نشست شاهنامه خوانی ۹۸ -گشتاسپ ۱۶ رستم و اسفندیار ۷ episode artwork

EPISODE · Dec 13, 2022 · 1H 19M

نشست شاهنامه خوانی ۹۸ -گشتاسپ ۱۶ رستم و اسفندیار ۷

from Shahpod. شاه پاد

بدانست رستم که لابه به کارنیاید همی پیش اسفندیارکمان را به زه کرد و آن تیر گزکه پیکانش را داده بد آب رزهمی راند تیر گز اندر کمانسر خویش کرده سوی آسمانهمی گفت کای پاک دادار هورفزایندهٔ دانش و فر و زورهمی بینی این پاک جان مراتوان مرا هم روان مراکه چندین بپیچم که اسفندیارمگر سر بپیچاند از کارزارتو دانی که بیداد کوشد همیهمی جنگ و مردی فروشد همیبه بادافره این گناهم مگیرتوی آفرینندهٔ ماه و تیرچو خودکامه جنگی بدید آن درنگکه رستم همی دیر شد سوی جنگبدو گفت کای سگزی بدگماننشد سیر جانت ز تیر و کمانببینی کنون تیر گشتاسپیدل شیر و پیکان لهراسپییکی تیر بر ترگ رستم بزدچنان کز کمان سواران سزدتهمتن گز اندر کمان راند زودبران سان که سیمرغ فرموده بودبزد تیر بر چشم اسفندیارسیه شد جهان پیش آن نامدارخم آورد بالای سرو سهیازو دور شد دانش و فرهینگون شد سر شاه یزدان‌پرستبیفتاد چاچی کمانش ز دستگرفته بش و یال اسپ سیاهز خون لعل شد خاک آوردگاهچنین گفت رستم به اسفندیارکه آوردی آن تخم زفتی به بارتو آنی که گفتی که رویین تنمبلند آسمان بر زمین بر زنممن از شست تو هشت تیر خدنگبخوردم ننالیدم از نام و ننگبه یک تیر برگشتی از کارزاربخفتی بران بارهٔ نامدارهم‌اکنون به خاک اندر آید سرتبسوزد دل مهربان مادرتهم‌انگه سر نامبردار شاهنگون اندر آمد ز پشت سپاهزمانی همی بود تا یافت هوشبر خاک بنشست و بگشاد گوشسر تیر بگرفت و بیرون کشیدهمی پر و پیکانش در خون کشیدهمانگه به بهمن رسید آگهیکه تیره شد آن فر شاهنشهیبیامد به پیش پشوتن بگفتکه پیکار ما گشت با درد جفتتن ژنده پیل اندر آمد به خاکدل ما ازین درد کردند چاکبرفتد هر دو پیاده دوانز پیش سپه تا بر پهلوانبدیدند جنگی برش پر ز خونیکی تیر پرخون به دست اندرونپشوتن بر و جامه را کرد چاکخروشان به سر بر همی کرد خاکهمی گشت بهمن به خاک اندرونبمالید رخ را بدان گرم خونپشوتن همی گفت راز جهانکه داند ز دین‌آوران و مهانچو اسفندیاری که از بهر دینبه مردی برآهیخت شمشیر کینجهان کرد پاک از بد بت‌پرستبه بد کار هرگز نیازید دستبه روز جوانی هلاک آمدشسر تاجور سوی خاک آمدشبدی را کزو هست گیتی به دردپرآزار ازو جان آزاد مردفراوان