رستم و اسفندیار ۶ episode artwork

EPISODE · Dec 9, 2022 · 1H 28M

نشست شاهنامه خوانی ۹۷ -گشتاسپ ۱۵ رستم و اسفندیار ۶

from Shahpod. شاه پاد

 چو شد روز رستم بپوشید گبرنگهبان تن کرد بر گبر ببرکمندی به فتراک زین‌بر ببستبران بارهٔ پیل پیکر نشستبفرمود تا شد زواره برشفراوان سخن راند از لشکرشبدو گفت رو لشکر آرای باشبر کوههٔ ریگ بر پای باشبیامد زواره سپه گرد کردبه میدان کار و به دشت نبردتهمتن همی رفت نیزه به دستچو بیرون شد از جایگاه نشستسپاهش برو خواندند آفرینکه بی‌تو مباد اسپ و گوپال و زینهمی رفت رستم زواره پسشکجا بود در پادشاهی کسشبیامد چنان تا لب هیرمندهمه دل پر از باد و لب پر ز پندسپه با برادر هم آنجا بماندسوی لشکر شاه ایران براندچنین گفت پس با زواره به رازکه مردیست این بدرگ دیوسازبترسم که بااو نیارم زدنندانم کزین پس چه شاید بدنتو اکنون سپه را هم ایدر بدارشوم تا چه پیش آورد روزگاراگر تند یابمش هم زان نشاننخواهم ز زابلستان سرکشانبه تنها تن خویش جویم نبردز لشکر نخواهم کسی رنجه کردکسی باشد از بخت پیروز و شادکه باشد همیشه دلش پر ز دادگذشت از لب رود و بالا گرفتهمی ماند از کار گیتی شگفتخروشید کای فرخ اسفندیارهماوردت آمد برآرای کارچو بشنید اسفندیار این سخنازان شیر پرخاشجوی کهنبخندید و گفت اینک آراستمبدانگه که از خواب برخاستمبفرمود تا جوشن و خود اویهمان ترکش و نیزهٔ جنگجویببردند و پوشید روشن برشنهاد آن کلاه کیی بر سرشبفرمود تا زین بر اسپ سیاهنهادند و بردند نزدیک شاهچو جوشن بپوشید پرخاشجویز زور و ز شادی که بود اندر اوینهاد آن بن نیزه را بر زمینز خاک سیاه اندر آمد به زینبسان پلنگی که بر پشت گورنشیند برانگیزد از گور شورسپه در شگفتی فروماندندبران نامدار آفرین خواندندهمی شد چو نزد تهمتن رسیدمر او را بران باره تنها بدیدپس از بارگی با پشوتن بگفتکه ما را نباید بدو یار و جفتچو تنهاست ما نیز تنها شویمز پستی بران تند بالا شویمبران گونه رفتند هر دو به رزمتو گفتی که اندر جهان نیست بزمچو نزدیک گشتند پیر و جواندو شیر سرافراز و دو پهلوانخروش آمد از بارهٔ هر دو مردتو گفتی بدرید دشت نبردچنین گفت رستم به آواز سختکه ای شاه شادان‌دل و نیک‌بختازین گونه مستیز و بد را مکوشسوی مردمی یاز و بازآر هوشاگر جنگ خواهی و خون ریختنبرین گونه سختی برآویختنبگو تا سوار آورم زابلیکه باشند با خنجر کابلیبرین رزمگه‌شان به جنگ آوریمخود ایدر زمانی درنگ آوریمبباشد به کام تو خون ریختنببینی تگاپوی و آویختنچنین پاسخ آوردش اسفندیارکه چندین چه گویی چنین نابکارز ایوان به شبگیر برخاستیازین تند بالا مرا خواستیچرا ساختی بند و مکر و فریبهمانا بدیدی به تنگی نشیبچه باید مرا جنگ زابلستانوگر جنگ ایران و کابلستانمبادا چنین هرگز آیین منسزا نیست این کار در دین منکه ایرانیان را به کشتن دهمخود اندر جهان تاج بر سر نهممنم پیشرو هرک جنگ آیدموگر پیش جنگ نهنگ آیدمترا گر همی یار باید بیارمرا یار هرگز نیاید به کارمرا یار در جنگ یزدان بودسر و کار با بخت خندان بودتوی جنگجوی و منم جنگخواهبگردیم یک با دگر بی‌سپاهببینیم تا اسپ اسفندیارسوی آخور آید همی بی‌سواروگر بارهٔ رستم جنگجویبه ایوان نهد بی‌خداوند روینهادند پیمان دو جنگی که کسنباشد بران جنگ فریادرسنخستین به نیزه برآویختندهمی خون ز جوشن فرو ریختندچنین تا سنانها به هم برشکستبه شمشیر بردند ناچار دستبه آوردگه گردن افراختندچپ و راست هر دو همی تاختندز نیروی اسپان و زخم سرانشکسته شد آن تیغهای گرانچو شیران جنگی برآشوفتندپر از خشم اندامها کوفتندهمان دسته بشکست گرز گرانفروماند از کار دست سرانگرفتند زان پس دوال کمردو اسپ تگاور فروبرده سرهمی زور کرد این بران آن بریننجنبید یک شیر بر پشت زینپراگنده گشتند ز آوردگاهغمی گشته اسپان و مردان تباهکف اندر دهانشان شده خون و خاکهمه گبر و برگستوان چاک‌چاک

