پرویز ناتل خانلری | عقاب episode artwork

EPISODE · Oct 10, 2025 · 14 MIN

پرویز ناتل خانلری | عقاب

from شعر با صدای شاعر

▨ نام شعر: عقاب▨ شاعر: پرویز ناتل خانلری▨ با صدای: پرویز ناتل خانلری▨ پالایش و تنظیم: شهروزــــــــــــــــــاین شعر به صادق هدایت تقدیم شده استــــــــــــــــــگشت غمناک دل و جان عقابچو از او دور شد ایام شَبابدید کش دور به انجام رسیدآفتابَش به لبِ بام رسیدباید از هستی دل برگیردره سوی کشور دیگر گیردخواست تا چاره‌ی ناچار کنددارویی جوید و در کار کندصبحگاهی ز پی چاره‌ی کارگشت بر باد سبک سیر سوارگلّه کآهنگ چرا داشت به دشتناگه از وحشت پر ولوله گشتوان شبان، بیم زده، دل‌نگرانشد پی بره‌ی نوزاد دوانکبک، در دامن خاری آویختمار پیچید و به سوراخ گریختآهو اِستاد و نگه‌کرد و رمیددشت را خط غباری بکشیدلیک صیاد سَر دیگر داشتصید را فارغ و آزاد گذاشتچاره‌ی مرگ، نه کاریست حقیرزنده را دل نشود از جان سیرصید هر روزه به چنگ آمد زودمگر آن روز که صیاد نبودآشیان داشت در آن دامنِ دشتزاغکی زشت و بد اندام و پلشتسنگ‌ها از کفِ طفلان خوردهجان ز صد گونه بلا در بردهسال‌ها زیسته افزون ز شمارشکم آکنده ز گند و مرداربر سر شاخ ورا دید عقابز آسمان سوی زمین شد به شتابگفت که: «ای دیده ز ما بس بیدادبا تو امروز مرا کار افتادمشکلی دارم اگر بگشاییبکنم هرچه تو می فرمایی»گفت: «ما بنده‌ی درگاه توییمتا که هستیم؛ هواخواه توییمبنده آماده، بگو فرمان چیست؟جان به راه تو سپارم، جان چیست؟دل، چو در خدمت تو شاد کنمننگم آید که ز جان یاد کنم»این همه گفت ولی با دل خویشگفت و گویی دگر آورد به پیشکاین ستمکار قوی پنجه، کنوناز نیاز است چنین زار و زبونلیک ناگه چو غضبناک شودزو حساب من و جان پاک شوددوستی را چو نباشد بنیادحَزْم را باید از دست نداددر دل خویش چو این رای گزیدپر زد و دورتَرَکْ جای گزیدزار و افسرده چنین گفت عقابکه: «مرا عمر، حبابی است بر آبراست است این که مرا تیز، پر استلیک پرواز زمان تیزتر استمن گذشتم به شتاب از در و دشتبه شتاب ایام از من بِگُذشتگر چه از عمر،‌ دل سیری نیستمرگ می‌آید و تدبیری نیستمن و این شهپر و این شوکت و جاهعمرم از چیست بدین حد کوتاه؟تو بدین قامت و بال ناساربه چه فن یافته‌ای عمر دراز؟پدرم از پدر خویش شنیدکه یکی زاغ سیه روی پلیدبا دوصد حیله به هنگام شکارصد ره از چنگش کرده‌است فرارپدرم نیز به تو دست نیافتتا به منزلگه جاوید شتافتلیک هنگام دم بازپسینچون تو بر شاخ شدی جایگزیناز سر حسرت با من فرمودکاین همان زاغ پلید است که بودعمر من نیز به یغما رفته استیک گل از صد گلِ تو نشکفته استچیست سرمایه‌ی این عمرِ دراز؟رازی این جاست، تو بگشا این راز»زاغ گفت: «ار تو در این تدبیریعهد کن تا سخنم بِپْذیریعمرتان گر که پذیرد کم و کاستدگری را چه گنه؟ کاین ز شماستز آسمان هیچ نیایید فرودآخر از این همه پرواز چه سود؟پدر من که پس از سیصد و اندکان اندرز بد و دانش و پندبارها گفت که بر چرخ اثیربادها راست فراوان تاثیربادها کز زبر خاک و زندتن و جان را نرسانند گزندهر چه از خاک، شوی بالاترباد را بیش گزندست و ضررتا بدانجا که بر اوج افلاکآیت مرگ شود، پیک هِلاک▨(ارایه‌ی ادامه‌ی شعر، به دلیل محدودیت کاراکتر، در اینجا مقدور نشدـــــــــــدکتر پرویز ناتل خانلریبیست و چهارم امرداد ۱۳۲۱ Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