برو بگذرد روزگارکه هرگز نبیند بد کارزارجوانان گرفتندش اندر کنارهمی خون ستردند زان شهریارپشوتن بروبر همی مویه کردرخی پر ز خون و دلی پر ز دردهمی گفت زار ای یل اسفندیارجهانجوی و از تخمهٔ شهریارکه کند این چنین کوه جنگی ز جایکه افگند شیر ژیان را ز پایکه کند این پسندیده دندان پیلکه آگند با موج دریای نیلچه آمد برین تخمه از چشم بدکه بر بدکنش بی‌گمان بد رسدکجا شد به رزم اندرون ساز توکجا شد به بزم آن خوش آواز توکجا شد دل و هوش و آیین توتوانایی و اختر و دین توچو کردی جهان را ز بدخواه پاکنیامدت از پیل وز شیر باککنون آمدت سودمندی به کارکه در خاک بیند ترا روزگارکه نفرین برین تاج و این تخت بادبدین کوشش بیش و این بخت بادکه چو تو سواری دلیر و جوانسرافراز و دانا و روشن‌روانبدین سان شود کشته در کارزاربه زاری سرآید برو روزگارکه مه تاج بادا و مه تخت شاهمه گشتاسپ و جاماسپ و آن بارگاهچنین گفت پر دانش اسفندیارکه ای مرد دانای به روزگارمکن خویشتن پیش من بر تباهچنین بود بهر من از تاج و گاهتن کشته را خاک باشد نهالتو از کشتن من بدین سان منالکجا شد فریدون و هوشنگ و جمز باد آمده باز گردد به دمهمان پاک‌زاده نیاکان ماگزیده سرافراز و پاکان مابرفتند و ما را سپردند جاینماند کس اندر سپنجی سرایفراوان بکوشیدم اندر جهانچه در آشکار و چه اندر نهانکه تا رای یزدان به جای آورمخرد را بدین رهنمای آورمچو از من گرفت ای سخن روشنیز بد بسته شد راه آهرمنیزمانه بیازید چنگال تیزنبد زو مرا روزگار گریزامید من آنست کاندر بهشتدل‌افروز من بدرود هرچ کشتبه مردی مرا پور دستان نکشتنگه کن بدین گز که دارم به مشتبدین چوب شد روزگارم به سرز سیمرغ وز رستم چاره‌گرفسونها و نیرنگها زال ساختکه اروند و بند جهان او شناختچو اسفندیار این سخن یاد کردبپیچید و بگریست رستم به دردچنین گفت کز دیو ناسازگارترا بهره رنج من آمد به کارچنانست کو گفت یکسر سخنز مردی به کژی نیفگند بنکه تا من به گیتی کمر بسته‌امبسی رزم گردنکشان جسته‌امسواری ندیدم چو اسفندیارزره‌دار با جوشن کارزارچو بیچاره برگشتم از دست اویبدیدم کمان و بر و شست اویسوی چاره گشتم ز بیچارگیبدادم بدو سر به یکبارگیزمان ورا در کمان ساختمچو روزش سرآمد بینداختمگر او را همی روز باز آمدیمرا کار گز کی فراز آمدیازین خاک تیره بباید شدنبه پرهیز یک دم نشاید زدنهمانست کز گز بهانه منموزین تیرگی در فسانه منم

