نشست شاهنامه خوانی ۹۹ -گشتاسپ ۱۷ رستم و اسفندیار۸ پایان episode artwork

EPISODE · Dec 19, 2022 · 1H 11M

نشست شاهنامه خوانی ۹۹ -گشتاسپ ۱۷ رستم و اسفندیار۸ پایان

from Shahpod. شاه پاد

 چنین گفت با رستم اسفندیارکه اکنون سرآمد مرا روزگارتو اکنون مپرهیز و خیز ایدر آیکه ما را دگرگونه‌تر گشت رایمگر بشنوی پند و اندرز منبدانی سر مایه و ارز منبکوشی و آن را بجای آوریبزرگی برین رهنمای آوریتهمتن به گفتار او داد گوشپیاده بیامد برش با خروشهمی ریخت از دیدگان آب گرمهمی مویه کردش به آوای نرمچو دستان خبر یافت از رزمگاهز ایوان چو باد اندر آمد به راهز خانه بیامد به دشت نبرددو دیده پر از آب و دل پر ز دردزواره فرامرز چو بیهشانبرفتند چندی ز گردنکشانخروشی برآمد ز آوردگاهکه تاریک شد روی خورشید و ماهبه رستم چنین گفت زال ای پسرترا بیش گریم به درد جگرکه ایدون شنیدم ز دانای چینز اخترشناسان ایران زمینکه هرکس که او خون اسفندیاربریزد سرآید برو روزگاربدین گیتیش شوربختی بودوگر بگذرد رنج و سختی بودچنین گفت با رستم اسفندیارکه از تو ندیدم بد روزگارزمانه چنین بود و بود آنچ بودسخن هرچ گویم بباید شنودبهانه تو بودی پدر بد زماننه رستم نه سیمرغ و تیر و کمانمرا گفت رو سیستان را بسوزنخواهم کزین پس بود نیمروزبکوشید تا لشکر و تاج و گنجبدو ماند و من بمانم به رنجکنون بهمن این نامور پور منخردمند و بیدار دستور منبمیرم پدروارش اندر پذیرهمه هرچ گویم ترا یادگیربه زابلستان در ورا شاد دارسخنهای بدگوی را یاد داربیاموزش آرایش کارزارنشستنگه بزم و دشت شکارمی و رامش و زخم چوگان و کاربزرگی و برخوردن از روزگارچنین گفت جاماسپ گم بوده نامکه هرگز به گیتی مبیناد کامکه بهمن ز من یادگاری بودسرافرازتر شهریاری بودتهمتن چو بشنید بر پای خاستببر زد به فرمان او دست راستکه تو بگذری زین سخن نگذرمسخن هرچ گفتی به جای آورمنشانمش بر نامور تخت عاجنهم بر سرش بر دلارای تاجز رستم چو بشنید گویا سخنبدو گفت نوگیر چون شد کهنچنان دان که یزدان گوای منستبرین دین به رهنمای منستکزین نیکویها که تو کرده‌ایز شاهان پیشین که پرورده‌ایکنون نیک نامت به بد بازگشتز من روی گیتی پرآواز گشتغم آمد روان ترا بهره زینچنین بود رای جهان‌آفرینچنین گفت پس با پشوتن که مننجویم همی زین جهان جز کفنچو من بگذرم زین سپنجی سرایتو لشکر بیارای و شو باز جایچو رفتی به