Episode metadata supplied by the publisher feed · Published Oct 10, 2025

▨ نام شعر: عقاب▨ شاعر: پرویز ناتل خانلری▨ با صدای: پرویز ناتل خانلری▨ پالایش و تنظیم: شهروزــــــــــــــــــاین شعر به صادق هدایت تقدیم شده استــــــــــــــــــگشت غمناک دل و جان عقابچو از او دور شد ایام شَبابدید کش دور به انجام رسیدآفتابَش به لبِ بام رسیدباید از هستی دل برگیردره سوی کشور دیگر گیردخواست تا چاره‌ی ناچار کنددارویی جوید و در کار کندصبحگاهی ز پی چاره‌ی کارگشت بر باد سبک سیر سوارگلّه کآهنگ چرا داشت به دشتناگه از وحشت پر ولوله گشتوان شبان، بیم زده، دل‌نگرانشد پی بره‌ی نوزاد دوانکبک، در دامن خاری آویختمار پیچید و به سوراخ گریختآهو اِستاد و نگه‌کرد و رمیددشت را خط غباری بکشیدلیک صیاد سَر دیگر داشتصید را فارغ و آزاد گذاشتچاره‌ی مرگ، نه کاریست حقیرزنده را دل نشود از جان سیرصید هر روزه به چنگ آمد زودمگر آن روز که صیاد نبودآشیان داشت در آن دامنِ دشتزاغکی زشت و بد اندام و پلشتسنگ‌ها از کفِ طفلان خوردهجان ز صد گونه بلا در بردهسال‌ها زیسته افزون ز شمارشکم آکنده ز گند و مرداربر سر شاخ ورا دید عقابز آسمان سوی زمین شد به شتابگفت که: «ای دیده ز ما بس بیدادبا تو امروز مرا کار افتادمشکلی دارم اگر بگشاییبکنم هرچه تو می فرمایی»گفت: «ما بنده‌ی درگاه توییمتا که هستیم؛ هواخواه توییمبنده آماده، بگو فرمان چیست؟جان به راه تو سپارم، جان چیست؟دل، چو در خدمت تو شاد کنمننگم آید که ز جان یاد کنم»این همه گفت ولی با دل خویشگفت و گویی دگر آورد به پیشکاین ستمکار قوی پنجه، کنوناز نیاز است چنین زار و زبونلیک ناگه چو غضبناک شودزو حساب من و جان پاک شوددوستی را چو نباشد بنیادحَزْم را باید از دست نداددر دل خویش چو این رای گزیدپر زد و دورتَرَکْ جای گزیدزار و افسرده چنین گفت عقابکه: «مرا عمر، حبابی است بر آبراست است این که مرا تیز، پر استلیک پرواز زمان تیزتر استمن گذشتم به شتاب از در و دشتبه شتاب ایام از من بِگُذشتگر چه از عمر،‌ دل سیری نیستمرگ می‌آید و تدبیری نیستمن و این شهپر و این شوکت و جاهعمرم از چیست بدین حد کوتاه؟تو بدین قامت و بال ناساربه چه فن یافته‌ای عمر دراز؟پدرم از پدر خویش شنیدکه یکی زاغ سیه روی پلیدبا دوصد حیله به هنگام شکارصد ره از چنگش کرده‌است فرارپدرم نیز به تو دست نیافتتا به منزلگه جاوید شتافتلیک هنگام دم بازپسینچون تو بر شاخ شدی جایگزیناز سر حسرت با من فرمودکاین همان زاغ پلید است که بودعمر من نیز به یغما رفته استیک گل از صد گلِ تو نشکفته استچیست سرمایه‌ی این عمرِ دراز؟رازی این جاست، تو بگشا این راز»زاغ گفت: «ار تو در این تدبیریعهد کن تا سخنم بِپْذیریعمرتان گر که پذیرد کم و کاستدگری را چه گنه؟ کاین ز شماستز آسمان هیچ نیایید فرودآخر از این همه پرواز چه سود؟پدر من که پس از سیصد و اندکان اندرز بد و دانش و پندبارها گفت که بر چرخ اثیربادها راست فراوان تاثیربادها کز زبر خاک و زندتن و جان را نرسانند گزندهر چه از خاک، شوی بالاترباد را بیش گزندست و ضررتا بدانجا که بر اوج افلاکآیت مرگ شود، پیک هِلاک▨(ارایه‌ی ادامه‌ی شعر، به دلیل محدودیت کاراکتر، در اینجا مقدور نشدـــــــــــدکتر پرویز ناتل خانلریبیست و چهارم امرداد ۱۳۲۱ Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