Episode metadata supplied by the publisher feed · Published Dec 9, 2022

Embed this episode

چو شد روز رستم بپوشید گبرنگهبان تن کرد بر گبر ببرکمندی به فتراک زین‌بر ببستبران بارهٔ پیل پیکر نشستبفرمود تا شد زواره برشفراوان سخن راند از لشکرشبدو گفت رو لشکر آرای باشبر کوههٔ ریگ بر پای باشبیامد زواره سپه گرد کردبه میدان کار و به دشت نبردتهمتن همی رفت نیزه به دستچو بیرون شد از جایگاه نشستسپاهش برو خواندند آفرینکه بی‌تو مباد اسپ و گوپال و زینهمی رفت رستم زواره پسشکجا بود در پادشاهی کسشبیامد چنان تا لب هیرمندهمه دل پر از باد و لب پر ز پندسپه با برادر هم آنجا بماندسوی لشکر شاه ایران براندچنین گفت پس با زواره به رازکه مردیست این بدرگ دیوسازبترسم که بااو نیارم زدنندانم کزین پس چه شاید بدنتو اکنون سپه را هم ایدر بدارشوم تا چه پیش آورد روزگاراگر تند یابمش هم زان نشاننخواهم ز زابلستان سرکشانبه تنها تن خویش جویم نبردز لشکر نخواهم کسی رنجه کردکسی باشد از بخت پیروز و شادکه باشد همیشه دلش پر ز دادگذشت از لب رود و بالا گرفتهمی ماند از کار گیتی شگفتخروشید کای فرخ اسفندیارهماوردت آمد برآرای کارچو بشنید اسفندیار این سخنازان شیر پرخاشجوی کهنبخندید و گفت اینک آراستمبدانگه که از خواب برخاستمبفرمود تا جوشن و خود اویهمان ترکش و نیزهٔ جنگجویببردند و پوشید روشن برشنهاد آن کلاه کیی بر سرشبفرمود تا زین بر اسپ سیاهنهادند و بردند نزدیک شاهچو جوشن بپوشید پرخاشجویز زور و ز شادی که بود اندر اوینهاد آن بن نیزه را بر زمینز خاک سیاه اندر آمد به زینبسان پلنگی که بر پشت گورنشیند برانگیزد از گور شورسپه در شگفتی فروماندندبران نامدار آفرین خواندندهمی شد چو نزد تهمتن رسیدمر او را بران باره تنها بدیدپس از بارگی با پشوتن بگفتکه ما را نباید بدو یار و جفتچو تنهاست ما نیز تنها شویمز پستی بران تند بالا شویمبران گونه رفتند هر دو به رزمتو گفتی که اندر جهان نیست بزمچو نزدیک گشتند پیر و جواندو شیر سرافراز و دو پهلوانخروش آمد از بارهٔ هر دو مردتو گفتی بدرید دشت نبردچنین گفت رستم به آواز سختکه ای شاه شادان‌دل و نیک‌بختازین گونه مستیز و بد را مکوشسوی مردمی یاز و بازآر هوشاگر جنگ خواهی و خون ریختنبرین گونه سختی برآویختنبگو تا سوار آورم زابلیکه باشند با خنجر کابلیبرین رزمگه‌شان به جنگ آوریمخود ایدر زمانی درنگ آوریمبباشد به کام تو خون ریختنببینی تگاپوی و آویختنچنین پاسخ آوردش اسفندیارکه چندین چه گویی چنین نابکارز ایوان به شبگیر برخاستیازین تند بالا مرا خواستیچرا ساختی بند و مکر و فریبهمانا بدیدی به تنگی نشیبچه باید مرا جنگ زابلستانوگر جنگ ایران و کابلستانمبادا چنین هرگز آیین منسزا نیست این کار در دین منکه ایرانیان را به کشتن دهمخود اندر جهان تاج بر سر نهممنم پیشرو هرک جنگ آیدموگر پیش جنگ نهنگ آیدمترا گر همی یار باید بیارمرا یار هرگز نیاید به کارمرا یار در جنگ یزدان بودسر و کار با بخت خندان بودتوی جنگجوی و منم جنگخواهبگردیم یک با دگر بی‌سپاهببینیم تا اسپ اسفندیارسوی آخور آید همی بی‌سواروگر بارهٔ رستم جنگجویبه ایوان نهد بی‌خداوند روینهادند پیمان دو جنگی که کسنباشد بران جنگ فریادرسنخستین به نیزه برآویختندهمی خون ز جوشن فرو ریختندچنین تا سنانها به هم برشکستبه شمشیر بردند ناچار دستبه آوردگه گردن افراختندچپ و راست هر دو همی تاختندز نیروی اسپان و زخم سرانشکسته شد آن تیغهای گرانچو شیران جنگی برآشوفتندپر از خشم اندامها کوفتندهمان دسته بشکست گرز گرانفروماند از کار دست سرانگرفتند زان پس دوال کمردو اسپ تگاور فروبرده سرهمی زور کرد این بران آن بریننجنبید یک شیر بر پشت زینپراگنده گشتند ز آوردگاهغمی گشته اسپان و مردان تباهکف اندر دهانشان شده خون و خاکهمه گبر و برگستوان چاک‌چاک