ایران پدر را بگویکه چون کام یابی بهانه مجویزمانه سراسر به کام تو گشتهمه مرزها پر ز نام تو گشتامیدم نه این بود نزدیک توسزا این بد از جان تاریک توجهان راست کردم به شمشیر دادبه بد کس نیارست کرد از تو یادبه ایران چو دین بهی راست شدبزرگی و شاهی مرا خواست شدبه پیش سران پندها دادیمنهانی به کشتن فرستادیمکنون زین سخن یافتی کام دلبیارای و بنشین به آرام دلچو ایمن شدی مرگ را دور کنبه ایوان شاهی یکی سور کنترا تخت سختی و کوشش مراترا نام تابوت و پوشش مراچه گفت آن جهاندیده دهقان پیرکه نگریزد از مرگ پیکان تیرمشو ایمن از گنج و تاج و سپاهروانم ترا چشم دارد به راهچو آیی بهم پیش داور شویمبگوییم و گفتار او بشنویمکزو بازگردی به مادر بگویکه سیر آمد از رزم پرخاشجویکه با تیر او گبر چون باد بودگذر کرده بر کوه پولاد بودپس من تو زود آیی ای مهربانتو از من مرنج و مرنجان روانبرهنه مکن روی بر انجمنمبین نیز چهر من اندر کفنز دیدار زاری بیفزایدتکس از بخردان نیز نستایدتهمان خواهران را و جفت مراکه جویا بدندی نهفت مرابگویی بدان پرهنر بخردانکه پدرود باشید تا جاودانز تاج پدر بر سرم بد رسیددر گنج را جان من شد کلیدفرستادم اینک به نزدیک اوکه شرم آورد جان تاریک اوبگفت این و برزد یکی تیز دمکه بر من ز گشتاسپ آمد ستمهم‌انگه برفت از تنش جان پاکتن خسته افگنده بر تیره خاکتهمتن بنزد پشوتن رسیدهمه جامه بر تن سراسر دریدبر و جامه رستم همی پاره کردسرش پر ز خاک و دلش پر ز دردهمی گفت زار ای نبرده سوارنیا شاه جنگی پدر شهریاربه خوبی شده در جهان نام منز گشتاسپ بد شد سرانجام منچو بسیار بگریست با کشته گفتکه ای در جهان شاه بی‌یار و جفتروان تو بادا میان بهشتبداندیش تو بدرود هرچ کشتزواره بدو گفت کای نامدارنبایست پذرفت زو زینهارز دهقان تو نشنیدی آن داستانکه یاد آرد از گفتهٔ باستانکه گر پروری بچهٔ نره‌شیرشود تیزدندان و گردد دلیرچو سر برکشد زود جوید شکارنخست اندر آید به پروردگاردو پهلو برآشفته از خشم بدنخستین ازان بد به زابل رسدچو شد کشته شاهی چو اسفندیارببینند ازین پس بد روزگارز بهمن رسد بد به زابلستانبپیچند پیران کابلستاننگه کن که چون او شود تاجداربه پیش آورد کین اسفندیاربدو گفت رستم که با آسماننتابد بداندیش و نیکی گمانمن آن برگزیدم که چشم خردبدو بنگرد نام یاد آوردگر او بد کند پیچد از روزگارتو چشم بلا را به تندی مخار