PodParley-generated summary based on available episode metadata and transcript content.

NOW PLAYING

پرویز ناتل خانلری | عقاب

0:00 14:31

No transcript for this episode yet

We transcribe on demand. Request one and we'll notify you when it's ready — usually under 10 minutes.

مبل قرمز | Mobleqermez شنوتو | Shenoto پادکست مبل قرمز برای بهبود روابط زوجین، آرامش روان و فراگیری مهارت ارتباط موثر در هر شماره از این پادکست، با کارشناسان خبره این حوزه به بحث درباره ی خودشناسی، توسعه فردی و بهبود روابط فردی و زوجی می پردازیم. اگر به دنبال بهبود روابط خود و فراگیری مهارت زندگی هستید، پادکست مبل قرمز را بشنوید. ارتباط با پادکست مبل قرمز: [email protected] . اخبار شامگاهی - صدای آمریکا صدای آمریکا صدای آمریکا یک سازمان خبری بین المللی است که برای کشورهای اروپای شرقی، آسیای مرکزی، آفریقا، آمریکای جنوبی، بالکان، خاورمیانه، روسیه برنامه پخش می کند دکلمه های استاد شهریار | با صدای خودش شهروز کبیری اینجا شعرهای استاد شهریار (محمد حسین بهجت تبریزی) را با صدای خودش خواهیم شنید.این پادکست بخشی از پادکست «شعر با صدای شاعر» است. جایی که در آن شعرهای معاصر با صدای شاعر منتشر می‌شود.برای دانلود شعرها به کانال تلگرام ما مراجعه کنید: t.me/schahrouzk پادکست بوطیقا (شعر و ادبیات فارسی) Boutigha Podcast پادکستی برای معرفی بهترین‌های شعر، هنر و ادبیات فارسی Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

Frequently Asked Questions

How long is this episode of شعر با صدای شاعر?

This episode is 14 minutes long.

When was this شعر با صدای شاعر episode published?

This episode was published on October 10, 2025.

What is this episode about?

▨ نام شعر: عقاب▨ شاعر: پرویز ناتل خانلری▨ با صدای: پرویز ناتل خانلری▨ پالایش و تنظیم: شهروزــــــــــــــــــاین شعر به صادق هدایت تقدیم شده استــــــــــــــــــگشت غمناک دل و جان عقابچو از او دور شد ایام شَبابدید کش دور به انجام رسیدآفتابَش به لبِ...

Can I download this شعر با صدای شاعر episode?

Yes, you can download this episode by clicking the download button on the episode player, or subscribe to the podcast in your preferred podcast app for automatic downloads.
URL copied to clipboard!