Distinct summary based on available episode metadata or transcript content.

NOW PLAYING

نشست شاهنامه خوانی ۹۷ -گشتاسپ ۱۵ رستم و اسفندیار ۶

0:00 1:28:01

No transcript for this episode yet

We transcribe on demand. Request one and we'll notify you when it's ready — usually under 10 minutes.

No similar episodes found.

قاب تاریخ Mohamad Nazemi تاریخ، روایت کارهای درست و اشتباه بشره که با مرورش شاید محکوم به تکرارش نباشیم. در قاب تاریخ، شخصیتهای مهم ملی معرفی میشن و برهه‌ای از زندگی و فعالیتهاشون مورد بررسی قرار می‌گیره.حمایت از پادکست : https://hamibash.com/ttarikhبعضی از شخصیتهای معرفی شده: محمدعلی فروغی - مهدی بازرگان - شیخ فضل الله نوری - رضا شاه - محمدرضا شاه - اکبر هاشمی رفسنجانی - سید حسن مدرس - عبدالحسین تیمورتاش - علی اکبر داور - اشرف پهلوی - فرح دیبا - فرخ‌رو پارسا - عبدالحسین هژیر - صادق خلخالی - تقی ارانی - مریم فیروز -حسینعلی منتظری - سید محمود طالقانی - شاپور بختیار - تیمور بختیار - فضل‌الله زاهدی - اردشیر زاهدی - حسین فردوست - حاجعلی رزم‌آرا - سید مجتبی نواب صفوی - ابوالحسن بنی صدر - ابراهیم یزدی - سید ابوالقاسم کاشانی - سید محمد بهشتی - علی امینی - مرتضی مطهری - نادر جهانبانی - مظفر بقایی و ... قاب تاریخ Mohamad Nazemi تاریخ، روایت کارهای درست و اشتباه بشره که با مرورش شاید محکوم به تکرارش نباشیم. در قاب تاریخ، شخصیتهای مهم ملی معرفی میشن و برهه‌ای از زندگی و فعالیتهاشون مورد بررسی قرار می‌گیره.بعضی از شخصیتهای معرفی شده: محمدعلی فروغی - مهدی بازرگان - شیخ فضل الله نوری - رضا شاه - محمدرضا شاه - اکبر هاشمی رفسنجانی - سید حسن مدرس - عبدالحسین تیمورتاش - علی اکبر داور - اشرف پهلوی - فرح دیبا - فرخ‌رو پارسا - عبدالحسین هژیر - صادق خلخالی - تقی ارانی - مریم فیروز -حسینعلی منتظری - سید محمود طالقانی - شاپور بختیار - تیمور بختیار - فضل‌الله زاهدی - اردشیر زاهدی - حسین فردوست - حاجعلی رزم‌آرا - سید مجتبی نواب صفوی - ابوالحسن بنی صدر - ابراهیم یزدی - سید ابوالقاسم کاشانی - سید محمد بهشتی - علی امینی - مرتضی مطهری - نادر جهانبانی - مظفر بقایی و ... دچار Dochar Podcast اسم این پادکست دچاره چون قراره به سراغ شخصیتهایی بریم که دچار یه وضعیت غیرعادی تو زندگیشون شدن. این وضعیت میتونه تراژیک، دلیرانه و یا حتی عاشقانه باشه. اون شخص هم ممکنه به سیاستش، هنرش، قلمش و یا صفتهای دیگه‌ای معروف باشه.