Episode metadata supplied by the publisher feed · Published Dec 19, 2022

Embed this episode

چنین گفت با رستم اسفندیارکه اکنون سرآمد مرا روزگارتو اکنون مپرهیز و خیز ایدر آیکه ما را دگرگونه‌تر گشت رایمگر بشنوی پند و اندرز منبدانی سر مایه و ارز منبکوشی و آن را بجای آوریبزرگی برین رهنمای آوریتهمتن به گفتار او داد گوشپیاده بیامد برش با خروشهمی ریخت از دیدگان آب گرمهمی مویه کردش به آوای نرمچو دستان خبر یافت از رزمگاهز ایوان چو باد اندر آمد به راهز خانه بیامد به دشت نبرددو دیده پر از آب و دل پر ز دردزواره فرامرز چو بیهشانبرفتند چندی ز گردنکشانخروشی برآمد ز آوردگاهکه تاریک شد روی خورشید و ماهبه رستم چنین گفت زال ای پسرترا بیش گریم به درد جگرکه ایدون شنیدم ز دانای چینز اخترشناسان ایران زمینکه هرکس که او خون اسفندیاربریزد سرآید برو روزگاربدین گیتیش شوربختی بودوگر بگذرد رنج و سختی بودچنین گفت با رستم اسفندیارکه از تو ندیدم بد روزگارزمانه چنین بود و بود آنچ بودسخن هرچ گویم بباید شنودبهانه تو بودی پدر بد زماننه رستم نه سیمرغ و تیر و کمانمرا گفت رو سیستان را بسوزنخواهم کزین پس بود نیمروزبکوشید تا لشکر و تاج و گنجبدو ماند و من بمانم به رنجکنون بهمن این نامور پور منخردمند و بیدار دستور منبمیرم پدروارش اندر پذیرهمه هرچ گویم ترا یادگیربه زابلستان در ورا شاد دارسخنهای بدگوی را یاد داربیاموزش آرایش کارزارنشستنگه بزم و دشت شکارمی و رامش و زخم چوگان و کاربزرگی و برخوردن از روزگارچنین گفت جاماسپ گم بوده نامکه هرگز به گیتی مبیناد کامکه بهمن ز من یادگاری بودسرافرازتر شهریاری بودتهمتن چو بشنید بر پای خاستببر زد به فرمان او دست راستکه تو بگذری زین سخن نگذرمسخن هرچ گفتی به جای آورمنشانمش بر نامور تخت عاجنهم بر سرش بر دلارای تاجز رستم چو بشنید گویا سخنبدو گفت نوگیر چون شد کهنچنان دان که یزدان گوای منستبرین دین به رهنمای منستکزین نیکویها که تو کرده‌ایز شاهان پیشین که پرورده‌ایکنون نیک نامت به بد بازگشتز من روی گیتی پرآواز گشتغم آمد روان ترا بهره زینچنین بود رای جهان‌آفرینچنین گفت پس با پشوتن که مننجویم همی زین جهان جز کفنچو من بگذرم زین سپنجی سرایتو لشکر بیارای و شو باز جایچو رفتی به ایران پدر را بگویکه چون کام یابی بهانه مجویزمانه سراسر به کام تو گشتهمه مرزها پر ز نام تو گشتامیدم نه این بود نزدیک توسزا این بد از جان تاریک توجهان راست کردم به شمشیر دادبه بد کس نیارست کرد از تو یادبه ایران چو دین بهی راست شدبزرگی و شاهی مرا خواست شدبه پیش سران پندها دادیمنهانی به کشتن فرستادیمکنون زین سخن یافتی کام دلبیارای و بنشین به آرام دلچو ایمن شدی مرگ را دور کنبه ایوان شاهی یکی سور کنترا تخت سختی و کوشش مراترا نام تابوت و پوشش مراچه گفت آن جهاندیده دهقان پیرکه نگریزد از مرگ پیکان تیرمشو ایمن از گنج و تاج و سپاهروانم ترا چشم دارد به راهچو آیی بهم پیش داور شویمبگوییم و گفتار او بشنویمکزو بازگردی به مادر بگویکه سیر آمد از رزم پرخاشجویکه با تیر او گبر چون باد بودگذر کرده بر کوه پولاد بودپس من تو زود آیی ای مهربانتو از من مرنج و مرنجان روانبرهنه مکن روی بر انجمنمبین نیز چهر من اندر کفنز دیدار زاری بیفزایدتکس از بخردان نیز نستایدتهمان خواهران را و جفت مراکه جویا بدندی نهفت مرابگویی بدان پرهنر بخردانکه پدرود باشید تا جاودانز تاج پدر بر سرم بد رسیددر گنج را جان من شد کلیدفرستادم اینک به نزدیک اوکه شرم آورد جان تاریک اوبگفت این و برزد یکی تیز دمکه بر من ز گشتاسپ آمد ستمهم‌انگه برفت از تنش جان پاکتن خسته افگنده بر تیره خاکتهمتن بنزد پشوتن رسیدهمه جامه بر تن سراسر دریدبر و جامه رستم همی پاره کردسرش پر ز خاک و دلش پر ز دردهمی گفت زار ای نبرده سوارنیا شاه جنگی پدر شهریاربه خوبی شده در جهان نام منز گشتاسپ بد شد سرانجام منچو بسیار بگریست با کشته گفتکه ای در جهان شاه بی‌یار و جفتروان تو بادا میان بهشتبداندیش تو بدرود هرچ کشتزواره بدو گفت کای نامدارنبایست پذرفت زو زینهارز دهقان تو نشنیدی آن داستانکه یاد آرد از گفتهٔ باستانکه گر پروری بچهٔ نره‌شیرشود تیزدندان و گردد دلیرچو سر برکشد زود جوید شکارنخست اندر آید به پروردگاردو پهلو برآشفته از خشم بدنخستین ازان بد به زابل رسدچو شد کشته شاهی چو اسفندیارببینند ازین پس بد روزگارز بهمن رسد بد به زابلستانبپیچند پیران کابلستاننگه کن که چون او شود تاجداربه پیش آورد کین اسفندیاربدو گفت رستم که با آسماننتابد بداندیش و نیکی گمانمن آن برگزیدم که چشم خردبدو بنگرد نام یاد آوردگر او بد کند پیچد از روزگارتو چشم بلا را به تندی مخار