Episode metadata supplied by the publisher feed · Published Dec 13, 2022

Embed this episode

بدانست رستم که لابه به کارنیاید همی پیش اسفندیارکمان را به زه کرد و آن تیر گزکه پیکانش را داده بد آب رزهمی راند تیر گز اندر کمانسر خویش کرده سوی آسمانهمی گفت کای پاک دادار هورفزایندهٔ دانش و فر و زورهمی بینی این پاک جان مراتوان مرا هم روان مراکه چندین بپیچم که اسفندیارمگر سر بپیچاند از کارزارتو دانی که بیداد کوشد همیهمی جنگ و مردی فروشد همیبه بادافره این گناهم مگیرتوی آفرینندهٔ ماه و تیرچو خودکامه جنگی بدید آن درنگکه رستم همی دیر شد سوی جنگبدو گفت کای سگزی بدگماننشد سیر جانت ز تیر و کمانببینی کنون تیر گشتاسپیدل شیر و پیکان لهراسپییکی تیر بر ترگ رستم بزدچنان کز کمان سواران سزدتهمتن گز اندر کمان راند زودبران سان که سیمرغ فرموده بودبزد تیر بر چشم اسفندیارسیه شد جهان پیش آن نامدارخم آورد بالای سرو سهیازو دور شد دانش و فرهینگون شد سر شاه یزدان‌پرستبیفتاد چاچی کمانش ز دستگرفته بش و یال اسپ سیاهز خون لعل شد خاک آوردگاهچنین گفت رستم به اسفندیارکه آوردی آن تخم زفتی به بارتو آنی که گفتی که رویین تنمبلند آسمان بر زمین بر زنممن از شست تو هشت تیر خدنگبخوردم ننالیدم از نام و ننگبه یک تیر برگشتی از کارزاربخفتی بران بارهٔ نامدارهم‌اکنون به خاک اندر آید سرتبسوزد دل مهربان مادرتهم‌انگه سر نامبردار شاهنگون اندر آمد ز پشت سپاهزمانی همی بود تا یافت هوشبر خاک بنشست و بگشاد گوشسر تیر بگرفت و بیرون کشیدهمی پر و پیکانش در خون کشیدهمانگه به بهمن رسید آگهیکه تیره شد آن فر شاهنشهیبیامد به پیش پشوتن بگفتکه پیکار ما گشت با درد جفتتن ژنده پیل اندر آمد به خاکدل ما ازین درد کردند چاکبرفتد هر دو پیاده دوانز پیش سپه تا بر پهلوانبدیدند جنگی برش پر ز خونیکی تیر پرخون به دست اندرونپشوتن بر و جامه را کرد چاکخروشان به سر بر همی کرد خاکهمی گشت بهمن به خاک اندرونبمالید رخ را بدان گرم خونپشوتن همی گفت راز جهانکه داند ز دین‌آوران و مهانچو اسفندیاری که از بهر دینبه مردی برآهیخت شمشیر کینجهان کرد پاک از بد بت‌پرستبه بد کار هرگز نیازید دستبه روز جوانی هلاک آمدشسر تاجور سوی خاک آمدشبدی را کزو هست گیتی به دردپرآزار ازو جان آزاد مردفراوان برو بگذرد روزگارکه هرگز نبیند بد کارزارجوانان گرفتندش اندر کنارهمی خون ستردند زان شهریارپشوتن بروبر همی مویه کردرخی پر ز خون و دلی پر ز دردهمی گفت زار ای یل اسفندیارجهانجوی و از تخمهٔ شهریارکه کند این چنین کوه جنگی ز جایکه افگند شیر ژیان را ز پایکه کند این پسندیده دندان پیلکه آگند با موج دریای نیلچه آمد برین تخمه از چشم بدکه بر بدکنش بی‌گمان بد رسدکجا شد به رزم اندرون ساز توکجا شد به بزم آن خوش آواز توکجا شد دل و هوش و آیین توتوانایی و اختر و دین توچو کردی جهان را ز بدخواه پاکنیامدت از پیل وز شیر باککنون آمدت سودمندی به کارکه در خاک بیند ترا روزگارکه نفرین برین تاج و این تخت بادبدین کوشش بیش و این بخت بادکه چو تو سواری دلیر و جوانسرافراز و دانا و روشن‌روانبدین سان شود کشته در کارزاربه زاری سرآید برو روزگارکه مه تاج بادا و مه تخت شاهمه گشتاسپ و جاماسپ و آن بارگاهچنین گفت پر دانش اسفندیارکه ای مرد دانای به روزگارمکن خویشتن پیش من بر تباهچنین بود بهر من از تاج و گاهتن کشته را خاک باشد نهالتو از کشتن من بدین سان منالکجا شد فریدون و هوشنگ و جمز باد آمده باز گردد به دمهمان پاک‌زاده نیاکان ماگزیده سرافراز و پاکان مابرفتند و ما را سپردند جاینماند کس اندر سپنجی سرایفراوان بکوشیدم اندر جهانچه در آشکار و چه اندر نهانکه تا رای یزدان به جای آورمخرد را بدین رهنمای آورمچو از من گرفت ای سخن روشنیز بد بسته شد راه آهرمنیزمانه بیازید چنگال تیزنبد زو مرا روزگار گریزامید من آنست کاندر بهشتدل‌افروز من بدرود هرچ کشتبه مردی مرا پور دستان نکشتنگه کن بدین گز که دارم به مشتبدین چوب شد روزگارم به سرز سیمرغ وز رستم چاره‌گرفسونها و نیرنگها زال ساختکه اروند و بند جهان او شناختچو اسفندیار این سخن یاد کردبپیچید و بگریست رستم به دردچنین گفت کز دیو ناسازگارترا بهره رنج من آمد به کارچنانست کو گفت یکسر سخنز مردی به کژی نیفگند بنکه تا من به گیتی کمر بسته‌امبسی رزم گردنکشان جسته‌امسواری ندیدم چو اسفندیارزره‌دار با جوشن کارزارچو بیچاره برگشتم از دست اویبدیدم کمان و بر و شست اویسوی چاره گشتم ز بیچارگیبدادم بدو سر به یکبارگیزمان ورا در کمان ساختمچو روزش سرآمد بینداختمگر او را همی روز باز آمدیمرا کار گز کی فراز آمدیازین خاک تیره بباید شدنبه پرهیز یک دم نشاید زدنهمانست کز گز بهانه منموزین تیرگی در فسانه منم