شخصیتهای معرفی شده: ستارخان - قیصر امین پور - حسین فاطمی - سهراب سپهری - محمود حسابی - علی اکبر دهخدا - غلام‌رضا تختی - عارف قزوینی - شهریار - هوشنگ ابتهاج - کمال الملک - هوشنگ مرادی کرمانی - ابن سینا - علی شریعتی - درویش خان - مهدی اخوان ثالث - نادر ابراهیمی - لئو تولستوی - ابوالحسن صبا - حسین منزوی - ارنست همینگوی - صمد بهرنگی - فرهاد مهراد - حبیب سماعی - فئودور داستایفسکی - حکیم عمر خیام - راسپوتین - غلامحسین بنان - خسرو شکیبایی - فریدون مشیری - حسن صباح - ولفگانگ آمادئوس موتسارت - سیمین دانشور و جلال آل احمد - امیرکبیر - فرانتس کافکا - نیما یوشیج - عزت الله انتظامی - آنتوان سنت اگزوپری - ناصرالدین شاه - میرزاده عشقی - کلنل محمدتقی خان پسیان - صدام حسین - میخائیل بولگاکف - نظامی گنجوی - جبار باغچه بان - فدریکو گارسیا لورکا - شعبان جعفری - ویلیام شکسپیر - علی حاتمی دچار Dochar Podcast اسم این پادکست دچاره چون قراره به سراغ شخصیتهایی بریم که دچار یه وضعیت غیرعادی تو زندگیشون شدن. این وضعیت میتونه تراژیک، دلیرانه و یا حتی عاشقانه باشه. اون شخص هم ممکنه به سیاستش، هنرش، قلمش و یا صفتهای دیگه‌ای معروف باشه.شخصیتهای معرفی شده: ستارخان - قیصر امین پور - حسین فاطمی - سهراب سپهری - محمود حسابی - علی اکبر دهخدا - غلام‌رضا تختی - عارف قزوینی - شهریار - هوشنگ ابتهاج - کمال الملک - هوشنگ مرادی کرمانی - ابن سینا - علی شریعتی - درویش خان - مهدی اخوان ثالث - نادر ابراهیمی - لئو تولستوی - ابوالحسن صبا - حسین منزوی - ارنست همینگوی - صمد بهرنگی - فرهاد مهراد - حبیب سماعی - فئودور داستایفسکی - حکیم عمر خیام - راسپوتین - غلامحسین بنان - خسرو شکیبایی - فریدون مشیری - حسن صباح - ولفگانگ آمادئوس موتسارت - سیمین دانشور و جلال آل احمد - امیرکبیر - فرانتس کافکا - نیما یوشیج - عزت الله انتظامی - آنتوان سنت اگزوپری - ناصرالدین شاه - میرزاده عشقی - کلنل محمدتقی خان پسیان - صدام حسین - میخائیل بولگاکف - نظامی گنجوی - جبار باغچه بان - فدریکو گارسیا لورکا - شعبان جعفری - ویلیام شکسپیر - علی حاتمی

Frequently Asked Questions

How long is this episode of Shahpod. شاه پاد?

This episode is 1 hour and 28 minutes long.

When was this Shahpod. شاه پاد episode published?

This episode was published on December 9, 2022.

Can I download this Shahpod. شاه پاد episode?

Yes. Use the download control on the episode player to save the publisher-provided media file.
URL copied to clipboard!