Distinct summary based on available episode metadata or transcript content.

NOW PLAYING

نشست شاهنامه خوانی ۹۹ -گشتاسپ ۱۷ رستم و اسفندیار۸ پایان

0:00 1:11:40

No transcript for this episode yet

We transcribe on demand. Request one and we'll notify you when it's ready — usually under 10 minutes.

No similar episodes found.

قاب تاریخ Mohamad Nazemi تاریخ، روایت کارهای درست و اشتباه بشره که با مرورش شاید محکوم به تکرارش نباشیم. در قاب تاریخ، شخصیتهای مهم ملی معرفی میشن و برهه‌ای از زندگی و فعالیتهاشون مورد بررسی قرار می‌گیره.حمایت از پادکست : https://hamibash.com/ttarikhبعضی از شخصیتهای معرفی شده: محمدعلی فروغی - مهدی بازرگان - شیخ فضل الله نوری - رضا شاه - محمدرضا شاه - اکبر هاشمی رفسنجانی - سید حسن مدرس - عبدالحسین تیمورتاش - علی اکبر داور - اشرف پهلوی - فرح دیبا - فرخ‌رو پارسا - عبدالحسین هژیر - صادق خلخالی - تقی ارانی - مریم فیروز -حسینعلی منتظری - سید محمود طالقانی - شاپور بختیار - تیمور بختیار - فضل‌الله زاهدی - اردشیر زاهدی - حسین فردوست - حاجعلی رزم‌آرا - سید مجتبی نواب صفوی - ابوالحسن بنی صدر - ابراهیم یزدی - سید ابوالقاسم کاشانی - سید محمد بهشتی - علی امینی - مرتضی مطهری - نادر جهانبانی - مظفر بقایی و ... قاب تاریخ Mohamad Nazemi تاریخ، روایت کارهای درست و اشتباه بشره که با مرورش شاید محکوم به تکرارش نباشیم. در قاب تاریخ، شخصیتهای مهم ملی معرفی میشن و برهه‌ای از زندگی و فعالیتهاشون مورد بررسی قرار می‌گیره.بعضی از شخصیتهای معرفی شده: محمدعلی فروغی - مهدی بازرگان - شیخ فضل الله نوری - رضا شاه - محمدرضا شاه - اکبر هاشمی رفسنجانی - سید حسن مدرس - عبدالحسین تیمورتاش - علی اکبر داور - اشرف پهلوی - فرح دیبا - فرخ‌رو پارسا - عبدالحسین هژیر - صادق خلخالی - تقی ارانی - مریم فیروز -حسینعلی منتظری - سید محمود طالقانی - شاپور بختیار - تیمور بختیار - فضل‌الله زاهدی - اردشیر زاهدی - حسین فردوست - حاجعلی رزم‌آرا - سید مجتبی نواب صفوی - ابوالحسن بنی صدر - ابراهیم یزدی - سید ابوالقاسم کاشانی - سید محمد بهشتی - علی امینی - مرتضی مطهری - نادر جهانبانی - مظفر بقایی و ... دچار Dochar Podcast اسم این پادکست دچاره چون قراره به سراغ شخصیتهایی بریم که دچار یه وضعیت غیرعادی تو زندگیشون شدن. این وضعیت میتونه تراژیک، دلیرانه و یا حتی عاشقانه باشه. اون شخص هم ممکنه به سیاستش، هنرش، قلمش و یا صفتهای دیگه‌ای معروف باشه.