Distinct summary based on available episode metadata or transcript content.

NOW PLAYING

نشست شاهنامه خوانی ۹۸ -گشتاسپ ۱۶ رستم و اسفندیار ۷

0:00 1:19:03

No transcript for this episode yet

We transcribe on demand. Request one and we'll notify you when it's ready — usually under 10 minutes.

No similar episodes found.

قاب تاریخ Mohamad Nazemi تاریخ، روایت کارهای درست و اشتباه بشره که با مرورش شاید محکوم به تکرارش نباشیم. در قاب تاریخ، شخصیتهای مهم ملی معرفی میشن و برهه‌ای از زندگی و فعالیتهاشون مورد بررسی قرار می‌گیره.حمایت از پادکست : https://hamibash.com/ttarikhبعضی از شخصیتهای معرفی شده: محمدعلی فروغی - مهدی بازرگان - شیخ فضل الله نوری - رضا شاه - محمدرضا شاه - اکبر هاشمی رفسنجانی - سید حسن مدرس - عبدالحسین تیمورتاش - علی اکبر داور - اشرف پهلوی - فرح دیبا - فرخ‌رو پارسا - عبدالحسین هژیر - صادق خلخالی - تقی ارانی - مریم فیروز -حسینعلی منتظری - سید محمود طالقانی - شاپور بختیار - تیمور بختیار - فضل‌الله زاهدی - اردشیر زاهدی - حسین فردوست - حاجعلی رزم‌آرا - سید مجتبی نواب صفوی - ابوالحسن بنی صدر - ابراهیم یزدی - سید ابوالقاسم کاشانی - سید محمد بهشتی - علی امینی - مرتضی مطهری - نادر جهانبانی - مظفر بقایی و ... قاب تاریخ Mohamad Nazemi تاریخ، روایت کارهای درست و اشتباه بشره که با مرورش شاید محکوم به تکرارش نباشیم. در قاب تاریخ، شخصیتهای مهم ملی معرفی میشن و برهه‌ای از زندگی و فعالیتهاشون مورد بررسی قرار می‌گیره.بعضی از شخصیتهای معرفی شده: محمدعلی فروغی - مهدی بازرگان - شیخ فضل الله نوری - رضا شاه - محمدرضا شاه - اکبر هاشمی رفسنجانی - سید حسن مدرس - عبدالحسین تیمورتاش - علی اکبر داور - اشرف پهلوی - فرح دیبا - فرخ‌رو پارسا - عبدالحسین هژیر - صادق خلخالی - تقی ارانی - مریم فیروز -حسینعلی منتظری - سید محمود طالقانی - شاپور بختیار - تیمور بختیار - فضل‌الله زاهدی - اردشیر زاهدی - حسین فردوست - حاجعلی رزم‌آرا - سید مجتبی نواب صفوی - ابوالحسن بنی صدر - ابراهیم یزدی - سید ابوالقاسم کاشانی - سید محمد بهشتی - علی امینی - مرتضی مطهری - نادر جهانبانی - مظفر بقایی و ... دچار Dochar Podcast اسم این پادکست دچاره چون قراره به سراغ شخصیتهایی بریم که دچار یه وضعیت غیرعادی تو زندگیشون شدن. این وضعیت میتونه تراژیک، دلیرانه و یا حتی عاشقانه باشه. اون شخص هم ممکنه به سیاستش، هنرش، قلمش و یا صفتهای دیگه‌ای معروف باشه.