شخصیتهای معرفی شده: ستارخان - قیصر امین پور - حسین فاطمی - سهراب سپهری - محمود حسابی - علی اکبر دهخدا - غلام‌رضا تختی - عارف قزوینی - شهریار - هوشنگ ابتهاج - کمال الملک - هوشنگ مرادی کرمانی - ابن سینا - علی شریعتی - درویش خان - مهدی اخوان ثالث - نادر ابراهیمی - لئو تولستوی - ابوالحسن صبا - حسین منزوی - ارنست همینگوی - صمد بهرنگی - فرهاد مهراد - حبیب سماعی - فئودور داستایفسکی - حکیم عمر خیام - راسپوتین - غلامحسین بنان - خسرو شکیبایی - فریدون مشیری - حسن صباح - ولفگانگ آمادئوس موتسارت - سیمین دانشور و جلال آل احمد - امیرکبیر - فرانتس کافکا - نیما یوشیج - عزت الله انتظامی - آنتوان سنت اگزوپری - ناصرالدین شاه - میرزاده عشقی - کلنل محمدتقی خان پسیان - صدام حسین - میخائیل بولگاکف - نظامی گنجوی - جبار باغچه بان - فدریکو گارسیا لورکا - شعبان جعفری - ویلیام شکسپیر - علی حاتمی دچار Dochar Podcast اسم این پادکست دچاره چون قراره به سراغ شخصیتهایی بریم که دچار یه وضعیت غیرعادی تو زندگیشون شدن. این وضعیت میتونه تراژیک، دلیرانه و یا حتی عاشقانه باشه. اون شخص هم ممکنه به سیاستش، هنرش، قلمش و یا صفتهای دیگه‌ای معروف باشه.شخصیتهای معرفی شده: ستارخان - قیصر امین پور - حسین فاطمی - سهراب سپهری - محمود حسابی - علی اکبر دهخدا - غلام‌رضا تختی - عارف قزوینی - شهریار - هوشنگ ابتهاج - کمال الملک - هوشنگ مرادی کرمانی - ابن سینا - علی شریعتی - درویش خان - مهدی اخوان ثالث - نادر ابراهیمی - لئو تولستوی - ابوالحسن صبا - حسین منزوی - ارنست همینگوی - صمد بهرنگی - فرهاد مهراد - حبیب سماعی - فئودور داستایفسکی - حکیم عمر خیام - راسپوتین - غلامحسین بنان - خسرو شکیبایی - فریدون مشیری - حسن صباح - ولفگانگ آمادئوس موتسارت - سیمین دانشور و جلال آل احمد - امیرکبیر - فرانتس کافکا - نیما یوشیج - عزت الله انتظامی - آنتوان سنت اگزوپری - ناصرالدین شاه - میرزاده عشقی - کلنل محمدتقی خان پسیان - صدام حسین - میخائیل بولگاکف - نظامی گنجوی - جبار باغچه بان - فدریکو گارسیا لورکا - شعبان جعفری - ویلیام شکسپیر - علی حاتمی

Frequently Asked Questions

How long is this episode of Shahpod. شاه پاد?

This episode is 1 hour and 11 minutes long.

When was this Shahpod. شاه پاد episode published?

This episode was published on December 19, 2022.

Can I download this Shahpod. شاه پاد episode?

Yes. Use the download control on the episode player to save the publisher-provided media file.
URL copied to clipboard!