شخصیتهای معرفی شده: ستارخان - قیصر امین پور - حسین فاطمی - سهراب سپهری - محمود حسابی - علی اکبر دهخدا - غلام‌رضا تختی - عارف قزوینی - شهریار - هوشنگ ابتهاج - کمال الملک - هوشنگ مرادی کرمانی - ابن سینا - علی شریعتی - درویش خان - مهدی اخوان ثالث - نادر ابراهیمی - لئو تولستوی - ابوالحسن صبا - حسین منزوی - ارنست همینگوی - صمد بهرنگی - فرهاد مهراد - حبیب سماعی - فئودور داستایفسکی - حکیم عمر خیام - راسپوتین - غلامحسین بنان - خسرو شکیبایی - فریدون مشیری - حسن صباح - ولفگانگ آمادئوس موتسارت - سیمین دانشور و جلال آل احمد - امیرکبیر - فرانتس کافکا - نیما یوشیج - عزت الله انتظامی - آنتوان سنت اگزوپری - ناصرالدین شاه - میرزاده عشقی - کلنل محمدتقی خان پسیان - صدام حسین - میخائیل بولگاکف - نظامی گنجوی - جبار باغچه بان - فدریکو گارسیا لورکا - شعبان جعفری - ویلیام شکسپیر - علی حاتمی دچار Dochar Podcast اسم این پادکست دچاره چون قراره به سراغ شخصیتهایی بریم که دچار یه وضعیت غیرعادی تو زندگیشون شدن. این وضعیت میتونه تراژیک، دلیرانه و یا حتی عاشقانه باشه. اون شخص هم ممکنه به سیاستش، هنرش، قلمش و یا صفتهای دیگه‌ای معروف باشه.شخصیتهای معرفی شده: ستارخان - قیصر امین پور - حسین فاطمی - سهراب سپهری - محمود حسابی - علی اکبر دهخدا - غلام‌رضا تختی - عارف قزوینی - شهریار - هوشنگ ابتهاج - کمال الملک - هوشنگ مرادی کرمانی - ابن سینا - علی شریعتی - درویش خان - مهدی اخوان ثالث - نادر ابراهیمی - لئو تولستوی - ابوالحسن صبا - حسین منزوی - ارنست همینگوی - صمد بهرنگی - فرهاد مهراد - حبیب سماعی - فئودور داستایفسکی - حکیم عمر خیام - راسپوتین - غلامحسین بنان - خسرو شکیبایی - فریدون مشیری - حسن صباح - ولفگانگ آمادئوس موتسارت - سیمین دانشور و جلال آل احمد - امیرکبیر - فرانتس کافکا - نیما یوشیج - عزت الله انتظامی - آنتوان سنت اگزوپری - ناصرالدین شاه - میرزاده عشقی - کلنل محمدتقی خان پسیان - صدام حسین - میخائیل بولگاکف - نظامی گنجوی - جبار باغچه بان - فدریکو گارسیا لورکا - شعبان جعفری - ویلیام شکسپیر - علی حاتمی

Frequently Asked Questions

How long is this episode of Shahpod. شاه پاد?

This episode is 1 hour and 19 minutes long.

When was this Shahpod. شاه پاد episode published?

This episode was published on December 13, 2022.

Can I download this Shahpod. شاه پاد episode?

Yes. Use the download control on the episode player to save the publisher-provided media file.
URL copied to clipboard!